۱۳۹۴ بهمن ۱۴, چهارشنبه

خـــــروج الدّابة..

 
 خـــــروج الدّابة..
بسم الله الرحمن الرحيم،
 والصلاة والسلام على محمد رسول الله وآله الطيبين والتّابعين للحقّ إلى يوم الدين وبعد..
خواهر گرامی که در مورد دابة (جنبنده ) سوال می کنی ، جواب شما به اختصار این است که :
دابه ای که از زمین خارج می شود، انسانی است که راه می رود و با مردم سخن میگوید. مردم دواب (جنبنده ) هستند و خداوند می فرماید :
{وَلَوْ يُؤَاخِذُ اللَّهُ النّاس بِمَا كَسَبُوا مَا تَرَكَ عَلَىٰ ظَهْرِهَا مِنْ دَابَّةٍ وَلَٰكِنْ يُؤَخِّرُهُمْ إِلَىٰ أَجَلٍ مُسَمًّى}
صدق الله العظيم [فاطر:45]
{اگر خداوند مردم را به سبب کارهايي که انجام داده‌اند مجازات کند، جنبنده‌اي را بر پشت زمين باقي نخواهد گذاشت! ولي (به لطفش) آنها را تا سرآمد معيني تأخير مي‌اندازد }
پس مقصود از دابه انسانی است که با مردم سخن گفته و به حق شهادت می دهد و او مسیح عیسی بن مریم صلّى الله عليه وآله وسلّم است که خداوند اورا از زمین خارج می کند؛ او "رقیم "اضافه شده به اصحاب کهف است ودر میانسالی (کهل ) به حق با مردم سخن می گوید همانگونه که درکودکی در روز تولدش با مردم سخن گفته بود ، او می گوید من بنده خدا هستم {إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ} [مريم:30] و خداوند او را حکم بین مسلمانان و نصاری قرار می دهدگروهی از نصاری گفته اند :
 خداوند همان مسیح عیسی بن مریم است و گروهی دیگر از آنها گفتند : او فرزند خداست . ولی مسلمان بدرستی اعتقاد دارند که او بنده خداست (عبدالله )
پس او در اختلاف بین مسلمین و نصاری به حق حکمیت کرده و به آنها می گوید که من بنده خدا هستم
{إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ} همانگونه که در گهواره نیز این را گفته بود . علت آمدن او این است که مسیح دروغین (دجال ) خروج کرده و خواهد گفت که او مسیح عیسی بن مریم است و می گوید که او خداست و برای همین است که خداوند رجعت مسیح حقیقی را به تاخیر انداخته تا به حق شاهدیباشد(بر دروغ بودن ادعای دجال) و خداوند اورا وزیر حضرت مهدی قرار داده و از صالحین خواهد بود .وی مردم را به پیروی از خود دعوت نخواهد کرد بلکه آنها را به پیروی از امام مهدی فرا خواهد خواند و از صالحین تابعین خواهد بود طبق فرمایش خداوند تعالی که می فرماید :
{وَيُكَلِّمُ النّاس فِي الْمَهْدِ وَكَهْلًا وَمِنَ الصَّالِحِينَ}
صدق الله العظيم [آل‌عمران:46]
{و با مردم، در گاهواره و در حالت کهولت (و ميانسال شدن) سخن خواهد گفت؛ و از شايستگان است}
و معنی فرمایش خداوند تعالی :{وَكَهْلًا وَمِنَ الصَّالِحِينَ}، یعنی هنگامی که در میانسالی (کهل ) با مردم سخن بگوید ، از صالحین تابعین خواهد بود ، زیرا که او پیامبر است و نباید بعد از حضرت محمد - صلّى الله عليه وآله وسلّم - پیامبری بیاید و مردم را به پیروی از خود دعوت کند همان طور که خداوند می فرماید :
{مَا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِنْ رِجَالِكُمْ وَلَٰكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا}
صدق الله العظيم [الأحزاب:40]
{محمد (صلّى الله عليه وآله وسلّم پدر هيچ يک از مردان شما نبوده و نيست؛ ولي رسول خدا و ختم‌کننده و آخرين پيامبران است؛ و خداوند به همه چيز آگاه است!}
و بنابراین زمان دعوت دوم فرزند مریم که فرابرسد؛ اواز صالحانی خواهد بود که تابع امام مهدی هستند روزی که عیسی مسیح علیه السلام بیاید ، در میانسالی با مردم سخن خواهند گفت ولی چه معجزه ای درسخن گفتن یک مرد میانسال است ؟ معجزه در نزول نفس فرزهد مریم از نزد خداوند خالق است ، پس جسد مسیح که همان رقیم اضافه شده به سه تن اصحاب کهف است بپا می خیزد و اینجا با معجزه ای از جانب پروردگار پسر مریم باذن خدا به حق سخن می گوید .
 اما معجزه اول {وَيُكَلِّمُ النّاس فِي الْمَهْدِ} [آل عمران:46]،معجزه ای است که در هنگام ولادت عیسی مسیح صلّى الله عليه وآله وسلّم به وقوع پیوست و همان روز تمام شد و وی به حق سخن گفت : من بنده خدا هستم {إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ} و نگفت که وی خداست یا پسر خداست .
واما معجزه دیگر در سخن گفتن پسر مریم با مردم دراین فرمایش خداوند تعالی :
{وَكَهْلًا وَمِنَ الصَّالِحِينَ} [آل عمران:46]
 معجزه زنده شدن جسم انسانی عیسي بن مریم و بازگشت دوباره نفس (روح ) مسیح به جسد اوست تا در میانسالی با مردم سخن بگوید و کهل سن متوسطی است بین جوانی و پیری که درآن رنگ موی محاسن (ریش ) مخلوطی از سیاه و سفید است و به کسی که در این سن باشد کهل گفته می شود و اوهمان دابه ای است که از زمین بیرون می آید ؛ او انسان است،حضرت عیسی بن مریم علیه السلام است که در میانسالی با مردم سخن میگوید و همان سخنی را دوباره تکرار می کندکه در مهد بر زبان آورده است{إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ} یعنی او آن گونه که نصاری به باطل اعتقاد دارند نه خداست ونه پسر خداست (پاک و منزه است خدا و مسیح دروغین می خواهد از عقیده مسیحیان که کافر شده اند به سود خودش استفاده کرده و بگوید که او خداست و خداوند تعالی می فرماید :
{لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابن مريم ۖ وَقَالَ الْمَسِيحُ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ اعْبُدُوا اللَّهَ ربّي وَربّكمْ ۖ إِنَّهُ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِ الجنّة وَمَأْوَاهُ النّار ۖ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصَارٍ}
صدق الله العظيم [المائدة:72]
{آنها که گفتند: «خداوند همان مسيح بن مريم است»، بيقين کافر شدند، (با اينکه خود) مسيح گفت: اي بني اسرائيل! خداوند يگانه را، که پروردگار من و شماست، پرستش کنيد! زيرا هر کس شريکي براي خدا قرار دهد، خداوند بهشت را بر او حرام کرده است؛ و جايگاه او دوزخ است؛ و ستمکاران، يار و ياوري ندارند.}
و مسيح دجال عقيده باطل مسیحیان کافر را تاييد میکند او ادعاي خدائي كرده و خواهد گفت كه مسيح عيسي بن مريم است واین اوست که خداي جهانيان است .به همین دلیل نیز مسيح كذاب ناميده شده است. او مسيح عيسى ابن مريم نيست و اینجاست که حكمت بازگشت دوباره حضرت مسيح عيسى ابن مريم صلّى الله عليه وآله وسلّم آشكار می گردد . او وزير اول و جانشين (نائب ) خليفه خدا امام مهدي و رئيس مجلس وزيران است .
و از وزيران مهدي همچنين رسول خدا إلياس- صلّى الله عليه وآله وسلّم – است كه خداوند وي را به سوی اصحاب الرس که همان آبادی حمّة ذياب بن غانم (طبق نامگذاري مورخين ) است فرستاد.مردم او و وزيرش پيامبر خدا ادريس صلّى الله عليه وآله وسلّم را تكذيب كردند ، برادرش ادريس در سن جواني به برادرش الياس ايمان آورد پس از آن برادر جوانش اليسع به او ايمان آورد و خداوند آن دو را با نفر سوم ، پيامبرصادق خدا اليسع تقويت نمود . قومشان همگي آنها را تكذيب كردند و جز يك نفر كه مانند مومن آل فرعون ايمان خود را مخفي كرده بود ،كسي به آنها ايمان نياورد . قومشان آنان را تهديد كردند كه چنانچه از دعوت يكتاپرستيشان دست برندارند آنها را سنگسار كرده و عذاب سختي بدهند ، پس رسول خدا الياس ازاینکه دو برادرش گرفتار فتنه(مردم) شوند ترسيد و به آنها دستور داد تا هر سه در غار(كهف) مخفي شوند همان طور كه حضرت محمد و يارش ابوبكر از دست كفار در غار مخفي شدند ، رسول خدا الياس و دو برادرپيامبراز مكر كفار در كهف مخفي شدند تا خداوند در كار آنها نظر كند ، ولي آن مردي كه دعوت آنها را تصديق كرده بود و ايمان خود را كتمان مي كردپس از آن که دانست سه پيامبر خدا بعد از تهديد كفار به سنگسارشدن يا بازگشتن به دين كفار مخفي شده اند ازدست قومش عصبانی شدو نزد بزرگان قوم رفته و ايمان خود را اعلام كرد و خداوند تعالي مي فرمايد :

{وَاضْرِ‌بْ لَهُم مَّثَلًا أَصْحَابَ الْقَرْ‌يَةِ إِذْ جَاءَهَا الْمُرْ‌سَلُونَ ﴿١٣﴾ إِذْ أَرْ‌سَلْنَا إِلَيْهِمُ اثْنَيْنِ فَكَذَّبُوهُمَا فَعَزَّزْنَا بِثَالِثٍ فَقَالُوا إِنَّا إِلَيْكُم مُّرْ‌سَلُونَ ﴿١٤﴾ قَالُوا مَا أَنتُمْ إِلَّا بَشَرٌ‌ مِّثْلُنَا وَمَا أَنزَلَ الرَّ‌حْمَـٰنُ مِن شَيْءٍ إِنْ أَنتُمْ إِلَّا تَكْذِبُونَ ﴿١٥﴾ قَالُوا رَ‌بُّنَا يَعْلَمُ إِنَّا إِلَيْكُمْ لَمُرْ‌سَلُونَ ﴿١٦﴾ وَمَا عَلَيْنَا إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ ﴿١٧﴾ قَالُوا إِنَّا تَطَيَّرْ‌نَا بِكُمْ ۖ لَئِن لَّمْ تَنتَهُوا لَنَرْ‌جُمَنَّكُمْ وَلَيَمَسَّنَّكُم مِّنَّا عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿١٨﴾ قَالُوا طَائِرُ‌كُم مَّعَكُمْ ۚ أَئِن ذُكِّرْ‌تُم ۚ بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ مُّسْرِ‌فُونَ ﴿١٩﴾ وَجَاءَ مِنْ أَقْصَى الْمَدِينَةِ رَ‌جُلٌ يَسْعَىٰ قَالَ يَا قَوْمِ اتَّبِعُوا الْمُرْ‌سَلِينَ ﴿٢٠﴾ اتَّبِعُوا مَن لَّا يَسْأَلُكُمْ أَجْرً‌ا وَهُم مُّهْتَدُونَ ﴿٢١﴾ وَمَا لِيَ لَا أَعْبُدُ الَّذِي فَطَرَ‌نِي وَإِلَيْهِ تُرْ‌جَعُونَ ﴿٢٢﴾ أَأَتَّخِذُ مِن دُونِهِ آلِهَةً إِن يُرِ‌دْنِ الرَّ‌حْمَـٰنُ بِضُرٍّ‌ لَّا تُغْنِ عَنِّي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئًا وَلَا يُنقِذُونِ ﴿٢٣﴾ إِنِّي إِذًا لَّفِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ ﴿٢٤﴾ إِنِّي آمَنتُ بِرَ‌بِّكُمْ فَاسْمَعُونِ ﴿٢٥﴾ قِيلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ ۖ قَالَ يَا لَيْتَ قَوْمِي يَعْلَمُونَ ﴿٢٦﴾ بِمَا غَفَرَ‌ لِي رَ‌بِّي وَجَعَلَنِي مِنَ الْمُكْرَ‌مِينَ ﴿٢٧﴾ وَمَا أَنزَلْنَا عَلَىٰ قَوْمِهِ مِن بَعْدِهِ مِن جُندٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَمَا كُنَّا مُنزِلِينَ ﴿٢٨﴾ إِن كَانَتْ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ خَامِدُونَ ﴿٢٩﴾ يَا حَسْرَ‌ةً عَلَى الْعِبَادِ ۚ مَا يَأْتِيهِم مِّن رَّ‌سُولٍ إِلَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ ﴿٣٠﴾ أَلَمْ يَرَ‌وْا كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّنَ الْقُرُ‌ونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لَا يَرْ‌جِعُونَ ﴿٣١﴾ وَإِن كُلٌّ لَّمَّا جَمِيعٌ لَّدَيْنَا مُحْضَرُ‌ونَ ﴿٣٢﴾}
صدق الله العظيم [يس]
{وبراي آنها، اصحاب قريه را مثال بزن هنگامي که فرستادگان خدا به سوي آنان آمدند؛
هنگامي که دو نفر از رسولان را بسوي آنها فرستاديم، اما آنان رسولان (ما) را تکذيب کردند؛ پس براي تقويت آن دو، شخص سومي فرستاديم، آنها همگي گفتند: «ما فرستادگان (خدا) به سوي شما هستيم!»
اما آنان (در جواب) گفتند: «شما جز بشري همانند ما نيستيد، و خداوند رحمان چيزي نازل نکرده، شما فقط دروغ مي‌گوييد!»
(رسولان ما) گفتند: «پروردگار ما آگاه است که ما قطعا فرستادگان (او) به سوي شما هستيم،
و بر عهده ما چيزي جز ابلاغ آشکار نيست!»
آنان گفتند: «ما شما را به فال بد گرفته‌ايم (و وجود شما را شوم مي‌دانيم)، و اگر (از اين سخنان) دست برنداريد شما را سنگسار خواهيم کرد و شکنجه دردناکي از ما به شما خواهد رسيد!)
(رسولان) گفتند: «شومي شما از خودتان است اگر درست بينديشيد، بلکه شما گروهي اسرافکاريد!»
و مردي (با ايمان) از دورترين نقطه شهر با شتاب فرا رسيد، گفت: «اي قوم من! از فرستادگان (خدا) پيروي کنيد!
از کساني پيروي کنيد که از شما مزدي نمي‌خواهند و خود هدايت يافته‌اند
من چرا کسي را پرستش نکنم که مرا آفريده، و همگي به سوي او بازگشت داده مي‌شويد؟!أَ
آيا غير از او معبوداني را انتخاب کنم که اگر خداوند رحمان بخواهد زياني به من برساند، شفاعت آنها کمترين فايده‌اي براي من ندارد و مرا (از مجازات او) نجات نخواهند داد!
اگر چنين کنم، من در گمراهي آشکاري خواهم بود!
(به همين دليل) من به پروردگارتان ايمان آوردم؛ پس به سخنان من گوش فرا دهيد!»
(سرانجام او را شهيد کردند و) به او گفته شد: «وارد بهشت شو!» گفت: «اي کاش قوم من مي‌دانستند...
که پروردگارم مرا آمرزيده و از گرامي‌داشتگان قرار داده است!»
و ما بعد از او بر قومش هيچ لشکري از آسمان نفرستاديم، و هرگز سنت ما بر اين نبود؛
(بلکه) فقط يک صيحه آسماني بود، ناگهان همگي خاموش شدند!
افسوس بر اين بندگان که هيچ پيامبري براي هدايت آنان نيامد مگر اينکه او را استهزا مي‌کردند!
آيا نديدند چقدر از اقوام پيش از آنان را (بخاطر گناهانشان) هلاک کرديم، آنها هرگز به سوي ايشان بازنمي‌گردند (و زنده نمي‌شوند)!
و همه آنان (روز قيامت) نزد ما احضار مي‌شوند!}

وبنابراين رسول خدا الياس به دو برادرش گفت :
{إِنَّهُمْ إِنْ يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ يَرْجُمُوكُمْ أَوْ يُعِيدُوكُمْ فِي مِلَّتِهِمْ وَلَنْ تُفْلِحُوا إِذًا أَبَدًا}
صدق الله العظيم [الكهف:20]
{چرا که اگر آنان از وضع شما آگاه شوند، سنگسارتان مي‌کنند؛ يا شما را به آيين خويش بازمي‌گردانند؛ و در آن صورت، هرگز روي رستگاري را نخواهيد ديد!}
زيرا كه قومشان تهديد كرده بودند كه چنانچه از دعوت به خدا و ترك عبادت بتها دست برندارند:
{قَالُوا إِنَّا تَطَيَّرْنَا بِكُمْ لَئِنْ لَمْ تَنْتَهُوا لَنَرْجُمَنَّكُمْ وَلَيَمَسَّنَّكُمْ مِنَّا عَذَابٌ أَلِيمٌ}
صدق الله العظيم [يس:18]
آنان گفتند: «ما شما را به فال بد گرفته‌ايم (و وجود شما را شوم مي‌دانيم)، و اگر (از اين سخنان) دست برنداريد شما را سنگسار خواهيم کرد و شکنجه دردناکي از ما به شما خواهد رسيد) 
سه پيامبر ؛ رسول خدا الياس و دو برادرجوانش الياس و اليسع قومشان را به عبادت خداوند يكتا و و ترك عبادت بتها دعوت مي كردند وهمان طور كه خداوند مي فرمايد ، گفتند :
{هَٰؤُلَاءِ قَوْمُنَا اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آلِهَةً لَوْلَا يَأْتُونَ عَلَيْهِمْ بِسُلْطَانٍ بَيِّنٍ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَىٰ عَلَى اللَّهِ كَذِبًا}
صدق الله العظيم [الكهف:15]
{اين قوم ما هستند که معبودهايي جز خدا انتخاب کرده‌اند؛ چرا دليل آشکاري (بر اين کار) نمي‌آورند؟! و چه کسي ظالمتر است از آن کس که بر خدا دروغ ببندد؟!»}
و اكنون براي شما روشن شد كه چرا خداوند داستان اصحاب قريه و سه پيامبر آن را مبهم گذاشته و اسم قريه و اسم اصحاب قريه و اسامي سه پيامبر آن را ذكر نكرده است ، زيرا كه داستان به اصحاب كهف تعلق دارد تا هنگام آمدن امام مهدي كه خداوند علم الكتاب (قران ) را به او مي دهد و قران را به تفصيل بيان مي نمايد ؛ اسرار آن را براي مومنين به آيات خداوند در قران آشكار مي كند . آنان از وزيران مكرم من هستند ، رسول خدا الياس و برادر صديقش ادريس پيامبر كه خداوند آن را درمكان بلندي بالا برده است (رفعه الله مكان علياً ) و آن اشاره دارد به اينكه مكان اصحاب كهف بالاترين مكان در جزيرة العرب است . و بالاترين مكان جزيره العرب كوههاي يمن است و بالاترين مكان در كوههاي يمن استان ذمار است و بالاترين مكان در ذمار قريه الاقمر در كوه اسبيل است .اما كهف در نزد خانه هاي مجاور كوه نزديك خانه فردي به اسم محمد سعد قرار دارد و لي او با تمام توان به احدی اجازه نزديك شدن به كهف را نمي دهد و گمان مي كند كه در داخل آن كهف گنجي وجود دارد ولي برادرش از او عاقل تر است .
و همانگونه كه گفتيم در داخل اين كهف چهارتن از وزيران امام مهدي قرار دارند رسول خدا الياس - صلّى الله عليه وآله وسلّم – و همچنين برادرش پيامبر خدا ادريس كه اورا تصديق كرد و همچنين پيامبر سوم برادرشان پيامبر خدا اليسع كه برادرانش را تصديق كرد و همچنين رقيم است که هنگامي كه بني اسرائيل خواستند رسول خدا مسيح عيسى ابن مريم صلّى الله عليه وآله وسلّم را بكشند در تابوت سکینه به آنها اضافه شد آنان مكرمترين اعضاي مجلس وزيران امام مهدي هستند و مكرمترين وزيران امام مهدي رسول خدا مسيح عيسى ابن مريم صلّى الله عليه وآله وسلّم است .
وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
الإمام المهدي ناصر محمد اليماني