۱۳۹۴ بهمن ۱۴, چهارشنبه

پاسخ قاطع امام موعود درباره صیحه به کسی که خود را "سرالوجود" می نامد

 
 پاسخ قاطع امام موعود درباره صیحه به کسی که خود را "سرالوجود" می نامد
بسم الله الرحمن الرحيم
والصلاة والسلام على خاتم الأنبياء والمُرسلين وآله التوابين المُتطهرين والتابعين للحق إلى يوم الدين
اي كسي كه خود را (سر الوجود) میخوانی؛ مي بينم كه با انصارم در مورد صيحه (صداي آسماني) مجادله مي كني و ميگويي كه " صداي جبرئيل است كه اسم مهدي را ندا مي دهد ".اين همان نسبت دادن آنچه نمي دانيد به خداست ومي پنداريد كه راست گفته ايد. ولي من امام مهدي بي شك جز حق سخني به خدا نسبت نمي دهم و قانع كردن شما وساکت كردن شما با حق كار ساده اي است و برای شما شرطي ندارم جز اين كه به اين قران عظيم ايمان بياوري وچه بسا كه بخواهی بگویی:
"ليكن تفسير وتاويل آن را جز خدا نمي داند "
پس امام مهدي در جواب گويد كه آیات تنها متشابه است كه بیان و شرحی متفاوت از ظاهرشان دارند و من قول مي دهم كه با آيات محكم کتاب که اساس آن هستند (ام الكتاب هستند )شما را ساكت کنم . شرط بین ما این باشد که از آیات محکمی از کتاب دلیل بیاورم که برای عالم و جاهل تان به روشنی خورشیدی باشد که در آسمان می بینند وجز ظالمانی که خود را به هلاکت می اندازند کسی از آنها منحرف نشود.
اي كه خود را( سرالوجود) مي نامي من در مورد صيحه به حق فتوا ميدهم كه صیحه همان عذاب "يوم الظله" است همان سنگ های عظیم و سنگ عذاب دردناكی است که از آسمان فرو می افتد و این سخن ما راست است. پس بيا با آیات محكم كتاب خدا حکم کرده و صيحه را به تفصيل به عالم وجاهل شما بشناسانيم و ببينيم كه آيا صيحه نداي جبرئيل است که اسم مهدي منتظر را صدا می زند يا صيحه همان لرزش وتكان شديدي است كه قوم ثمود وشعيب را گرفت وخداوند مي فرمايد:

{وَقَالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ كَفَرُ‌وا مِن قَوْمِهِ لَئِنِ اتَّبَعْتُمْ شُعَيْبًا إِنَّكُمْ إِذًا لَّخَاسِرُ‌ونَ ﴿٩٠﴾ فَأَخَذَتْهُمُ الرَّ‌جْفَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دَارِ‌هِمْ جَاثِمِينَ ﴿٩١﴾}
 صدق الله العظيم [الأعراف].
{اشراف زورمند از قوم او که کافر شده بودند گفتند: «اگر از شعيب پيروى کنيد، شما هم زيانکار خواهيد شد!» سپس(رجفه) زمين لرزه آنها را فرا گرفت؛ و صبحگاهان بصورت اجسادى بى‏جان در خانه ‏هاشان مانده بودند.}
همچنين لرزه(رجفه) قوم ثمود را هم گرفت وخداوند مي فرمايد:
{فَعَقَرُ‌وا النَّاقَةَ وَعَتَوْا عَنْ أَمْرِ‌ رَ‌بِّهِمْ وَقَالُوا يَا صَالِحُ ائْتِنَا بِمَا تَعِدُنَا إِن كُنتَ مِنَ الْمُرْ‌سَلِينَ ﴿٧٧﴾ فَأَخَذَتْهُمُ الرَّ‌جْفَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دَارِ‌هِمْ جَاثِمِينَ﴿٧٨﴾}
 صدق الله العظيم [الأعراف].
 {سپس «ناقه» را پى کردند، و از فرمان پروردگارشان سرپيچيدند؛ و گفتند: «اى صالح! اگر تو از فرستادگان (خدا) هستى، آنچه ما را با آن تهديد مى‏کنى، بياور!» سرانجام (رجفه) زمين لرزه آنها را فرا گرفت؛ و صبحگاهان، (تنها) جسم بى‏جانشان در خانه‏ هاشان باقى مانده بود.}
پس رجفه(تكان شديد) چيست؟
 به راستی که رجفة ؛ همان صيحه است خداوند مي فرمايد:
{وَلَمَّا جَاءَ أَمْرُنَا نَجَّيْنَا شُعَيْباً وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِنَّا وَأَخَذَتْ الَّذِينَ ظَلَمُوا الصَّيْحَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دِيَارِهِمْ جَاثِمِينَ}
 صدق الله العظيم [هود:94].
{و هنگامى که فرمان ما فرا رسيد، شعيب و کسانى را که با او ايمان آورده بودند، به رحمت خود نجات داديم؛ و آنها را که ستم کردند، صيحه (آسمانى) فرو گرفت؛ و در ديار خود، به رو افتادند (و مردند)...}
خداوند تعالی مي فرمايد:
{وَيَا قَوْمِ هَـٰذِهِ نَاقَةُ اللَّـهِ لَكُمْ آيَةً فَذَرُ‌وهَا تَأْكُلْ فِي أَرْ‌ضِ اللَّـهِ وَلَا تَمَسُّوهَا بِسُوءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذَابٌ قَرِ‌يبٌ ﴿٦٤﴾ فَعَقَرُ‌وهَا فَقَالَ تَمَتَّعُوا فِي دَارِ‌كُمْ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ ۖ ذَٰلِكَ وَعْدٌ غَيْرُ‌ مَكْذُوبٍ ﴿٦٥﴾ فَلَمَّا جَاءَ أَمْرُ‌نَا نَجَّيْنَا صَالِحًا وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ بِرَ‌حْمَةٍ مِّنَّا وَمِنْ خِزْيِ يَوْمِئِذٍ ۗ إِنَّ رَ‌بَّكَ هُوَ الْقَوِيُّ الْعَزِيزُ ﴿٦٦﴾ وَأَخَذَ الَّذِينَ ظَلَمُوا الصَّيْحَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دِيَارِ‌هِمْ جَاثِمِينَ ﴿٦٧﴾ كَأَن لَّمْ يَغْنَوْا فِيهَا ۗ أَلَا إِنَّ ثَمُودَ كَفَرُ‌وا رَ‌بَّهُمْ ۗ أَلَا بُعْدًا لِّثَمُودَ ﴿٦٨﴾}
 صدق الله العظيم [هود].
{اى قوم من! اين «ناقه» خداوند است، که براى شما نشانه‏اى است؛ بگذاريد در زمين خدا به چرا مشغول شود؛ هيچ گونه آزارى به آن نرسانيد، که بزودى عذاب خدا شما را خواهد گرفت!» (اما) آنها آن (ناقه) را از پاى در آوردند! و (صالح به آنها) گفت: «(مهلت شما تمام شد!) سه روز در خانه‏هايتان بهره‏مند گرديد؛ (و بعد از آن، عذاب الهى فرا خواهد رسيد؛) اين وعده‏اى است که دروغ نخواهد بود!» و هنگامى که فرمان (مجازات) ما فرا رسيد، صالح و کسانى را که با او ايمان آورده بودند، به رحمت خود (از آن عذاب) و از رسوايى آن روز، رهايى بخشيديم؛ چرا که پروردگارت قوى و شکست ناپذير است! و کسانى را که ستم کرده بودند، صيحه (آسمانى) فروگرفت؛ و در خانه‏هايشان به روى افتادند و مردند... آنچنان که گويى هرگز ساکن آن ديار نبودند! بدانيد قوم ثمود، پروردگارشان را انکار کردند! دور باد قوم ثمود (از رحمت پروردگار)! }
پس صيحه چيست؟ 
خداوند مستقيما از محكم كتاب در جواب فتوا مي دهد كه صيحه همان عذاب دردناك است خداوند مي فرمايد:
{قَالَ هَـٰذِهِ نَاقَةٌ لَّهَا شِرْ‌بٌ وَلَكُمْ شِرْ‌بُ يَوْمٍ مَّعْلُومٍ ﴿١٥٥﴾ وَلَا تَمَسُّوهَا بِسُوءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذَابُ يَوْمٍ عَظِيمٍ ﴿١٥٦﴾ فَعَقَرُ‌وهَا فَأَصْبَحُوا نَادِمِينَ ﴿١٥٧﴾ فَأَخَذَهُمُ الْعَذَابُ ۗ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَةً ۖ وَمَا كَانَ أَكْثَرُ‌هُم مُّؤْمِنِينَ ﴿١٥٨﴾ وَإِنَّ رَ‌بَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّ‌حِيمُ ﴿١٥٩﴾}
 صدق الله العظيم [الشعراء]
{گفت: «اين ناقه‏ اى است (که آيت الهى است) براى او سهمى (از آب قريه)، و براى شما سهم روز معينّى است! آزارى به آن نرسانيد، که عذاب روزى بزرگ شما را فرا خواهد گرفت!» سرانجام آن را (ناقه) «پى» کردند؛ (و هلاک نمودند) سپس از کرده خود پشيمان شدند! و عذاب الهى آنان را فرا گرفت؛ در اين، آيت و نشانه‏اى است؛ ولى بيشتر آنان مؤمن نبودند! و پروردگار تو عزيز و رحيم است}
اي كسي كه خود را (سرالوجود) مي نامي ، نمي بيني بدون علم وآگاهي مجادله مي كني ؟ولي من فتواي حق صيحه را از محكم كتاب خدا برايت آوردم وثابت نمودم كه عذاب ويرانگري از جانب پروردگار است پس با صادقين باش كه برهان روشن را ازمحكم كتاب برايت آورديم تا يادآوري باشد براي اولوالالباب بدان كه صيحه "كسفی" است که از آسمان فرو می افتد پس تقواي خدا پيشه كنيد تا گرفتار عذابي كه بر سر قوم ثمود و قوم شعيب نازل گردید یعنی عذاب يوم الظله(روز سايبان) نشويد .خداوند تعالی فرمود:
{كَذَّبَ أَصْحَابُ الْأَيْكَةِ الْمُرْ‌سَلِينَ ﴿١٧٦﴾ إِذْ قَالَ لَهُمْ شُعَيْبٌ أَلَا تَتَّقُونَ ﴿١٧٧﴾ إِنِّي لَكُمْ رَ‌سُولٌ أَمِينٌ ﴿١٧٨﴾ فَاتَّقُوا اللَّـهَ وَأَطِيعُونِ ﴿١٧٩﴾ وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ‌ ۖ إِنْ أَجْرِ‌يَ إِلَّا عَلَىٰ رَ‌بِّ الْعَالَمِينَ ﴿١٨٠﴾ أَوْفُوا الْكَيْلَ وَلَا تَكُونُوا مِنَ الْمُخْسِرِ‌ينَ ﴿١٨١﴾ وَزِنُوا بِالْقِسْطَاسِ الْمُسْتَقِيمِ ﴿١٨٢﴾ وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءَهُمْ وَلَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْ‌ضِ مُفْسِدِينَ ﴿١٨٣﴾ وَاتَّقُوا الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالْجِبِلَّةَ الْأَوَّلِينَ ﴿١٨٤﴾ قَالُوا إِنَّمَا أَنتَ مِنَ الْمُسَحَّرِ‌ينَ ﴿١٨٥﴾ وَمَا أَنتَ إِلَّا بَشَرٌ‌ مِّثْلُنَا وَإِن نَّظُنُّكَ لَمِنَ الْكَاذِبِينَ ﴿١٨٦﴾ فَأَسْقِطْ عَلَيْنَا كِسَفًا مِّنَ السَّمَاءِ إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ ﴿١٨٧﴾ قَالَ رَ‌بِّي أَعْلَمُ بِمَا تَعْمَلُونَ ﴿١٨٨﴾ فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمْ عَذَابُ يَوْمِ الظُّلَّةِ ۚ إِنَّهُ كَانَ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ ﴿١٨٩﴾ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَةً ۖ وَمَا كَانَ أَكْثَرُ‌هُم مُّؤْمِنِينَ ﴿١٩٠﴾ وَإِنَّ رَ‌بَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّ‌حِيمُ ﴿١٩١﴾ وَإِنَّهُ لَتَنزِيلُ رَ‌بِّ الْعَالَمِينَ ﴿١٩٢﴾ نَزَلَ بِهِ الرُّ‌وحُ الْأَمِينُ ﴿١٩٣﴾ عَلَىٰ قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنذِرِ‌ينَ ﴿١٩٤﴾ بِلِسَانٍ عَرَ‌بِيٍّ مُّبِينٍ ﴿١٩٥﴾ وَإِنَّهُ لَفِي زُبُرِ‌ الْأَوَّلِينَ ﴿١٩٦﴾ أَوَلَمْ يَكُن لَّهُمْ آيَةً أَن يَعْلَمَهُ عُلَمَاءُ بَنِي إِسْرَ‌ائِيلَ ﴿١٩٧﴾ وَلَوْ نَزَّلْنَاهُ عَلَىٰ بَعْضِ الْأَعْجَمِينَ ﴿١٩٨﴾ فَقَرَ‌أَهُ عَلَيْهِم مَّا كَانُوا بِهِ مُؤْمِنِينَ ﴿١٩٩﴾ كَذَٰلِكَ سَلَكْنَاهُ فِي قُلُوبِ الْمُجْرِ‌مِينَ ﴿٢٠٠﴾ لَا يُؤْمِنُونَ بِهِ حَتَّىٰ يَرَ‌وُا الْعَذَابَ الْأَلِيمَ ﴿٢٠١﴾ فَيَأْتِيَهُم بَغْتَةً وَهُمْ لَا يَشْعُرُ‌ونَ ﴿٢٠٢﴾ فَيَقُولُوا هَلْ نَحْنُ مُنظَرُ‌ونَ ﴿٢٠٣﴾ أَفَبِعَذَابِنَا يَسْتَعْجِلُونَ ﴿٢٠٤﴾ أَفَرَ‌أَيْتَ إِن مَّتَّعْنَاهُمْ سِنِينَ ﴿٢٠٥﴾ ثُمَّ جَاءَهُم مَّا كَانُوا يُوعَدُونَ ﴿٢٠٦﴾مَا أَغْنَىٰ عَنْهُم مَّا كَانُوا يُمَتَّعُونَ ﴿٢٠٧﴾ وَمَا أَهْلَكْنَا مِن قَرْ‌يَةٍ إِلَّا لَهَا مُنذِرُ‌ونَ ﴿٢٠٨﴾ ذِكْرَ‌ىٰ وَمَا كُنَّا ظَالِمِينَ ﴿٢٠٩﴾ وَمَا تَنَزَّلَتْ بِهِ الشَّيَاطِينُ ﴿٢١٠﴾ وَمَا يَنبَغِي لَهُمْ وَمَا يَسْتَطِيعُونَ ﴿٢١١﴾ إِنَّهُمْ عَنِ السَّمْعِ لَمَعْزُولُونَ ﴿٢١٢﴾ فَلَا تَدْعُ مَعَ اللَّـهِ إِلَـٰهًا آخَرَ‌ فَتَكُونَ مِنَ الْمُعَذَّبِينَ ﴿٢١٣﴾ وَأَنذِرْ‌ عَشِيرَ‌تَكَ الْأَقْرَ‌بِينَ ﴿٢١٤﴾ وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ﴿٢١٥﴾ فَإِنْ عَصَوْكَ فَقُلْ إِنِّي بَرِ‌يءٌ مِّمَّا تَعْمَلُونَ ﴿٢١٦﴾ وَتَوَكَّلْ عَلَى الْعَزِيزِ الرَّ‌حِيمِ ﴿٢١٧﴾ الَّذِي يَرَ‌اكَ حِينَ تَقُومُ ﴿٢١٨﴾ وَتَقَلُّبَكَ فِي السَّاجِدِينَ ﴿٢١٩﴾ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ﴿٢٢٠﴾ هَلْ أُنَبِّئُكُمْ عَلَىٰ مَن تَنَزَّلُ الشَّيَاطِينُ ﴿٢٢١﴾ تَنَزَّلُ عَلَىٰ كُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ ﴿٢٢٢﴾ يُلْقُونَ السَّمْعَ وَأَكْثَرُ‌هُمْ كَاذِبُونَ ﴿٢٢٣﴾ وَالشُّعَرَ‌اءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغَاوُونَ ﴿٢٢٤﴾ أَلَمْ تَرَ‌ أَنَّهُمْ فِي كُلِّ وَادٍ يَهِيمُونَ ﴿٢٢٥﴾ وَأَنَّهُمْ يَقُولُونَ مَا لَا يَفْعَلُونَ ﴿٢٢٦﴾ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَذَكَرُ‌وا اللَّـهَ كَثِيرً‌ا وَانتَصَرُ‌وا مِن بَعْدِ مَا ظُلِمُوا ۗ وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنقَلَبٍ يَنقَلِبُونَ ﴿٢٢٧﴾} 
صدق الله العظيم [الشعراء].
{اصحاب ايکه رسولان (خدا) را تکذيب کردند، هنگامى که شعيب به آنها گفت: «آيا تقوا پيشه نمى‏کنيد؟! مسلّماً من براى شما پيامبرى امين هستم! پس تقواى الهى پيشه کنيد و مرا اطاعت نماييد! من در برابر اين دعوت، پاداشى از شما نمى‏طلبم؛ اجر من تنها بر پروردگار عالميان است! حق پيمانه را ادا کنيد (و کم فروشى نکنيد)، و ديگران را به خسارت نيفکنيد! و با ترازوى صحيح وزن کنيد! و حق مردم را کم نگذاريد، و در زمين تلاش براى فساد نکنيد! و از (نافرمانى) کسى که شما و اقوام پيشين را آفريد بپرهيزيد!» آنها گفتند: «تو فقط از افسون‏شدگانى! تو بشرى همچون مائى، تنها گمانى که درباره تو داريم اين است که از دروغگويانى! اگر راست مى‏گويى، سنگهايى از آسمان بر سر ما بباران!» (شعيب) گفت: «پروردگار من به اعمالى که شما انجام مى‏دهيد داناتر است!» سرانجام او را تکذيب کردند، و عذاب روز سايبان (سايبانى از ابر صاعقه‏خيز) آنها را فراگرفت؛ يقيناً آن عذاب روز بزرگى بود! در اين ماجرا، آيت و نشانه‏اى است؛ ولى بيشتر آنها مؤمن نبودند. و پروردگار تو عزيز و رحيم است! مسلّماً اين (قرآن) از سوى پروردگار جهانيان نازل شده است! روح الامين آن را نازل کرده است... بر قلب (پاک) تو، تا از انذارکنندگان باشى! آن را به زبان عربى آشکار (نازل کرد)! و توصيف آن در کتابهاى پيشينيان نيز آمده است! آيا همين نشانه براى آنها کافى نيست که علماى بنى اسرائيل بخوبى از آن آگاهند؟! هرگاه ما آن را بر بعضى از عجم [= غير عرب‏]ها نازل مى‏کرديم... و او آن را بر ايشان مى‏خواند، به آن ايمان نمى‏آورند! (آرى،) اين گونه (با بيانى رسا) قرآن را در دلهاى مجرمان وارد مى‏کنيم! (امّا) به آن ايمان نمى‏آورند تا عذاب دردناک را با چشم خود ببينند! ناگهان به سراغشان مى‏آيد، در حالى که توجّه ندارند! و (در آن هنگام) مى‏گويند: «آيا به ما مهلتى داده خواهد شد؟!» آيا براى عذاب ما عجله مى‏کنند؟! به ما خبر ده، اگر (باز هم) ساليانى آنها را از اين زندگى بهره‏مند سازيم... سپس عذابى که به آنها وعده داده شده به سراغشان بيايد... اين تمتع و بهره‏گيرى از دنيا براى آنها سودى نخواهد داشت! ما هيچ شهر و ديارى را هلاک نکرديم مگر اينکه انذارکنندگانى (از پيامبران الهى) داشتند. تا متذکّر شوند؛ و ما هرگز ستمکار نبوديم! (که بدون اتمام حجّت مجازات کنيم) شياطين و جنيّان (هرگز) اين آيات را نازل نکردند! و براى آنها سزاوار نيست؛ و قدرت ندارند! آنها از استراق سمع (و شنيدن اخبار آسمانها) برکنارند! (اى پيامبر!) هيچ معبودى را با خداوند مخوان، که از معذّبين خواهى بود! و خويشاوندان نزديکت را انذار کن! و بال و پر خود را براى مؤمنانى که از تو پيروى مى‏کنند بگستر! اگر تو را نافرمانى کنند بگو: «من از آنچه شما انجام مى‏دهيد بيزارم!» و بر خداوند عزيز و رحيم توکّل کن! همان کسى که تو را به هنگامى که (براى عبادت) برمى‏خيزى مى‏بيند؛ و (نيز) حرکت تو را در ميان سجده‏کنندگان! اوست خداى شنوا و دانا. آيا به شما خبر دهم که شياطين بر چه کسى نازل مى‏شوند؟! آنها بر هر دروغگوى گنهکار نازل مى‏گردند؛ آنچه را مى‏شنوند (به ديگران) القا مى‏کنند؛ و بيشترشان دروغگو هستند! (پيامبر اسلام شاعر نيست؛) شاعران کسانى هستند که گمراهان از آنان پيروى مى‏کنند. آيا نمى‏بينى آنها در هر وادى سرگردانند؟ و سخنانى مى‏گويند که (به آنها) عمل نمى‏کنند؟! مگر کسانى که ايمان آورده و کارهاى شايسته انجام مى‏دهند و خدا را بسيار ياد مى کنند، و به هنگامى که مورد ستم واقع مى‏شوند به دفاع از خويشتن (و مؤمنان) برمى‏خيزند (و از شعر در اين راه کمک مى‏گيرند)؛ آنها که ستم کردند به زودى مى‏دانند که بازگشتشان به کجاست!}
و محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم درباره آن عذاب به کافران هشدار داد وخداوند تعالی فرمود:
{قُل لَّئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنسُ وَالْجِنُّ عَلَىٰ أَن يَأْتُوا بِمِثْلِ هَـٰذَا الْقُرْ‌آنِ لَا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَلَوْ كَانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيرً‌ا ﴿٨٨﴾ وَلَقَدْ صَرَّ‌فْنَا لِلنَّاسِ فِي هَـٰذَا الْقُرْ‌آنِ مِن كُلِّ مَثَلٍ فَأَبَىٰ أَكْثَرُ‌ النَّاسِ إِلَّا كُفُورً‌ا ﴿٨٩﴾ وَقَالُوا لَن نُّؤْمِنَ لَكَ حَتَّىٰ تَفْجُرَ‌ لَنَا مِنَ الْأَرْ‌ضِ يَنبُوعًا ﴿٩٠﴾ أَوْ تَكُونَ لَكَ جَنَّةٌ مِّن نَّخِيلٍ وَعِنَبٍ فَتُفَجِّرَ‌ الْأَنْهَارَ‌ خِلَالَهَا تَفْجِيرً‌ا ﴿٩١﴾ أَوْ تُسْقِطَ السَّمَاءَ كَمَا زَعَمْتَ عَلَيْنَا كِسَفًا أَوْ تَأْتِيَ بِاللَّـهِ وَالْمَلَائِكَةِ قَبِيلًا ﴿٩٢﴾ أَوْ يَكُونَ لَكَ بَيْتٌ مِّن زُخْرُ‌فٍ أَوْ تَرْ‌قَىٰ فِي السَّمَاءِ وَلَن نُّؤْمِنَ لِرُ‌قِيِّكَ حَتَّىٰ تُنَزِّلَ عَلَيْنَا كِتَابًا نَّقْرَ‌ؤُهُ ۗ قُلْ سُبْحَانَ رَ‌بِّي هَلْ كُنتُ إِلَّا بَشَرً‌ا رَّ‌سُولًا ﴿٩٣﴾} 
صدق الله العظيم [الإسراء].
{بگو: «اگر انسانها و پريان (جن و انس) اتفاق کنند که همانند اين قرآن را بياورند، همانند آن را نخواهند آورد؛ هر چند يکديگر را (در اين کار) کمک کنند. ما در اين قرآن، براى مردم از هر چيز نمونه‏اى آورديم (و همه معارف در آن جمع است)؛ اما بيشتر مردم (در برابر آن، از هر کارى) جز انکار، ابا داشتند! و گفتند: «ما هرگز به تو ايمان نمى‏آوريم تا اينکه چشمه‏جوشانى از اين سرزمين (خشک و سوزان) براى ما خارج سازى... يا باغى از نخل و انگور از آن تو باشد؛ و نهرها در لابه‏لاى آن جارى کنى... يا قطعات (سنگهاى) آسمان را -آنچنان که مى‏پندارى- بر سر ما فرود آرى؛ يا خداوند و فرشتگان را در برابر ما بياورى... يا براى تو خانه‏اى پر نقش و نگار از طلا باشد؛ يا به آسمان بالا روى؛ حتى اگر به آسمان روى، ايمان نمى‏آوريم مگر آنکه نامه‏اى بر ما فرود آورى که آن را بخوانيم! «بگو:» منزه است پروردگارم (از اين سخنان بى‏معنى)! مگر من جز انسانى فرستاده خدا هستم؟! تنها چيزى که بعد از آمدن هدايت مانع شد مردم ايمان بياورند، اين بود (که از روى نادانى و بى‏خبرى) گفتند: «آيا خداوند بشرى را بعنوان رسول فرستاده است؟!»}
پس خداوند در قرآن عظیم بر روی سقوط قطعه ای از آسمان برسر كافران تاكيد نموده و می فرماید:
{وَإِن يَرَ‌وْا كِسْفًا مِّنَ السَّمَاءِ سَاقِطًا يَقُولُوا سَحَابٌ مَّرْ‌كُومٌ ﴿٤٤﴾ فَذَرْ‌هُمْ حَتَّىٰ يُلَاقُوا يَوْمَهُمُ الَّذِي فِيهِ يُصْعَقُونَ ﴿٤٥﴾}
 صدق الله العظيم [الطور]
{آنها (چنان لجوجند که) اگر ببينند قطعه سنگى از آسمان (براى عذابشان) سقوط مى‏کند می گويند: «اين ابر متراکمى است!» حال که چنين است آنها را رها کن تا روز مرگ خود را ملاقات کنند؛ }
وسلامُ على المُرسلين والحمدُ لله رب العالمين
خليفة الله الإمام المهدي ناصر محمد اليماني