ه‍.ش. ۱۳۹۴ بهمن ۱۶, جمعه

فتوای حق از آیات محکم قرآن عظیم در مورد روح القدس

 
فتوای حق از آیات محکم قرآن عظیم در مورد روح القدس
بسم الله الرحمن الرحيم،
 والصلاة والسلام على محمدٍ رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم وجميع المؤمنين، أمّا بعد..
جناب لبیب الأثوری؛ سؤالات زیادی مطرح کرده‌ای که برای هر یک از آنها بیان حقی در آیات محکم قرآن عظیم وجود دارد و بسیاری از آنها را می‌توان به تفصیل در بیاناتمان پیدا کرد. درهرحال به تدریج و با فاصله به هر يك از آنها پاسخ خواهیم داد. اول اینکه می‌بینم روح القدس را به ناحق بیان کرده‌ای. به حق فتوا می‌دهم که روح القدس رسول خدا و فرشته و ملک او جبریل علیه الصلاة و السلام است و برهان مبین برای اینکه روشن کند او جبریل است را در این فرموده خداوند تعالی پیدا می‌کنید:
{وَإِذَا بَدَّلْنَا آيَةً مَّكَانَ آيَةٍ وَاللَّـهُ أَعْلَمُ بِمَا يُنَزِّلُ قَالُوا إِنَّمَا أَنتَ مُفْتَرٍ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ ﴿١٠١﴾ قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِن رَّبِّكَ بِالْحَقِّ لِيُثَبِّتَ الَّذِينَ آمَنُوا وَهُدًى وَبُشْرَىٰ لِلْمُسْلِمِينَ ﴿١٠٢﴾}
 صدق الله العظيم [النحل]
{ و هنگامی که آیه‌ای را به جای آیه دیگری قرار دهیم و خدا بهتر می‌داند چه حکمی را نازل کند- آنها می‌گویند: «تو افترا می‌بندی!» امّا بیشترشان (حقیقت را) نمی‌دانند! (۱۰۱) بگو، روح القدس آن را از جانب پروردگارت بحقّ نازل کرده، تا افراد باایمان را ثابت‌قدم گرداند؛ و هدایت و بشارتی است برای عموم مسلمانان! (۱۰۲)}
به فرمایش خداوند تعالی بنگر: {قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِن رَّبِّكَ} صدق الله العظيم،
گو، روح القدس آن را از جانب پروردگارت نازل کرده}
یعنی روح القدس جبریل از نزد پروردگارت آن را به حق نازل کرده است.
درمورد تأیید رسول الله مسیح عیسی بن مریم با روح القدس؛ این زمانی است که بنی اسراییل قصد جان ایشان را کردند و خداوند با ملائکه به رهبری روح القدس به ایشان ياري رساند تا عیسی را در تابوت سکینه قرار داده و حمل نمایند. روح القدس با اذن خداوند جسد دیگری را با چهره‌ای که در نظرشان مانند مسیح عیسی بن مریم به آنان نشان داد اما جسدی که روح نداشت. روح القدس این جسد را در خوابگاه مسیح عیسی بن مریم گذاشت و همان پوششی را بر او افکند که در هنگام خواب و درهمان محلی که عادت داشت در آن بخوابد و بنی اسراییل نیز از آن خبر داشتند بر روی خود می‌انداخت . دشمنان خداوند از قوم بنی اسراییل مردی را که در خوابگاه مسیح عیسی بن مریم بود، با این تصور که او مسیح عیسی بن مریم است. او را با شمشیر زدند تا گمان نمودند كه او کشته شده و سپس او را به صلیب کشیدند و مقصود از صلب قطع سر از بدن است.
و اما مسیح عیسی بن مریم؛
خداوند روح او را همانند اصحاب کهف نزد خود بالا برد. ملائکه و روح القدس جسد مسیح عیسی بن مریم حقیقی را در تابوت سکینه قرار دادند. ملائکه و روح القدس این تابوت را حمل کرده و در غار به اصحاب کهف افزودند. او همان "رقیم" است که به اصحاب کهف اضافه شده. البته جسدش اضافه شده و خداوند روح او را تا زمانی معین بالا برده است. مگر خداوند تعالی نفرموده است:
{وَمَكَرُوا وَمَكَرَ اللَّـهُ ۖ وَاللَّـهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ ﴿٥٤﴾ إِذْ قَالَ اللَّـهُ يَا عِيسَىٰ إِنِّي مُتَوَفِّيكَ وَرَافِعُكَ إِلَيَّ وَمُطَهِّرُكَ مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا}
صدق الله العظيم [آل عمران:54-55]
{آنان مكر كردند، و خدا هم مكر كرد، و خدا بهترين مكركنندگان است. (۵۴)) آنگاه خدا گفت: اى عيسى، من تو را مى‌ميرانم، و به سوى خود برمى آورم، و از كافران دور مى‌سازم، }؟
بنگر؛ خداوند از وفات روح و بالا بردن آن سخن می‌گوید و سپس می‌فرماید: {وَمُطَهِّرُكَ مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا}؛ یعنی جسد اورا ازدست اندازی ایادی کافر پاک و دورمی‌سازد تا به آن آسیبی نرسانند. خداوند با روح القدس جبریل او را یاری می‌نماید و او را از خوابگاهش حمل نمود و در حالي كه روحش نزد آفریدگارش رفت، جسدش در تابوت سکینه قرار داده شد. روح القدس به قدرت پروردگارش؛ جسد دیگری را در خوابگاه مسیح عیسی بن مریم علیه الصلاة و السلام قرار می دهد تا گروهی از بنی اسراییل که قصد مکر و حیله دارند تصور کنند مسیح عیسی بن مریم است. چهره جسد شبیه عیسی اما بدون روح بود. گروهی از بنی اسراییل که مکارانه قصد کشتن مسیح عیسی بن مریم را داشتند به خوابگاه او رفتند و به کسی که شبیه او بود شمشیر زدند و سپس اقدام به تصلیب یعنی قطع سر از جسد کردند. مگر يوسف به یکی از ان دو نفر که خواب دیده بودند نگفت: 
 {يَا صَاحِبَيِ السِّجْنِ أَمَّا أَحَدُكُمَا فَيَسْقِي رَبَّهُ خَمْرًا وَأَمَّا الْآخَرُ فَيُصْلَبُ فَتَأْكُلُ الطَّيْرُ مِن رَّأْسِهِ قُضِيَ الْأَمْرُ الَّذِي فِيهِ تَسْتَفْتِيَانِ ﴿٤١﴾}
صدق الله العظيم [يوسف]؟
{اى دوستان زندانى من، اما يكى از شما براى مولاى خويش شراب ريزد، اما سر دیگری را قطع کنند و پرندگان سر او بخورند. كارى كه در باره آن نظر مى‌خواستيد به پايان آمده است.}
از اینجا استنباط می‌کنیم مقصود از صلب قطع کردن سر از جسد است؛ چون آن مرد به ناحق مرتکب قتل نفس شده و دادگاه حکم داد که سر او قطع شده و در معابر عمومی آویزان شود تا درس عبرت گردد؛ اما جسد فوری دفن شد و همانا که سر در معابر عمومی برای درس و عبرت به دیگران آویخته ماند. لذا خداوند تعالی می‌فرماید: {وَأَمَّا الْآخَرُ فَيُصْلَبُ فَتَأْكُلُ الطَّيْرُ مِن رَّأْسِهِ} صدق الله العظيم.
چرا پرندگان از جسد که نرم‌تر از جمجمه است نخورند؟ جواب این است که جسدش بعد از جدا شدن سر با شمشیردر قبر دفن شد. نکته مهم این است که از داستان همراهان زندانی در می‌یابیم که مقصود از صلب قطع کردن سر بوده و قتل به وسیله ضربه شمشیر صورت می‌گیرد. از موضوع مربوط به رسول الله عیسی بن مریم و مادرش خارج نشویم؛ همانا که می‌خواستیم از آیات محکم قرآن برهان بیاوریم که مقصود از صلب قطع سر از بدن است و لذا می‌بینید که خداوند از قتل و سپس صلب ياد کرده و می‌فرماید:
{وَقَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِيحَ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ رَسُولَ اللَّـهِ وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ وَلَـٰكِن شُبِّهَ لَهُمْ} 
 صدق الله العظيم [النساء: 157].
{ و گفتارشان که: «ما، مسیح عیسی بن مریم، پیامبر خدا را کشتیم!» در حالی که نه او را کشتند، و نه سر او را قطع کردند؛ لکن امر بر آنها مشتبه شد.}
ببینید قبل از صلب سخن از قتل به میان می‌آید چون آنها با این تصور که رسول الله مسیح در خوابگاه است او را با شمشیر زدند تا به قتل برسانند و همانا که آن جسد فاقد روح بود و روح القدس به اذن پروردگار چهره او را مانند چهره مسیح عیسی بن مریم کرد. مهم این است که آن مکاران جسدی را که در خوابگاه بود با ضربات شمشیر کشتند و سپس بعد از کشتن؛سر را از بدن صلب کردند یعنی بریده و جدا کردند. برای همین خداوند تعالی می‌فرماید: 
 {وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ وَلَـٰكِن شُبِّهَ لَهُمْ} صدق الله العظيم.
{نه او را کشتند، و نه سر او را قطع کردند؛ لکن امر بر آنها مشتبه شد.}
ببینید که با قتل شروع و سپس به صلب ختم می‌شود؛ یعنی آنها جسدی را که در خوابگاه مسیح عیسی بن مریم پیدا کرده بودند و لحاف او را بر خود داشت را با شمشیر زده و بعد از قتل؛ سر آن را از بدن جدا کردندـ صلب- مهم تصديق كردن فرموده خداوند تعالی است:
{وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ وَلَـٰكِن شُبِّهَ لَهُمْ} صدق الله العظيم. {نه او را کشتند، و نه سر او را قطع کردند؛ لکن امر بر آنها مشتبه شد.}
چگونه می‌گویی آنها مسيح عيسى ابن مريم صلى الله عليه وآله وسلم را کشتند و ایشان دو روح داشتند که یکی را کشتند و دیگری باقی ماند؟ چنین بیانی از فکر تو و بدون علم و آگاهی از جانب خداست. روح القدس جبریل است که خداوند او را برای یاری و حفظ او از شر بنی اسراییل فرستاد. من برهانی اشکار از آیات محکم قرآن عظیم برایت آوردم که نشان می‌دهد روح القدس رسول خداوند جبریل علیه الصلاة و السلام است که با قرآن عظیم برمحمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم نازل شده است؛ تصدیق فرموده خداوند تعالی:
{وَإِذَا بَدَّلْنَا آيَةً مَّكَانَ آيَةٍ وَاللَّـهُ أَعْلَمُ بِمَا يُنَزِّلُ قَالُوا إِنَّمَا أَنتَ مُفْتَرٍ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ ﴿١٠١﴾ قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِن رَّبِّكَ بِالْحَقِّ لِيُثَبِّتَ الَّذِينَ آمَنُوا وَهُدًى وَبُشْرَىٰ لِلْمُسْلِمِينَ ﴿١٠٢﴾}  
صدق الله العظيم [النحل].
{ و هنگامی که آیه‌ای را به جای آیه دیگری قرار دهیم و خدا بهتر می‌داند چه حکمی را نازل کند- آنها می‌گویند: «تو افترا می‌بندی!» امّا بیشترشان (حقیقت را) نمی‌دانند! (۱۰۱) بگو، روح القدس آن را از جانب پروردگارت بحقّ نازل کرده، تا افراد باایمان را ثابت‌قدم گرداند؛ و هدایت و بشارتی است برای عموم مسلمانان! (۱۰۲)}
حجت حق درباره فتوای روح القدس برایت اقامه شد؛ او جبریل علیه الصلاة و السلام است.بعد از اینکه به حق بودن این بیان که در جواب سؤالت آمده است؛اعتراف کردی ان‌شاءالله به باقی سؤالاتت نیز پاسخ خواهیم داد ولو اینکه بسیاری از آنان را به حق در بیانات قبلی روشن کرده‌ باشیم ولی مشکلی نیست و به اذن خداوند بر دانش انصار و سایر حق‌جویان افزوده خواهد شد.
وسلامٌ على المرسلين والحمد لله ربّ العالمين..
أخوكم الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.
 

ه‍.ش. ۱۳۹۴ بهمن ۱۵, پنجشنبه

امام مهدی با آیات محکم قرآن به محمد حسان پاسخ می دهد

 
امام مهدی با آیات محکم قرآن به محمد حسان پاسخ می دهد
بسم الله الرحمن الرحيم
والصلاة والسلام على جدي محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم الأطهار والسابقين الانصار في الأولين 
وفي الآخرين وفي الملأ الأعلى إلى يوم الدين:
خطاب به شیخِ فاضل ومحترم محمد حسان و تمامی علمای امت و واعظان منابر! همانا که زمان آن رسیده که تقدیرِ حتمیِ برانگیخته شدن" خلیفه خدا در زمین مهدی منتظر" که در کتاب مسطورثبت بوده است ؛روی دهدو اکنون شما در "دوران گفتگوی ما قبل ظهور"قرار دارید . از طریق "میزگرد گفتگوی جهانی"(سایت مهدی منتظر امام محمد ناصر یمانی) تمامی مفتیان عالم و واعظان منابر برای این گفتگو (گفتگوی پیش از ظهور) دعوت می شوند. امام مهدی؛ بعد از آنکه دعوتش مورد باور و پذیرش قرار گرفت؛ درکنار بیت العتیق نزد شما حاضر(ظاهر) خواهد شد.واگر از باورو پذیرش او سرباز زدید وازاولین کسانی بودید که به بیانات حقِ کتاب کافر گشتید، آنگاه با عبور سیاره عذاب ،خداوند در یک شب مرا پیروز و شما را خوار خواهد کرد،شبی که در آن" شب از روز پیشی می گیرد". رسیدن خورشید به ماه(ادرکت الشمس القمر) و بزرگ شدن هلال(انتفاخ اهله)، نشانه ای ازنشانه های بزرگ ساعت(قیامت)اند(اشراط الساعته الکبری) که قبلاً رخ داده است واکنون شما در" دوران گفتگوی پیش از ظهور" قرار گرفته اید. سیاره عذاب (سقر) این بار از نزدیک ترین فاصله از کنار زمین عبور میکند و بزرگ ترین نشانه از نشانه های بزرگ ساعت(یعنی)"پیشی گرفتن شب از روز " روی خواهد داد . خداوند یک شبه مهدی منتظر را برجهانیانی که خوار و مطیع شده اند، پیروز خواهد کرد.شبی که قلب رویگردانندگان از بیاناتِ راستین(حق) ذکر(قرآن) ،به گلوشان می رسد.
در اینجا برای شما تعدادی سؤال به همراه پاسخ آنها ؛از آیات محکم کتاب آمده است تا یادآوری باشد برای خردمندان.

س1-آیا انسان در انتخاب خلیفه خدا در زمین مهدی منتظر نقشی دارد؟

ج1- خداوند تعالی فرموده است:
{وَرَبُّكَ يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ وَيَخْتَارُ مَا كَانَ لَهُمُ الخِيَرَةُ سُبْحَانَ اللَّهِ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ}
صدق الله العظيم [القصص:68]
{و پروردگار تو هر چه بخواهد می آفریند، و (هر چه بخواهد) بر می گزیند، آنان را (هیچ) اختیاری نیست، خداوند منزه و برتر است از آنچه شریک او قرار می دهند.}
س2-آیا نشانۀ(آیه) تأیید مهدی منتظر فرو رفتن در بیابان(خسف في البيداء)است یا نشانه (آیه)ای است که از آسمان نازل می شود تا از ترس آن گردن تمام بشریت در مقابل خلیفه خدا بر زمین مهدی منتظر تسلیم و خاضع گردد؟
ج2- خداوند تعالی فرموده است:
{إِنْ نَشَأْ نُنَزِّل عَلَيْهِمْ مِنْ السَّمَاء آيَة فَظَلَّتْ أَعْنَاقهمْ لَهَا خَاضِعِينَ}
صدق الله العظيم[الشعرإ:4]
{اگر بخواهیم از آسمان بر آنها نشانه ای نازل می کنیم که گردنهایشان در برابر آن تسلیم (و خاضع) گردد.}
س3-این نشانه(یا آیه) تأییدی که خداوند از آسمان آنرا نازل میکند و از ترس آن گردن تمام بشریت در مقابل خلیفه خدا بر زمین خم میگردد چیست .آیا درآیات محکم کتاب توضیحی در باره آن داده شده است؟
ج3- خداوند تعالی فرموده است:
{بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ يَلْعَبُونَ (10) فَارْتَقِبْ يَوْمَ تأتِي السَّمَاءَ بِدُخَانٍ مُّبِينٍ (11) يَغْشَى النَّاسَ هَذَا عَذَابٌ أَلِيمٌ (12)رَبَّنَا اكْشِفْ عَنَّا الْعَذَابَ إِنَّا مُؤْمِنُونَ (13) أَنَّى لَهُمُ الذِّكْرَى وَقَدْ جَاءَهُمْ رَسُولٌ مُّبِينٌ (14) ثُمَّ تَوَلَّوْا عَنْهُ وَقَالُوا مُعَلَّمٌ مَّجْنُونٌ (15) إِنَّا كَاشِفُو الْعَذَابِ قَلِيلًا إِنَّكُمْ عَائِدُونَ (16) يَوْمَ نَبْطِشُ الْبَطْشَةَ الْكُبْرَى إِنَّا مُنتَقِمُونَ (17)} 
صدق الله العظيم[الدخان]
{بلکه, آنها در شک اند (و) بازی می کنند(10)پس منتظر روزی باش که آسمان دودی آشکار (پدید) آورد(11)که (تمام) مردم را فرا می گیرد, این عذابی دردناک است(12(آنگاه کافران می گویند:پروردگارا! (این) عذاب را از ما برطرف کن, بی گمان ما ایمان می آوریم»(13)چگونه (واز کجا) پند می پذیرند در حالی که پیامبر روشنگر برای شان آمد(14)سپس از او روی گرداندند, وگفتند: «(او) آموزش یافته ای دیوانه است(15).بی گمان ما اندکی عذاب را برطرف می کنیم, (ولی) شما (به کفر واعمال زشت خود) باز می گردید.(16)روزی که به گرفتنی سخت (آنها را) فروگیریم, بی گمان ما انتقام گیرنده ایم(17)}
س4- برای اهل تدبر مشخص شد که وقتی خداوند تعالی می فرماید:
{يَغْشَى النَّاسَ هَذَا عَذَابٌ أَلِيمٌ (12)رَبَّنَا اكْشِفْ عَنَّا الْعَذَابَ إِنَّا مُؤْمِنُونَ (13)}
صدق الله العظيم
به معنای اینست که این نشانۀ(آیه) تأیید خلیفه خدا بر زمین "مهدی منتظر" تمام مردم را فرا میگیرد چه مسلمان و چه کافر ، پس چگونه خداوند آبادی مسلمانان را همراه با آبادی کافران عذاب میکند؟

ج4-خداوند تعالی فرموده است:
{وَمَا كَانَ رَبُّكَ لِيُهْلِكَ الْقُرَى بِظُلْمٍ وَأَهْلُهَا مُصْلِحُونَ}
صدق الله العظيم[هود:117]
{و پروردگارت چنین نبود که شهرها (و آبادیها) را به ظلم نابود کند ، در حالی که اهل آن (افرادی شایسته و) نیکو کار باشند.}
س5-آیا این بدان معنی است که خداوند زمانی امام مهدی را برمی انگیزد که آبادی های زمین-هم مسلمان و هم کافر-مملو از ظلم و ستم شده است و نشانه(آیه) عذاب؛تمام آبادی های کافر و مسلمان را در برمی گیرد؟
ج5- خداوند تعالی فرموده است:
{وَمَا كُنَّا مُهْلِكِي الْقُرَى إِلَّا وَأَهْلُهَا ظَالِمُونَ}
صدق الله العظيم [القصص:59]
{و ما هرگز قریه ها (و آبادیها) را هلاک نکردیم؛ مگر آن که اهالی آن ستمکار بودند.}
س6-آیا مقدر نبود که آیه "عذابی که در انتظارش هستیم در دوران(حیات) آخرین پیامبر محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم فرود آید؟
ج6- خداوند تعالی فرموده است:
{وَمَا كَانَ اللّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَأَنتَ فِيهِمْ وَمَا كَانَ اللّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَهُمْ يَسْتَغْفِرُونَ }
[الانفال:33] صدق الله العظيم
{وتا تو (ای پیامبر) در میان آنها هستی, خداوند آنها را عذاب نخواهد کرد} و(نیز) تا زمانی که استغفار می کنند؛ خداوند عذابشان نمی کند}.
س7- آیا این نشانۀ تأیید و یاری و پیروزی خلیفه خدا"مهدی منتظر" که یک شبه برتمام آبادی های بشر(چه کافر وچه مسلمان) نازل می شود نشانه ای از نشانه های بزرگ قیامت (اشراط بزرگ ساعت)است؟
ج7-خداوند تعالی فرموده است:
{وَإِنْ مِنْ قَرْيَةٍ إِلَّا نَحْنُ مُهْلِكُوهَا قَبْلَ يَوْمِ الْقِيَامَةِ أَوْ مُعَذِّبُوهَا عَذَابًا شَدِيدًا كَانَ ذَلِكَ فِي الْكِتَابِ مَسْطُورًا (58) وَمَا مَنَعَنَا أَنْ نُرْسِلَ بِالْآَيَاتِ إِلَّا أَنْ كَذَّبَ بِهَا الْأَوَّلُونَ وَآَتَيْنَا ثَمُودَ النَّاقَةَ مُبْصِرَةً فَظَلَمُوا بِهَا وَمَا نُرْسِلُ بِالْآَيَاتِ إِلَّا تَخْوِيفًا(59)}
صدق الله العظيم [الاسراء]
{و هیچ (آبادی و) قریه ای نیست؛ مگر اینکه پیش از (فرا رسیدن) روز قیامت، ما آنان را هلاک خواهیم کرد، یا به عذاب شدیدی عذابشان می کنیم، این در کتاب ) لوح محفوظ) ثبت است (58) .و (هیچ چیز) ما را از فرستادن معجزات باز نداشت؛ جز اینکه پیشینیان آن را تکذیب کردند، و به (قوم) ثمود، ماده شتر که (معجزه ای) روشنگر بود ، دادیم، پس (آنها) به آن ستم کردند (و آن را کشتند) . و ما معجزات را جز برای ترسانیدن نمی فرستیم(59)}
س8-در کتاب(قرآن) به روزی که مهدی منتظربانشانه عذاب دردناک بر تمام بشر پیروز (ظاهر) می شود؛ چه نامی داده شده است؟
ج8- خداوند تعالی می فرماید:
{وَلا يَزَالُ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي مِرْيَةٍ مِنْهُ حَتَّى تَأْتِيَهُمُ السَّاعَةُ بَغْتَةً أَوْ يَأْتِيَهُمْ عَذَابُ يَوْمٍ عَقِيمٍ ( 55)}صدق الله العظيم
{و کسانی که کافر شدند همواره در آن (= قرآن) شک دارند، تا آنکه نا گهان قیامت فرا رسد یا عذاب روز عقیم(بی فرجام،ناتمام) بر آنها (فرود) آید}
س9-آیا مقصود خداوند این است که کافرین همواره درشک و تردیدند ، و تمام مردم نیزبه این قرآن عظیم که از جانب خداوند برای تمام بشریت آمده ایمان نیاورده اند مگر آنکه نشانه عذاب برآنها نازل شود،سپس (با نزول عذاب) همه مردم ایمان آورده و لذا خداوند عذاب را ازتا زمانی معین ازآنها برخواهد داشت تا خلیفه خدا امام مهدی پیروی و تبعیت کنند ؟
بسم الله الرحمن الرحيم

{حم ﴿1﴾ وَالْكِتَابِ الْمُبِينِ ﴿2﴾ إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةٍ مُّبَارَكَةٍ ۚ إِنَّا كُنَّا مُنذِرِينَ ﴿3﴾ فِيهَا يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ ﴿4﴾ أَمْرًا مِّنْ عِندِنَا ۚ إِنَّا كُنَّا مُرْسِلِينَ ﴿5﴾ رَحْمَةً مِّن رَّبِّكَ ۚ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ﴿6﴾ رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا ۖ إِن كُنتُم مُّوقِنِينَ ﴿7﴾ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ يُحْيِي وَيُمِيتُ ۖ رَبُّكُمْ وَرَبُّ آبَائِكُمُ الْأَوَّلِينَ ﴿8﴾ بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ يَلْعَبُونَ ﴿9﴾ فَارْتَقِبْ يَوْمَ تَأْتِي السَّمَاءُ بِدُخَانٍ مُّبِينٍ ﴿10﴾ يَغْشَى النَّاسَ ۖ هَٰذَا عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿11﴾ رَّبَّنَا اكْشِفْ عَنَّا الْعَذَابَ إِنَّا مُؤْمِنُونَ ﴿12﴾ أَنَّىٰ لَهُمُ الذِّكْرَىٰ وَقَدْ جَاءَهُمْ رَسُولٌ مُّبِينٌ ﴿13﴾ ثُمَّ تَوَلَّوْا عَنْهُ وَقَالُوا مُعَلَّمٌ مَّجْنُونٌ ﴿14﴾ إِنَّا كَاشِفُو الْعَذَابِ قَلِيلًا ۚ إِنَّكُمْ عَائِدُونَ ﴿15﴾ يَوْمَ نَبْطِشُ الْبَطْشَةَ الْكُبْرَىٰ إِنَّا مُنتَقِمُونَ ﴿16﴾ }
صدق الله العظيم [الدخان]
بسم الله الرحمن الرحيم

{حم‌ (۱) سوگند به این کتاب روشنگر، (۲) که ما آن را در شبی پر برکت نازل کردیم؛ ما همواره انذارکننده بوده‌ایم! (۳) در آن شب هر امری بر اساس حکمت (الهی) تدبیر و جدا می‌گردد. (۴) (آری، نزول قرآن) فرمانی بود از سوی ما؛ ما (محمد (ص) را) فرستادیم! (۵) اینها همه بخاطر رحمتی است از سوی پروردگارت، که شنونده و داناست! (۶) (همان) پروردگار آسمانها و زمین و آنچه در میان آنهاست، اگر اهل یقین هستید! (۷) هیچ معبودی جز او نیست؛ زنده می‌کند و می‌میراند؛ او پروردگار شما و پروردگار پدران نخستین شماست! (۸) ولی آنها در شکند و (با حقایق) بازی می‌کنند. (۹) پس منتظر روزی باش که آسمان دود آشکاری پدید آورد... (۱۰) که همه مردم را فرامی‌گیرد؛ این عذاب دردناکی است! (۱۱) (می‌گویند:) پروردگارا! عذاب را از ما برطرف کن که ایمان می‌آوریم. (۱۲) چگونه: و از کجا متذکر می‌شوند با اینکه رسول روشنگر (با معجزات و منطق روشن) به سراغشان آمد! (۱۳) سپس از او روی گردان شدند و گفتند: «او تعلیم یافته‌ای دیوانه است!» (۱۴) ما عذاب را کمی برطرف می‌سازیم، ولی باز به کارهای خود بازمی‌گردید! (۱۵) (ما از آنها انتقام می‌گیریم) در آن روز که آنها را با قدرت خواهیم گرفت؛ آری ما انتقام گیرنده‌ایم! (۱۶).}
س10-آیا این بدان معناست که تا مردم شاهد عذاب روز عقیم و بی فرجام نباشند به این قرآن ایمان نیآورده و مثل یک امت واحد درمسیرمستقیم(صراط مستقیم)
قرار نمی گیرند؟
ج10-خداوند تعالی می فرماید:
{وَلا يَزَالُ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي مِرْيَةٍ مِنْهُ حَتَّى تَأْتِيَهُمُ السَّاعَةُ بَغْتَةً أَوْ يَأْتِيَهُمْ عَذَابُ يَوْمٍ عَقِيمٍ ( 55)}صدق الله العظيم
{و کسانی که کافر شدند همواره در آن (= قرآن) شک دارند، تا آنکه نا گهان قیامت فرا رسد یا عذاب روز نحس بر آنها (فرود) آید}
س11-برای ما روشن کردید نشانه تأییدی که از آسمان میآید دودی آشکار (دخان المبین) و عذاب دردناکی است همه مردم را دربرمی گیرد ،سپس همگی انسان ها به قرآن عظیم ایمان آورده و شکشان به یقین تبدیل می شود لذا می گویند:
{رَبَّنَا اكْشِفْ عَنَّا الْعَذَابَ إِنَّا مُؤْمِنُونَ (13) }صدق الله العظيم
و سپس خداوند دعای شان را مستجاب کرده و می فرماید:

{إِنَّا كَاشِفُو الْعَذَابِ قَلِيلًا إِنَّكُمْ عَائِدُونَ (16)يَوْمَ نَبْطِشُ الْبَطْشَةَ الْكُبْرَى إِنَّا مُنتَقِمُونَ (17)}
 صدق الله العظيم
آیا مطمئن هستید منظور از”البطشة الكُبرى" که در قرآن به آن اشاره شده همان ساعت قیامت است؟

ج11-گواه آن فرموده خداوند تعالی است که:
{يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَيْءٌ عَظِيمٌ(1)يَوْمَ تَرَوْنَهَا تَذْهَلُ كُلُّ مُرْضِعَةٍ عَمَّا أَرْضَعَتْ وَتَضَعُ كُلُّ ذَاتِ حَمْلٍ حَمْلَهَا وَتَرَى النَّاسَ سُكَارَى وَمَا هُمْ بِسُكَارَى وَلَكِنَّ عَذَابَ اللَّهِ شَدِيدٌ(2)
} 
صدق الله العظيم [حج]
{ای مردم! از پروردگارتان بترسید، بدون شک زلزله ی قیامت حادثه ی عظیمی است(1)روزی که آن را می بینید، هر مادر شیر دهی، (کودک) شیر خوارش از یاد خود می برد، و هر (زن) بارداری، بار خود را بر زمین می گذارد، و مردم را مست می بینی، در حالی که مست نیستند، و لیکن عذاب خدا شدید است.}(2)و خداوند تعالی می فرماید:
{بَلِ السَّاعَةُ مَوْعِدُهُمْ وَالسَّاعَةُ أَدْهَى وَأَمَرُّ ﴿46﴾}

صدق الله العظيم[قمر]
{بلکه قیامت وعده گاه آنها ست, وقیامت سخت تر وتلخ تر است}
س12-سؤالی که دراینجا پیش می آید این است که آیا بعد از اینکه تمام مردم به قرآن عظیم ایمان آورده و از خلیفه خدا امام مهدی پیروی کردند،آیا بازهم فتنه ای از عالم دیگربرای تمام مردم می رسد؟

ج12-خداوند تعالی می فرماید:
{الم (1)احَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُواآمَنَّا وَهُمْ لَايُفْتَنُونَ(2)}
صدق الله العظيم[العنکبوت]
{الم(1)آیا مردم پنداشتند که چون بگویند: «ایمان آوردیم» (به حال خود) رها می شوند، و آنان آزمایش نمی شوند (2)!؟}
س13- صبرکن ،صبرکن آیا حروف رمز(الم)به حروف اول نامی که خلیفه خدا امام مهدی با آن وصف شده است (المهدی)و در دوران او تمام مردم ایمان می آورند اشاره ندارند؟ و هم چنین اشاره آیه به فتنه المسیح کذاب نیست که تمام مردم را گرفتار می کند؟
ج13-خداوند تعالی می فرماید:
{ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ (1) مَا أَنتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ (2)وَإِنَّ لَكَ لَأَجْرًا غَيْرَ مَمْنُونٍ (3) وَإِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ (4)فَسَتُبْصِرُ وَيُبْصِرُونَ (5)بِأَييِّكُمُ الْمَفْتُونُ (6)}
 صدق الله العظيم
{نون, سوگند به قلم وآنچه می نویسند(1)که تو به نعمت (وفضل) پروردگارت دیوانه نیستی.(2)وبی گمان برای تو پاداشی بی پایان (وعظیم) است.(3)و یقیناَ تو بر اخلاق وخوی بسیار عظیم و والایی هستی (4)پس تو بزودی خواهی دید و آنها (نیز) خواهند دید(5)که کدام یک از شما دیوانه است! (6)}
س14-صبرکن، صبرکن،حرف رمز "ن" چه ارتباطی با محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم دارد که خداوند وعده یاری آشکاربرعلیه تکذیب کنندگان قرآن عظیم را به او داده است ؟
اول به این سؤالم جواب بده که عقیده تو در مورد برانگیخته شدن امام مهدی توسط خداوند چیست،آیا نبی جدیدی خواهد بود که کتاب جدیدی هم برای امت می آورد؟
جوابت هم معلوم است .البته که نه ،خداوند کلام خودرا که در آیات محکم کتاب آمده است نقض نخواهد کرد.خداوند تعالی می فرماید:
{مَّا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِّن رِّجَالِكُمْ وَلَكِن رَّسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيماً}
صدق الله العظيم [الأحزاب:40]
{محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) پدر هیچ یک از مردان شما نیست، و لیکن رسول خدا و خاتم پیامبران است، و خداوند به هر چیز آگاه است}
پس بدون شک،خداوند امام مهدی را برای یاری(ناصر) محمد صلى الله عليه وآله وسلم برمی انگیزد.
ای پرسشگر مقصودت چیست که"بدون شک خداوند امام مهدی را برای یاری(ناصر) محمد صلى الله عليه وآله وسلم برمی انگیزد"!
آن پرسشگر پاسخ می دهد، منظور اینست که سزاوار خداوند نیست که برای مردم فتوای متناقض بدهد.از آنجا که خداوند فرموده اند محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم ؛ خاتم الأنبياء والمُرسلين است ؛ پس خداوند امام مهدی را به عنوان نبی جدید برنمی انگیزد ؛بلکه اورا برای یاری (ناصر) محمد می فرستد تا با آنچه که بر خاتم الأنبیاء و المرسلین محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم نازل شده، برای مردم دلیل آورده و آنان را به همان بصیرتی که با محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم آمده است، یعنی قرآن عظیم دعوت نماید.
اگر راست می گویید پس چرا از امام ناصرمحمد روی برمی گردانید واین بیان حق فرموده ا خداوند تعالی است که :

ج14-{ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ (1) مَا أَنتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ (2)وَإِنَّ لَكَ لَأَجْرًا غَيْرَ مَمْنُونٍ (3) وَإِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ (4)فَسَتُبْصِرُ وَيُبْصِرُونَ (5)بِأَييِّكُمُ الْمَفْتُونُ (6)
}صدق الله العظيم
{نون, سوگند به قلم وآنچه می نویسند(1)که تو به نعمت (وفضل) پروردگارت دیوانه نیستی.(2)وبی گمان برای تو پاداشی بی پایان (وعظیم) است.(3)و یقیناَ تو بر اخلاق وخوی بسیار عظیم و والایی هستی (4)پس تو بزودی خواهی دید و آنها (نیز) خواهند دید(5)که کدام یک از شما دیوانه است! (6)}
این حرف اول نام امام مهدی(ناصرمحمد) است. خداوند با نام (ناصرمحمد) از او خبر میدهد چرا که او به عنوان یک نبی جدیدبرانگیخته نشده، بلکه ناصر(یاری کننده)خاتم الأنبياء والمرسلين (محمد)صلى الله عليه وآله وسلم است. به همین جهت نامش همراه با خبرش آمده است واین حقیقت که، نام مهدی منتظر ناصر محمد یمانی است.آیا نمی بینید نام محمد دراسم( ناصرمحمد)همراهی می شود.خداوند همراهی(هم پوشانی) نام مرا با نام محمد در نام پدرم قرارداده است،تا نامم خبر و نشانه امرم را با خود داشته باشد.اماخداوند برهان و حجتش را در نام نمی گذارد چرا که هزاران نفر را میتوانید با همین نام پیدا کنید. خداوندحجت را در علم قرار داده است (اگر اهل آن باشید).در فتوایی از محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم که در رویایی صادقه به مهدی منتظر فرمودند "{وما جادلك أحد من القرآن إلا غلبته} " "{با هرکسی از قرآن بحث کنی، براو پیروز شوی}" ...انتهاى رویا
از آنجا که رؤیا تنها متعلق به صاحب آن است ونمی شود براساس آن برای مردم حکم شرعی صادر کرد، اگرخداوند با به حقیقت پیوستن رؤیا مرا تصدیق نمایدو علماء امت ببینند که امام ناصر محمد یمانی، با استفاده ازدلایل روشنی که برگرفته ازمحکمات قرآن عظیم است بر همه کس غلبه پیدا می کند ؛ این تأییدی است از جانب خداوند که درست و واقعی بودن رؤیای من را ثابت می کند.برای شما هم روشن می گرددکه خداوند حقیقتاً ناصر محمد را به عنوان خلیفه شما انتخاب کرده است.و انتخاب خلیفه باخداونداست نه با شما .گواه آن فرموده خداوند تعالی است که:

{وَرَبُّكَ يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ وَيَخْتَارُ مَا كَانَ لَهُمُ الخِيَرَةُ سُبْحَانَ اللَّهِ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ}
صدق الله العظيم [القصص:68]
{و پروردگار تو هر چه بخواهد می آفریند، و (هر چه بخواهد) بر می گزیند، آنان را (هیچ) اختیاری نیست، خداوند منزه و برتر است از آنچه شریک او قرار می دهند}
و اما در مورد "فرو رفتن در بیابان" ( خسف بالبیداء)مفتریان نمی خواهند کسی از شما تا زمانی که خداوند شما را در زمین فرو نبرده باشد حق را تصدیق کنید. آیا نمی خواهید از خدا پروا کنید؟ چرا که علت روی برگرداندنتان از حق اینست که؛ منتظرید اول در بیابان فرو روید سپس خداوند بعد از هلاکتتان مجدد شما را برانگیزد .آیا پروا نمی کنید .آیا غیر از این در روایت شیخ ارجمند محمد حُسان- که با رنگ قرمز نقل شده -آمده است که:
(فقد يسأل سائل وكيف نعرف أن الذي خرج في مكة هو المهدي الحقيقيّ ، فقد خرج كثير من الكذابين و الدجاجلة وادعى كل واحد منهم أنه المهديّ فكيف نعرف أن الذي خرج هو المهديّ الحقيقي لقد أخبرنا النبي صلى الله عليه وسلم بعلامة نبوية محمدية صادقة إن وقعت تلك العلامة فلتعلم الأمة كلها أن الذي ظهر ببيت الله الحرام هو محمد بن عبد الله المهديّ -عليه السلام- ما هي هذه العلامة.؟
اسمع كلام الصادق الذي لا ينطق عن الهوى روى البخاري ومسلم من حديث عائشة رضي الله عنها قالت: عبث رسول الله صلى الله عليه وسلم يوماً في منامه- يعني تحرك النبي على غير عادته في النوم- فقالت عائشة: يا رسول الله رأيتك قد فعلت شيئاً لم تكن تفعله ، فقال النبي عليه الصلاة والسلام: "العجب أن ناساً من أمتي يؤمّون البيت الحرام - أي يقصدون البيت الحرام- لرجلٍ من قريش لجأ بالبيت الحرام فإذا كانوا ببيداء من الأرض خُسِفَ بهم - أي إذا خرج هؤلاء القوم لهذا الرجل الذي اعتصم ببيت الله الحرام يخسف الله الأرض بهذا الجيش وهذا أمر كونيّ قدريّ آخر لا دخل للبشر فيه - قالت عائشة: قلت يا رسول الله فإن الطريق يجمع الناس - يعني ما ذنب كثيرٍ من الناس ممن يمشون في الطريق ممن لم يخرجوا لقتال المهدي في هذا الجيش ؟ - فقال النبي: نعم فيهم المستبصر والمجبور وابن السبيل يهلكون جميعاً مهلكاً واحداً ويصدرون مصادر شتى يبعثهم الله على نياتهم" يبعث الله كل واحد منهم على نيته التي خرج بها ومات عليها)

(کسی پرسید ه است :از کجا بدانیم آن کسی که از مکه برخاسته است همان مهدی واقعی است،چرا که تعداد زیادی از دروغگوها و دغلکاران با ادعای اینکه مهدی هستند، خروج میکنند. پس چگونه بفهمیم که این کسی که خروج کرده مهدی حقیقی است .در حقیقت نبي صلى الله عليه وسلم خبر از نشانه ای نبوی ؛محمدی و صادقی داده اند تا باوقوع آن امت متوجه شوند آن کسی که در کنار بیت الله الحرام ظاهر شده است ،همان محمد بن عبدالله المهدی-علیه السلام-است.آن نشانه چیست؟
به سخن پیامبر صادقی که از روی هوی و هوس سخن نمی گوید، گوش کن. بخاری و مسلم از عایشه رضی الله عنها نقل میکند: روزی رسول الله صلى الله عليه وسلم از خواب پریدند(یعنی بلندشدنشان از خواب مثل همیشه نبود) .عایشه به ایشان گفت: کاری را کردید که قبلاً ندیده بودم انجام دهید ،نبي عليه الصلاة والسلام فرمودند:" عجب از مردمی از امتم که به قصد مردی از قریش که در بیت الحرام مأمن گرفته است حرکت میکنند وبه وادی یا بیابان بین مکه و مدینه رسیدند زمین آنها را فرو می برد یا وقتی این قوم قصد مردی را که به بیت الله الحرام پناه برده بود را می کنند ؛خداوند زمین را در زیر پای این ارتش را فرو می برد (زمین آنها را می بلعد)این امربدون دخالت بشر و با دست تقدیر رقم می خورد. عایشه گفت:گفتم یا رسول الله مردم کثیری در آنجا هستند یعنی گناه افراد زیادی که به راه خودشان می رفتند یا از ارتشی که برای جنگ با مهدی حرکت نکرده بودند چیست؟-نبی فرمود: بله.در میان آنها هم افرادی هستند که آگاهانه حرکت کردند و هم کسانی که مجبور شدند یا مسافر بودند همگی آنها یک جا به هلاکت می رسند وسپس خداوند آنها را به صورت های گوناگون و طبق نیت هاشان بیرون می آورد. خداوند تک تک آنها را بر اساس نیتی که با آن عازم شده و سپس مرده بودند ؛برخواهد انگیخت)

روایت دروغ تمام شد.
پاسخ امام ناصر محمد یمانی این است که قسمتی از روایت را برایتان می آورم آیا فکرتان را بکار نگرفته و در درست یا نادرست بودن آن اندیشه نمی کنید شاید که پروا کنید:

(عایشه گفت:گفتم یا رسول الله مردم کثیری در آنجا هستند یعنی گناه افراد زیادی که به راه خودشان می رفتند یا از ارتشی که برای جنگ با مهدی حرکت نکرده بودند چیست؟-نبی فرمود: بله.در میان آنها هم افرادی هستند که آگاهانه حرکت کردند و هم کسانی که مجبور شدند یا مسافر بودند همگی آنها یک جا به هلاکت می رسند)
این آخر روایت است.
امام مهدی ناصر محمد یمانی جوابتان را چنین می دهد آیا نمی خواهید مسلمانان قبل از وقوع آنچه در روایت جعلی آمده است خلیفه خدا را تصدیق کنند :

(همگی آنها یک جا به هلاکت می رسند وسپس خداوند آنها را به صورت های گوناگون و طبق نیت هاشان بیرون می آورد) 
شیخ فاضل محمد حسان ؛امام ناصر محمد یمانی از شما و تمام علمای امت دعوت می کند تا به فراخوان او برای حضوردر میزگرد گفتگوی جهانی مهدی منتظر در "دوران گفتگوی پیش از ظهور"جواب مثبت دهید.به خدا قسم من این روش را انتخاب نکرده ام .از جانب خداوند این امر به من القاء شده است تا از طریق این وسیله (اینترنت) "در دوران گفتگوی پیش ازظهور"با شما بحث کنم.
اگر جوانان امت در راه خدا از اینترنت استفاده کنند نعمت بزرگی از جانب اوست.اما اگر در راه طاغوت و "فتنه انگیزی" در میان جوانان و "صحبت آلوده به گناه "با دختران و "پیروی از شهوات "استفاده شود کفران نعمت خدااست نه شکر آن. آیا فکرتان را به کار نمی گیرید؟ استفاده از آن را برای مهدی منتظر حرام میکنید واما برای اشاعه فحشاء و منکرات حلال؟از خدا پروا نمی کنید ؟ یا به علت آن که محمد رسول الله از اینترنت جهانی استفاده نمی کردند این بدعت است و هر بدعتی هم گمراهیست. امام ناصر محمد یمانی پاسخ تان میدهد که بله هر بدعتی در دین گمراهیست،اما بدعت درخود دین. اینترنت وسیله ای برای تبلیغ و بیان حق قرآن عظیم و گفتگو بین علمای امت در "دوران گفتگوی پیش از ظهور "است. آیا این منطقی است که امام ناصر محمد یمانی قبل از اینکه دعوتش را بپذیرید، برای بیعت با شمادر کنار بیت العتیق حاضر شود.؟یا عقل و منطق می گوید که قبل آمدن در کنار بیت العتیق،ابتدا باید گفتگوکرد (گفتگو پیش از ظهور) و سپس بعد از پذیرفته شدن دعوتش، مهدی منتظر برای بیعت در کنار بیت العتیق حاضر شود. اگراز فکر تان بهره می گیرید الان دست از روایات برداریدممکن است از چیز درستی که در روایات هست روی بر گردانید اما به چیزی در روایت استناد کنید که باطل و نادرست است. پس بیاییدبا کتاب خداوند قرآن عظیم حکم کنیم تا بعد برایتان روشن کنم سنت نبوی راستین( حق) با آنچه که مهدی منتظرازقرآن عظیم بیان میکند مطابقت دارد. از آنجایی که محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم قرآن رابرای مردم روشنترمیکندو امام مهدی نیزهمین قرآن را برای مردم بیان میکند؛خواهید دید که احادیث درست ،تأییدکننده سخنان امام مهدی که برگرفته از قرآنند ،خواهند بود..سپس احادیث درست را از احادیث باطل و نادرست جدا میکند.شما میدانید که در بین احادیث وارد شده از نبی، تناقضات بزرگ و تفاوت های زیادی وجود دارد.تعدادی از این احادیث درست هستند چرا که سخن آنها در مورد قرآن از روی هوی و هوس نیست. تعدادی از آنها هم نادرست و جعلی هستند. به همین علت اختلاف زیادی بین احادیث پیدا می کنید چون برخی درست و برخی نادرستند و حق و باطل همیشه در تضاد با همند .تا زمانی که آسمانها و زمین پابرجاست حق و باطل یکی نخواهند شد.با جستجوی روایات راویان مورد اعتماد نمی توانید درستی یا نادرستی روایات سنت نبوی را تشخیص دهید.هیهات هیهات. تنها با مراجعه به قرآن و تدبر در آیات محکم کتاب است که می توان حق و باطل را شناخت. اگر حدیثی از جانب غیر خدا جعل شده باشد بین آن و حکم قران اختلافات زیادی خواهید یافت.گواه آن فرموده خداوند تعالی است که:

{مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ ۖ وَمَنْ تَوَلَّىٰ فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا (80)وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِنْدِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ ۖ وَاللَّهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ ۖ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّهِ وَكِيلًا (81)أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ ۚ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرًا (82)وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ ۖ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَىٰ أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ ۗ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلَّا قَلِيلًا(83)}
صدق الله العظيم[النساء]
{کسی که از پیامبر اطاعت کند، خدا را اطاعت کرده؛ و کسی که سرباز زند، تو را نگهبان او نفرستادیم (80)و مى‏ گويند فرمانبرداريم ولى چون از نزد تو بيرون مى ‏روند جمعى از آنان مخفیانه جز آنچه تو گفتی را نزد خود پنهان می کنند و خدا آنچه را كه نزد خود نگه میدارند(برای بعد از فوت پیامبر)می نگارد پس از ايشان روى برتاب و بر خدا توكل كن و خدا بس كارساز است(81)آيا درباره قرآن نمي‏ انديشند (ایا مسلمانان در قرآن تدبر نمی کنند ) كه اگر (احادیث رسیده از پیامبر) از ناحيه غير خدا بود (با مقارنه آنها با قرآن )اختلافات فراواني (با قرآن ) درآن مي‏ يافتند.(82) و هنگامی که (کلامی) از امن یا ترس به آنها برسد از آن درمیان خود سخن می گویندو اگر آن را به پيامبر و اولياى امر خود ارجاع كنند قطعا از ميان آنان كسانى‏ اند كه [مى‏ توانند درست و نادرست] آن را دريابند و اگر فضل خدا و رحمت او بر شما نبود مسلما جز [شمار] اندكى از شيطان پيروى مى‏ كرديد(83)}
قانون کشف روایات دروغ و احادیث نفوذی در سنت نبوی این است که آنها را در معرض قضاوت آیات محکم کتاب قرار دهید. هرکدام که جعلی بوده و از جانب خدا نباشند، در تضاد آشکار با محکمات قرآن خواهند بود چراکه حق و باطل یکدیگر را نقض کرده و به هم نمی رسند.اگر از عقلا هستید،قرآن را مرجع حل اختلافاتتان کنید. اگراهل اندیشه اید به ریسمان خداوند –قرآن عظیم- درآویزیدوبه هرچه که در تضاد با محکمات قرآن است کافر شویدخواه از تورات و یا انجیل باشد خواه از سنت نبوی. چرا که خداوند وعده داده است که تنها قرآن را از تحریف حفظ نماید و آن را به حق مرجعی برتر و بالاتر از تورات و انجیل و سنت نبوی قرار داده است. "خداوند شاهد باش که من پیام را رساندم". تمامی انصار پیام دعوت من از شیخ محمد حسان و سایر علمای امت برای حضور در میزگرد جهانی گفتگو(سایت امام مهدی ناصر محمد یمانی) و "گفتگوی پیش از ظهور"را به ایشان برسانند. مهدی منتظر بعد از آنکه او راباور و تصدیق کردید علناً در کنار بیت العتیق حاضر خواهد شد.و اگر سرباز زدید ، تصدیقم نکردید؛گفتگو نکردیدو تدبر هم نکردید و دعوت امام ناصر محمد یمانی را برای حکمیت قرآن عظیم نپذیرفتید بدانید پیرو همان ملتی هستید که خداوند تعالی در مورد آنها در آیات محکم کتاب فرموده است:
{إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يَقُصُّ عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَكْثَرَ الَّذِي هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُون}
صدق الله العظيم[النمل:76]
{بی گمان این قرآن بر بنی اسرائیل بیشتر چیزهایی را که آنها در آن اختلاف دارند، بیان می کند.}
ووقتی که محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم آنها رابه پذیرش احکام کتاب خداوند قرآن عظیم فراخواند از پذیرش این دعوت سرباز زدندو خداوند تعالی فرمود:
{أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيبًا مِنَ الْكِتَابِ يُدْعَوْنَ إِلَى كِتَابِ اللَّهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ يَتَوَلَّى فَرِيقٌ مِنْهُمْ وَهُمْ مُعْرِضُونَ} 
صدق الله العظيم[آل عمران 23]
{آیا ندیدی کسانی را که بهره ای از کتاب (آسمانی) داده شدند، به سوی کتاب خدا(قرآن) دعوت می شوند تا در میان آنها داوری (و حکم) کند، پس گروهی از آنان روی می گردانند در حالی که اعراض دارند؟}
و خداوند تعالی فرموده است که:
{وَيِقُولُونَ آمَنّا بِاللّهِ وَبِالرّسُولِ وَأَطَعْنَا ثُمّ يَتَوَلّىَ فَرِيقٌ مّنْهُمْ مّن بَعْدِ ذَلِكَ وَمَآ أُوْلَـَئِكَ بِالْمُؤْمِنِينَ (47)وَإِذَا دُعُوَاْ إِلَى اللّهِ وَرَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ إِذَا فَرِيقٌ مّنْهُمْ مّعْرِضُون(48)
}
صدق الله العظيم[النور]
{(منافقان)می گویند: « به خدا و به پیامبر (او) ایمان آوردیم، و اطاعت کردیم» سپس گروهی از آنها بعد از این (ادعا) روی گردان می شوند، و اینان (در حقیقت)مؤمن نیستند(47).و هنگامی که به سوی خدا و پیامبرش فرا خوانده شوند تا در میانشان داوری کند، ناگهان گروهی از آنها اعراض می کنند.(48)}
از آنجا که خداوند تعالی محکمات قرآن عظیم را مرجع حل اختلافات بین آنها قرار داده و فرموده است:
{إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يَقُصُّ عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَكْثَرَ الَّذِي هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُون}
صدق الله العظيم [النمل:76]
{بی گمان این قرآن بر بنی اسرائیل بیشتر چیزهایی را که آنها در آن اختلاف دارند، بیان می کند}
وخداوند تعالی فرموده است که:
{إِنّمَا كَانَ قَوْلَ الْمُؤْمِنِينَ إِذَا دُعُوَاْ إِلَى اللّهِ وَرَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ أَن يَقُولُواْ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَأُوْلَـَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}
صدق الله العظيم[النور:51]
{سخن مؤمنان هنگامی که به سوی خدا و پیامبرش خوانده شوند تا میان آنها داوری کند، فقط این است که می گویند :« شنیدیم و اطاعت کردیم» و اینان همان رستگارانند.}
وخداوند تعالی فرموده است که:
{وَمَا أَنتَ بِهَادِي العُميِ عَن ضَلَالَتِهِمْ إِن تُسْمِعُ إِلَّا مَن يُؤْمِنُ بِآيَاتِنَا فَهُم مُّسْلِمُونَ}
صدق الله العظيم [النمل:81]
{و تو نمی توانی کوران را از گمراهی شان (باز گردانی و) هدایت کنی، تو تنها می توانی (سخن خود را) به کسانی بشنوانی که به آیات ما ایمان دارند؛ پس آنها (در برابر حق) تسلیم شدگان هستند.}
و اگر روبرگردانید دیگر از اسلام جز اسمی و از قرآن جز نوشته ای باقی نخواهد ماند. پس چگونه خداوند شما را همراه با کافرین عذاب نکند و یک شبه خلیفه اش را بر شما و آنها(کافرین)در حالی که خوار شده اید؛حاکم نگرداند.از پذیرش احکام محکم کتاب خداوند قرآن عظیم روی برنگردانید.
خداوند تعالی می فرماید:

{لّقَدْ أَنزَلْنَآ آيَاتٍ مّبَيّنَاتٍ وَاللّهُ يَهْدِي مَن يَشَآءُ إِلَىَ صِرَاطٍ مّسْتَقِيمٍ}
صدق الله العظيم[النور:46]
{به راستی (ما) آیات روشنگری نازل کردیم، و خداوند هر کس را که بخواهد به راه راست هدایت می کند.}
خداوند تعالی می فرماید:
{وَلَقَدْ أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ وَمَا يَكْفُرُ بِهَا إِلَّا الْفَاسِقُونَ}
صدق الله العظيم[البقره:99]
{و هر آینه که ما نشانه های روشنی بر تو نازل کردیم، و جز فاسقان کسی به آنها کفر نمی ورزد.}
وسلام على المُرسلين والحمدُ لله رب العالمين
خلیفه خدا و عبد او امام مهدی ناصر محمد یمانی

ه‍.ش. ۱۳۹۴ بهمن ۱۴, چهارشنبه

خـــــروج الدّابة..

 
 خـــــروج الدّابة..
بسم الله الرحمن الرحيم،
 والصلاة والسلام على محمد رسول الله وآله الطيبين والتّابعين للحقّ إلى يوم الدين وبعد..
خواهر گرامی که در مورد دابة (جنبنده ) سوال می کنی ، جواب شما به اختصار این است که :
دابه ای که از زمین خارج می شود، انسانی است که راه می رود و با مردم سخن میگوید. مردم دواب (جنبنده ) هستند و خداوند می فرماید :
{وَلَوْ يُؤَاخِذُ اللَّهُ النّاس بِمَا كَسَبُوا مَا تَرَكَ عَلَىٰ ظَهْرِهَا مِنْ دَابَّةٍ وَلَٰكِنْ يُؤَخِّرُهُمْ إِلَىٰ أَجَلٍ مُسَمًّى}
صدق الله العظيم [فاطر:45]
{اگر خداوند مردم را به سبب کارهايي که انجام داده‌اند مجازات کند، جنبنده‌اي را بر پشت زمين باقي نخواهد گذاشت! ولي (به لطفش) آنها را تا سرآمد معيني تأخير مي‌اندازد }
پس مقصود از دابه انسانی است که با مردم سخن گفته و به حق شهادت می دهد و او مسیح عیسی بن مریم صلّى الله عليه وآله وسلّم است که خداوند اورا از زمین خارج می کند؛ او "رقیم "اضافه شده به اصحاب کهف است ودر میانسالی (کهل ) به حق با مردم سخن می گوید همانگونه که درکودکی در روز تولدش با مردم سخن گفته بود ، او می گوید من بنده خدا هستم {إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ} [مريم:30] و خداوند او را حکم بین مسلمانان و نصاری قرار می دهدگروهی از نصاری گفته اند :
 خداوند همان مسیح عیسی بن مریم است و گروهی دیگر از آنها گفتند : او فرزند خداست . ولی مسلمان بدرستی اعتقاد دارند که او بنده خداست (عبدالله )
پس او در اختلاف بین مسلمین و نصاری به حق حکمیت کرده و به آنها می گوید که من بنده خدا هستم
{إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ} همانگونه که در گهواره نیز این را گفته بود . علت آمدن او این است که مسیح دروغین (دجال ) خروج کرده و خواهد گفت که او مسیح عیسی بن مریم است و می گوید که او خداست و برای همین است که خداوند رجعت مسیح حقیقی را به تاخیر انداخته تا به حق شاهدیباشد(بر دروغ بودن ادعای دجال) و خداوند اورا وزیر حضرت مهدی قرار داده و از صالحین خواهد بود .وی مردم را به پیروی از خود دعوت نخواهد کرد بلکه آنها را به پیروی از امام مهدی فرا خواهد خواند و از صالحین تابعین خواهد بود طبق فرمایش خداوند تعالی که می فرماید :
{وَيُكَلِّمُ النّاس فِي الْمَهْدِ وَكَهْلًا وَمِنَ الصَّالِحِينَ}
صدق الله العظيم [آل‌عمران:46]
{و با مردم، در گاهواره و در حالت کهولت (و ميانسال شدن) سخن خواهد گفت؛ و از شايستگان است}
و معنی فرمایش خداوند تعالی :{وَكَهْلًا وَمِنَ الصَّالِحِينَ}، یعنی هنگامی که در میانسالی (کهل ) با مردم سخن بگوید ، از صالحین تابعین خواهد بود ، زیرا که او پیامبر است و نباید بعد از حضرت محمد - صلّى الله عليه وآله وسلّم - پیامبری بیاید و مردم را به پیروی از خود دعوت کند همان طور که خداوند می فرماید :
{مَا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِنْ رِجَالِكُمْ وَلَٰكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا}
صدق الله العظيم [الأحزاب:40]
{محمد (صلّى الله عليه وآله وسلّم پدر هيچ يک از مردان شما نبوده و نيست؛ ولي رسول خدا و ختم‌کننده و آخرين پيامبران است؛ و خداوند به همه چيز آگاه است!}
و بنابراین زمان دعوت دوم فرزند مریم که فرابرسد؛ اواز صالحانی خواهد بود که تابع امام مهدی هستند روزی که عیسی مسیح علیه السلام بیاید ، در میانسالی با مردم سخن خواهند گفت ولی چه معجزه ای درسخن گفتن یک مرد میانسال است ؟ معجزه در نزول نفس فرزهد مریم از نزد خداوند خالق است ، پس جسد مسیح که همان رقیم اضافه شده به سه تن اصحاب کهف است بپا می خیزد و اینجا با معجزه ای از جانب پروردگار پسر مریم باذن خدا به حق سخن می گوید .
 اما معجزه اول {وَيُكَلِّمُ النّاس فِي الْمَهْدِ} [آل عمران:46]،معجزه ای است که در هنگام ولادت عیسی مسیح صلّى الله عليه وآله وسلّم به وقوع پیوست و همان روز تمام شد و وی به حق سخن گفت : من بنده خدا هستم {إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ} و نگفت که وی خداست یا پسر خداست .
واما معجزه دیگر در سخن گفتن پسر مریم با مردم دراین فرمایش خداوند تعالی :
{وَكَهْلًا وَمِنَ الصَّالِحِينَ} [آل عمران:46]
 معجزه زنده شدن جسم انسانی عیسي بن مریم و بازگشت دوباره نفس (روح ) مسیح به جسد اوست تا در میانسالی با مردم سخن بگوید و کهل سن متوسطی است بین جوانی و پیری که درآن رنگ موی محاسن (ریش ) مخلوطی از سیاه و سفید است و به کسی که در این سن باشد کهل گفته می شود و اوهمان دابه ای است که از زمین بیرون می آید ؛ او انسان است،حضرت عیسی بن مریم علیه السلام است که در میانسالی با مردم سخن میگوید و همان سخنی را دوباره تکرار می کندکه در مهد بر زبان آورده است{إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ} یعنی او آن گونه که نصاری به باطل اعتقاد دارند نه خداست ونه پسر خداست (پاک و منزه است خدا و مسیح دروغین می خواهد از عقیده مسیحیان که کافر شده اند به سود خودش استفاده کرده و بگوید که او خداست و خداوند تعالی می فرماید :
{لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابن مريم ۖ وَقَالَ الْمَسِيحُ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ اعْبُدُوا اللَّهَ ربّي وَربّكمْ ۖ إِنَّهُ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِ الجنّة وَمَأْوَاهُ النّار ۖ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصَارٍ}
صدق الله العظيم [المائدة:72]
{آنها که گفتند: «خداوند همان مسيح بن مريم است»، بيقين کافر شدند، (با اينکه خود) مسيح گفت: اي بني اسرائيل! خداوند يگانه را، که پروردگار من و شماست، پرستش کنيد! زيرا هر کس شريکي براي خدا قرار دهد، خداوند بهشت را بر او حرام کرده است؛ و جايگاه او دوزخ است؛ و ستمکاران، يار و ياوري ندارند.}
و مسيح دجال عقيده باطل مسیحیان کافر را تاييد میکند او ادعاي خدائي كرده و خواهد گفت كه مسيح عيسي بن مريم است واین اوست که خداي جهانيان است .به همین دلیل نیز مسيح كذاب ناميده شده است. او مسيح عيسى ابن مريم نيست و اینجاست که حكمت بازگشت دوباره حضرت مسيح عيسى ابن مريم صلّى الله عليه وآله وسلّم آشكار می گردد . او وزير اول و جانشين (نائب ) خليفه خدا امام مهدي و رئيس مجلس وزيران است .
و از وزيران مهدي همچنين رسول خدا إلياس- صلّى الله عليه وآله وسلّم – است كه خداوند وي را به سوی اصحاب الرس که همان آبادی حمّة ذياب بن غانم (طبق نامگذاري مورخين ) است فرستاد.مردم او و وزيرش پيامبر خدا ادريس صلّى الله عليه وآله وسلّم را تكذيب كردند ، برادرش ادريس در سن جواني به برادرش الياس ايمان آورد پس از آن برادر جوانش اليسع به او ايمان آورد و خداوند آن دو را با نفر سوم ، پيامبرصادق خدا اليسع تقويت نمود . قومشان همگي آنها را تكذيب كردند و جز يك نفر كه مانند مومن آل فرعون ايمان خود را مخفي كرده بود ،كسي به آنها ايمان نياورد . قومشان آنان را تهديد كردند كه چنانچه از دعوت يكتاپرستيشان دست برندارند آنها را سنگسار كرده و عذاب سختي بدهند ، پس رسول خدا الياس ازاینکه دو برادرش گرفتار فتنه(مردم) شوند ترسيد و به آنها دستور داد تا هر سه در غار(كهف) مخفي شوند همان طور كه حضرت محمد و يارش ابوبكر از دست كفار در غار مخفي شدند ، رسول خدا الياس و دو برادرپيامبراز مكر كفار در كهف مخفي شدند تا خداوند در كار آنها نظر كند ، ولي آن مردي كه دعوت آنها را تصديق كرده بود و ايمان خود را كتمان مي كردپس از آن که دانست سه پيامبر خدا بعد از تهديد كفار به سنگسارشدن يا بازگشتن به دين كفار مخفي شده اند ازدست قومش عصبانی شدو نزد بزرگان قوم رفته و ايمان خود را اعلام كرد و خداوند تعالي مي فرمايد :

{وَاضْرِ‌بْ لَهُم مَّثَلًا أَصْحَابَ الْقَرْ‌يَةِ إِذْ جَاءَهَا الْمُرْ‌سَلُونَ ﴿١٣﴾ إِذْ أَرْ‌سَلْنَا إِلَيْهِمُ اثْنَيْنِ فَكَذَّبُوهُمَا فَعَزَّزْنَا بِثَالِثٍ فَقَالُوا إِنَّا إِلَيْكُم مُّرْ‌سَلُونَ ﴿١٤﴾ قَالُوا مَا أَنتُمْ إِلَّا بَشَرٌ‌ مِّثْلُنَا وَمَا أَنزَلَ الرَّ‌حْمَـٰنُ مِن شَيْءٍ إِنْ أَنتُمْ إِلَّا تَكْذِبُونَ ﴿١٥﴾ قَالُوا رَ‌بُّنَا يَعْلَمُ إِنَّا إِلَيْكُمْ لَمُرْ‌سَلُونَ ﴿١٦﴾ وَمَا عَلَيْنَا إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ ﴿١٧﴾ قَالُوا إِنَّا تَطَيَّرْ‌نَا بِكُمْ ۖ لَئِن لَّمْ تَنتَهُوا لَنَرْ‌جُمَنَّكُمْ وَلَيَمَسَّنَّكُم مِّنَّا عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿١٨﴾ قَالُوا طَائِرُ‌كُم مَّعَكُمْ ۚ أَئِن ذُكِّرْ‌تُم ۚ بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ مُّسْرِ‌فُونَ ﴿١٩﴾ وَجَاءَ مِنْ أَقْصَى الْمَدِينَةِ رَ‌جُلٌ يَسْعَىٰ قَالَ يَا قَوْمِ اتَّبِعُوا الْمُرْ‌سَلِينَ ﴿٢٠﴾ اتَّبِعُوا مَن لَّا يَسْأَلُكُمْ أَجْرً‌ا وَهُم مُّهْتَدُونَ ﴿٢١﴾ وَمَا لِيَ لَا أَعْبُدُ الَّذِي فَطَرَ‌نِي وَإِلَيْهِ تُرْ‌جَعُونَ ﴿٢٢﴾ أَأَتَّخِذُ مِن دُونِهِ آلِهَةً إِن يُرِ‌دْنِ الرَّ‌حْمَـٰنُ بِضُرٍّ‌ لَّا تُغْنِ عَنِّي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئًا وَلَا يُنقِذُونِ ﴿٢٣﴾ إِنِّي إِذًا لَّفِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ ﴿٢٤﴾ إِنِّي آمَنتُ بِرَ‌بِّكُمْ فَاسْمَعُونِ ﴿٢٥﴾ قِيلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ ۖ قَالَ يَا لَيْتَ قَوْمِي يَعْلَمُونَ ﴿٢٦﴾ بِمَا غَفَرَ‌ لِي رَ‌بِّي وَجَعَلَنِي مِنَ الْمُكْرَ‌مِينَ ﴿٢٧﴾ وَمَا أَنزَلْنَا عَلَىٰ قَوْمِهِ مِن بَعْدِهِ مِن جُندٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَمَا كُنَّا مُنزِلِينَ ﴿٢٨﴾ إِن كَانَتْ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ خَامِدُونَ ﴿٢٩﴾ يَا حَسْرَ‌ةً عَلَى الْعِبَادِ ۚ مَا يَأْتِيهِم مِّن رَّ‌سُولٍ إِلَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ ﴿٣٠﴾ أَلَمْ يَرَ‌وْا كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّنَ الْقُرُ‌ونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لَا يَرْ‌جِعُونَ ﴿٣١﴾ وَإِن كُلٌّ لَّمَّا جَمِيعٌ لَّدَيْنَا مُحْضَرُ‌ونَ ﴿٣٢﴾}
صدق الله العظيم [يس]
{وبراي آنها، اصحاب قريه را مثال بزن هنگامي که فرستادگان خدا به سوي آنان آمدند؛
هنگامي که دو نفر از رسولان را بسوي آنها فرستاديم، اما آنان رسولان (ما) را تکذيب کردند؛ پس براي تقويت آن دو، شخص سومي فرستاديم، آنها همگي گفتند: «ما فرستادگان (خدا) به سوي شما هستيم!»
اما آنان (در جواب) گفتند: «شما جز بشري همانند ما نيستيد، و خداوند رحمان چيزي نازل نکرده، شما فقط دروغ مي‌گوييد!»
(رسولان ما) گفتند: «پروردگار ما آگاه است که ما قطعا فرستادگان (او) به سوي شما هستيم،
و بر عهده ما چيزي جز ابلاغ آشکار نيست!»
آنان گفتند: «ما شما را به فال بد گرفته‌ايم (و وجود شما را شوم مي‌دانيم)، و اگر (از اين سخنان) دست برنداريد شما را سنگسار خواهيم کرد و شکنجه دردناکي از ما به شما خواهد رسيد!)
(رسولان) گفتند: «شومي شما از خودتان است اگر درست بينديشيد، بلکه شما گروهي اسرافکاريد!»
و مردي (با ايمان) از دورترين نقطه شهر با شتاب فرا رسيد، گفت: «اي قوم من! از فرستادگان (خدا) پيروي کنيد!
از کساني پيروي کنيد که از شما مزدي نمي‌خواهند و خود هدايت يافته‌اند
من چرا کسي را پرستش نکنم که مرا آفريده، و همگي به سوي او بازگشت داده مي‌شويد؟!أَ
آيا غير از او معبوداني را انتخاب کنم که اگر خداوند رحمان بخواهد زياني به من برساند، شفاعت آنها کمترين فايده‌اي براي من ندارد و مرا (از مجازات او) نجات نخواهند داد!
اگر چنين کنم، من در گمراهي آشکاري خواهم بود!
(به همين دليل) من به پروردگارتان ايمان آوردم؛ پس به سخنان من گوش فرا دهيد!»
(سرانجام او را شهيد کردند و) به او گفته شد: «وارد بهشت شو!» گفت: «اي کاش قوم من مي‌دانستند...
که پروردگارم مرا آمرزيده و از گرامي‌داشتگان قرار داده است!»
و ما بعد از او بر قومش هيچ لشکري از آسمان نفرستاديم، و هرگز سنت ما بر اين نبود؛
(بلکه) فقط يک صيحه آسماني بود، ناگهان همگي خاموش شدند!
افسوس بر اين بندگان که هيچ پيامبري براي هدايت آنان نيامد مگر اينکه او را استهزا مي‌کردند!
آيا نديدند چقدر از اقوام پيش از آنان را (بخاطر گناهانشان) هلاک کرديم، آنها هرگز به سوي ايشان بازنمي‌گردند (و زنده نمي‌شوند)!
و همه آنان (روز قيامت) نزد ما احضار مي‌شوند!}

وبنابراين رسول خدا الياس به دو برادرش گفت :
{إِنَّهُمْ إِنْ يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ يَرْجُمُوكُمْ أَوْ يُعِيدُوكُمْ فِي مِلَّتِهِمْ وَلَنْ تُفْلِحُوا إِذًا أَبَدًا}
صدق الله العظيم [الكهف:20]
{چرا که اگر آنان از وضع شما آگاه شوند، سنگسارتان مي‌کنند؛ يا شما را به آيين خويش بازمي‌گردانند؛ و در آن صورت، هرگز روي رستگاري را نخواهيد ديد!}
زيرا كه قومشان تهديد كرده بودند كه چنانچه از دعوت به خدا و ترك عبادت بتها دست برندارند:
{قَالُوا إِنَّا تَطَيَّرْنَا بِكُمْ لَئِنْ لَمْ تَنْتَهُوا لَنَرْجُمَنَّكُمْ وَلَيَمَسَّنَّكُمْ مِنَّا عَذَابٌ أَلِيمٌ}
صدق الله العظيم [يس:18]
آنان گفتند: «ما شما را به فال بد گرفته‌ايم (و وجود شما را شوم مي‌دانيم)، و اگر (از اين سخنان) دست برنداريد شما را سنگسار خواهيم کرد و شکنجه دردناکي از ما به شما خواهد رسيد) 
سه پيامبر ؛ رسول خدا الياس و دو برادرجوانش الياس و اليسع قومشان را به عبادت خداوند يكتا و و ترك عبادت بتها دعوت مي كردند وهمان طور كه خداوند مي فرمايد ، گفتند :
{هَٰؤُلَاءِ قَوْمُنَا اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آلِهَةً لَوْلَا يَأْتُونَ عَلَيْهِمْ بِسُلْطَانٍ بَيِّنٍ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَىٰ عَلَى اللَّهِ كَذِبًا}
صدق الله العظيم [الكهف:15]
{اين قوم ما هستند که معبودهايي جز خدا انتخاب کرده‌اند؛ چرا دليل آشکاري (بر اين کار) نمي‌آورند؟! و چه کسي ظالمتر است از آن کس که بر خدا دروغ ببندد؟!»}
و اكنون براي شما روشن شد كه چرا خداوند داستان اصحاب قريه و سه پيامبر آن را مبهم گذاشته و اسم قريه و اسم اصحاب قريه و اسامي سه پيامبر آن را ذكر نكرده است ، زيرا كه داستان به اصحاب كهف تعلق دارد تا هنگام آمدن امام مهدي كه خداوند علم الكتاب (قران ) را به او مي دهد و قران را به تفصيل بيان مي نمايد ؛ اسرار آن را براي مومنين به آيات خداوند در قران آشكار مي كند . آنان از وزيران مكرم من هستند ، رسول خدا الياس و برادر صديقش ادريس پيامبر كه خداوند آن را درمكان بلندي بالا برده است (رفعه الله مكان علياً ) و آن اشاره دارد به اينكه مكان اصحاب كهف بالاترين مكان در جزيرة العرب است . و بالاترين مكان جزيره العرب كوههاي يمن است و بالاترين مكان در كوههاي يمن استان ذمار است و بالاترين مكان در ذمار قريه الاقمر در كوه اسبيل است .اما كهف در نزد خانه هاي مجاور كوه نزديك خانه فردي به اسم محمد سعد قرار دارد و لي او با تمام توان به احدی اجازه نزديك شدن به كهف را نمي دهد و گمان مي كند كه در داخل آن كهف گنجي وجود دارد ولي برادرش از او عاقل تر است .
و همانگونه كه گفتيم در داخل اين كهف چهارتن از وزيران امام مهدي قرار دارند رسول خدا الياس - صلّى الله عليه وآله وسلّم – و همچنين برادرش پيامبر خدا ادريس كه اورا تصديق كرد و همچنين پيامبر سوم برادرشان پيامبر خدا اليسع كه برادرانش را تصديق كرد و همچنين رقيم است که هنگامي كه بني اسرائيل خواستند رسول خدا مسيح عيسى ابن مريم صلّى الله عليه وآله وسلّم را بكشند در تابوت سکینه به آنها اضافه شد آنان مكرمترين اعضاي مجلس وزيران امام مهدي هستند و مكرمترين وزيران امام مهدي رسول خدا مسيح عيسى ابن مريم صلّى الله عليه وآله وسلّم است .
وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
الإمام المهدي ناصر محمد اليماني

بیان دابه حضرت عیسی علیه السلام

 
بیان دابه حضرت عیسی علیه السلام
بسم الله الرحمن الرحيم
وشما نيز اي مسلمانان از(سرنوشت) فرزند مريم عليهم السلام آگاهی نداريد و مي پنداريد كه خداوند وجسد وروح وي را به سوي خود بالا برد ، اما خداوند روح وي را بالا برد وبه ملائكه فرمان داد تا جسد ایشان را تطهیر کنندو خداوند تعالی مي فرمايد: (ومطهرك)پس ملائكه جسم وي را تطهير نموده ودر تابوت سكينه قرار دادند:

{إِذْ قَالَ اللّهُ يَا عِيسَى إِنِّي مُتَوَفِّيكَ وَرَافِعُكَ إِلَيَّ وَمُطَهِّرُكَ مِنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَجَاعِلُ الَّذِينَ اتَّبَعُوكَ فَوْقَ الَّذِينَ كَفَرُواْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ ثُمَّ إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأَحْكُمُ بَيْنَكُمْ فِيمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ }
هنگامى را که خدا به عيسى فرمود: «من تو را برمى‏گيرم و به سوى خود، بالا می ‏برم و(جسم) تو را از کسانى که کافر شدند، پاک می ‏سازم؛ و کسانى را که از تو پيروى کردند، تا روز رستاخيز، برتر از کسانى که کافر شدند، قرارمى‏دهم؛ سپس بازگشت شما به سوى من است و در ميان شما، در آنچه اختلاف داشتيد، داورى می ‏کنم.آيا نمي دانيد دابه (دابه من الارض) چيست؟
{وَإِذَا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنَا لَهُمْ دَابَّةً مِّنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كَانُوا بِآيَاتِنَا لَا يُوقِنُونَ }
{و هنگامى که فرمان عذاب آنها رسد (سياره آتش سقر) ، دابه اي ( جنبنده‏ اى) را از زمين براى آنها خارج می ‏کنيم که با آنان تکلّم مى‏کند که مردم به آيات ما ايمان نمی ‏آوردند}.
مگر شما از زمره دواب نيستيد ؟ خداوند مي فرمايد :
{إن شرالدواب عند الله الصُم البكم الذي لا يعقلون}
{ شرورترين مردم در نزد خداوند کسانی هستند که گویا کر و لالند ونمی اندیشند}
پس اي علماي امت چرا دابه را جنبنده اي چهار پا انگاشتيد در حال كه مي دانيد كه دابه حكمي است بين اهل حق واهل باطل ، پس چرا اينگونه حكم مي كنيد
بلكه راز" دابه :مجهول مانده و محمد رسول الله صلى الله عليه وسلم سرّ آن را بيان ننموده است . ولي منافقين وآنانكه ندانسته به خدا نسبت مي دهند در مورد دابه افسانه هايي تاليف نموده كه خداوند هيچگونه دليلي براي آن نازل نكرده است .
مگر ايمان نداريد كه حضرت مسيح در بزرگسالي با شما سخن مي گويد؟ 
{وَيُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَكَهْلاً وَمِنَ الصَّالِحِينَ }
{و با مردم، در گهواره و درمیانسالی سخن خواهد گفت؛ و ازصالحين است.» }
(دو معجزه از حضرت عيسي عليه السلام يكي در گهواره با مردم سخن مي گويد و ديگري در ميانسالي(همان دابه) در حالي كه از صالحين است نه پيامبران)ممكن است كسي بگويد كه خداوند فرموده(تكلمهم) صيغه مونث نه (يكلمهم) صيغه مذكر.
در جواب مي گويم به اين دليل كه خداوند در اينجا از (نفس) سخن مي گويد يعني بازگشت نفس(مونث) عيسي بن مريم عليهم السلام به جسد خودش تا به حق با مردم سخن گويد واين نفس همان حضرت عيسي مسيح(سلام وصلوات خدا بر او باد) است كه در گهواره و ميانسالي با مردم سخن مي گويد پس در آنچه علم نداريد مجادله نكنيد كه بزودي به واقع حقيقي خواهيد ديد .
الإمام المهدي ناصر محمد اليماني

پاسخ قاطع امام موعود درباره صیحه به کسی که خود را "سرالوجود" می نامد

 
 پاسخ قاطع امام موعود درباره صیحه به کسی که خود را "سرالوجود" می نامد
بسم الله الرحمن الرحيم
والصلاة والسلام على خاتم الأنبياء والمُرسلين وآله التوابين المُتطهرين والتابعين للحق إلى يوم الدين
اي كسي كه خود را (سر الوجود) میخوانی؛ مي بينم كه با انصارم در مورد صيحه (صداي آسماني) مجادله مي كني و ميگويي كه " صداي جبرئيل است كه اسم مهدي را ندا مي دهد ".اين همان نسبت دادن آنچه نمي دانيد به خداست ومي پنداريد كه راست گفته ايد. ولي من امام مهدي بي شك جز حق سخني به خدا نسبت نمي دهم و قانع كردن شما وساکت كردن شما با حق كار ساده اي است و برای شما شرطي ندارم جز اين كه به اين قران عظيم ايمان بياوري وچه بسا كه بخواهی بگویی:
"ليكن تفسير وتاويل آن را جز خدا نمي داند "
پس امام مهدي در جواب گويد كه آیات تنها متشابه است كه بیان و شرحی متفاوت از ظاهرشان دارند و من قول مي دهم كه با آيات محكم کتاب که اساس آن هستند (ام الكتاب هستند )شما را ساكت کنم . شرط بین ما این باشد که از آیات محکمی از کتاب دلیل بیاورم که برای عالم و جاهل تان به روشنی خورشیدی باشد که در آسمان می بینند وجز ظالمانی که خود را به هلاکت می اندازند کسی از آنها منحرف نشود.
اي كه خود را( سرالوجود) مي نامي من در مورد صيحه به حق فتوا ميدهم كه صیحه همان عذاب "يوم الظله" است همان سنگ های عظیم و سنگ عذاب دردناكی است که از آسمان فرو می افتد و این سخن ما راست است. پس بيا با آیات محكم كتاب خدا حکم کرده و صيحه را به تفصيل به عالم وجاهل شما بشناسانيم و ببينيم كه آيا صيحه نداي جبرئيل است که اسم مهدي منتظر را صدا می زند يا صيحه همان لرزش وتكان شديدي است كه قوم ثمود وشعيب را گرفت وخداوند مي فرمايد:

{وَقَالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ كَفَرُ‌وا مِن قَوْمِهِ لَئِنِ اتَّبَعْتُمْ شُعَيْبًا إِنَّكُمْ إِذًا لَّخَاسِرُ‌ونَ ﴿٩٠﴾ فَأَخَذَتْهُمُ الرَّ‌جْفَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دَارِ‌هِمْ جَاثِمِينَ ﴿٩١﴾}
 صدق الله العظيم [الأعراف].
{اشراف زورمند از قوم او که کافر شده بودند گفتند: «اگر از شعيب پيروى کنيد، شما هم زيانکار خواهيد شد!» سپس(رجفه) زمين لرزه آنها را فرا گرفت؛ و صبحگاهان بصورت اجسادى بى‏جان در خانه ‏هاشان مانده بودند.}
همچنين لرزه(رجفه) قوم ثمود را هم گرفت وخداوند مي فرمايد:
{فَعَقَرُ‌وا النَّاقَةَ وَعَتَوْا عَنْ أَمْرِ‌ رَ‌بِّهِمْ وَقَالُوا يَا صَالِحُ ائْتِنَا بِمَا تَعِدُنَا إِن كُنتَ مِنَ الْمُرْ‌سَلِينَ ﴿٧٧﴾ فَأَخَذَتْهُمُ الرَّ‌جْفَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دَارِ‌هِمْ جَاثِمِينَ﴿٧٨﴾}
 صدق الله العظيم [الأعراف].
 {سپس «ناقه» را پى کردند، و از فرمان پروردگارشان سرپيچيدند؛ و گفتند: «اى صالح! اگر تو از فرستادگان (خدا) هستى، آنچه ما را با آن تهديد مى‏کنى، بياور!» سرانجام (رجفه) زمين لرزه آنها را فرا گرفت؛ و صبحگاهان، (تنها) جسم بى‏جانشان در خانه‏ هاشان باقى مانده بود.}
پس رجفه(تكان شديد) چيست؟
 به راستی که رجفة ؛ همان صيحه است خداوند مي فرمايد:
{وَلَمَّا جَاءَ أَمْرُنَا نَجَّيْنَا شُعَيْباً وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِنَّا وَأَخَذَتْ الَّذِينَ ظَلَمُوا الصَّيْحَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دِيَارِهِمْ جَاثِمِينَ}
 صدق الله العظيم [هود:94].
{و هنگامى که فرمان ما فرا رسيد، شعيب و کسانى را که با او ايمان آورده بودند، به رحمت خود نجات داديم؛ و آنها را که ستم کردند، صيحه (آسمانى) فرو گرفت؛ و در ديار خود، به رو افتادند (و مردند)...}
خداوند تعالی مي فرمايد:
{وَيَا قَوْمِ هَـٰذِهِ نَاقَةُ اللَّـهِ لَكُمْ آيَةً فَذَرُ‌وهَا تَأْكُلْ فِي أَرْ‌ضِ اللَّـهِ وَلَا تَمَسُّوهَا بِسُوءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذَابٌ قَرِ‌يبٌ ﴿٦٤﴾ فَعَقَرُ‌وهَا فَقَالَ تَمَتَّعُوا فِي دَارِ‌كُمْ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ ۖ ذَٰلِكَ وَعْدٌ غَيْرُ‌ مَكْذُوبٍ ﴿٦٥﴾ فَلَمَّا جَاءَ أَمْرُ‌نَا نَجَّيْنَا صَالِحًا وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ بِرَ‌حْمَةٍ مِّنَّا وَمِنْ خِزْيِ يَوْمِئِذٍ ۗ إِنَّ رَ‌بَّكَ هُوَ الْقَوِيُّ الْعَزِيزُ ﴿٦٦﴾ وَأَخَذَ الَّذِينَ ظَلَمُوا الصَّيْحَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دِيَارِ‌هِمْ جَاثِمِينَ ﴿٦٧﴾ كَأَن لَّمْ يَغْنَوْا فِيهَا ۗ أَلَا إِنَّ ثَمُودَ كَفَرُ‌وا رَ‌بَّهُمْ ۗ أَلَا بُعْدًا لِّثَمُودَ ﴿٦٨﴾}
 صدق الله العظيم [هود].
{اى قوم من! اين «ناقه» خداوند است، که براى شما نشانه‏اى است؛ بگذاريد در زمين خدا به چرا مشغول شود؛ هيچ گونه آزارى به آن نرسانيد، که بزودى عذاب خدا شما را خواهد گرفت!» (اما) آنها آن (ناقه) را از پاى در آوردند! و (صالح به آنها) گفت: «(مهلت شما تمام شد!) سه روز در خانه‏هايتان بهره‏مند گرديد؛ (و بعد از آن، عذاب الهى فرا خواهد رسيد؛) اين وعده‏اى است که دروغ نخواهد بود!» و هنگامى که فرمان (مجازات) ما فرا رسيد، صالح و کسانى را که با او ايمان آورده بودند، به رحمت خود (از آن عذاب) و از رسوايى آن روز، رهايى بخشيديم؛ چرا که پروردگارت قوى و شکست ناپذير است! و کسانى را که ستم کرده بودند، صيحه (آسمانى) فروگرفت؛ و در خانه‏هايشان به روى افتادند و مردند... آنچنان که گويى هرگز ساکن آن ديار نبودند! بدانيد قوم ثمود، پروردگارشان را انکار کردند! دور باد قوم ثمود (از رحمت پروردگار)! }
پس صيحه چيست؟ 
خداوند مستقيما از محكم كتاب در جواب فتوا مي دهد كه صيحه همان عذاب دردناك است خداوند مي فرمايد:
{قَالَ هَـٰذِهِ نَاقَةٌ لَّهَا شِرْ‌بٌ وَلَكُمْ شِرْ‌بُ يَوْمٍ مَّعْلُومٍ ﴿١٥٥﴾ وَلَا تَمَسُّوهَا بِسُوءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذَابُ يَوْمٍ عَظِيمٍ ﴿١٥٦﴾ فَعَقَرُ‌وهَا فَأَصْبَحُوا نَادِمِينَ ﴿١٥٧﴾ فَأَخَذَهُمُ الْعَذَابُ ۗ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَةً ۖ وَمَا كَانَ أَكْثَرُ‌هُم مُّؤْمِنِينَ ﴿١٥٨﴾ وَإِنَّ رَ‌بَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّ‌حِيمُ ﴿١٥٩﴾}
 صدق الله العظيم [الشعراء]
{گفت: «اين ناقه‏ اى است (که آيت الهى است) براى او سهمى (از آب قريه)، و براى شما سهم روز معينّى است! آزارى به آن نرسانيد، که عذاب روزى بزرگ شما را فرا خواهد گرفت!» سرانجام آن را (ناقه) «پى» کردند؛ (و هلاک نمودند) سپس از کرده خود پشيمان شدند! و عذاب الهى آنان را فرا گرفت؛ در اين، آيت و نشانه‏اى است؛ ولى بيشتر آنان مؤمن نبودند! و پروردگار تو عزيز و رحيم است}
اي كسي كه خود را (سرالوجود) مي نامي ، نمي بيني بدون علم وآگاهي مجادله مي كني ؟ولي من فتواي حق صيحه را از محكم كتاب خدا برايت آوردم وثابت نمودم كه عذاب ويرانگري از جانب پروردگار است پس با صادقين باش كه برهان روشن را ازمحكم كتاب برايت آورديم تا يادآوري باشد براي اولوالالباب بدان كه صيحه "كسفی" است که از آسمان فرو می افتد پس تقواي خدا پيشه كنيد تا گرفتار عذابي كه بر سر قوم ثمود و قوم شعيب نازل گردید یعنی عذاب يوم الظله(روز سايبان) نشويد .خداوند تعالی فرمود:
{كَذَّبَ أَصْحَابُ الْأَيْكَةِ الْمُرْ‌سَلِينَ ﴿١٧٦﴾ إِذْ قَالَ لَهُمْ شُعَيْبٌ أَلَا تَتَّقُونَ ﴿١٧٧﴾ إِنِّي لَكُمْ رَ‌سُولٌ أَمِينٌ ﴿١٧٨﴾ فَاتَّقُوا اللَّـهَ وَأَطِيعُونِ ﴿١٧٩﴾ وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ‌ ۖ إِنْ أَجْرِ‌يَ إِلَّا عَلَىٰ رَ‌بِّ الْعَالَمِينَ ﴿١٨٠﴾ أَوْفُوا الْكَيْلَ وَلَا تَكُونُوا مِنَ الْمُخْسِرِ‌ينَ ﴿١٨١﴾ وَزِنُوا بِالْقِسْطَاسِ الْمُسْتَقِيمِ ﴿١٨٢﴾ وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءَهُمْ وَلَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْ‌ضِ مُفْسِدِينَ ﴿١٨٣﴾ وَاتَّقُوا الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالْجِبِلَّةَ الْأَوَّلِينَ ﴿١٨٤﴾ قَالُوا إِنَّمَا أَنتَ مِنَ الْمُسَحَّرِ‌ينَ ﴿١٨٥﴾ وَمَا أَنتَ إِلَّا بَشَرٌ‌ مِّثْلُنَا وَإِن نَّظُنُّكَ لَمِنَ الْكَاذِبِينَ ﴿١٨٦﴾ فَأَسْقِطْ عَلَيْنَا كِسَفًا مِّنَ السَّمَاءِ إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ ﴿١٨٧﴾ قَالَ رَ‌بِّي أَعْلَمُ بِمَا تَعْمَلُونَ ﴿١٨٨﴾ فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمْ عَذَابُ يَوْمِ الظُّلَّةِ ۚ إِنَّهُ كَانَ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ ﴿١٨٩﴾ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَةً ۖ وَمَا كَانَ أَكْثَرُ‌هُم مُّؤْمِنِينَ ﴿١٩٠﴾ وَإِنَّ رَ‌بَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّ‌حِيمُ ﴿١٩١﴾ وَإِنَّهُ لَتَنزِيلُ رَ‌بِّ الْعَالَمِينَ ﴿١٩٢﴾ نَزَلَ بِهِ الرُّ‌وحُ الْأَمِينُ ﴿١٩٣﴾ عَلَىٰ قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنذِرِ‌ينَ ﴿١٩٤﴾ بِلِسَانٍ عَرَ‌بِيٍّ مُّبِينٍ ﴿١٩٥﴾ وَإِنَّهُ لَفِي زُبُرِ‌ الْأَوَّلِينَ ﴿١٩٦﴾ أَوَلَمْ يَكُن لَّهُمْ آيَةً أَن يَعْلَمَهُ عُلَمَاءُ بَنِي إِسْرَ‌ائِيلَ ﴿١٩٧﴾ وَلَوْ نَزَّلْنَاهُ عَلَىٰ بَعْضِ الْأَعْجَمِينَ ﴿١٩٨﴾ فَقَرَ‌أَهُ عَلَيْهِم مَّا كَانُوا بِهِ مُؤْمِنِينَ ﴿١٩٩﴾ كَذَٰلِكَ سَلَكْنَاهُ فِي قُلُوبِ الْمُجْرِ‌مِينَ ﴿٢٠٠﴾ لَا يُؤْمِنُونَ بِهِ حَتَّىٰ يَرَ‌وُا الْعَذَابَ الْأَلِيمَ ﴿٢٠١﴾ فَيَأْتِيَهُم بَغْتَةً وَهُمْ لَا يَشْعُرُ‌ونَ ﴿٢٠٢﴾ فَيَقُولُوا هَلْ نَحْنُ مُنظَرُ‌ونَ ﴿٢٠٣﴾ أَفَبِعَذَابِنَا يَسْتَعْجِلُونَ ﴿٢٠٤﴾ أَفَرَ‌أَيْتَ إِن مَّتَّعْنَاهُمْ سِنِينَ ﴿٢٠٥﴾ ثُمَّ جَاءَهُم مَّا كَانُوا يُوعَدُونَ ﴿٢٠٦﴾مَا أَغْنَىٰ عَنْهُم مَّا كَانُوا يُمَتَّعُونَ ﴿٢٠٧﴾ وَمَا أَهْلَكْنَا مِن قَرْ‌يَةٍ إِلَّا لَهَا مُنذِرُ‌ونَ ﴿٢٠٨﴾ ذِكْرَ‌ىٰ وَمَا كُنَّا ظَالِمِينَ ﴿٢٠٩﴾ وَمَا تَنَزَّلَتْ بِهِ الشَّيَاطِينُ ﴿٢١٠﴾ وَمَا يَنبَغِي لَهُمْ وَمَا يَسْتَطِيعُونَ ﴿٢١١﴾ إِنَّهُمْ عَنِ السَّمْعِ لَمَعْزُولُونَ ﴿٢١٢﴾ فَلَا تَدْعُ مَعَ اللَّـهِ إِلَـٰهًا آخَرَ‌ فَتَكُونَ مِنَ الْمُعَذَّبِينَ ﴿٢١٣﴾ وَأَنذِرْ‌ عَشِيرَ‌تَكَ الْأَقْرَ‌بِينَ ﴿٢١٤﴾ وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ﴿٢١٥﴾ فَإِنْ عَصَوْكَ فَقُلْ إِنِّي بَرِ‌يءٌ مِّمَّا تَعْمَلُونَ ﴿٢١٦﴾ وَتَوَكَّلْ عَلَى الْعَزِيزِ الرَّ‌حِيمِ ﴿٢١٧﴾ الَّذِي يَرَ‌اكَ حِينَ تَقُومُ ﴿٢١٨﴾ وَتَقَلُّبَكَ فِي السَّاجِدِينَ ﴿٢١٩﴾ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ﴿٢٢٠﴾ هَلْ أُنَبِّئُكُمْ عَلَىٰ مَن تَنَزَّلُ الشَّيَاطِينُ ﴿٢٢١﴾ تَنَزَّلُ عَلَىٰ كُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ ﴿٢٢٢﴾ يُلْقُونَ السَّمْعَ وَأَكْثَرُ‌هُمْ كَاذِبُونَ ﴿٢٢٣﴾ وَالشُّعَرَ‌اءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغَاوُونَ ﴿٢٢٤﴾ أَلَمْ تَرَ‌ أَنَّهُمْ فِي كُلِّ وَادٍ يَهِيمُونَ ﴿٢٢٥﴾ وَأَنَّهُمْ يَقُولُونَ مَا لَا يَفْعَلُونَ ﴿٢٢٦﴾ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَذَكَرُ‌وا اللَّـهَ كَثِيرً‌ا وَانتَصَرُ‌وا مِن بَعْدِ مَا ظُلِمُوا ۗ وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنقَلَبٍ يَنقَلِبُونَ ﴿٢٢٧﴾} 
صدق الله العظيم [الشعراء].
{اصحاب ايکه رسولان (خدا) را تکذيب کردند، هنگامى که شعيب به آنها گفت: «آيا تقوا پيشه نمى‏کنيد؟! مسلّماً من براى شما پيامبرى امين هستم! پس تقواى الهى پيشه کنيد و مرا اطاعت نماييد! من در برابر اين دعوت، پاداشى از شما نمى‏طلبم؛ اجر من تنها بر پروردگار عالميان است! حق پيمانه را ادا کنيد (و کم فروشى نکنيد)، و ديگران را به خسارت نيفکنيد! و با ترازوى صحيح وزن کنيد! و حق مردم را کم نگذاريد، و در زمين تلاش براى فساد نکنيد! و از (نافرمانى) کسى که شما و اقوام پيشين را آفريد بپرهيزيد!» آنها گفتند: «تو فقط از افسون‏شدگانى! تو بشرى همچون مائى، تنها گمانى که درباره تو داريم اين است که از دروغگويانى! اگر راست مى‏گويى، سنگهايى از آسمان بر سر ما بباران!» (شعيب) گفت: «پروردگار من به اعمالى که شما انجام مى‏دهيد داناتر است!» سرانجام او را تکذيب کردند، و عذاب روز سايبان (سايبانى از ابر صاعقه‏خيز) آنها را فراگرفت؛ يقيناً آن عذاب روز بزرگى بود! در اين ماجرا، آيت و نشانه‏اى است؛ ولى بيشتر آنها مؤمن نبودند. و پروردگار تو عزيز و رحيم است! مسلّماً اين (قرآن) از سوى پروردگار جهانيان نازل شده است! روح الامين آن را نازل کرده است... بر قلب (پاک) تو، تا از انذارکنندگان باشى! آن را به زبان عربى آشکار (نازل کرد)! و توصيف آن در کتابهاى پيشينيان نيز آمده است! آيا همين نشانه براى آنها کافى نيست که علماى بنى اسرائيل بخوبى از آن آگاهند؟! هرگاه ما آن را بر بعضى از عجم [= غير عرب‏]ها نازل مى‏کرديم... و او آن را بر ايشان مى‏خواند، به آن ايمان نمى‏آورند! (آرى،) اين گونه (با بيانى رسا) قرآن را در دلهاى مجرمان وارد مى‏کنيم! (امّا) به آن ايمان نمى‏آورند تا عذاب دردناک را با چشم خود ببينند! ناگهان به سراغشان مى‏آيد، در حالى که توجّه ندارند! و (در آن هنگام) مى‏گويند: «آيا به ما مهلتى داده خواهد شد؟!» آيا براى عذاب ما عجله مى‏کنند؟! به ما خبر ده، اگر (باز هم) ساليانى آنها را از اين زندگى بهره‏مند سازيم... سپس عذابى که به آنها وعده داده شده به سراغشان بيايد... اين تمتع و بهره‏گيرى از دنيا براى آنها سودى نخواهد داشت! ما هيچ شهر و ديارى را هلاک نکرديم مگر اينکه انذارکنندگانى (از پيامبران الهى) داشتند. تا متذکّر شوند؛ و ما هرگز ستمکار نبوديم! (که بدون اتمام حجّت مجازات کنيم) شياطين و جنيّان (هرگز) اين آيات را نازل نکردند! و براى آنها سزاوار نيست؛ و قدرت ندارند! آنها از استراق سمع (و شنيدن اخبار آسمانها) برکنارند! (اى پيامبر!) هيچ معبودى را با خداوند مخوان، که از معذّبين خواهى بود! و خويشاوندان نزديکت را انذار کن! و بال و پر خود را براى مؤمنانى که از تو پيروى مى‏کنند بگستر! اگر تو را نافرمانى کنند بگو: «من از آنچه شما انجام مى‏دهيد بيزارم!» و بر خداوند عزيز و رحيم توکّل کن! همان کسى که تو را به هنگامى که (براى عبادت) برمى‏خيزى مى‏بيند؛ و (نيز) حرکت تو را در ميان سجده‏کنندگان! اوست خداى شنوا و دانا. آيا به شما خبر دهم که شياطين بر چه کسى نازل مى‏شوند؟! آنها بر هر دروغگوى گنهکار نازل مى‏گردند؛ آنچه را مى‏شنوند (به ديگران) القا مى‏کنند؛ و بيشترشان دروغگو هستند! (پيامبر اسلام شاعر نيست؛) شاعران کسانى هستند که گمراهان از آنان پيروى مى‏کنند. آيا نمى‏بينى آنها در هر وادى سرگردانند؟ و سخنانى مى‏گويند که (به آنها) عمل نمى‏کنند؟! مگر کسانى که ايمان آورده و کارهاى شايسته انجام مى‏دهند و خدا را بسيار ياد مى کنند، و به هنگامى که مورد ستم واقع مى‏شوند به دفاع از خويشتن (و مؤمنان) برمى‏خيزند (و از شعر در اين راه کمک مى‏گيرند)؛ آنها که ستم کردند به زودى مى‏دانند که بازگشتشان به کجاست!}
و محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم درباره آن عذاب به کافران هشدار داد وخداوند تعالی فرمود:
{قُل لَّئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنسُ وَالْجِنُّ عَلَىٰ أَن يَأْتُوا بِمِثْلِ هَـٰذَا الْقُرْ‌آنِ لَا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَلَوْ كَانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيرً‌ا ﴿٨٨﴾ وَلَقَدْ صَرَّ‌فْنَا لِلنَّاسِ فِي هَـٰذَا الْقُرْ‌آنِ مِن كُلِّ مَثَلٍ فَأَبَىٰ أَكْثَرُ‌ النَّاسِ إِلَّا كُفُورً‌ا ﴿٨٩﴾ وَقَالُوا لَن نُّؤْمِنَ لَكَ حَتَّىٰ تَفْجُرَ‌ لَنَا مِنَ الْأَرْ‌ضِ يَنبُوعًا ﴿٩٠﴾ أَوْ تَكُونَ لَكَ جَنَّةٌ مِّن نَّخِيلٍ وَعِنَبٍ فَتُفَجِّرَ‌ الْأَنْهَارَ‌ خِلَالَهَا تَفْجِيرً‌ا ﴿٩١﴾ أَوْ تُسْقِطَ السَّمَاءَ كَمَا زَعَمْتَ عَلَيْنَا كِسَفًا أَوْ تَأْتِيَ بِاللَّـهِ وَالْمَلَائِكَةِ قَبِيلًا ﴿٩٢﴾ أَوْ يَكُونَ لَكَ بَيْتٌ مِّن زُخْرُ‌فٍ أَوْ تَرْ‌قَىٰ فِي السَّمَاءِ وَلَن نُّؤْمِنَ لِرُ‌قِيِّكَ حَتَّىٰ تُنَزِّلَ عَلَيْنَا كِتَابًا نَّقْرَ‌ؤُهُ ۗ قُلْ سُبْحَانَ رَ‌بِّي هَلْ كُنتُ إِلَّا بَشَرً‌ا رَّ‌سُولًا ﴿٩٣﴾} 
صدق الله العظيم [الإسراء].
{بگو: «اگر انسانها و پريان (جن و انس) اتفاق کنند که همانند اين قرآن را بياورند، همانند آن را نخواهند آورد؛ هر چند يکديگر را (در اين کار) کمک کنند. ما در اين قرآن، براى مردم از هر چيز نمونه‏اى آورديم (و همه معارف در آن جمع است)؛ اما بيشتر مردم (در برابر آن، از هر کارى) جز انکار، ابا داشتند! و گفتند: «ما هرگز به تو ايمان نمى‏آوريم تا اينکه چشمه‏جوشانى از اين سرزمين (خشک و سوزان) براى ما خارج سازى... يا باغى از نخل و انگور از آن تو باشد؛ و نهرها در لابه‏لاى آن جارى کنى... يا قطعات (سنگهاى) آسمان را -آنچنان که مى‏پندارى- بر سر ما فرود آرى؛ يا خداوند و فرشتگان را در برابر ما بياورى... يا براى تو خانه‏اى پر نقش و نگار از طلا باشد؛ يا به آسمان بالا روى؛ حتى اگر به آسمان روى، ايمان نمى‏آوريم مگر آنکه نامه‏اى بر ما فرود آورى که آن را بخوانيم! «بگو:» منزه است پروردگارم (از اين سخنان بى‏معنى)! مگر من جز انسانى فرستاده خدا هستم؟! تنها چيزى که بعد از آمدن هدايت مانع شد مردم ايمان بياورند، اين بود (که از روى نادانى و بى‏خبرى) گفتند: «آيا خداوند بشرى را بعنوان رسول فرستاده است؟!»}
پس خداوند در قرآن عظیم بر روی سقوط قطعه ای از آسمان برسر كافران تاكيد نموده و می فرماید:
{وَإِن يَرَ‌وْا كِسْفًا مِّنَ السَّمَاءِ سَاقِطًا يَقُولُوا سَحَابٌ مَّرْ‌كُومٌ ﴿٤٤﴾ فَذَرْ‌هُمْ حَتَّىٰ يُلَاقُوا يَوْمَهُمُ الَّذِي فِيهِ يُصْعَقُونَ ﴿٤٥﴾}
 صدق الله العظيم [الطور]
{آنها (چنان لجوجند که) اگر ببينند قطعه سنگى از آسمان (براى عذابشان) سقوط مى‏کند می گويند: «اين ابر متراکمى است!» حال که چنين است آنها را رها کن تا روز مرگ خود را ملاقات کنند؛ }
وسلامُ على المُرسلين والحمدُ لله رب العالمين
خليفة الله الإمام المهدي ناصر محمد اليماني