ه‍.ش. ۱۳۹۳ خرداد ۲۷, سه‌شنبه

بیان حق پیرامون زمین محشر از جانب صاحب علم کتاب(قرآن عظیم)

اضغط على الصورة لفتحها بصفحة مستقلة
 بیان حق پیرامون زمین محشر از جانب صاحب علم کتاب
(قرآن عظیم)
بسم الله الرحمن الرحيم، 
وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..
خداوند تعالی می فرماید:

{ كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ وَإنّما تُوَفَّوْنَ أُجُورَكُمْ يَوْمَ القيامة فَمَن زُحْزِحَ عَنِ النّار وَأُدْخِلَ الجنّة فَقَدْ فَازَ وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ ﴿١٨٥﴾ }
 
صدق الله العظيم [آل عمران]
{ هر کسی مرگ را می‌چشد؛ و شما پاداش خود را بطور کامل در روز قیامت خواهید گرفت؛ آنها که از آتش (دوزخ) دور شده، و به بهشت وارد شوند نجات یافته و رستگار شده‌اند و زندگی دنیا، چیزی جز سرمایه فریب نیست}
این آیه از روز قیامت سخن می گوید و درباره کسانی است که در روزحساب بعد از آنکه مورد محاسبه قرارگرفتند وارد بهشت شده و بدون حساب روزی خواهند داشت..اما در میدان محشر تمامی اهالی آتش و بهشت در زمین محشر جمع خواهند بود و آتش وبهشت نیز در میدان کیهانی حاضر خواهند شد.گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :

{ فَإِذَا جَاءَتِ الطَّامَّةُ الْكُبْرَىٰ ﴿٣٤﴾ يَوْمَ يَتَذَكَّرُ الْإِنسَانُ مَا سَعَىٰ ﴿٣٥﴾ وَبُرِّزَتِ الْجَحِيمُ لِمَن يَرَىٰ ﴿٣٦﴾ } 
صدق الله العظيم [النازعات]

{ هنگامی که آن حادثه بزرگ رخ دهد، (۳۴) در آن روز انسان به یاد کوششهایش می‌افتد، (۳۵) و جهنّم برای هر بیننده‌ای آشکار می‌گردد، (۳۶)}
جهنم به زمین محشر آورده خواهد شد .آتش هفت دروازه دارد که هر یک به گروهی اختصاص دارد. بهشت نیز به همین زمین محشر کبری آورده خواهد شد و آن (زمين محشر ) عبارتست از تمام کیهان و ستاره ها و اجرامش كه درهم کوبیده شده است و خداوند آن را بیهوده و به عنوان بازیچه نیافریده است! خداوند در آن روز تمام کیهان را به صورت یک زمین واحد مسطح و صاف درمی آورد که پستی و بلندی در آن دیده نمی شود و آتش و بهشت نیز بدانجا آورده مي شود و محل بهشت خیلی از آتش جهنم دور نیست.گواه آن فرموده خداوند تعالی است که:

{ وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ ﴿١٦﴾ إِذْ يَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّيَانِ عَنِ الْيَمِينِ وَعَنِ الشِّمَالِ قَعِيدٌ ﴿١٧﴾ مَّا يَلْفِظُ مِن قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ ﴿١٨﴾ وَجَاءَتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بالحقّ ذَٰلِكَ مَا كُنتَ مِنْهُ تَحِيدُ ﴿١٩﴾ وَنُفِخَ فِي الصُّورِ ذَٰلِكَ يَوْمُ الْوَعِيدِ ﴿٢٠﴾ وَجَاءَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَّعَهَا سَائِقٌ وَشَهِيدٌ ﴿٢١﴾ لَّقَدْ كُنتَ فِي غَفْلَةٍ مِّنْ هَٰذَا فَكَشَفْنَا عَنكَ غِطَاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ ﴿٢٢﴾ وَقَالَ قَرِينُهُ هَٰذَا مَا لَدَيَّ عَتِيدٌ ﴿٢٣﴾ أَلْقِيَا فِي جهنّم كُلَّ كَفَّارٍ عَنِيدٍ ﴿٢٤﴾ مَّنَّاعٍ لِّلْخَيْرِ مُعْتَدٍ مُّرِيبٍ ﴿٢٥﴾ الَّذِي جَعَلَ مَعَ اللَّهِ إِلَٰهًا آخَرَ فَأَلْقِيَاهُ فِي الْعَذَابِ الشَّدِيدِ ﴿٢٦﴾ قَالَ قَرِينُهُ ربّنا مَا أَطْغَيْتُهُ وَلَٰكِن كَانَ فِي ضَلَالٍ بَعِيدٍ ﴿٢٧﴾ قَالَ لَا تَخْتَصِمُوا لَدَيَّ وَقَدْ قَدَّمْتُ إِلَيْكُم بِالْوَعِيدِ ﴿٢٨﴾ مَا يُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَيَّ وَمَا أَنَا بِظَلَّامٍ لِّلْعَبِيدِ ﴿٢٩﴾ يَوْمَ نَقُولُ لِجهنّم هَلِ امْتَلَأْتِ وَتَقُولُ هَلْ مِن مَّزِيدٍ ﴿٣٠﴾ وَأُزْلِفَتِ الجنّة لِلْمُتَّقِينَ غَيْرَ بَعِيدٍ ﴿٣١﴾ هَٰذَا مَا تُوعَدُونَ لِكُلِّ أَوَّابٍ حَفِيظٍ ﴿٣٢﴾ مَّنْ خَشِيَ الرَّحْمَٰنَ بِالْغَيْبِ وَجَاءَ بِقَلْبٍ مُّنِيبٍ ﴿٣٣﴾ ادْخُلُوهَا بِسَلَامٍ ذَٰلِكَ يَوْمُ الْخُلُودِ ﴿٣٤﴾ لَهُم مَّا يَشَاءُونَ فِيهَا وَلَدَيْنَا مَزِيدٌ ﴿٣٥﴾} 
 صدق الله العظيم [ق]

{ما انسان را آفریدیم و وسوسه‌های نفس او را می‌دانیم، و ما به او از رگ قلبش نزدیکتریم! (۱۶) هنگامی را که دو فرشته راست و چپ که ملازم انسانند اعمال او را دریافت می‌دارند؛ (۱۷) انسان هیچ سخنی را بر زبان نمی‌آورد مگر اینکه همان دم، فرشته‌ای مراقب و آماده برای انجام مأموریت (و ضبط آن) است! (۱۸) و سرانجام، سکرات مرگ بحق فرامی‌رسد این همان چیزی است که تو از آن می‌گریختی! (۱۹) و در «صور» (كالبد ) دمیده می‌شود؛ آن روز، روز تحقّق وعده وحشتناک است! (۲۰) هر انسانی وارد محشر می‌گردد در حالی که همراه او حرکت دهنده و گواهی-عتید و رقیب- است! (۲۱) تو از این صحنه غافل بودی و ما پرده را از چشم تو کنار زدیم، و امروز چشمت کاملاً تیزبین است! (۲۲) فرشته همنشین او(رقيب ) می‌گوید: «این نامه اعمال اوست که نزد عتید حاضر و آماده است!» (۲۳) هر کافر متکبّر لجوج را در جهنّم افکنید! (۲۴) آن کسی که به شدّت مانع خیر و متجاوز و در شکّ و تردید است ؛ (۲۵) همان کسی که معبود دیگری با خدا قرار داده، (آری) او را در عذاب شدید بیفکنید! (۲۶) و همنشینش (از شیاطین) می‌گوید: «پروردگارا! من او را به طغیان وانداشتم، لکن او خود در گمراهی دور و درازی بود!» (۲۷) (خداوند) می‌گوید: «نزد من جدال و مخاصمه نکنید؛ من پیشتر به شما هشدار داده‌ام ((۲۸) سخن من تغییر ناپذیر است، و من هرگز به بندگان ستم نخواهم کرد!» (۲۹) روزی را که به جهنّم می‌گوییم: «آیا پر شده‌ای؟» و او می‌گوید: «آیا افزون بر این هم هست؟!» (۳۰) بهشت را به پرهیزگاران نزدیک می‌کنند، و فاصله‌ای از آنان ندارد! (۳۱) این چیزی است که به شما وعده داده می‌شود، و برای کسانی است که بسوی خدا بازمی‌گردند و پیمانها و احکام او را حفظ می‌کنند، (۳۲) آن کس که از خداوند رحمان در نهان بترسد و با قلبی پرانابه در محضر او حاضر شود! (۳۳) بسلامت وارد بهشت شوید، امروز روز جاودانگی است! (۳۴) هر چه بخواهند در آنجا برای آنها هست، و نزد ما بیش از این هست است (۳۵)}
در زمین محشر، محل آتش دور از بهشت نیست یعنی بهشت نزدیک جهنم است.گواه آن فرموده خداوند تعالی است که:

{ يَوْمَ نَقُولُ لِجهنّم هَلِ امْتَلَأْتِ وَتَقُولُ هَلْ مِن مَّزِيدٍ ﴿٣٠﴾ وَأُزْلِفَتِ الجنّة لِلْمُتَّقِينَ غَيْرَ بَعِيدٍ ﴿٣١﴾ } 
 صدق الله العظيم [ق]

{روزی را که به جهنّم می‌گوییم: «آیا پر شده‌ای؟» و او می‌گوید: «آیا افزون بر این هم هست؟!» (۳۰)}(در آن روز) بهشت را به پرهيزگاران نزديک مي‌کنند، و فاصله‌اي از آن ندارد
فقط اینکه بهشت پشت سر جهنم نیست بلکه این دو مکان در نزدیکی یکدیگرو در روبروی هم قرار دارند. جهنم در قسمت چپ و بهشت در سمت راست است و تمام مؤمنان و کافران در حالی که روی زمین محشر هستند به آتش و بهشت می نگرند و بعد ازآن که به حساب شان رسیدگی شد از یکدیگر جدا می گردند. گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :

{ وَيَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ يَوْمَئِذٍ يَتَفَرَّقُونَ ﴿١٤﴾ } صدق الله العظيم [الروم]

{آن روز که قیامت برپا می‌گردد، (مردم) از هم جدا می‌شوند؛}
بعد از حساب رسی از یکدیگر جدا می شوند واهالی آتش بعد از اینکه به حسابشان رسیدگی شد کارشان در زمین محشرتمام شده و به سوی مسیری که به آتش منتهی می گردد رانده می شوند.گواه آن فرموده خداوند تعالی است که:

{ احْشُرُوا الَّذِينَ ظَلَمُوا وَأَزْوَاجَهُمْ وَمَا كَانُوا يَعْبُدُونَ ﴿٢٢﴾ مِن دُونِ اللَّهِ فَاهْدُوهُمْ إِلَىٰ صِرَاطِ الْجَحِيمِ ﴿٢٣﴾ }
  صدق الله العظيم [الصافات]

{ گرد آورید کسانی را که ستم کردند، و (همپایگان و) همراهانشان و آنچه را می پرستیدند- شیاطینی که به جای خدا مورد پرستش قرار گرفته اند-.(22)به جای خدا، پس (همه ی) آنها را به راه دوزخ هدایت کنید}
سپس به هفت گروه – به تعداد دروازهای جهنم - تقسیم می گردند گواه آن نیز فرموده خداوند تعالی است که :

{ وَإِنَّ جهنّم لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِينَ﴿٤٣﴾لَهَا سَبْعَةُ أَبْوَابٍ لِّكُلِّ بَابٍ مِّنْهُمْ جُزْءٌ مَّقْسُومٌ﴿٤٤﴾} 
صدق الله العظيم [الحجر]
{ و دوزخ، میعادگاه همه آنهاست! (۴۳) هفت در دارد؛ و برای هر دری، گروه معیّنی از آنها تقسیم شده‌اند! (۴۴)}
به این ترتیب؛ تجمع اهالی آتش در زمن محشر خاتمه می یابد و با تقسیم شدن به هفت گروه ؛ به سوی دروازه های هفتگانه جهنم رانده می شوند وهر دسته دروازه خاص خود را دارند . گواه آن فرموده خداوند تعالی است که:

{ وَسِيقَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِلَىٰ جهنّم زُمَرًا حَتَّىٰ إِذَا جَاءُوهَا فُتِحَتْ أَبْوَابُهَا } 
 صدق الله العظيم [الزمر:71]
{و کسانی که کافر شدند گروه گروه به سوی جهنّم رانده می‌شوند؛ وقتی به دوزخ می‌رسند، درهای آن گشوده می‌شود}

و اما اهالی بهشت بعد از حساب رسی به گروه هایی تقسیم می شوند که به تعداد دروازه های بهشت است. "التزحزح"به معنی دور شدن ازمنطقه آتش در زمین محشراست، اهالی بهشت به سوی راه جهنم رانده نمی شوند بلکه به سوی راهی بهشت نعیمی برده می شوند که در آن مقیم خواهند بود.گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :

{ وَسِيقَ الَّذِينَ اتقوا ربّهم إِلَى الجنّة زُمَرًا حَتَّىٰ إِذَا جَاءُوهَا وَفُتِحَتْ أَبْوَابُهَا وَقَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا سَلَامٌ عَلَيْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوهَا خَالِدِينَ (٧٣﴾}
 صدق الله العظيم [الزمر]
{و کسانی که تقوای الهی پیشه کردند گروه گروه به سوی بهشت برده می‌شوند؛ هنگامی که به آن می‌رسند درهای بهشت گشوده می‌شود و نگهبانان به آنان می‌گویند: «سلام بر شما! گوارایتان باد این نعمتها! داخل بهشت شوید و جاودانه بمانید!»}

اهالی آتش تلاش می کنند که از جهنم به سمت بهشت بگریزند و به متقیان اهل بهشت متوسل می شوند که به آنها توجه کرده و از نورشان پرتویی بگیرند؛ ولی فرشتگان خداوند آنها را به شدت عقب رانده و به زور به سوی آتش جهنم می رانند ؛ اهالی آتش هنوز بندگان مقرب خداوند را شریک او قرار می دهند و به همین دلیل نیز به متقیان التماس می کنند که پرتویی از نور خودشان را به آنها بدهند.
در حالی که نور از جانب خداونداست و اگر خداوند برای کسی نوری در نظر نگیرد ؛ روشنایی نخواهد داشت( ومن لم يجعل الله له نوراً فماله من نور).اما کسی که اینجا نابیناست وحق را نمی بیند؛ در آخرت هم نابینا بوده و گمراه است.آنها حق را که پروردگارشان است نشناخته اند لذا به بندگان مقرب خداوند متوسل شده و به آنها می گویند:

{ انظُرُونَا نَقْتَبِسْ مِن نُّورِكُمْ قِيلَ ارْجِعُوا وَرَاءَكُمْ فَالْتَمِسُوا نُورًا فَضُرِبَ بَيْنَهُم بِسُورٍ لَّهُ بَابٌ بَاطِنُهُ فِيهِ الرَّحْمَةُ وَظَاهِرُهُ مِن قِبَلِهِ الْعَذَابُ ﴿١٣﴾ }
 صدق الله العظيم [الحديد]
{ نظری به ما بیفکنید تا از نور شما پرتوی برگیریم!» به آنها گفته می‌شود: «به پشت سر خود بازگردید و کسب نور کنید!» در این هنگام دیواری میان آنها زده می‌شود که دری دارد، درونش رحمت است و برونش عذاب! (۱۳)}

سپس بین آنها دیواری زده شده و مابین بهشت و جهنم فاصله ای می افتد که بهشت به سمت داخل و پشت آن جهنم است وخداوند در روز قیامت بهشت و جهنم را مقابل یکدیگر قرار می دهد. آتش در سمت چپ و بهشت در سمت راست است و دیوار اعراف مابین آن دوست.سپس گروه دیگری به زمین محشر آورده می شوند که به حسابشان رسیدگی نشده است و خداوند از آنها چیزی نمی پرسدو د رهیچ موردی مورد محاسبه قرار نمی دهد چرا که دربرابر خداوند حجت دارند. خداوند این گروه را بر بالای دیوار اعراف قرار می دهد لذا می توانند اهالی بهشت و جهنم را ببینند.ولی این گروه؛ چه کسانی هستند؟جواب حق این است که : اینها کسانی هستند که قبل از برانگیخته شدن رسولان در دیارشان از دنیا رفته اند و در پیشگاه خداوند(حجتی ) دستاویزی دارند.گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :

{ رُّسُلًا مُّبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ للنّاس عَلَى اللَّهِ حجّة بَعْدَ الرُّسُلِ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا ﴿١٦٥﴾ } 
 صدق الله العظيم [النساء]
{پیامبرانی که بشارت‌دهنده و بیم‌دهنده بودند، تا بعد از این پیامبران، حجتی برای مردم بر خدا باقی نماند، و خداوند، توانا و حکیم است.}
امثال عبدالله بن عبدالمطلب پدر محمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم – و تمام کسانی که قبل از آمدن رسولان خداوند به دیارشان از دنیا رفته اند.خداوند آنها را عذاب نمی کند.گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :

{ وَمَا كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّىٰ نَبْعَثَ رَسُولًا ﴿١٥﴾ } 
 صدق الله العظيم [الإسراء]

{و ما هرگز (قومی را) مجازات نخواهیم کرد، مگر آنکه پیامبری مبعوث کرده باشیم}

اینها اهالی اعراف هستند.خداوند آنها را نه از اهالی بهشت قرار داده است و نه از اهالی جهنم و شاهد آن بودند که چگونه پروردگارشان به حساب مردم رسیدگی می کندو بین آنها و انبیاء شان حکم می نماید.خداوند از انبیاء سؤال می کند آیا به مردم ابلاغ کردید؟ جواب می دهند: بله وکسانی که انبیاء را تصدیق کرده اند شاهد صحت این پاسخند.حال برایشان مفهوم داستان پیامبران و مردمشان روشن می شود و برایشان واضح می شود که از اول تا آخر سرگذشت قومشان بعد از آنها چه بوده است کدام انبیاء را تکذیب کرده اند و کدام دعوت آنها را باور کرده اند .درمیان اهالی اعراف کسانی هستند که برخی از اهالی آتش را می شناسند.برای مثال پدر پیامبر عبد الله بن عبد المطلب، قبل از مرگش ابا لهب و ولید بن مغیره و امثال آنها را می شناخته است. تمام اهالی اعراف نیز چنین هستند آنها قبل از برانگیخته شدن رسولان از دنیا رفته اند اما مردمی که هم نسلشان بوده اند را می شناسند. تنها فرقشان این است که قبل از آمدن پیامبران به دیارشان از دنیا رفته اند.برخی چند ماه قبل و برخی چند سال بیشتر یا کمتر.اما این مترفان (مرفهین ) را می شناسند و در می یابند که رسالت رسولانی که بعد از مرگشان از جانب خداوند فرستاده شدند را تکذیب کرده اند.کسانی که قبل از فرستاده شدن پیامبران به دیارشان از دنیا رفته اند؛ مترفان (مرفهین ) هم نسل خود را می شناسندوخبردار می شوند خداوند برای مردم دیارشان پیامبر فرستاده است اما توسط مترفان تکذیب شده اند. آنها از اغنیاء قوم خود خبر دارند( که پیامبران را تکذب کرده اند) لذا به آنها می گویند:
{ وَنَادَىٰ أَصْحَابُ الْأَعْرَافِ رِجَالًا يَعْرِفُونَهُم بِسِيمَاهُمْ قَالُوا مَا أَغْنَىٰ عَنكُمْ جَمْعُكُمْ وَمَا كُنتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ ﴿٤٨﴾ } 
صدق الله العظيم [الأعراف]

{و اصحاب اعراف، مردانی (از دوزخیان را) که از سیمایشان آنها را می‌شناسند، صدا می‌زنند و می‌گویند: گردآوری شما (از مال و ثروت و آن و فرزند) و تکبّرهای شما، به حالتان سودی نداد!}
از بلندای اعراف آنها را صدا می کنند ؛ چراکه در دنیا قیافه هایشان را می شناختند.

قبل از اینکه درباره اهالی اعراف صحبت کنیم؛ بازمی گردیم به اهالی بهشت و جهنم؛ بعد از آنکه رسیدگی به حساب آنها تمام شد؛ اهالی آتش وارد جهنم شده و بهشتیان به بهشت می روند. بهشتیان اهالی جهنم؛ را صدا کرده و به آنها خطاب می کنند.خداوند تعالی می فرماید:

{ وَنَادَىٰ أَصْحَابُ الجنّة أصحاب النّار أَن قَدْ وَجَدْنَا مَا وَعَدَنَا ربّنا حَقًّا فَهَلْ وَجَدتُّم مَّا وَعَدَ ربّكم حَقًّا قَالُوا نَعَمْ فَإذاً مُؤَذِّنٌ بَيْنَهُمْ أَن لَّعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ ﴿٤٤﴾ } 
صدق الله العظيم [الأعراف]

{ بهشتیان دوزخیان را صدا می‌زنند که: «آنچه را پروردگارمان به ما وعده داده بود، همه را حق یافتیم؛ آیا شما هم آنچه را پروردگارتان به شما وعده داده بود حق یافتید؟!» گفتند: «بله!» در این هنگام، ندا دهنده‌ای در میان آنها ندا می‌دهد که: «لعنت خدا بر ستمگران باد!}

مؤذنی که بین آنهاست کیست ؟ او عبدالله بن عبدالمطلب و سایر اهالی اعراف هستند.
حال به اهالی اعراف بازمی گردیم.خداوند تعالی می فرماید:

{ وَبَيْنَهُمَا حِجَابٌ وَعَلَى الْأَعْرَافِ رِجَالٌ يَعْرِفُونَ كُلًّا بِسِيمَاهُمْ وَنَادَوْا أَصْحَابَ الجنّة أَن سَلَامٌ عَلَيْكُمْ لَمْ يَدْخُلُوهَا وَهُمْ يَطْمَعُونَ ﴿٤٦﴾ }
صدق الله العظيم [الأعراف]

{و در میان آن دو [= بهشتیان و دوزخیان‌]، حجابی است؛ و بر «اعراف» مردانی هستند که هر یک از آن دو را از چهره‌شان می‌شناسند؛ و به بهشتیان صدا می‌زنند که: «درود بر شما باد!» امّا داخل بهشت نمی‌شوند، در حالی که امید آن را دارند.}
آنها برخی ازکافرانی که در آتشند می شناسند؛ برخی از بهشتیان را نیز می شناسند. اهالی اعراف به بهشتیان نگاه کرده و می گویند: {سَلَامٌ عَلَيْكُمْ} اما خودشان در بهشت نیستند؛بلکه از بلندای اعراف به بهشت و ساکنان آن نگاه می کنند و آرزو دارند که خداوند با رحمت خود آنها را وارد بهشت کند .
و خداوند تعالی می فرماید:

{ وَبَيْنَهُمَا حِجَابٌ وَعَلَى الْأَعْرَافِ رِجَالٌ يَعْرِفُونَ كُلًّا بِسِيمَاهُمْ وَنَادَوْا أَصْحَابَ الجنّة أَن سَلَامٌ عَلَيْكُمْ لَمْ يَدْخُلُوهَا وَهُمْ يَطْمَعُونَ ﴿٤٦﴾ }
صدق الله العظيم [الأعراف]

{و در میان آن دو [= بهشتیان و دوزخیان‌]، حجابی است؛ و بر «اعراف» مردانی هستند که هر یک از آن دو را از چهره‌شان می‌شناسند؛ و به بهشتیان صدا می‌زنند که: «درود بر شما باد!» امّا داخل بهشت نمی‌شوند، در حالی که امید آن را دارند.}

سپس به اهالی آتش نگریسته و خطاب به آنها می گویند:

{ أَهَٰؤُلَاءِ الَّذِينَ أَقْسَمْتُمْ لَا يَنَالُهُمُ اللَّهُ بِرَحْمَةٍ } 
صدق الله العظيم [الأعراف:49]
{آیا اینهاهمانان نیستند که سوگند یاد کردید رحمت خدا هرگز شامل حالشان نخواهد شد}

ومنظورشان از "اینها"اهالی بهشت است و به آنها اشاره کرده و خطاب به اهالی آتش می گویند: ای ساکنان آتش اینها همانهایی نیستند که سوگند یاد کردید هرگز مشمول رحمت خداوند نمی شوند؟ سپس خداوند دعای اهالی اعراف را در زمانی که از رحمت او یاد می کنند پاسخ می دهد؛ اهالی اعراف بعد ازآنکه در ناحیه دیوار اعراف جمع شدند خداوندشان را می خوانند و می گویند:

{ وَإِذَا صُرِفَتْ أَبْصَارُهُمْ تِلْقَاءَ أصحاب النّار قَالُوا ربّنا لَا تَجْعَلْنَا مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ﴿٤٧﴾ }
  صدق الله العظيم [الأعراف]
{ و هنگامی که چشمشان به دوزخیان می‌افتد می‌گویند: «پروردگارا! ما را با گروه ستمگران قرار مده}
{ وَنَادَىٰ أَصْحَابُ الْأَعْرَافِ رِجَالًا يَعْرِفُونَهُم بِسِيمَاهُمْ قَالُوا مَا أَغْنَىٰ عَنكُمْ جَمْعُكُمْ وَمَا كُنتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ ﴿٤٨﴾ أَهَٰؤُلَاءِ الَّذِينَ أَقْسَمْتُمْ لَا يَنَالُهُمُ اللَّهُ بِرَحْمَةٍ ادْخُلُوا الجنّة لَا خَوْفٌ عَلَيْكُمْ وَلَا أَنتُمْ تَحْزَنُونَ ﴿٤٩﴾ } 
 صدق الله العظيم [الأعراف]
{و اصحاب اعراف، مردانی (از دوزخیان را) که از سیمایشان آنها را می‌شناسند، صدا می‌زنند و می‌گویند: گردآوری شما (از مال و ثروت و آن و فرزند) و تکبّرهای شما، به حالتان سودی نداد!» (۴۸) آیا اینها همانان نیستند که سوگند یاد کردید رحمت خدا هرگز شامل حالشان نخواهد شد؟! (هم اکنون به آنها گفته می‌شود) داخل بهشت شوید، که نه ترسی دارید و نه غمناک می‌شوید! (۴۹)}

چه کسی به اهالی اعراف می گوید: 
{ ادْخُلُوا الجنّة لَا خَوْفٌ عَلَيْكُمْ وَلَا أَنتُمْ تَحْزَنُونَ ﴿٤٩﴾ داخل بهشت شوید، که نه ترسی دارید و نه غمناک می‌شوید } 
صدق الله العظيم [الأعراف]
کسی که اهالی اعراف بعد از آنکه در اعراف جمع شدند و به آتش جهنم نگاه کرده و کافران را دیدند که در آن فریاد می کشند؛ 
او را می خوانند . خداوند تعالی می فرماید:

{ وَإِذَا صُرِفَتْ أَبْصَارُهُمْ تِلْقَاءَ أصحاب النّار قَالُوا ربّنا لَا تَجْعَلْنَا مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ﴿٤٧﴾ }
  صدق الله العظيم [الأعراف]
{ و هنگامی که چشمشان به دوزخیان می‌افتد می‌گویند: «پروردگارا! ما را با گروه ستمگران قرار مده}
جواب خداوند در پاسخ به دعای آنها (اهالی اعراف ) که رحمت خداوند را به یاد می آورند ببینید، زیرا که آنان کافران را تحقیر کرده ومی گویند آیا اینها - اشاره به اهالی بهشت –بودند که اهالی آتش قسم می خوردند مشمول رحمت خداوند نمی شوند ؟ سپس خداوند به دعای اهالی اعراف که به رحمت اواقرار کرده و یقین آورده اند و می گویند:
  { أَهَٰؤُلَاءِ الَّذِينَ أَقْسَمْتُمْ لَا يَنَالُهُمُ اللَّهُ بِرَحْمَةٍ }
  صدق الله العظيم 
 پاسخ فوری می دهد و از ورای حجاب آنها را ندا داده ودعایشان را
 جواب می دهد که : 
 { ادْخُلُوا الجنّة لَا خَوْفٌ عَلَيْكُمْ وَلَا أَنتُمْ تَحْزَنُونَ ﴿٤٩﴾ داخل بهشت شوید، که نه ترسی دارید و نه غمناک می‌شوید } 
 صدق الله العظيم [الأعراف]
این بخاطر آن است که آنها وقتی به آتش نگاه کرده و ساکنان آن را می بینند که چگونه فریاد می کشند ؛ خدایشان را خوانده و از او طلب رحمت می کنندو خداوند تعالی می فرماید:

{ وَإِذَا صُرِفَتْ أَبْصَارُهُمْ تِلْقَاءَ أصحاب النّار قَالُوا ربّنا لَا تَجْعَلْنَا مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ﴿٤٧﴾ }
  صدق الله العظيم [الأعراف]
{ و هنگامی که چشمشان به دوزخیان می‌افتد می‌گویند: «پروردگارا! ما را با گروه ستمگران قرار مده}
و بنگرید که خداوند چگونه به آنها پاسخ می دهد:
  { ادْخُلُوا الجنّة لَا خَوْفٌ عَلَيْكُمْ وَلَا أَنتُمْ تَحْزَنُونَ ﴿٤٩﴾
  داخل بهشت شوید، که نه ترسی دارید و نه غمناک می‌شوید } 
صدق الله العظيم [الأعراف]
ای امت اسلام؛ از خدا پروا کنید و بدانید بجز خداوند ولی و شفیعی ندارید ؛ از پروردگار درخواست رحمت کنید ؛ چه کسی بیش از خداوندتان نسبت به شما مهربان تر است که بخواهید او را بجای خداوند بخوانید! آیا پروا نمی کنید؟ آیا نمی بینید خداوند چگونه دعای اهالی اعراف را پاسخ می دهد و وعده او حق است و او ارحم الراحمین است؟
ای کسانی که منتظر هستد محمد رسول الله صلی علیه و آله و سلم در پیشگاه خداوند شفاعتتان را بکند؛ بدانید پدر او از اهالی اعراف است و محمد رسول الله صلی علیه و آله و سلم برای او شفاعت نمی کند و او نیز چشم به شفاعت فرزند خود ندوخته است؛ بلکه با دیگر اهالی اعراف به درگاه خداوند دعا می کند و می گوید:

{ وَإِذَا صُرِفَتْ أَبْصَارُهُمْ تِلْقَاءَ أصحاب النّار قَالُوا ربّنا لَا تَجْعَلْنَا مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ﴿٤٧﴾ } 
صدق الله العظيم [الأعراف]
{ و هنگامی که چشمشان به دوزخیان می‌افتد می‌گویند: «پروردگارا! ما را با گروه ستمگران قرار مده}
و خداوند به دعای اهالی اعراف پاسخ داده و می فرماید: { ادْخُلُوا الجنّة لَا خَوْفٌ عَلَيْكُمْ وَلَا أَنتُمْ تَحْزَنُونَ ﴿٤٩﴾}  
صدق الله العظيم [الأعراف] 
 داخل بهشت شوید، که نه ترسی دارید و نه غمناک می‌شوید }.
خدای
ا من ابلاغ کردم؛ خدایا شاهد باش...کسانی که ایمان آورده اند؛ زمانی که با آیات خداوند به آنها تذکر داده می شود و آیات برایشان روشن می گردد؛ بر ایمانشان افزوده شده و پوستشان نرم شده (تلین جلودهم ) و قلبشان خاشع شده و از به خاطرشناختن حق از چشم هایشان اشک جاری می شود؛ اما کور باطن ؛ به خداوند که اگر تمام آیات کتاب را آورده و برایش به تفصیل تشریح کنم ؛ بازهم تمام آنها را هرچند بیان حقشان روشن و واضح هم باشد ، پشت سر می اندازد وبخاطر حدیث یا روایتی که مخاف این آیات است دچار فتنه شده و ترجیح می دهد به این حدیث مخالف بچسبد و می گوید:"به راستی که تأویل قرآن را جز خداوند نمی داند و آنچه که از گذشتگان صالح به ما رسیده ؛ برایمان کافی است. ناصر محمد تو بهتر می دانی یا آنها؟"پس در جواب می گوییم:اما من از آیات محکم و بینه کتاب برایت دلیل آوردم و تنها کسانی که قلبشان از حق منحرف است ازآنها دلتنگ می شوند(و آنها را خوش ندارند) اینان از مطالب فتنه انگیزی که دراحادیث و روایات جاداده شده و مخالف آیات محکم کتاب است پیروی میکنند پس او و هر کسی که از او پیروی کند جهنم برایش کافی است که بد سرانجامی است.
اما به خداوند قسم ؛ اگر آیه مطابق حدیثی باشد که او به آن متمسک شده است ، آن را دوست داشته و به آن تمسک کرده و فریادکنان از آن به عنوان دلیل اثبات حدیث استفاده می کند.اما اگر آیه مخالف با حدیث مورد نظر او باشد؛ خوشش نیامده و می گوید:" جز خداوند ؛ کسی تأویل آن را نمی داند" ولو اینکه آیه ؛ از آیات محکم کتاب که اساس کتاب اند بوده واز متشابهات نباشد!
به خدا که هر کس از بیانات ناصر محمد یمانی آگاه شود ؛ چه جاهل باشد و چه عالم؛ حق برایش روشن می شود؛ اما فاجعه اینجاست که باوجود اینکه عقل آن را می پذیرد ؛ اما بسیاری از مردم به آیات خداوند -علیرغم وضوح شدید آن- ایمان نمی آورند!
ای مردم، ای کسانی که زبانتان عربی است؛ به راستی که خداوند قرآن را به زبان روشن عربی فرستاده است تا بدانید ازچه باید پروا کنید و خداوند تعالی می فرماید:

{ وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلَّا بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ }
  صدق الله العظيم [إبراهيم:4]

{هيچ پيامبرى را جز به زبان مردمش نفرستاديم، تا( بتواند پيام خدا را) برايشان بيان كند}
قرآن عظیم نیز چنین است؛ چرا محکمات آن را نمی فهمید؛ به زبان بیگانه که نیست؛ عربی روشن است و خداوند تعالی می فرماید:

{ وَلَقَدْ نَعْلَمُ أنّهم يَقُولُونَ إنّما يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ ۗ لِّسَانُ الَّذِي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِيٌّ وَهَٰذَا لِسَانٌ عربيّ مبين ﴿١٠٣﴾ }
  صدق الله العظيم [النحل]
{ما می‌دانیم که آنها می‌گویند: «این آیات را انسانی به او تعلیم می‌دهد!» در حالی که زبان کسی که اینها را به او نسبت می‌دهند عجمی است؛ ولی این (قرآن)، زبان عربی آشکار است!}
اما گویی برای شما به زبانی بی
گانه (اعجمی ) آمده است و از آن رو برمی گردانید و به خداوند نسبت باطل داده و بهتان می زنید که تأویل آن را جز خدا کسی نمی داند. خداوند چنین چیزی نگفته است و این که به خداوند می دهید نارواست و شما خود می دانید خداوند چنین نفرموده است؛ پروردگار گفته است در قرآن آیاتی است که ازمحکمات بوده و واضح و روشن و اساس کتاب است و عرب زبانان چه عالم و چه جاهل آنها را فهمیده و می توانند درباره آنها فکر کنند.این آیات اکثریت آیه های کتاب بوده و بالغ بر 90 % آن را تشکیل می دهند.آیات دیگر متشابه اند و تنها 10 % یا کمترند که تأویل آنها را تنها خداوند می داند .این آیات بسیار کم اند.اما شما تمام قرآن را تبدیل به کتابی کرده اید که تأویلش را جز خداوند نمی داند.اما امام مهدی ِحق ِپروردگارتان؛ تنها از آیات محکم و واضح و روشن کتاب برایتان دلیل می آورد؛ آیاتی که برای کسانی که در آنها تدبر می کنند قابل فهم و دانستن است و تنها کسانی از آن منحرف می شوند که قلبشان از حق گمراه است.
ای انصار؛ یقین داشته باشید و از کسانی نباشید که به آیات خداوند اطمینان ندارند و یقین نمی کنند تا عذاب خداوند بر آنهاد واقع شده و خروج "دابه" رخ دهد و همچنین خداوند تعالی می فرماید شما که آیات خداوند را که برایتان می آورم نه رد می کنید و نه باور؛ و علت آن ، عدم یقینتان به آیاتی که از کتاب خداوند است که برایتان آورده می شود این است که خداوند تعالی می فرماید:

{ وَإِنَّهُ لَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ ﴿٧٧﴾ إِنَّ ربّك يَقْضِي بَيْنَهُم بِحُكْمِهِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْعَلِيمُ ﴿٧٨﴾ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إنّك عَلَى الحقّ الْمُبِينِ ﴿٧٩﴾ أنّك لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَىٰ وَلَا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعَاءَ إِذَا وَلَّوْا مُدْبِرِينَ ﴿٨٠﴾ وَمَا أَنتَ بِهَادِي الْعُمْيِ عَن ضَلَالَتِهِمْ إِن تُسْمِعُ إِلَّا مَن يُؤْمِنُ بِآيَاتِنَا فَهُم مُّسْلِمُونَ ﴿٨١﴾ وَإِذَا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنَا لَهُمْ دَابَّةً مِّنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النّاس كَانُوا بِآيَاتِنَا لَا يُوقِنُونَ ﴿٨٢﴾ } 
 صدق الله العظيم [النمل]
{و مایه هدایت و رحمت برای مؤمنان است! (۷۷) پروردگار تو میان آنها در قیامت به حکم خود داوری می‌کند؛ و اوست قادر دانا. (۷۸) پس بر خدا توکّل کن، که تو بر حقّ آشکار هستی! (۷۹) مسلّماً تو نمی‌توانی سخنت را به گوش مردگان برسانی، و نمی‌توانی کران را هنگامی که روی برمی‌گردانند و پشت می‌کنند فراخوانی! (۸۰) و نیز نمی‌توانی کوران را از گمراهیشان برهانی؛ تو فقط میتوانی سخن خود را به گوش کسانی برسانی که آماده پذیرش ایمان به آیات ما هستند و در برابر حق تسلیمند! (۸۱) و هنگامی که فرمان عذاب آنها رسد، جنبنده‌ای را – عیسی مسیح-از زمین برای آنها خارج می‌کنیم که با آنان تکلّم می‌کند همانا که مردم به آیات ما ایمان نمی‌آوردند. (۸۲)}
وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
أخوكم الإمام ناصر محمد اليماني.
اضغط على الصورة لفتحها بصفحة مستقلة