۱۳۹۳ خرداد ۱۷, شنبه

پاسخ قاطع و علمی به "الباحث عن البینة" که در حقیقت (باحث عن الباطل) است

اضغط على الصورة لفتحها بصفحة مستقلة
 
پاسخ قاطع و علمی به "الباحث عن البینة" که در حقیقت (باحث عن الباطل) است
بسم الله الرحمن الرحيم،
 والصلاة والسلام على كافة أنبياء الله ورسله من أوّلهم إلى خاتمهم محمد رسول الله 
لا نفرق بين أحدٍ من رسله ونحن له مسلمون، أمّا بعد..
ای"باحث عن البینه"؛ به راستی که خداوند از حال تو آگاه است و می داند تو در تلاشی که پیروی از راه راست خداوند را به کجراهه کشانده و سخن را تحریف کرده و مقصود آن را تغییر دهی؛ آیا از مکر خداوندی که بهترین مکر کننده است و ظلم در کار او نیست در امانی ؛ و حکم با خداوند است که او بهترین جداکننده حق از باطل است. این فرموده خداوند تعالی را می آوریم:
{وَيَسْأَلُونَكَ عَنْ الْمَحِيضِ قُلْ هُوَ أَذًى فَاعْتَزِلُوا النِّسَاءَ فِي الْمَحِيضِ وَلَا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّى يَطْهُرْنَ فَإِذَا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمْ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ(222) نِسَاؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ}  
صدق الله العظيم [البقرة:222-223].
{تو را از حيض زنان مى‌پرسند. بگو: حيض رنجى است. پس در ايّام حيض از آنان دورى گزينيد و به آنها نزديك مشويد (نزديكي نكنيد ) تا پاك گردند. و چون پاك شدند از آنجا كه خدا فرمان داده است با ايشان نزديكى كنيد. هر آينه خدا توبه‌كنندگان و پاكيزگان را دوست دارد. (۲۲۲) زنانتان كشتزار شما هستند. قبل از آميزش كشتزار خود را آماده كنيد }
این از آیات محکم کتاب خداوند است که در آن پروردگار جهانیان از رحم زن که آن را کشتزار نسل های متوالی انسان قرار داده است صحبت می کند؛ خداوند به شما فرمان داده است در زمانی که رحم به علت خون در معرض آزار است به آن نزدیک نشوید چراکه نزدیکی با رحم زن در زمان عادت ماهیانه به علت ایجاد التهاب( و عفونت) باعث آزار و اذیت زن می شود و این التهاب و عفونت به مرد منتقل خواهد شد.به همین دلیل است که خداوند تعالی می فرماید:
{وَيَسْأَلُونَكَ عَنْ الْمَحِيضِ قُلْ هُوَ أَذًى فَاعْتَزِلُوا النِّسَاءَ فِي الْمَحِيضِ وَلَا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّى يَطْهُرْنَ فَإِذَا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمْ اللَّهُ{تو را از حيض زنان مى‌پرسند. بگو: حيض رنجى است. پس در ايّام حيض از آنان دورى گزينيد و به آنها نزديك مشويد تا پاك گردند. و چون پاك شدند از آنجا كه خدا فرمان داده است با ايشان نزديكى كنيد. } صدق الله العظيم، به فرموده خداوند تعالی نگاه کنید:
 {وَلَا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّى يَطْهُرْنَ فَإِذَا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمْ اللَّهُ} 
 صدق الله العظيم؛ 
معنای آن این است که مرد حق نزدیکی با همسرش را بجز از راهی که برای تولید نسل منظور داشته است ندارد و خداوند تعالی می فرماید: 
 {فَإِذَا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمْ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ(222) نِسَاؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ. و چون پاك شدند از آنجا كه خدا فرمان داده است با ايشان نزديكى كنيد. هر آينه خدا توبه‌كنندگان و پاكيزگان را دوست دارد. (۲۲۲) زنانتان كشتزار شما هستند.قبل از آميزش كشتزار خود را آماده كنيد} صدق الله العظيم.
بیان حق درفرموده خداوند تعالی : 
 {نِسَاؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ}
  صدق الله العظيم
 یعنی زنان شما مزرعه ای برای پرورش فرزندان شما هستند چنان که زمین محل پرورش گیاهان است و خداوند رحم زن را محل رشد و پرورش نسل بشر قرار داده است.اما این فرموده خداوند تعالی : { فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ } صدق الله العظيم 
،( فآتوا حرثكم أنى شئتم) این توصیه خداوند مبنی بر عدم مباشرت با رحم زن است مگر بعد ازنوازش (= المداعبة ) و آماده کردن و برانگیخته شدن میل جنسی او تا بدین ترتیب زمینه رشد نطفه انسانی در رحم زن فراهم گردد و لازمه آن این است که بعد از پاک شدن رحم از خون قاعدگی ؛ مرد با همسرش آمیزش نماید. لذا قبل از برانگیخته شدن میل جنسی با زن نزدیکی نشود تا زمینه رشد نطفه انسان در رحم زن فراهم شده باشد.مهم این است که رحم زمین پرورش نسل بشر است و به همین دلیل خداوند تعالی می فرماید: {نِسَاؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ} یعنی مزرعه ای برای پرورش فرزندانتان .فرمایش خداوند را تکرار می کنم: 
{نِسَاؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ}یعنی کشتزاری برای پرورش فرزندانتان.به همین دلیل است که محمدٌ رسول الله -صلَّى الله عليه وآله وسلّم- در رویای صادقه فرمودند:
 [ كان مني حرثك وعليّ بذرك]،
 و منظور ایشان ذریه آل بیت است که امام مهدی از آن ذريه است ."حرث"-مادر - از جانب محمدٌ رسول الله -صلَّى الله عليه وآله وسلّم- است که منظور دختر ایشان یعنی فاطمة عليها الصلاة والسلام می باشدو منظور از "علی بذرک" یعنی امام علی ابن ابی طالب عليه الصلاة والسلام پدر این ذریه است. اما دشمن سرسخت خداوند از ذریه یهود ( الباحث عن البينه ) با تحریف کلام از محل خود قصد منحرف کردن معنای آن را دارد!
حال به سراغ مورد
دوم می رویم:
برادر ناصر محمد یمانی می گوید که نبی صلى الله عليه وسلم در رویا فرموده است: ((خداوند علم کتاب را به تو عطا خواهد كرد ))و از بیانات برادر ناصر یمانی دانسته ایم که خداوند علم کتاب را به او عطا کرده است که مقصود ازاین آیه است : ((قُلْ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ)) از آنچه که امین وحی جبریل علیه السلام که علمي از کتاب نزد اوست عرش ملکه سبا را قبل از چشم برهم زدن نبی خداوند سلیمان علیه السلام و الصلاة درپیشگاه او حاضر کرده است: ((قَالَ الَّذِي عِندَهُ عِلْمٌ مِّنَ الْكِتَابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ )).
سپس کسی که سخن را تحریف می کند می گوید:" 
 ناصر محمد اگر علم کتاب درنزد توست پس چرا معجزه نمی کنی؟"
 در جواب می گوییم:معجزات درنزد خداوند است و امر در گذشته و آینده (هميشه )به دست اوست.پس در پاسخ به این فرد که لجوجانه با حق مخالف است می گوییم: منظور از داشتن علم کتاب این نیست که روح خداوند فرشته جبریل علیه الصلاة و السلام با دانستن نکته ای (بخشي ) از کتاب خداوند تخت را -در محضرسلیمان -حاضر کرده باشد؛ بلکه (خود )او رفته و در کمتر از چشم برهم زدنی تخت را آورده است .هم اوست که در شب اسراء و معراج جد من محمد رسول الله -صلَّى الله عليه وآله وسلّم- را اززمین خاکی به سدرة المنتهی برد ؛ درحال که همان طور که قبلا بیان کرده ایم، بین زمین و سدرة المنتهی (همان ) عرش پروردگار بزرگ ملیون ها سال نوری فاصله است. لذا جبریل علیه الصلاة و السلام عرش ملکه سبا را نه بخاطر داشتن علمي از کتاب ، بلکه به علت داشتن قدرت و سرعت ذاتی خود احضار کرده است.به صحبت یکی از جنیان توجه کنید:
{أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن تَقُومَ مِن مَّقَامِكَ ۖ وَإِنِّي عَلَيْهِ لَقَوِيٌّ أَمِينٌ (39)} 
صدق الله العظيم [النمل:39].
{من آن را نزد تو می‌آورم پیش از آنکه از مجلست برخیزی و من نسبت به این امر، توانا و امینم}

اما جبریل علیه الصلاة و السلام از این عفریت جن قوی تر و سریع تر بود و خداوند تعالی در توصیف قدرت او اینگونه فرموده است:
{وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى (1) مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَى (2) وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى (3) إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى (4) عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوَى (5) ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَوَى (6) وَهُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلَى (7) ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّى (8) فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى (9) فَأَوْحَى إِلَى عَبْدِهِ مَا أَوْحَى (10) مَا كَذَبَ الْفُؤَادُ مَا رَأَى (11) أَفَتُمَارُونَهُ عَلَى مَا يَرَى (12) وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرَى (13) عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهَى (14) عِنْدَهَا جَنَّةُ الْمَأْوَى (15) إِذْ يَغْشَى السِّدْرَةَ مَا يَغْشَى (16) مَا زَاغَ الْبَصَرُ وَمَا طَغَى (17) لَقَدْ رَأَى مِنْ آيَاتِ رَبِّهِ الْكُبْرَى (18)}
صدق الله العظيم [النجم].
{سوگند به ستاره (عذاب)هنگامی که به پایین می آید(۱) که هرگز صاحب شما [= محمّد «ص»] منحرف نشده و مقصد را گم نکرده است، (۲) و هرگز از روی هوای نفس سخن نمی‌گوید! (۳) آنچه می‌گوید چیزی جز وحی که بر او نازل شده نیست! (۴) آن کس که قدرت عظیمی دارد [= جبرئیل امین‌] او را تعلیم داده است؛ (۵) همان کس که توانایی فوق العاده دارد؛ او به شکل همسانی(انسان) در آمد(۶) در حالی که در اُفق اعلی قرار داشت! (۷) سپس نزدیکتر و نزدیکتر شد... (۸) تا آنکه فاصله او (با پیامبر) به اندازه فاصله دو کمان یا کمتر بود؛ (۹) در اینجا خداوند به بنده خود(محمد) وحی کرد آنچه را به جبریل وحی کرده بود. (۱۰) قلب (پاک او) در آنچه دید هرگز دروغ نگفت. (۱۱) آیا با او درباره آنچه (با چشم خود) دیده مجادله می‌کنید؟! (۱۲) وبه هیئت دیگر نیز او را مشاهده کرد، (۱۳) نزد «سدرة المنتهی»، (۱۴) که «جنت المأوی» در آنجاست! (۱۵) در آن هنگام که چیزی [= نور خیره‌کننده‌ای‌] سدرة المنتهی را پوشانده بود، (۱۶) چشم او هرگز منحرف نشد و طغیان نکرد (آنچه دید واقعیّت بود)! (۱۷) او پاره‌ای از آیات و نشانه‌های بزرگ پروردگارش را دید! (۱۸)}
معنای این فرموده خداوند تعالی :

{عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوَى (5) ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَوَى (6)
آن کس که قدرت عظیمی دارد [= جبرئیل امین‌] او را تعلیم داده است؛ (۵) همان کس که توانایی فوق العاده دارد؛ او به شکل همسانی(انسان) در آمد(۶)} صدق الله العظيم
این است که
روح القدس؛ جبریل علیه الصلاة و السلام در افق اعلی به شکل انسانی درآمد. به سوی نبی علیه الصلاة و السلام آمده و بعد از آنکه به شکل انسان درآمد و آنچه را که جبریل علیه الصلاة و السلام آنچه را وحي كرد كه خداوند به بنده خود وحي نموده بود . بار دیگرو در نزدیکی سدرة المنتهی ؛ نبی فرشته خداوند جبریل را درحالی که به هیئت فرشته درآمده بود دید.او جبریل را همیشه به شکل انسان می دید اما این بار او را در حالی که به هیئت اول خود درآمده بود دید؛ فرشته عظیم الخلقه خداوند که وقتی به سدرة المنتهی رسید و در پیشگاه خداوند به شکل اصلی خود که فرشته بود درآمد و در برابر خدای خود به سجده درآمد.به خاطر آنکه پیامبر او را به صورت انسان می دید و سپس در نزدیک سدرة المنتهی به صورت فرشته او را مشاهده کرد خداوند تعالی فرمود:
  {وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرَى (13) عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهَى (14) عِنْدَهَا جَنَّةُ الْمَأْوَى (15)وبه هیئت دیگر نیز او را مشاهده کرد، (۱۳) نزد «سدرة المنتهی»، (۱۴) که «جنت المأوی» در آنجاست! (۱۵)} 
صدق الله العظيم. به هرحال علت آورده شدن عرش از وادی سبا به سرزمین شام؛ به علت داشتن علم کتاب نبود! کتاب خداوند حاوی کدهای (رمز دار ) علمی نیست که جبریل به علت آگاهی از این کد و اسم رمزها عرش را جابجا کرده باشد! به خدا که چنین نیست بلکه آوردن عرش به خاطر سرعت و قدرت زیاد اوست.و به راستی که اشاره خداوند به درجه علمی او برای این است که جبریل شخصی عادی نیست، بلکه با عطای دانش گرامی داشته شده است.اما آوردن عرش بخاطر سرعت ذاتی اوست و همچنین حاصل قدرت او چرا که جابجا کردن آن تخت نیاز به قدرت داشت و برای همین عفریتی از جنیان گفت: 
 {أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن تَقُومَ مِن مَّقَامِكَ ۖ وَإِنِّي عَلَيْهِ لَقَوِيٌّ أَمِينٌ (39)} 
 صدق الله العظيم [النمل:39]. 
 {من آن را نزد تو می‌آورم پیش از آنکه از مجلست برخیزی و من نسبت به این امر، توانا و امینم}
 به گفته عفریت توجه کنید: { وَإِنِّي عَلَيْهِ لَقَوِيٌّ }یعنی قدرت این را داردکه آن را جابجا کند و امانت دار نیز هست.اما تو و امثال تو که بین اسامی حسنای خداوند تفاوت قائل می شوندمی گویند:"آن کسی که علم کتاب را دارد از آنجا که نام اعظم خداوند را می داند ؛ خدا را می خواند تا تخت را جابجا کرده و به حضور بیاورد" سبحان الله العظیم! آیا نام ( الله) از اسماء الحسنی نیست که تصورمی کنید اسم اعظم تری نسبت به (الله)وجود دارد که با خواندن آن تخت ملکه را می توان حاضر کرد؟ چقدر کسانی که چنن فکر می کنند نادان هستند! چنن نیست بلکه خداوند دارای اسماء الحسنی است (الله) را بخوانید یا (الرحمن) را هر کدام را که بخوانید اسامی حسنای خداوندند و با هم فرقی ندارند.گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :
{قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمَٰنَ ۖ أَيًّا مَا تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَىٰ } 
صدق الله العظيم [الإسراء:110].
{بگو: ««اللّه» را بخوانید یا «رحمان» را، هر کدام را بخوانید، برای او بهترین نامهاست!»}
به فرموده خداوند تعالی توجه کنید: 
{ أَيًّا مَا تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَىٰ } صدق الله العظيم
،اسمی بزرگتر از اسم ديگر خداوند وجود ندارد پاك و منزه است او ! و وقتی اسم اعظم ؛ اسم اعظم وصف می شود مقصود این است که نعیمی است که بزگترین نعیم است یعنی بزرگتر از نعیم بهشت و قبلا به شما آموخته بودیم که رضوان در نفس خداوند نسبت به بندگانش؛ بزرگ ترین نعیم خداوند و بزرگتر از نعیم بهشت اوست.گواه آن فرموده خداوند تعالی است که:
{وَعَدَ اللّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللّهِ أَكْبَرُ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ (72) }
  صدق الله العظيم [التوبة]
{خداوند به مردان و زنان باایمان، باغهایی از بهشت وعده داده که نهرها از زیر درختانش جاری است؛ جاودانه در آن خواهند ماند؛ و مسکن‌های پاکیزه‌ای در بهشتهای جاودان و (خشنودی و) رضوان خدا، (از همه اینها) بزرگتراست؛ و پیروزی بزرگ، همین است}
اما گمراهان می گویند:" کسی که علم کتاب را دارد تخت را از سرزمین سباء به سرزمین شام آورده است چون اسم اعظم را می داند".آنها دروغ گفته و چیزی را به خداوند نسبت می دهند که نمی دانند" حال سراغ موضوع دیگر می رویم و آن بیان این فرموده خداوند تعالی است که :
{ فَلَمَّا جَاء أَمْرُنَا جَعَلْنَا عَالِيَهَا سَافِلَهَا وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهَا حِجَارَةً مِّن سِجِّيلٍ مَّنضُودٍ } 
صدق الله العظيم [هود:82]
{و زمان فرمان ما که فرا رسید، آنچه را که پایین تراز آنها بود بر فراز سرشان قرار دادیم وباران سنگ متراکم را بر آنها از سجیل نازل نمودیم... (۸۲)}
می بینم که نادانان می گویند:"به راستی که فرشته خداوند جبریل با بال خود قریه قوم لوط را بلند کرده و بقدری بالا برده که ساکنان آسمان صدای خروس و پارس سگان قوم لوط را شنیدند و سپس آن را در فضای کیهانی رها کرده است "!در پاسخ می گوییم در این صورت نباید در روی زمین اثری از قوم لوط پیدا کنید چون طبق فتوای کسانی که –حقیقت را-نمی دانند ؛در فضای کیهانی رها (پخش ) شده اند .اما آنچه که درقرآن پیدا می کنیم این است که آن آبادی در زمان نزول قرآن در روی زمین بوده است که قبل از نزول قرآن بارانی از سنگ از سياره عذاب بر روی آن باریده و آنان را نابود کرده است و برای همین هم خداوند می فرماید مسافران سرزمین مکه به سوی شام آن را در سرراه خود می بینند. 
خداوند تعالی فرموده است:
{وَلَقَدْ أَتَوْا عَلَى الْقَرْيَةِ الَّتِي أُمْطِرَتْ مَطَرَ السَّوْءِ ۚ أَفَلَمْ يَكُونُوا يَرَوْنَهَا ۚ بَلْ كَانُوا لَا يَرْجُونَ نُشُورًا (40) } 
صدق الله العظيم [الفرقان].
{آنها از کنار شهری که باران شرّ [= بارانی از سنگهای آسمانی‌] بر آن باریده بود [= دیار قوم لوط] گذشتند؛ آیا آن را نمی‌دیدند؟! (آری، می‌دیدند) ولی به رستاخیز ایمان نداشتند! (۴۰)}
به فرموده خداوند تعالی نگاه کنید:
 { الْقَرْيَةِ الَّتِي أُمْطِرَتْ مَطَرَ السَّوْءِ ۚ أَفَلَمْ يَكُونُوا يَرَوْنَهَا شهری که باران شرّ [= بارانی از سنگهای آسمانی‌] بر آن باریده بود[= دیارقوم لوط] گذشتند؛ آیا آن را نمی‌دیدند } صدق الله العظيم .
 یعنی این قریه در روی سطح زمین قرار داشته و چنان که بی خبران به خداوند نسبت می دهند؛ به فضا پرتاب نشده است. اما آن باران بدی(سوء) که بر سر قوم لوط باریده بود چیست؟ جواب را در کتاب خداوند پیدا می کنید: 
 {فَلَمَّا جَاءَ أَمْرُنَا جَعَلْنَا عَالِيَهَا سَافِلَهَا وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهَا حِجَارَةً مِنْ سِجِّيلٍ وزمان فرمان ما که فرا رسید، آنچه را که پایین تراز آنها بود بر فراز سرشان قرار دادیم وباران سنگ متراکم را بر آنها از سجیل نازل نمودیم }  
صدق الله العظيم [هود:82].
یعنی پایین ترین زمین که سياره عذاب است بالاتر از کره زمین (مسکونی)
قرار گرفت و باران سنگهای آتشین بر آن بارید و آنان را هلاک کرد.بله تمام کوکبها چه در فضای بالا باشند چه در فضای پایین؛ از نگاه ناظری که از روی زمین به آسمان نگاه می کند؛ برفراز سرش دیده می شوند. ما پیش از این در هنگام بیان سیاره آتش دراین باره فتوا داده بودیم که از نظر اهالی زمین سیاره عذاب در "ملاء اعلی"قرار دارد. از نظراهالی آتش نیز زمین در ملاء اعلی قرار گرفته است واز دید زمینیان؛ سیاره آتش در ملاء اعلی دیده می شود.از خدا امید دارم که ترا زنده نگه داشته و عمرت را طولانی کند تا سیاره عذاب را دربرابر چشمانت ببینی و شاهد باریدن سنگ های آتشین آن بر سر زمین بشر باشی که عذاب خداوند بر سر کسی که اراده نموده باشد فرود میآید واز کسانی که خداوند اراده کند دور می شود و بازگشت امور به سوی پروردگار است.خداوند تعالی می فرماید:
{ ذَٰلِكَ جَزَيْنَاهُم بِمَا كَفَرُوا ۖ وَهَلْ نُجَازِي إِلَّا الْكَفُورَ (17) } 
صدق الله العظيم [سبأ].
{این کیفر را بخاطر کفرانشان به آنها دادیم؛ و آیا جز کفران کننده را کیفر می‌دهیم؟!}
قبل از این فتوا داده بودیم که واقعا در فضای کیهانی هفت زمین وجود دارند که بر بالای یکدیگر قرار گرفته اند و زمین مسکونی بشر جزو این هفت زمین نیست .بلکه هفت زمین دیگر از زمین بشر جدا شده اند؛ آسمان های هفتگانه و تمام اجرام آس
مانی (ستاره ها و قمرهاي آنها ) نیز از زمینی که بشر روی آن زندگی می کند جدا شده اند. هفت اسمان و هفت زمین از زمین مادری جدا شده اند.گواه آن فرموده خداوند عالی است که :
{اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَمَوَاتٍ وَمِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ وَأَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحَاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ عِلْماً (12)}
  صدق الله العظيم [الطلاق].
{ خداوند همان کسی است که هفت آسمان را آفرید، و از زمین نیز همانند آنها را؛ فرمان او در میان آنها پیوسته فرود می‌آید تا بدانید خداوند بر هر چیز تواناست و اینکه علم او به همه چیز احاطه دارد!}
آن امر که فرود می آید چیست؟ و جواب: منظور قرآن عظیم است که در زمین مادری بر بشریت نازل مي شود . زمین مادری جزو زمین های هفتگانه نیست ؛ بلکه هفت زمین و هفت آسمان از آن جدا شده اند. تمام هفت زمین دیگر بعد از زمین بشری و پایین تر از آن در فضای کیهانی قرار گرفته اند و می توانید آنها را درعالم واقعیت پیدا کنید. به خاطر آنکه لازم است این بیان در عالم واقعی و در کیهان وجود خارجی داشته باشد؛باید بعد از زمینی که بشر روی آن زندگی می کند؛ هفت کوکب (سياره ) دیگر وجود داشته باشد که بی هیچ شک و تردیدی وجود داشته و آنها را بعد از زمین بشر می توان در کیهان پیدا کرد و سیاره جهنم یکی از آنهاست که نسبت به زمین بشر در ملاء اعلی قرار دارد؛برای اهالی آتش نیز زمین در ملاء اعلی قرار دارد و چقدر جهنم جایگاه بدی است.
سراغ نکته چهارم می رویم که این شخص به غلط درباره آن تردید دارد:
ترجمه : برادر ناصر یمانی می گوید اصحاب کهف انبیائ خداوند الیاس و ادریس و الیسع علیهم السلام هستند و کهف در بالاترین مکان شبه جزیره عربی قرار دارد و برای همین هم خداوند درباره نبی خود ادریس فرموده است{یاد کن از ادریس که اوبسیار راستگو و پیامبر بود (۵۶) او را به مكانى بلند فرا برديم. (۵۷)}و منظور از این نشان دادن مکان کهف است!! پس چرا فقط ادریس؟ مگر برادرانش الیاس و الیسع با او در همان غار نیستند(المکان العلی)؟}
به حق به او جواب می دهیم که : این از اسرار کتاب خداوند است و خداوند با ذکر نام ادریس به همراهان او اشاره کرده است. ایا می خواهید گفته شود "رفعناهم مکانا علیا" ( همه آنها را درمکانی رفیع جای دادیم)؟ اماچون خداوند در اينجا از ادریس صحبت می كرد ، تنها ا ز او یاد می شود. اگر جای او را بدانیم ؛ جای برادرانش که با او هستند را نیز خواهیم یافت.خداوند در قرآن از بالا بردن جسد انبیاء به همراه ارواحشان بعد ازمرگ سخنی نگفته است بلکه جسد آنها در زمین می ماند و تنها روحشان بالا برده می شود.این سنت خداوند برای مخلوقاتش است و جسد تمام انبیاء روی زمین باقی می ماند. یا شما دلیلی دارید که ثابت کند خداوند جسم نبی خود ادریس را با همان گوشت وچربی به آسمان اعلی برده است؟ اگر چنین است دلیل خود را بیاورید. سراغ مورد پنجم می رویم 
.این کسی درباطن کفرو مکر خود را پنهان کرده ولی تظاهر به ایمان می کند تا مسیر پیروی از قرآن را کج کند می گوید: ترجمه : برادرمان ناصر الیمانی می گوید " و آنان اهل قریه از قرون اولیه که قبل از ابراهیم و لوط و شعیب و بعد از نوح و ثمود بودند خداوند رسول خود ادریس علیه الصلاة و السلام را برای هشدار و انذار اصحاب الرس فرستاد و منظور از الرس کوه و الرواسی به معنی کوههاست و مفرد الرواسی ، (الرس ) به معنی کوه است ..."
می بخشید برادر یمانی رس مفرد رواسی نیست کلمه رواسی مفرد آن( راسیه) است که جمع آن راسیات و رواسی است ، رواسی بر وزن ضواری که مفرد آن ضاریه که جمع آن ضاریات و ضواری است که به معنی حیوانات درنده است . همچنین همه جمع ها بر وزن (فواعل )برای مونث مفرد آن بروزن (فاعله ) است مانند صوارخ و بواکی که که مفرد آنها صارخه و باکیه است . پس شما برادر یمانی الرس مفرد الرواسی را از کجا آورده اید 
درجواب او به حق می گوییم :"الرس" از مفردات و به معنی کوه است ؛ چه خوشت بیاید چه خوشت نیاید ، الرواسی به معنی کوهها ست و الرس ینز به معنی کوه است. من از لغت نامه های شما پیروی نمی کنم و از آنها خبر ندارم ولی از بیان حق قصه اصحاب کهف این را دریافتم و آینده درستی آن را نشان خواهد داد.
من مکلف نیستم که آنها راجستجو کنم تلاش هایی از جانب من و برخی انصار برای یافتن آنها انجام شد؛ اما خداوند می خواهد آنها تا رسیدن زمان برانگیخته شدنشان که بعد از عبور سیاره عذاب است در جایگاه خود باقی بمانند و آنها تا رسیدن موعد آن در خواب خواهند بود.
درباره "رقیم"که به اصحاب کهف معطوف (ملحق = اضافه ) شده است؛ آن نیزمانند اصحاب کهف؛ از آیات عجیب خداوند برای مردم است که باعث تعجب مردمان خواهد شدو گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :
{أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحَابَ الْكَهْفِ وَالرَّقِيمِ كَانُوا مِنْ آيَاتِنَا عَجَبًا (9)} 
صدق الله العظيم [الكهف].
{ آيا پنداشته‌اى كه اصحاب كهف و رقيم از نشانه‌هاى شگفت‌انگيز ما بوده‌اند}
ببین که رقیم با اصحاب کهف بصورت جمع بیان شده است و لذا خداوند تعالی می فرماید: {كَانُوا مِنْ آيَاتِنَا عَجَبًا (9)} صدق الله العظيم. چه کسانی از آیات شگفت انگیز هستند؟ جوابش را در محکمات کتاب می یابید أَصْحَابَ الْكَهْفِ وَالرَّقِيمِ}.رقیم چیست؟ رقمی است که به آنها اضافه شده است. ولو اینکه فرض کنیم این چیز عجیب، جسم جامدی هم باشد؛ به آیات عجیب خداوند اضافه شده است .چنان که می گوییم(فلان و فلان) اینجا از دو چیز یاد کرده ایم درمورد اصحاب کهف و رقیم که از آیات عجیب هستند نیز چنین است.
شما بعد از اینکه سخنان را درک نموده ای آنها را تحریف می کنی و حکم در گذشته و اینده با خداست.اگر نیت شما صادقانه است و به دنبال برهان و بینه هستی؛ خودت را نشان بده و نام واقعی و عکست را بگذارتا ماهیت واقعی ات روشن شود که آیا از علمای مسلمینی یا از علمای شیاطین یهود که به ایمان تظاهر کرده اما در باطن کافرند و مکر خود را برای منحرف کردن مردم از قرآن ؛ پنهان می کنند. این امام ناصر محمد یمانی است که عکس خود را درکنار بیاناتش گذاشته است و در ویدیوهای زنده و کانال های ماهواره ای در موارد دیگر (غیر از بیان قران ) خود را نشان داده است.
اما درباره گفتگو؛ این امر همچنان از راه قلم صامت انجام خواهد شد تا تو امثال تو نتوانند حرف را قطع کرده و تشویش ایجاد کنند و لذا برهان قاطع علمی درباره محکمات قرآن عظیم را همچنان به تحریر در می آوریم و تردید کنندگان را به سکوت وامی داریم.این شیطان سرکش می گوید نمی شود گفت:"سیقولون"( خواهند گفت) مگر اینکه به آینده نزدیک اشاره شود نه آینده دور!!آیا برای کلمات عربی ماده نگهدارنده گذاشته شده که تاریخش مصرفش سر می رسد؟
اما خداوند سبحان می فرماید:
{سَيَقُولُونَ ثَلَاثَةٌ رَابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ وَيَقُولُونَ خَمْسَةٌ سَادِسُهُمْ كَلْبُهُمْ رَجْمًا بِالْغَيْبِ وَيَقُولُونَ سَبْعَةٌ وَثَامِنُهُمْ كَلْبُهُمْ قُلْ رَبِّي أَعْلَمُ بِعِدَّتِهِمْ مَا يَعْلَمُهُمْ إِلَّا قَلِيلٌ فَلَا تُمَارِ فِيهِمْ إِلَّا مِرَاءً ظَاهِرًا وَلَا تَسْتَفْتِ فِيهِمْ مِنْهُمْ أَحَدًا}
  صدق الله العظيم [الكهف:22].
{ خواهند گفت: سه تن بودند و چهارميشان سگشان بود و مى‌گويند: پنج تن بودند و ششميشان سگشان بود -تير به تاريكى مى‌افكنند- و مى‌گويند: هفت تن بودند و هشتميشان سگشان بود. بگو: پروردگار من به عدد آنها داناتر است و(خداوند ) شمار ايشان را جز اندکی نمى‌داند. ( خداوند عده آنها را قلیل یعنی سه نفر می داند ) و تو در باره آنها جز به ظاهر مجادله مكن و از كس نظر مخواه.}
در اینجا ازسخن درستی که درآینده گفته خواهد شد ، صحبت می کند و شرطی برای نزدیک یا دور بودن این آینده وجود ندارد . مهم این است که سخنی که در آینده مطرح خواهد شد یعنی: {سَيَقُولُونَ ثَلَاثَةٌ رَابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ}صحیح است و خداوند از این کلام به عنوان "تیر درتاریکی =رجم بالغیب" یاد نمی نماید: " ثَلَاثَةٌ رَابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ سه نفر و چهارمینشان سگشان" . این نکته مربوط به اصحاب کهف است که اهل کتاب و که درباره تعداد آنها مجادله داشتند و تیری در تاریکی رها کرده و از جانب خود تعداد آنها را حدس می زدند.خداوند تعالی می فرماید:
 { وَيَقُولُونَ خَمْسَةٌ سَادِسُهُمْ كَلْبُهُمْ رَجْمًا بِالْغَيْبِ وَيَقُولُونَ سَبْعَةٌ وَثَامِنُهُمْ كَلْبُهُمْ قُلْ رَبِّي أَعْلَمُ بِعِدَّتِهِمْ مَا يَعْلَمُهُمْ إِلَّا قَلِيلٌ فَلَا تُمَارِ فِيهِمْ إِلَّا مِرَاءً ظَاهِرًا وَلَا تَسْتَفْتِ فِيهِمْ مِنْهُمْ أَحَدًا} 
 صدق الله العظيم [الكهف:22].
{ و مى‌گويند: پنج تن بودند و ششميشان سگشان بود -تير به تاريكى مى‌افكنند- و مى‌گويند: هفت تن بودند و هشتميشان سگشان بود. بگو: پروردگار من به عدد آنها داناتر است و (خداوند ) شمار ايشان را جز اندکی نمى‌داند. و تو در باره آنها جز به ظاهر مجادله مكن و از كس نظر مخواه.}
دقت کنید خداوند به نبی خود چه توصیه ای می کند: 
{فَلَا تُمَارِ فِيهِمْ إِلَّا مِرَاءً ظَاهِرًا وَلَا تَسْتَفْتِ فِيهِمْ مِنْهُمْ أَحَدًا} 
 صدق الله العظيم. یعنی از اهل کتاب درباره اصحاب کهف سؤال نکند چراکه آنها ازخودشان درآورده وحرفشان مانند انداختن تیر درتاریکی است .خداوند تعداد آنها را به نبی خود نمی گویدتا بیان تعداد آنها در زمان برانگیخته شدن امام مهدی معجزه این قرآن عظیم -که محمدٌ رسول الله صلَّى الله عليه وآله وسلّم به حق آن رااز جانب خداوند دریافت کرده است- باشد و اصحاب کهف و رقیم از نسانه های شگفت انگیز خداوند هستند.آینده حقیقت را نشان خواهد داد و درباره آنها بجز به ظاهر بحث و مجادله نکن تا زمان برانگیخته شدن آنها فرارسد، بعد از دیدن عبور سیاره عذاب؛و آیاتی ازخودتان(اصحاب کهف آیاتی از خود انسانها هستند ) نیز به شما نشان داده می شود .خداوند تعالی می فرماید:
{سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّىٰ يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الحقّ}
  صدق الله العظيم [فصلت:53].
{زودا كه آيات قدرت خود را در آفاق و در وجود خودشان به آنها نشان خواهيم داد تا برايشان آشكار شود كه او حق است.}
به همین ترتیب این فردی که ادعا می کند به دنبال برهان می گردد(باحث عن البینه)؛ می خواهد صحت احادیث مربوط به عذاب قبررا ثابت کند و قبر را روضه ای از بهشت خداوند یا حفره ای پراز آتش بداند!حجت حقی که برای او می آوریم این است که :بیا و عکسی از قبر یک مؤمن که می گویی روضه ای از بهشت خداوند است را به ما نشان بده ویا قبر یک کافر را که حفره ای از حفرات آتشین جهنم است را برایمان به تصویر بکش! ای دشمنان خداوند احادیث مربوط به قبر دروغهایی است که شما به خداوند نسبت می دهید تا مردم با مشاهده دروغ بودن عذاب در حفره قبر بهشت و جهنم را نیزباور نکنند . ما پیش از این به حق فتوا داده بودیم که بعد از مرگ نفس در برزخ دچار عذاب می شود و گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :
{وَلَوْ تَرَىٰ إِذِ الظَّالِمُونَ فِي غَمَرَاتِ الْمَوْتِ وَالْمَلَائِكَةُ بَاسِطُو أَيْدِيهِمْ أَخْرِجُوا أَنفُسَكُمُ ۖ الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ بِمَا كُنتُمْ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ غَيْرَ الحقّ وَكُنتُمْ عَنْ آيَاتِهِ تَسْتَكْبِرُونَ (93)} 
 صدق الله العظيم [الأنعام].
{ و اگر ببینی هنگامی که (این) ظالمان در شداید مرگ فرو رفته‌اند، و فرشتگان دستها را گشوده، به آنان می‌گویند: «جان خود را خارج سازید! امروز در برابر دروغهایی که به خدا بستید و نسبت به آیات او تکبّر ورزیدید، مجازات خوارکننده‌ای خواهید دید»!}
و همان طور که گفتیم اهالی آتش نسبت به زمینیان در ملاء اعلی قراردارند و گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :
{قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظِيمٌ ( 67 ) أَنْتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ ( 68 ) مَا كَانَ لِيَ مِنْ عِلْمٍ بِالْمَلإِ الأَعْلَى إِذْ يَخْتَصِمُونَ ( 69 ) إِنْ يُوحَى إِلَيَّ إِلا أَنَّمَا أَنَا نَذِيرٌ مُبِينٌ ( 70 )}
  صدق الله العظيم [ص].
{بگو: «این خبری بزرگ است، (۶۷) که شما از آن روی‌گردانید! (۶۸) من از ملأ اعلی به هنگامی که مخاصمه می‌کردند خبر ندارم! (۶۹) تنها چیزی که به من وحی می‌شود این است که من انذارکننده آشکاری هستم!» (۷۰)}
ممکن است کسی سؤال کند:" این کسانی که با یکدیگر مخاصمه می کنند چه کسانی هستند؟ چون خصومت آنها واضح است و از طرفی بیان می شود که در ملاء اعلی هستند؟" و به جوابی که مستقیم از جانب پروردگار آمده است اکتفا می کنیم که :
{هَذَا فَوْجٌ مُقْتَحِمٌ مَعَكُمْ لَا مَرْحَبًا بِهِمْ إِنَّهُمْ صَالُوا النَّارِ (٥٩) قَالُوا بَلْ أَنْتُمْ لَا مَرْحَبًا بِكُمْ أَنْتُمْ قَدَّمْتُمُوهُ لَنَا فَبِئْسَ الْقَرَارُ (٦٠) قَالُوا رَبَّنَا مَنْ قَدَّمَ لَنَا هَذَا فَزِدْهُ عَذَابًا ضِعْفًا فِي النَّارِ (٦١) وَقَالُوا مَا لَنَا لَا نَرَى رِجَالًا كُنَّا نَعُدُّهُمْ مِنَ الْأَشْرَارِ (٦٢) أَتَّخَذْنَاهُمْ سِخْرِيًّا أَمْ زَاغَتْ عَنْهُمُ الْأَبْصَارُ (٦٣) إِنَّ ذَلِكَ لَحَقٌّ تَخَاصُمُ أَهْلِ النَّارِ (٦٤)}.
 {این گروهی است که همراه شما وارد دوزخ می‌شوند ، خوشامد بر آنها مباد، همگی در آتش خواهند سوخت! (۵۹) آنها می‌گویند: «بلکه خوشامد بر شما مباد که این عذاب را شما برای ما فراهم ساختید! چه بد قرارگاهی است اینجا!» (۶۰) می‌گویند: «پروردگارا! هر کس این عذاب را برای ما فراهم ساخته، عذابی مضاعف در آتش بر او بیفزا!» (۶۱)آنها می‌گویند: «چرا مردانی را که ما از اشرار می‌شمردیم (در اینجا، در آتش دوزخ) نمی‌بینیم؟! (۶۲) آیا ما آنان را به مسخره گرفتیم یا (به اندازه‌ای حقیرند که) چشمها آنها را نمی‌بیند؟! (۶۳) این یک واقعیت است گفتگوهای خصمانه دوزخیان! (۶۴)}
به این سخن خداوند تعالی: 
 {قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظِيمٌ ( 67 ) أَنْتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ ( 68 ) مَا كَانَ لِيَ مِنْ عِلْمٍ بِالْمَلإِ الأَعْلَى إِذْ يَخْتَصِمُونَ ( 69 )  إِنْ يُوحَى إِلَيَّ إِلا أَنَّمَا أَنَا نَذِيرٌ مُبِينٌ ( 70 )}
  صدق الله العظيم [ص].
{بگو: «این خبری بزرگ است، (۶۷) که شما از آن روی‌گردانید! (۶۸) من از ملأ اعلی به هنگامی که مخاصمه می‌کردند خبر ندارم! (۶۹) تنها چیزی که به من وحی می‌شود این است که من انذارکننده آشکاری هستم!» (۷۰)}
زمان آن خبر بزرگ نزدیک شده است و شما از حق روگردانید وشما ای جماعت روگردان بزودی درخواهید یافت...

این مرد از کسانی است که برانگیخته شدن مهدی منتظر را به کلی رد می کنداما درباره نفی برانگیخته شدن مهدی منتظر بسیار با احتیاط فتوا می دهد تا وارد جنگ کلامی با اهل سنت و شیعیان نشودو تنها به این فتوی اکتفا نموده که در احادیث صحیحین (صحیح مسلم و بخاری ) از احادیث بعث مهدی منتظر ذکری به میان نیامده است . اما درجوابت می گوییم احادیث مربوط به برانگیخته شدن مهدی منتظر در تعارض با محکمات قرآن عظیم نیست بلکه توضیح و بیان بیشتر آنهاست که 
خداوند تعالی می فرماید:
{هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَىٰ وَدِينِ الحقّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْكَرِهَ الْمُشْرِكُونَ}
 
صدق الله العظيم [التوبة:33].
{ او کسی است که رسولش را با هدایت و آیین حق فرستاد، تا آن را بر همه آیین‌ها غالب گرداند، هر چند مشرکان کراهت داشته باشند!}
به راستی که خداوند امام مهدی منتظر ناصر محمد را برای یاری به محمدٍ رسول الله صلَّى الله عليه وآله وسلّم، برانگیخته است .گوش کن ! ما کار را برای تو که با لغت و علم نحو مباحثه می کنی بسیار آسان می کنیم: بر توست که ثابت کنی معنی لغوی "تواطؤ" تطابق است.اگر توانستی ثابت کنی معنی لغوی "تواطؤ" تطلبق است بر امام مهد ی منتظر پیروز شده ای. ای صاحب زبان عربی کج و معوج که می خواهی آن را کژ نشان دهی؛ قادر به اینکار نخواهی بود. او می داند که امام مهدی ناصر محمد یمانی بی شک و تردید؛ همان امام مهدی حق است که از جانب خداوند آمده است . چقدر دربیانات امام ناصر محمد یمانی جستجو کرده ای اما چیزی پیدا نکرده ای و از خودت چیزهایی ساخته و به عمد کلام را تحریف کرده ای؛ پس از عصبانیت – به اذن خداوند- بمیر. همچنین کسی که خود را "باحث عن البینه" 
می داند می گوید:
ترجمه : مهمتر از آن ناصر الیمانی می گوید که نبی خدا هارون است که به بنی اسرائیل گفت که خداوند طالوت را به فرمانروایی بنی اسرائیل (در جنگ ) برانگیخته است در حالی که خداوند می گوید : { وَقَالَ لَهُمْ نِبِيُّهُمْ إِنَّ آيَةَ مُلْكِهِ أَن يَأْتِيَكُمُ التَّابُوتُ فِيهِ سَكِينَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَبَقِيَّةٌ مِّمَّا تَرَكَ آلُ مُوسَى وَآلُ هَارُونَ تَحْمِلُهُ الْمَلآئِكَةُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ } چگونه است که متکلم هارون باشد و به قوم خود بگوید : { وَبَقِيَّةٌ مِّمَّا تَرَكَ آلُ مُوسَى وَآلُ هَارُونَ } چگونه است که در مورد خود اینگونه بگوید در حالی که او زنده و در میان آنهاست : { مِّمَّا تَرَكَ } ؟!! آیا با عقل جور در می آید که متکلم در آیه هارون باشد - طبق گفته یمانی - پس هارون در مورد - ترکه آل هارون (ونه ترکه خودش ) صحبت کند در حالی که خودش متکلم و خبر دهنده بنی اسرائیل باشد . آیا این امر منطقی است که عقل سلیم آن را قبول می کند ؟ آیا عقل سلیم این تناقض در تفسیر را به عنوان بیان حق قران قبول می کند ؟؟
درجواب او به حق می گوییم:آیا می خواهی بگوید : فيه بقية مما ترك آل موسى وأنا؟ در تابوت ماترک( ترکه) آل موسی و من قرار دارد؟ دوباره سوال می کنم: آیا می خواهی هارون علیه الصلاة و السلام بگوید آنچه که از آل موسی و من باقی مانده است در آن است! یا درست آن است که بگوید: 
 {وَقَالَ لَهُمْ نِبِيُّهُمْ إِنَّ آيَةَ مُلْكِهِ أَن يَأْتِيَكُمُ التَّابُوتُ فِيهِ سَكِينَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَبَقِيَّةٌ مِّمَّا تَرَكَ آلُ مُوسَى وَآلُ هَارُونَ تَحْمِلُهُ الْمَلآئِكَةُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ}؟
 صدق الله العظيم [البقرة:248].
{ پيغمبرشان گفت كه نشان پادشاهى او اين است كه تابوتى كه سكينه پروردگارتان و باقى ميراث خاندان موسى و خاندان هارون در آن است و فرشتگانش حمل مى‌كنند، نزد شما آيد. در این موضوع، نشانه‌ای (روشن) برای شماست؛ اگر ایمان داشته باشید.}
ای مرد؛ طالوت بعد از گذشت چهل سال از سرگردانی بنی اسراییل دربیابان برای امامت بر آنها برانگیخته شد و گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :
{قَالُوا يَا مُوسَىٰ إِنَّا لَن نَّدْخُلَهَا أَبَدًا مَّا دَامُوا فِيهَا ۖ فَاذْهَبْ أَنتَ وَرَبُّكَ فَقَاتِلَا إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ (24) قَالَ رَبِّ إِنِّي لَا أَمْلِكُ إِلَّا نَفْسِي وَأَخِي ۖ فَافْرُقْ بَيْنَنَا وَبَيْنَ الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ (25) قَالَ فَإِنَّهَا مُحَرَّمَةٌ عَلَيْهِمْ ۛ أَرْبَعِينَ سَنَةً ۛ يَتِيهُونَ فِي الْأَرْضِ ۚ فَلَا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ (26)} 
 صدق الله العظيم [المائدة].
{گفتند: اى موسى، تا وقتى كه جباران در آنجايند هرگز بدان شهر داخل نخواهيم شد. ما اينجا مى‌نشينيم، تو و پروردگارت برويد و نبرد كنيد. (۲۴) گفت: اى پروردگار من، من تنها مالك نفس خويش و برادرم هستم. ميان من و اين مردم نافرمان جدايى بينداز. (۲۵) خدا گفت: ورود به آن سرزمين به مدت چهل سال برايشان حرام شد و در آن بيابان سرگردان خواهند ماند. پس براى اين نافرمانان اندوهگين مباش. (۲۶)}
درخلال این چهل سال؛ موسی که صاحب تابوت بود درگذشت ؛ آیا می دانی که این تابوت همان صندوقی است که مادر موسی او را در کودکی درآن گذاشت ؟و گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :
{ أنِ اقْذِفِيهِ فِي التَّابُوتِ فَاقْذِفِيهِ فِي الْيَمِّ فَلْيُلْقِهِ الْيَمُّ بِالسَّاحِلِ يَأْخُذْهُ عَدُوٌّ لِي وَعَدُوٌّ لَهُ }
  صدق الله العظيم [طه:39].
{که او را در صندوقى بيفكن، صندوق را به دريا افكن، تا دريا به ساحلش اندازد و يكى از دشمنان من و دشمنان او صندوق را برگيرد. }
آیا می دانی امام طالوت که بود؟اوفرزند والدین صالحی بود که "مرد صالح" فرزند خوانده انها را کشته بود و خداوند به وعده خود عمل کرده و امام طالوت را به آنها عطا نموده بود.گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :
{وَأَمَّا الْغُلَامُ فَكَانَ أَبَوَاهُ مُؤْمِنَيْنِ فَخَشِينَا أَن يُرْهِقَهُمَا طُغْيَانًا وَكُفْرًا (80) فَأَرَدْنَا أَن يُبْدِلَهُمَا رَبُّهُمَا خَيْرًا مِّنْهُ زَكَاةً وَأَقْرَبَ رُحْمًا (81)} صدق الله العظيم [الكهف].
{و اما آن نوجوان، پدر و مادرش مؤمن بودند، پس ترسيديم كه به سركشى و كفرش آنان را بیازارد . (۸۰) از اين رو خواستيم تا پروردگارشان به جايش آن دهد شان كه به پاكى بهتر از او واز رحم خود آنها (فرزند واقعی ) باشد. (۸۱)}
لذا خداوند در عوض آن ؛ فرزندی نزدیکتر و مهربانتر به آنها داد فرزندی که از نسل خود آن والدین صالح باشد و او امام طالوت است ولی اکثر مردم این را نمی دانند.
"باحث عن الباطل" بحث را با مطرح کردن سؤالی از انصار امام ناصر محمد یمانی تمام می کند .در زیر سؤال او می آیدو شما مقصود او را دانستید:
ترجمه : یک سوال را به یاد داشته و از خود بپرسید : به خداوند- که حتما اورا ملاقات می کنیم - چه خواهیم گفت نه اینکه به مردم چه خواهیم گفت ؟ خداوند شما را بر نفسهایتان یاری کند و من و شما را هدایت کند
ما در جواب می گوییم: آنها جواب خود به پروردگارشان را می دانند و می گویند:
"سمعنا منادياً ينادي للإيمان أن آمنوا بربكم فآمنا" و ما از قبل مؤمن بودیم؛ و آن منادی ما را به سوی عبادت خداوند بدون شریک فرا می خواند و مارا از توسل به شفیعان برحذر می دارد؛ ما چشم امیدی به شفاعت آنها در پیشگاه خداوند نداریم که خداوند بیش از بندگانش با ما مهربان است.ما تصدیق کرده و ایمان داریم که خداوند حقا ارحم الراحمین است .اوما را دعوت کرده است تا رضوان خداوند را هدف نهایی و غایی خود در دنیا و آخرت قرار دهیم و ما شنیدیم و اطاعت کردیم!! و حکم در گذشته و اینده با خداوند است.
این پاسخ به مطالبی است که عنوان کرده و ما بخاطر داشتیم .اگر چیزی را فراموش کرده ایم ؛ حق توست که آن را نوشته و جواب آن را بخواهی؛ با وجود اینکه به یقین می دانیم هرچقدر برایت حجت و دلیل بیاوریم،تو از کسانی هستی که هدایت نخواهی شد.و برای تو راهنما و ولی نمی شناسیم چراکه برای جستجوی برهان و دلیل به اینجا نیامده ای و خود از آنچه که در نفست هست باخبری و میدانی که ما کوچکترین ظلمی درحق تو نکرده ایم ، که اگر ظلمی برتو کرده باشیم خداوند برای تو کافی است و او بین من و تو به حق حکم خواهد کرد. خدایا من ابلاغ کردم .تو شاهد باش ...
مهدی منتظر؛ که برای تحقق صلح جهانی دربین ملت ها تلاش می کند
 امام ناصر محمد یمانی
اضغط على الصورة لفتحها بصفحة مستقلة