ه‍.ش. ۱۳۹۳ خرداد ۲۷, سه‌شنبه

بیان حق پیرامون زمین محشر از جانب صاحب علم کتاب(قرآن عظیم)

اضغط على الصورة لفتحها بصفحة مستقلة
 بیان حق پیرامون زمین محشر از جانب صاحب علم کتاب
(قرآن عظیم)
بسم الله الرحمن الرحيم، 
وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..
خداوند تعالی می فرماید:

{ كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ وَإنّما تُوَفَّوْنَ أُجُورَكُمْ يَوْمَ القيامة فَمَن زُحْزِحَ عَنِ النّار وَأُدْخِلَ الجنّة فَقَدْ فَازَ وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ ﴿١٨٥﴾ }
 
صدق الله العظيم [آل عمران]
{ هر کسی مرگ را می‌چشد؛ و شما پاداش خود را بطور کامل در روز قیامت خواهید گرفت؛ آنها که از آتش (دوزخ) دور شده، و به بهشت وارد شوند نجات یافته و رستگار شده‌اند و زندگی دنیا، چیزی جز سرمایه فریب نیست}
این آیه از روز قیامت سخن می گوید و درباره کسانی است که در روزحساب بعد از آنکه مورد محاسبه قرارگرفتند وارد بهشت شده و بدون حساب روزی خواهند داشت..اما در میدان محشر تمامی اهالی آتش و بهشت در زمین محشر جمع خواهند بود و آتش وبهشت نیز در میدان کیهانی حاضر خواهند شد.گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :

{ فَإِذَا جَاءَتِ الطَّامَّةُ الْكُبْرَىٰ ﴿٣٤﴾ يَوْمَ يَتَذَكَّرُ الْإِنسَانُ مَا سَعَىٰ ﴿٣٥﴾ وَبُرِّزَتِ الْجَحِيمُ لِمَن يَرَىٰ ﴿٣٦﴾ } 
صدق الله العظيم [النازعات]

{ هنگامی که آن حادثه بزرگ رخ دهد، (۳۴) در آن روز انسان به یاد کوششهایش می‌افتد، (۳۵) و جهنّم برای هر بیننده‌ای آشکار می‌گردد، (۳۶)}
جهنم به زمین محشر آورده خواهد شد .آتش هفت دروازه دارد که هر یک به گروهی اختصاص دارد. بهشت نیز به همین زمین محشر کبری آورده خواهد شد و آن (زمين محشر ) عبارتست از تمام کیهان و ستاره ها و اجرامش كه درهم کوبیده شده است و خداوند آن را بیهوده و به عنوان بازیچه نیافریده است! خداوند در آن روز تمام کیهان را به صورت یک زمین واحد مسطح و صاف درمی آورد که پستی و بلندی در آن دیده نمی شود و آتش و بهشت نیز بدانجا آورده مي شود و محل بهشت خیلی از آتش جهنم دور نیست.گواه آن فرموده خداوند تعالی است که:

{ وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ ﴿١٦﴾ إِذْ يَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّيَانِ عَنِ الْيَمِينِ وَعَنِ الشِّمَالِ قَعِيدٌ ﴿١٧﴾ مَّا يَلْفِظُ مِن قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ ﴿١٨﴾ وَجَاءَتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بالحقّ ذَٰلِكَ مَا كُنتَ مِنْهُ تَحِيدُ ﴿١٩﴾ وَنُفِخَ فِي الصُّورِ ذَٰلِكَ يَوْمُ الْوَعِيدِ ﴿٢٠﴾ وَجَاءَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَّعَهَا سَائِقٌ وَشَهِيدٌ ﴿٢١﴾ لَّقَدْ كُنتَ فِي غَفْلَةٍ مِّنْ هَٰذَا فَكَشَفْنَا عَنكَ غِطَاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ ﴿٢٢﴾ وَقَالَ قَرِينُهُ هَٰذَا مَا لَدَيَّ عَتِيدٌ ﴿٢٣﴾ أَلْقِيَا فِي جهنّم كُلَّ كَفَّارٍ عَنِيدٍ ﴿٢٤﴾ مَّنَّاعٍ لِّلْخَيْرِ مُعْتَدٍ مُّرِيبٍ ﴿٢٥﴾ الَّذِي جَعَلَ مَعَ اللَّهِ إِلَٰهًا آخَرَ فَأَلْقِيَاهُ فِي الْعَذَابِ الشَّدِيدِ ﴿٢٦﴾ قَالَ قَرِينُهُ ربّنا مَا أَطْغَيْتُهُ وَلَٰكِن كَانَ فِي ضَلَالٍ بَعِيدٍ ﴿٢٧﴾ قَالَ لَا تَخْتَصِمُوا لَدَيَّ وَقَدْ قَدَّمْتُ إِلَيْكُم بِالْوَعِيدِ ﴿٢٨﴾ مَا يُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَيَّ وَمَا أَنَا بِظَلَّامٍ لِّلْعَبِيدِ ﴿٢٩﴾ يَوْمَ نَقُولُ لِجهنّم هَلِ امْتَلَأْتِ وَتَقُولُ هَلْ مِن مَّزِيدٍ ﴿٣٠﴾ وَأُزْلِفَتِ الجنّة لِلْمُتَّقِينَ غَيْرَ بَعِيدٍ ﴿٣١﴾ هَٰذَا مَا تُوعَدُونَ لِكُلِّ أَوَّابٍ حَفِيظٍ ﴿٣٢﴾ مَّنْ خَشِيَ الرَّحْمَٰنَ بِالْغَيْبِ وَجَاءَ بِقَلْبٍ مُّنِيبٍ ﴿٣٣﴾ ادْخُلُوهَا بِسَلَامٍ ذَٰلِكَ يَوْمُ الْخُلُودِ ﴿٣٤﴾ لَهُم مَّا يَشَاءُونَ فِيهَا وَلَدَيْنَا مَزِيدٌ ﴿٣٥﴾} 
 صدق الله العظيم [ق]

{ما انسان را آفریدیم و وسوسه‌های نفس او را می‌دانیم، و ما به او از رگ قلبش نزدیکتریم! (۱۶) هنگامی را که دو فرشته راست و چپ که ملازم انسانند اعمال او را دریافت می‌دارند؛ (۱۷) انسان هیچ سخنی را بر زبان نمی‌آورد مگر اینکه همان دم، فرشته‌ای مراقب و آماده برای انجام مأموریت (و ضبط آن) است! (۱۸) و سرانجام، سکرات مرگ بحق فرامی‌رسد این همان چیزی است که تو از آن می‌گریختی! (۱۹) و در «صور» (كالبد ) دمیده می‌شود؛ آن روز، روز تحقّق وعده وحشتناک است! (۲۰) هر انسانی وارد محشر می‌گردد در حالی که همراه او حرکت دهنده و گواهی-عتید و رقیب- است! (۲۱) تو از این صحنه غافل بودی و ما پرده را از چشم تو کنار زدیم، و امروز چشمت کاملاً تیزبین است! (۲۲) فرشته همنشین او(رقيب ) می‌گوید: «این نامه اعمال اوست که نزد عتید حاضر و آماده است!» (۲۳) هر کافر متکبّر لجوج را در جهنّم افکنید! (۲۴) آن کسی که به شدّت مانع خیر و متجاوز و در شکّ و تردید است ؛ (۲۵) همان کسی که معبود دیگری با خدا قرار داده، (آری) او را در عذاب شدید بیفکنید! (۲۶) و همنشینش (از شیاطین) می‌گوید: «پروردگارا! من او را به طغیان وانداشتم، لکن او خود در گمراهی دور و درازی بود!» (۲۷) (خداوند) می‌گوید: «نزد من جدال و مخاصمه نکنید؛ من پیشتر به شما هشدار داده‌ام ((۲۸) سخن من تغییر ناپذیر است، و من هرگز به بندگان ستم نخواهم کرد!» (۲۹) روزی را که به جهنّم می‌گوییم: «آیا پر شده‌ای؟» و او می‌گوید: «آیا افزون بر این هم هست؟!» (۳۰) بهشت را به پرهیزگاران نزدیک می‌کنند، و فاصله‌ای از آنان ندارد! (۳۱) این چیزی است که به شما وعده داده می‌شود، و برای کسانی است که بسوی خدا بازمی‌گردند و پیمانها و احکام او را حفظ می‌کنند، (۳۲) آن کس که از خداوند رحمان در نهان بترسد و با قلبی پرانابه در محضر او حاضر شود! (۳۳) بسلامت وارد بهشت شوید، امروز روز جاودانگی است! (۳۴) هر چه بخواهند در آنجا برای آنها هست، و نزد ما بیش از این هست است (۳۵)}
در زمین محشر، محل آتش دور از بهشت نیست یعنی بهشت نزدیک جهنم است.گواه آن فرموده خداوند تعالی است که:

{ يَوْمَ نَقُولُ لِجهنّم هَلِ امْتَلَأْتِ وَتَقُولُ هَلْ مِن مَّزِيدٍ ﴿٣٠﴾ وَأُزْلِفَتِ الجنّة لِلْمُتَّقِينَ غَيْرَ بَعِيدٍ ﴿٣١﴾ } 
 صدق الله العظيم [ق]

{روزی را که به جهنّم می‌گوییم: «آیا پر شده‌ای؟» و او می‌گوید: «آیا افزون بر این هم هست؟!» (۳۰)}(در آن روز) بهشت را به پرهيزگاران نزديک مي‌کنند، و فاصله‌اي از آن ندارد
فقط اینکه بهشت پشت سر جهنم نیست بلکه این دو مکان در نزدیکی یکدیگرو در روبروی هم قرار دارند. جهنم در قسمت چپ و بهشت در سمت راست است و تمام مؤمنان و کافران در حالی که روی زمین محشر هستند به آتش و بهشت می نگرند و بعد ازآن که به حساب شان رسیدگی شد از یکدیگر جدا می گردند. گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :

{ وَيَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ يَوْمَئِذٍ يَتَفَرَّقُونَ ﴿١٤﴾ } صدق الله العظيم [الروم]

{آن روز که قیامت برپا می‌گردد، (مردم) از هم جدا می‌شوند؛}
بعد از حساب رسی از یکدیگر جدا می شوند واهالی آتش بعد از اینکه به حسابشان رسیدگی شد کارشان در زمین محشرتمام شده و به سوی مسیری که به آتش منتهی می گردد رانده می شوند.گواه آن فرموده خداوند تعالی است که:

{ احْشُرُوا الَّذِينَ ظَلَمُوا وَأَزْوَاجَهُمْ وَمَا كَانُوا يَعْبُدُونَ ﴿٢٢﴾ مِن دُونِ اللَّهِ فَاهْدُوهُمْ إِلَىٰ صِرَاطِ الْجَحِيمِ ﴿٢٣﴾ }
  صدق الله العظيم [الصافات]

{ گرد آورید کسانی را که ستم کردند، و (همپایگان و) همراهانشان و آنچه را می پرستیدند- شیاطینی که به جای خدا مورد پرستش قرار گرفته اند-.(22)به جای خدا، پس (همه ی) آنها را به راه دوزخ هدایت کنید}
سپس به هفت گروه – به تعداد دروازهای جهنم - تقسیم می گردند گواه آن نیز فرموده خداوند تعالی است که :

{ وَإِنَّ جهنّم لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِينَ﴿٤٣﴾لَهَا سَبْعَةُ أَبْوَابٍ لِّكُلِّ بَابٍ مِّنْهُمْ جُزْءٌ مَّقْسُومٌ﴿٤٤﴾} 
صدق الله العظيم [الحجر]
{ و دوزخ، میعادگاه همه آنهاست! (۴۳) هفت در دارد؛ و برای هر دری، گروه معیّنی از آنها تقسیم شده‌اند! (۴۴)}
به این ترتیب؛ تجمع اهالی آتش در زمن محشر خاتمه می یابد و با تقسیم شدن به هفت گروه ؛ به سوی دروازه های هفتگانه جهنم رانده می شوند وهر دسته دروازه خاص خود را دارند . گواه آن فرموده خداوند تعالی است که:

{ وَسِيقَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِلَىٰ جهنّم زُمَرًا حَتَّىٰ إِذَا جَاءُوهَا فُتِحَتْ أَبْوَابُهَا } 
 صدق الله العظيم [الزمر:71]
{و کسانی که کافر شدند گروه گروه به سوی جهنّم رانده می‌شوند؛ وقتی به دوزخ می‌رسند، درهای آن گشوده می‌شود}

و اما اهالی بهشت بعد از حساب رسی به گروه هایی تقسیم می شوند که به تعداد دروازه های بهشت است. "التزحزح"به معنی دور شدن ازمنطقه آتش در زمین محشراست، اهالی بهشت به سوی راه جهنم رانده نمی شوند بلکه به سوی راهی بهشت نعیمی برده می شوند که در آن مقیم خواهند بود.گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :

{ وَسِيقَ الَّذِينَ اتقوا ربّهم إِلَى الجنّة زُمَرًا حَتَّىٰ إِذَا جَاءُوهَا وَفُتِحَتْ أَبْوَابُهَا وَقَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا سَلَامٌ عَلَيْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوهَا خَالِدِينَ (٧٣﴾}
 صدق الله العظيم [الزمر]
{و کسانی که تقوای الهی پیشه کردند گروه گروه به سوی بهشت برده می‌شوند؛ هنگامی که به آن می‌رسند درهای بهشت گشوده می‌شود و نگهبانان به آنان می‌گویند: «سلام بر شما! گوارایتان باد این نعمتها! داخل بهشت شوید و جاودانه بمانید!»}

اهالی آتش تلاش می کنند که از جهنم به سمت بهشت بگریزند و به متقیان اهل بهشت متوسل می شوند که به آنها توجه کرده و از نورشان پرتویی بگیرند؛ ولی فرشتگان خداوند آنها را به شدت عقب رانده و به زور به سوی آتش جهنم می رانند ؛ اهالی آتش هنوز بندگان مقرب خداوند را شریک او قرار می دهند و به همین دلیل نیز به متقیان التماس می کنند که پرتویی از نور خودشان را به آنها بدهند.
در حالی که نور از جانب خداونداست و اگر خداوند برای کسی نوری در نظر نگیرد ؛ روشنایی نخواهد داشت( ومن لم يجعل الله له نوراً فماله من نور).اما کسی که اینجا نابیناست وحق را نمی بیند؛ در آخرت هم نابینا بوده و گمراه است.آنها حق را که پروردگارشان است نشناخته اند لذا به بندگان مقرب خداوند متوسل شده و به آنها می گویند:

{ انظُرُونَا نَقْتَبِسْ مِن نُّورِكُمْ قِيلَ ارْجِعُوا وَرَاءَكُمْ فَالْتَمِسُوا نُورًا فَضُرِبَ بَيْنَهُم بِسُورٍ لَّهُ بَابٌ بَاطِنُهُ فِيهِ الرَّحْمَةُ وَظَاهِرُهُ مِن قِبَلِهِ الْعَذَابُ ﴿١٣﴾ }
 صدق الله العظيم [الحديد]
{ نظری به ما بیفکنید تا از نور شما پرتوی برگیریم!» به آنها گفته می‌شود: «به پشت سر خود بازگردید و کسب نور کنید!» در این هنگام دیواری میان آنها زده می‌شود که دری دارد، درونش رحمت است و برونش عذاب! (۱۳)}

سپس بین آنها دیواری زده شده و مابین بهشت و جهنم فاصله ای می افتد که بهشت به سمت داخل و پشت آن جهنم است وخداوند در روز قیامت بهشت و جهنم را مقابل یکدیگر قرار می دهد. آتش در سمت چپ و بهشت در سمت راست است و دیوار اعراف مابین آن دوست.سپس گروه دیگری به زمین محشر آورده می شوند که به حسابشان رسیدگی نشده است و خداوند از آنها چیزی نمی پرسدو د رهیچ موردی مورد محاسبه قرار نمی دهد چرا که دربرابر خداوند حجت دارند. خداوند این گروه را بر بالای دیوار اعراف قرار می دهد لذا می توانند اهالی بهشت و جهنم را ببینند.ولی این گروه؛ چه کسانی هستند؟جواب حق این است که : اینها کسانی هستند که قبل از برانگیخته شدن رسولان در دیارشان از دنیا رفته اند و در پیشگاه خداوند(حجتی ) دستاویزی دارند.گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :

{ رُّسُلًا مُّبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ للنّاس عَلَى اللَّهِ حجّة بَعْدَ الرُّسُلِ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا ﴿١٦٥﴾ } 
 صدق الله العظيم [النساء]
{پیامبرانی که بشارت‌دهنده و بیم‌دهنده بودند، تا بعد از این پیامبران، حجتی برای مردم بر خدا باقی نماند، و خداوند، توانا و حکیم است.}
امثال عبدالله بن عبدالمطلب پدر محمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم – و تمام کسانی که قبل از آمدن رسولان خداوند به دیارشان از دنیا رفته اند.خداوند آنها را عذاب نمی کند.گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :

{ وَمَا كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّىٰ نَبْعَثَ رَسُولًا ﴿١٥﴾ } 
 صدق الله العظيم [الإسراء]

{و ما هرگز (قومی را) مجازات نخواهیم کرد، مگر آنکه پیامبری مبعوث کرده باشیم}

اینها اهالی اعراف هستند.خداوند آنها را نه از اهالی بهشت قرار داده است و نه از اهالی جهنم و شاهد آن بودند که چگونه پروردگارشان به حساب مردم رسیدگی می کندو بین آنها و انبیاء شان حکم می نماید.خداوند از انبیاء سؤال می کند آیا به مردم ابلاغ کردید؟ جواب می دهند: بله وکسانی که انبیاء را تصدیق کرده اند شاهد صحت این پاسخند.حال برایشان مفهوم داستان پیامبران و مردمشان روشن می شود و برایشان واضح می شود که از اول تا آخر سرگذشت قومشان بعد از آنها چه بوده است کدام انبیاء را تکذیب کرده اند و کدام دعوت آنها را باور کرده اند .درمیان اهالی اعراف کسانی هستند که برخی از اهالی آتش را می شناسند.برای مثال پدر پیامبر عبد الله بن عبد المطلب، قبل از مرگش ابا لهب و ولید بن مغیره و امثال آنها را می شناخته است. تمام اهالی اعراف نیز چنین هستند آنها قبل از برانگیخته شدن رسولان از دنیا رفته اند اما مردمی که هم نسلشان بوده اند را می شناسند. تنها فرقشان این است که قبل از آمدن پیامبران به دیارشان از دنیا رفته اند.برخی چند ماه قبل و برخی چند سال بیشتر یا کمتر.اما این مترفان (مرفهین ) را می شناسند و در می یابند که رسالت رسولانی که بعد از مرگشان از جانب خداوند فرستاده شدند را تکذیب کرده اند.کسانی که قبل از فرستاده شدن پیامبران به دیارشان از دنیا رفته اند؛ مترفان (مرفهین ) هم نسل خود را می شناسندوخبردار می شوند خداوند برای مردم دیارشان پیامبر فرستاده است اما توسط مترفان تکذیب شده اند. آنها از اغنیاء قوم خود خبر دارند( که پیامبران را تکذب کرده اند) لذا به آنها می گویند:
{ وَنَادَىٰ أَصْحَابُ الْأَعْرَافِ رِجَالًا يَعْرِفُونَهُم بِسِيمَاهُمْ قَالُوا مَا أَغْنَىٰ عَنكُمْ جَمْعُكُمْ وَمَا كُنتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ ﴿٤٨﴾ } 
صدق الله العظيم [الأعراف]

{و اصحاب اعراف، مردانی (از دوزخیان را) که از سیمایشان آنها را می‌شناسند، صدا می‌زنند و می‌گویند: گردآوری شما (از مال و ثروت و آن و فرزند) و تکبّرهای شما، به حالتان سودی نداد!}
از بلندای اعراف آنها را صدا می کنند ؛ چراکه در دنیا قیافه هایشان را می شناختند.

قبل از اینکه درباره اهالی اعراف صحبت کنیم؛ بازمی گردیم به اهالی بهشت و جهنم؛ بعد از آنکه رسیدگی به حساب آنها تمام شد؛ اهالی آتش وارد جهنم شده و بهشتیان به بهشت می روند. بهشتیان اهالی جهنم؛ را صدا کرده و به آنها خطاب می کنند.خداوند تعالی می فرماید:

{ وَنَادَىٰ أَصْحَابُ الجنّة أصحاب النّار أَن قَدْ وَجَدْنَا مَا وَعَدَنَا ربّنا حَقًّا فَهَلْ وَجَدتُّم مَّا وَعَدَ ربّكم حَقًّا قَالُوا نَعَمْ فَإذاً مُؤَذِّنٌ بَيْنَهُمْ أَن لَّعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ ﴿٤٤﴾ } 
صدق الله العظيم [الأعراف]

{ بهشتیان دوزخیان را صدا می‌زنند که: «آنچه را پروردگارمان به ما وعده داده بود، همه را حق یافتیم؛ آیا شما هم آنچه را پروردگارتان به شما وعده داده بود حق یافتید؟!» گفتند: «بله!» در این هنگام، ندا دهنده‌ای در میان آنها ندا می‌دهد که: «لعنت خدا بر ستمگران باد!}

مؤذنی که بین آنهاست کیست ؟ او عبدالله بن عبدالمطلب و سایر اهالی اعراف هستند.
حال به اهالی اعراف بازمی گردیم.خداوند تعالی می فرماید:

{ وَبَيْنَهُمَا حِجَابٌ وَعَلَى الْأَعْرَافِ رِجَالٌ يَعْرِفُونَ كُلًّا بِسِيمَاهُمْ وَنَادَوْا أَصْحَابَ الجنّة أَن سَلَامٌ عَلَيْكُمْ لَمْ يَدْخُلُوهَا وَهُمْ يَطْمَعُونَ ﴿٤٦﴾ }
صدق الله العظيم [الأعراف]

{و در میان آن دو [= بهشتیان و دوزخیان‌]، حجابی است؛ و بر «اعراف» مردانی هستند که هر یک از آن دو را از چهره‌شان می‌شناسند؛ و به بهشتیان صدا می‌زنند که: «درود بر شما باد!» امّا داخل بهشت نمی‌شوند، در حالی که امید آن را دارند.}
آنها برخی ازکافرانی که در آتشند می شناسند؛ برخی از بهشتیان را نیز می شناسند. اهالی اعراف به بهشتیان نگاه کرده و می گویند: {سَلَامٌ عَلَيْكُمْ} اما خودشان در بهشت نیستند؛بلکه از بلندای اعراف به بهشت و ساکنان آن نگاه می کنند و آرزو دارند که خداوند با رحمت خود آنها را وارد بهشت کند .
و خداوند تعالی می فرماید:

{ وَبَيْنَهُمَا حِجَابٌ وَعَلَى الْأَعْرَافِ رِجَالٌ يَعْرِفُونَ كُلًّا بِسِيمَاهُمْ وَنَادَوْا أَصْحَابَ الجنّة أَن سَلَامٌ عَلَيْكُمْ لَمْ يَدْخُلُوهَا وَهُمْ يَطْمَعُونَ ﴿٤٦﴾ }
صدق الله العظيم [الأعراف]

{و در میان آن دو [= بهشتیان و دوزخیان‌]، حجابی است؛ و بر «اعراف» مردانی هستند که هر یک از آن دو را از چهره‌شان می‌شناسند؛ و به بهشتیان صدا می‌زنند که: «درود بر شما باد!» امّا داخل بهشت نمی‌شوند، در حالی که امید آن را دارند.}

سپس به اهالی آتش نگریسته و خطاب به آنها می گویند:

{ أَهَٰؤُلَاءِ الَّذِينَ أَقْسَمْتُمْ لَا يَنَالُهُمُ اللَّهُ بِرَحْمَةٍ } 
صدق الله العظيم [الأعراف:49]
{آیا اینهاهمانان نیستند که سوگند یاد کردید رحمت خدا هرگز شامل حالشان نخواهد شد}

ومنظورشان از "اینها"اهالی بهشت است و به آنها اشاره کرده و خطاب به اهالی آتش می گویند: ای ساکنان آتش اینها همانهایی نیستند که سوگند یاد کردید هرگز مشمول رحمت خداوند نمی شوند؟ سپس خداوند دعای اهالی اعراف را در زمانی که از رحمت او یاد می کنند پاسخ می دهد؛ اهالی اعراف بعد ازآنکه در ناحیه دیوار اعراف جمع شدند خداوندشان را می خوانند و می گویند:

{ وَإِذَا صُرِفَتْ أَبْصَارُهُمْ تِلْقَاءَ أصحاب النّار قَالُوا ربّنا لَا تَجْعَلْنَا مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ﴿٤٧﴾ }
  صدق الله العظيم [الأعراف]
{ و هنگامی که چشمشان به دوزخیان می‌افتد می‌گویند: «پروردگارا! ما را با گروه ستمگران قرار مده}
{ وَنَادَىٰ أَصْحَابُ الْأَعْرَافِ رِجَالًا يَعْرِفُونَهُم بِسِيمَاهُمْ قَالُوا مَا أَغْنَىٰ عَنكُمْ جَمْعُكُمْ وَمَا كُنتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ ﴿٤٨﴾ أَهَٰؤُلَاءِ الَّذِينَ أَقْسَمْتُمْ لَا يَنَالُهُمُ اللَّهُ بِرَحْمَةٍ ادْخُلُوا الجنّة لَا خَوْفٌ عَلَيْكُمْ وَلَا أَنتُمْ تَحْزَنُونَ ﴿٤٩﴾ } 
 صدق الله العظيم [الأعراف]
{و اصحاب اعراف، مردانی (از دوزخیان را) که از سیمایشان آنها را می‌شناسند، صدا می‌زنند و می‌گویند: گردآوری شما (از مال و ثروت و آن و فرزند) و تکبّرهای شما، به حالتان سودی نداد!» (۴۸) آیا اینها همانان نیستند که سوگند یاد کردید رحمت خدا هرگز شامل حالشان نخواهد شد؟! (هم اکنون به آنها گفته می‌شود) داخل بهشت شوید، که نه ترسی دارید و نه غمناک می‌شوید! (۴۹)}

چه کسی به اهالی اعراف می گوید: 
{ ادْخُلُوا الجنّة لَا خَوْفٌ عَلَيْكُمْ وَلَا أَنتُمْ تَحْزَنُونَ ﴿٤٩﴾ داخل بهشت شوید، که نه ترسی دارید و نه غمناک می‌شوید } 
صدق الله العظيم [الأعراف]
کسی که اهالی اعراف بعد از آنکه در اعراف جمع شدند و به آتش جهنم نگاه کرده و کافران را دیدند که در آن فریاد می کشند؛ 
او را می خوانند . خداوند تعالی می فرماید:

{ وَإِذَا صُرِفَتْ أَبْصَارُهُمْ تِلْقَاءَ أصحاب النّار قَالُوا ربّنا لَا تَجْعَلْنَا مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ﴿٤٧﴾ }
  صدق الله العظيم [الأعراف]
{ و هنگامی که چشمشان به دوزخیان می‌افتد می‌گویند: «پروردگارا! ما را با گروه ستمگران قرار مده}
جواب خداوند در پاسخ به دعای آنها (اهالی اعراف ) که رحمت خداوند را به یاد می آورند ببینید، زیرا که آنان کافران را تحقیر کرده ومی گویند آیا اینها - اشاره به اهالی بهشت –بودند که اهالی آتش قسم می خوردند مشمول رحمت خداوند نمی شوند ؟ سپس خداوند به دعای اهالی اعراف که به رحمت اواقرار کرده و یقین آورده اند و می گویند:
  { أَهَٰؤُلَاءِ الَّذِينَ أَقْسَمْتُمْ لَا يَنَالُهُمُ اللَّهُ بِرَحْمَةٍ }
  صدق الله العظيم 
 پاسخ فوری می دهد و از ورای حجاب آنها را ندا داده ودعایشان را
 جواب می دهد که : 
 { ادْخُلُوا الجنّة لَا خَوْفٌ عَلَيْكُمْ وَلَا أَنتُمْ تَحْزَنُونَ ﴿٤٩﴾ داخل بهشت شوید، که نه ترسی دارید و نه غمناک می‌شوید } 
 صدق الله العظيم [الأعراف]
این بخاطر آن است که آنها وقتی به آتش نگاه کرده و ساکنان آن را می بینند که چگونه فریاد می کشند ؛ خدایشان را خوانده و از او طلب رحمت می کنندو خداوند تعالی می فرماید:

{ وَإِذَا صُرِفَتْ أَبْصَارُهُمْ تِلْقَاءَ أصحاب النّار قَالُوا ربّنا لَا تَجْعَلْنَا مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ﴿٤٧﴾ }
  صدق الله العظيم [الأعراف]
{ و هنگامی که چشمشان به دوزخیان می‌افتد می‌گویند: «پروردگارا! ما را با گروه ستمگران قرار مده}
و بنگرید که خداوند چگونه به آنها پاسخ می دهد:
  { ادْخُلُوا الجنّة لَا خَوْفٌ عَلَيْكُمْ وَلَا أَنتُمْ تَحْزَنُونَ ﴿٤٩﴾
  داخل بهشت شوید، که نه ترسی دارید و نه غمناک می‌شوید } 
صدق الله العظيم [الأعراف]
ای امت اسلام؛ از خدا پروا کنید و بدانید بجز خداوند ولی و شفیعی ندارید ؛ از پروردگار درخواست رحمت کنید ؛ چه کسی بیش از خداوندتان نسبت به شما مهربان تر است که بخواهید او را بجای خداوند بخوانید! آیا پروا نمی کنید؟ آیا نمی بینید خداوند چگونه دعای اهالی اعراف را پاسخ می دهد و وعده او حق است و او ارحم الراحمین است؟
ای کسانی که منتظر هستد محمد رسول الله صلی علیه و آله و سلم در پیشگاه خداوند شفاعتتان را بکند؛ بدانید پدر او از اهالی اعراف است و محمد رسول الله صلی علیه و آله و سلم برای او شفاعت نمی کند و او نیز چشم به شفاعت فرزند خود ندوخته است؛ بلکه با دیگر اهالی اعراف به درگاه خداوند دعا می کند و می گوید:

{ وَإِذَا صُرِفَتْ أَبْصَارُهُمْ تِلْقَاءَ أصحاب النّار قَالُوا ربّنا لَا تَجْعَلْنَا مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ﴿٤٧﴾ } 
صدق الله العظيم [الأعراف]
{ و هنگامی که چشمشان به دوزخیان می‌افتد می‌گویند: «پروردگارا! ما را با گروه ستمگران قرار مده}
و خداوند به دعای اهالی اعراف پاسخ داده و می فرماید: { ادْخُلُوا الجنّة لَا خَوْفٌ عَلَيْكُمْ وَلَا أَنتُمْ تَحْزَنُونَ ﴿٤٩﴾}  
صدق الله العظيم [الأعراف] 
 داخل بهشت شوید، که نه ترسی دارید و نه غمناک می‌شوید }.
خدای
ا من ابلاغ کردم؛ خدایا شاهد باش...کسانی که ایمان آورده اند؛ زمانی که با آیات خداوند به آنها تذکر داده می شود و آیات برایشان روشن می گردد؛ بر ایمانشان افزوده شده و پوستشان نرم شده (تلین جلودهم ) و قلبشان خاشع شده و از به خاطرشناختن حق از چشم هایشان اشک جاری می شود؛ اما کور باطن ؛ به خداوند که اگر تمام آیات کتاب را آورده و برایش به تفصیل تشریح کنم ؛ بازهم تمام آنها را هرچند بیان حقشان روشن و واضح هم باشد ، پشت سر می اندازد وبخاطر حدیث یا روایتی که مخاف این آیات است دچار فتنه شده و ترجیح می دهد به این حدیث مخالف بچسبد و می گوید:"به راستی که تأویل قرآن را جز خداوند نمی داند و آنچه که از گذشتگان صالح به ما رسیده ؛ برایمان کافی است. ناصر محمد تو بهتر می دانی یا آنها؟"پس در جواب می گوییم:اما من از آیات محکم و بینه کتاب برایت دلیل آوردم و تنها کسانی که قلبشان از حق منحرف است ازآنها دلتنگ می شوند(و آنها را خوش ندارند) اینان از مطالب فتنه انگیزی که دراحادیث و روایات جاداده شده و مخالف آیات محکم کتاب است پیروی میکنند پس او و هر کسی که از او پیروی کند جهنم برایش کافی است که بد سرانجامی است.
اما به خداوند قسم ؛ اگر آیه مطابق حدیثی باشد که او به آن متمسک شده است ، آن را دوست داشته و به آن تمسک کرده و فریادکنان از آن به عنوان دلیل اثبات حدیث استفاده می کند.اما اگر آیه مخالف با حدیث مورد نظر او باشد؛ خوشش نیامده و می گوید:" جز خداوند ؛ کسی تأویل آن را نمی داند" ولو اینکه آیه ؛ از آیات محکم کتاب که اساس کتاب اند بوده واز متشابهات نباشد!
به خدا که هر کس از بیانات ناصر محمد یمانی آگاه شود ؛ چه جاهل باشد و چه عالم؛ حق برایش روشن می شود؛ اما فاجعه اینجاست که باوجود اینکه عقل آن را می پذیرد ؛ اما بسیاری از مردم به آیات خداوند -علیرغم وضوح شدید آن- ایمان نمی آورند!
ای مردم، ای کسانی که زبانتان عربی است؛ به راستی که خداوند قرآن را به زبان روشن عربی فرستاده است تا بدانید ازچه باید پروا کنید و خداوند تعالی می فرماید:

{ وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلَّا بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ }
  صدق الله العظيم [إبراهيم:4]

{هيچ پيامبرى را جز به زبان مردمش نفرستاديم، تا( بتواند پيام خدا را) برايشان بيان كند}
قرآن عظیم نیز چنین است؛ چرا محکمات آن را نمی فهمید؛ به زبان بیگانه که نیست؛ عربی روشن است و خداوند تعالی می فرماید:

{ وَلَقَدْ نَعْلَمُ أنّهم يَقُولُونَ إنّما يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ ۗ لِّسَانُ الَّذِي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِيٌّ وَهَٰذَا لِسَانٌ عربيّ مبين ﴿١٠٣﴾ }
  صدق الله العظيم [النحل]
{ما می‌دانیم که آنها می‌گویند: «این آیات را انسانی به او تعلیم می‌دهد!» در حالی که زبان کسی که اینها را به او نسبت می‌دهند عجمی است؛ ولی این (قرآن)، زبان عربی آشکار است!}
اما گویی برای شما به زبانی بی
گانه (اعجمی ) آمده است و از آن رو برمی گردانید و به خداوند نسبت باطل داده و بهتان می زنید که تأویل آن را جز خدا کسی نمی داند. خداوند چنین چیزی نگفته است و این که به خداوند می دهید نارواست و شما خود می دانید خداوند چنین نفرموده است؛ پروردگار گفته است در قرآن آیاتی است که ازمحکمات بوده و واضح و روشن و اساس کتاب است و عرب زبانان چه عالم و چه جاهل آنها را فهمیده و می توانند درباره آنها فکر کنند.این آیات اکثریت آیه های کتاب بوده و بالغ بر 90 % آن را تشکیل می دهند.آیات دیگر متشابه اند و تنها 10 % یا کمترند که تأویل آنها را تنها خداوند می داند .این آیات بسیار کم اند.اما شما تمام قرآن را تبدیل به کتابی کرده اید که تأویلش را جز خداوند نمی داند.اما امام مهدی ِحق ِپروردگارتان؛ تنها از آیات محکم و واضح و روشن کتاب برایتان دلیل می آورد؛ آیاتی که برای کسانی که در آنها تدبر می کنند قابل فهم و دانستن است و تنها کسانی از آن منحرف می شوند که قلبشان از حق گمراه است.
ای انصار؛ یقین داشته باشید و از کسانی نباشید که به آیات خداوند اطمینان ندارند و یقین نمی کنند تا عذاب خداوند بر آنهاد واقع شده و خروج "دابه" رخ دهد و همچنین خداوند تعالی می فرماید شما که آیات خداوند را که برایتان می آورم نه رد می کنید و نه باور؛ و علت آن ، عدم یقینتان به آیاتی که از کتاب خداوند است که برایتان آورده می شود این است که خداوند تعالی می فرماید:

{ وَإِنَّهُ لَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ ﴿٧٧﴾ إِنَّ ربّك يَقْضِي بَيْنَهُم بِحُكْمِهِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْعَلِيمُ ﴿٧٨﴾ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إنّك عَلَى الحقّ الْمُبِينِ ﴿٧٩﴾ أنّك لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَىٰ وَلَا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعَاءَ إِذَا وَلَّوْا مُدْبِرِينَ ﴿٨٠﴾ وَمَا أَنتَ بِهَادِي الْعُمْيِ عَن ضَلَالَتِهِمْ إِن تُسْمِعُ إِلَّا مَن يُؤْمِنُ بِآيَاتِنَا فَهُم مُّسْلِمُونَ ﴿٨١﴾ وَإِذَا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنَا لَهُمْ دَابَّةً مِّنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النّاس كَانُوا بِآيَاتِنَا لَا يُوقِنُونَ ﴿٨٢﴾ } 
 صدق الله العظيم [النمل]
{و مایه هدایت و رحمت برای مؤمنان است! (۷۷) پروردگار تو میان آنها در قیامت به حکم خود داوری می‌کند؛ و اوست قادر دانا. (۷۸) پس بر خدا توکّل کن، که تو بر حقّ آشکار هستی! (۷۹) مسلّماً تو نمی‌توانی سخنت را به گوش مردگان برسانی، و نمی‌توانی کران را هنگامی که روی برمی‌گردانند و پشت می‌کنند فراخوانی! (۸۰) و نیز نمی‌توانی کوران را از گمراهیشان برهانی؛ تو فقط میتوانی سخن خود را به گوش کسانی برسانی که آماده پذیرش ایمان به آیات ما هستند و در برابر حق تسلیمند! (۸۱) و هنگامی که فرمان عذاب آنها رسد، جنبنده‌ای را – عیسی مسیح-از زمین برای آنها خارج می‌کنیم که با آنان تکلّم می‌کند همانا که مردم به آیات ما ایمان نمی‌آوردند. (۸۲)}
وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
أخوكم الإمام ناصر محمد اليماني.
اضغط على الصورة لفتحها بصفحة مستقلة

ه‍.ش. ۱۳۹۳ خرداد ۲۳, جمعه

برهان یقین برای حقیقت نعیم اعظم، نعیمی که بزرگ تر از نعیم جنت خداوند است...

 
 برهان یقین برای حقیقت نعیم اعظم، نعیمی که بزرگ تر از نعیم جنت خداوند است...
بسم الله الرحمن الرحيم،
 والصلاة والسلام على كافة أنبياء الله وأئمة الكتاب وجميع المؤمنين بالله ربّ العالمين لا يشركون به شيئاً في كل زمانٍ ومكانٍ حتى يلقوا ربّهم بقلوبٍ سليمةٍ وهم آمنون.ای الباحث عن البینه، برای تو و جهانیان دلیل بیشتری در باره نشانه حقیقت نعیم اعظم که در قلب مردمانی که محبوب خداوندند و محب او (قوم یحبهم و یحبونه ) ارائه کرده و این سؤال را مطرح می کنیم ؛ امام مهدی ناصر محمد یمانی به بندگان نعیم اعظم که از انصار مهدی منتظر در "عصر گفتگو قبل از ظهور و نصرت و تمکین در جهان " هستند خطاب کرده و می پرسد: 
ای بندگان نعیم اعظم ، شما در روزی که مردم در برابر پروردگار جهان قرار خواهند گرفت چه خواهید کرد ؟ اگر پروردگار از ورای حجاب با شما سخن بگوید ؛ چه جوابی خواهید داد ، اگر فتوای پروردگار این باشد که :"ای میهمانان مکرم؛ رضوان خداوند ابداً تحقق پیدا نمی کند؛ و علت حزن خداوند در نفس خود، نسبت به بندگان گمراهش ان است که او ارحم الراحمین است و آنها از رحمت خداوند مأیوسند".ای میهمانان مکرم و بندگان نعیم اعظم ، پاسخ شما چه خواهد بود؟
سؤال را دوباره تکرار می کنیم:
 اگر خداوند در روزی که مردم دربرابر پروردگار جهانیان قرار می گیرند خطاب به شما بفرماید:
 "رضوان نفس خداوند نسبت به بندگان گمراهش تحقق نخواهد یافت و حزن از وجود خداوند نمی رود چرا که او ارحم الراحمین است و علت باقی ماندن آنها در عذاب این است که از رحمت خداوند ارحم الراحمین مأیوسند" ای میهمانان مکرم که محبوب خداوندید و محب او(قوم یحبهم الله و یحبونه )؛ جواب شما چه خواهد بود؟
⬅ سؤال را برای بار سوم تکرار می کنیم:
 اگر دریابید که به هیچ وجه تا ابد رضوان نفس خداوند نسبت به بندگان گمراهش محقق نخواهد شد پاسختان چه خواهد بود ؟ ممکن است تمام بندگان نعیم اعظم از انصار مهدی منتظر در عصر گفتگوی قبل از ظهور انگشت بالا ببرند و اجازه بخواهند که به این سؤال جواب دهند . سپس مهدی منتظر ناصر محمد حرفشان را قطع کرده و خطاب به همگی آنها خواهد گفت لازم به پاسخ نیست ،ما جواب شما را می دانیم و از حقیقت نعیم اعظم در قلب بندگان این نعیم به حق سخن می گوییم که خداوند آن را به من الهام کرده و مرا از آن آگاه کرده است.
و اما جواب شما همگی یکی خواهد بود و خواهید گفت:
 " خدای من، تا زمانی که نعیم اعظم رضوان نفس تو برای ما محقق نشود و حزن از نفس تو نرود ؛ تمام بندگان نعیم اعظم یک صدا وبا زبانی واحد از تو تنها یک چیز می طلبند و می گویند ما نمی توانیم تا زمانی که پروردگار ما بخاطر بندگان گمراهی که حاصل کار خود راچشیدند واز کوتاهی خود در نزد خداوند پشیمانند ؛ متحسر و حزین است ؛ نمی توانیم به نعیم بهشت راضی شویم. خدایا به حق نعیم رضوان نفست بر بندگانت ؛ پروردگارا تا زمانی که تو متحسر و حزین هستی مگذار ما ابداً به نعیم بهشت تو راضی شویم .حتی اگر که نعیم رضوان نفس تو بر بندگانت محقق نشود ؛ درخواست ما همین خواهد بود ، در اعراف ؛ بین آتش و بهشت می مانیم وتا زمانی که محبوبترین شیء در نزد ما نسبت به بندگان گمراهش متحسر و حزین باشد ؛ ما هم پیوسته گریه کرده واشک می ریزیم . وقتی خداوند ما حزین و متحسر باشد ؛ فایده نعیم بهشت چیست؟ تا زمانی که تو متحسر و حزین باشی ما به همین حال و ماندن بین بهشت و آتش راضی هستیم و تا تو متحسر و حزین باشی ما به بهشت نعیم راضی نخواهیم شد و تو بر این امر شاهدی و شهادت خداوند کافی است."
پایان جواب بندگان نعیم اعظم به پروردگارشان ، در این گفتگوی فرضی
از آنجا که من به یقین می دانم که امام مهدی ناصر محمد یمانی هستم؛ به خداوندی که هفت آسمان را محکم و استوار ساخت و زمین را بواسطه کوه ها باثبات گرداند ؛ ثمود و عاد را هلاک کرد و فرعونیان قدرتمند را غرق ساخت، قسم می خورم، در میان این مردم گروهی هستند که محبوب خداوند و محب او هستند (يحبّهم الله ويحبّونه )و چنین جوابی را در قلب خود می یابند و بدون شک و تردید پاسخ‌شان این خواهد بود.
حال به سراغ حقیقت دوم می رویم ، اگر خداوند در جواب آنها بگوید:
 " ای بندگان و میهمانان مکرم؛ حال که تا این حد اصرار دارید که رضوان نفس خداوندتان تحقق یافته و حزن او بر بندگان گمراهی که درعذاب هستند از بین برود ؛ پس خود را تا زمانی که خداوند بخواهد به آتش جهنم بیندازید ؛ ما شما و آنها را از آتش بیرون خواهیم آورد و وارد رحمتی خواهیم کرد که همه چیز را دربرمی گیرد."ای مسلمانان تصور می کنید آنها چه خواهند کرد؟ به خداوند بزرگ؛ پروردگار آسمان ها و زمین و مابین آنها و پروردگار عرش عظیم سوگند ؛ اگر این شرط خداوند باشد ؛ مرد و زن آنها به سرعت به سوی درهای جهنم می روند و هریک می خواهند بر دیگران پیشی گیرند و اولین کسی باشند تا اگر بهای تحقق یافتن رضوان نفس خداوند بر بندگان گمراه این باشد ؛ خود را به آتش اندازند ! میهمانان مکرم خداوند (الوفد المکرمون ) خود شاهد هستند که امام مهدی از حقیقتی که در قلب آنهاست سخن می گوید و بر این امر شهادت می دهند.
به همین ترتیب در باره سومین حقیقت فتوا می دهیم و این فتوا را با قسم به خداوند قهار- که ساکنان قبور را برانگیخته و از رازهای پنهان در سینه ها باخبر است و بازگشت همه به سوی اوست-مؤکد می سازیم که آنها به ملکوت خداوند در بهشت نعیم ؛ از پایین ترین درجه تا بالاترین و رفیع ترین آن که مقام وسیله است و نزدیکترین جایگاه به عرش عظیم خداوند است راضی نمی شوند ؛ حتی اگر خداوند هریک از آنها را مقرب ترین بنده نسبت به عرش خود قرار دهد و محبوب ترین بنده در نزد خود گرداند و به همه آنها توانایی کاف و نون بدهد تا به شیء بگویند باش و موجود شود (به آنها قدرت کن فیکون عطا نماید )؛ هیچ یک از این بندگان نعیم اعظم راضی نخواهند شد مگر رضوان نفس خداوند محقق شود، خداوند ارحم الراحمینی که محبت به او از هر چیزی در قلب آنها بیشتر است؛ تا خدای‌شان متحسر و حزین نباشد.آنها خود شاهد این امرند چرا که در میان مردم این دوران (امت ) حضور دارند. 
هریک از آنها که به اذن خداوند از این بیان مطلع می شوند بر آنهاست تا به آنچه که از خداوند در نزد خود دارند به حق شهادت دهند، واین شهادت را با قسم به خداوند بزرگ که استخوانهای پوسیده و پراکنده را زنده می کند و پروردگار آسمان ها و زمین و مابین آنها و پروردگار عرش عظیم است؛ تزکیه کنند که امام مهدی ناصر محمد یمانی از حقایقی که در قلب این قوم که محبوب خداوندند و محب او (قوم یحبهم الله و یحبونه ) سخن گفته است واین چیزی است که بی شک وتردید در قلبهای‌شان حاضر است و فرموده خداوند تعالی را به یاد داشته باشند که :
 { وَلَا تَكْتُمُوا الشَّهَادَةَ وَمَنْ يَكْتُمْهَا فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ= و شهادت را کتمان نکنید! و هر کس آن را کتمان کند، قلبش گناهکار است }
 صدق الله العظيم [البقرة:283].
معلم و آگاه از حقیقت نعیم اعظم امام ناصر محمد یمانی

⏬⏬⏬⏬⏬
ملاحظه ای برای تمام عزیزانی که به دنبال حق هستند:
شهادت ها را پی در پی و بسیار عجیب و شگفت انگیز خواهید یافت! پس در این حقیقت که باعث اجتماع این قوم به دورهم شده است فکر کنید ؛زنان ومردانی که یکدیگر را نمی شناسند و در نقاط پراکنده زمین و در کشورهای مختلف زندگی می کنند و محبت و عشق شدید به خداوند آنها را جمع کرده است ! لذا در نزد خداوند رحمان عهد بسته اند که تا خداوند راضی نشود ؛ راضی نشوند . ای برادران، پیش خود فکر می کنید چگونه این حقیقت در قلب این ها پیدا شده است ؟ ؛ حتما باید راز بزرگی درپس پرده باشد؟پس امام مهدی به شما کمک می کند تا از این راز عظیم آگاه شوید ؛ این بزرگ ترین راز کتاب خداوند است: حقیقت اسم اعظم خداوند ؛ بلکه این بزرگ ترین آیه در عالم هستی بر حقیقت وجود خداوند سبحان است ؛ و این حقیقت چیزی نیست جز"رضوان نفس خداوند بربندگانش ".
ممکن است یکی از علمای عزیز و مکرم مسلمین بگوید :
 "صبر کن ناصر محمد؛ ما همه خداوند را دوست داریم؛ کدام مسلمان است که پروردگار را دوست نداشته باشد ؟"پس امام مهدی ناصر محمد یمانی در پاسخ وی می گوید: به خداوند که همینطور است و هرمسلمانی پروردگار را دوست دارد . ولی آیا محبت خداوند هم به شما رسیده است (هل نلتم محبة الله )؟ به خداوند قسم تا از مردمانی نباشید که محبوب خدایند و محب او (یحبهم الله و یحبونه )نمی توانید آنچه را که در قلب بندگان نعیم اعظم هست درک کنید ؛ آنها که در بیانات امام مهدی ناصر محمد یمانی به احوال خداوندشان فکر کرده اند ؛ فکر کرده اند اگر یکی از آنها ببیند مادر یا پدر یا پسر و یا برادرش در آتش جهنم فریاد می کشد چه حالی خواهد داشت؟ شاید یکی از مادران بخواهد بگوید:
"یا ناصر محمد ؛ به خداوند که وقتی ببینم فرزندم در آتش جهنم عذاب می شود ؛ بهشت برایم گوارا نیست؛ چه حسرتی بر فرزندم می خورم اگر که از اهالی آتش باشد..."و امام مهدی در پاسخ به او می گوید: همانا تو از بندگان خداوند ارحم الراحمینی؛ اگرحال تو این‌گونه است ؛ پس حال خداوند ارحم الراحمین که از مادر به فرزند مهربان تر است چگونه خواهد بود؟
ممکن است تمام علمای مسلمین یک صدا بگویند:"صبر کن ناصر محمد یمانی،خداوند برای کافرانی که از دعوت رسولان روبرگردانده‌اند که حزین نیست"پس امام مهدی ناصر یمانی در پاسخ می گوید: مگر نمی‌دانید رسولان مکرم خداوند برای کافرانی که روگردانده و دعوتشان را تکذیب کرده اند؛ متحسرند ؟و در رأس آنها خاتم الأنبياء والمرسلين محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم است و برای همین هم خداوند خطاب به نبی خود می فرماید:

{ فَلَا تَذْهَب نَفْسك عَلَيْهِمْ حَسَرَات } 
 صدق الله العظيم [فاطر:8]
{ پس جانت به خاطر شدّت تأسف بر آنان از دست نرود؛}
و این تأسف و حزن نسبت به کافران روی‌گردان است و به همین دلیل 
خداوند به نبی خود می فرماید:
{ فَلَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَفْسَكَ عَلَىٰ آثَارِهِمْ إِنْ لَمْ يُؤْمِنُوا بِهَٰذَا الْحَدِيثِ أَسَفًا }
 صدق الله العظيم [الكهف:6].
{ گویی می‌خواهی بخاطر اعمال آنان، خود را از غم و اندوه هلاک کنی اگر به این گفتار ایمان نیاورند!}
علمای امت در پاسخ ما اقرار می کنند که محمدٍ رسول الله -صلّى الله عليه وآله وسلّم-برای کافران حسرت می‌خورده است. پس امام مهدی برای‌شان حجت می آورد و می گوید: ای عزیزان من، این حال محمد رسول الله -صلّى الله عليه وآله وسلّم- است که باوجود اصرار کافران بر کفر و عنادشان برای‌شان متحسر وحزین است ؛ به دلیل اصرار بر عناد و کفر است که خداوند نبی خود را از حسرت خوردن بر آنها تا زمانی که بر کفر و سرکشی اصرار داشته باشند؛ نهی می کند . اما می‌بینید که پروردگار عالمیان در کتاب خود بر بندگانی که از کوتاهی خود در نزد خداوند پشیمان شده‌اند حسرت می‌خورد ؛ این زمانی است که این بندگان در نزد خود به‌خاطر کوتاهی که در پیشگاه خداوند مرتکب شده اند متحسرند .
 گواه آن فرموده خداوند تعالی است :
{ أَن تَقُولَ نَفْسٌ يَا حَسْرَتَىٰ عَلَىٰ مَا فَرَّطتُ فِي جَنبِ اللَّـهِ وَإِن كُنتُ لَمِنَ السَّاخِرِينَ ﴿٥٦﴾ } 
 صدق الله العظيم[الزمر]،
{ مبادا کسی بگوید: «افسوس بر من از کوتاهی‌هایی که در اطاعت فرمان خدا کردم و از مسخره‌کنندگان (آیات او) بودم!»}
بعد از این است که خداوند درنفس خود بر این بندگان حسرت می‌خورد ؛ بندگانی که بعد از روی گرداندن از دعوت حق هلاک شده و سپس از تقصیر خود در برابر خداوند پشیمانند .خداوند تعالی می فرماید:
{ إِنْ كَانَتْ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ خَامِدُونَ (29) يَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ مَا يَأْتِيهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ (30) أَلَمْ يَرَوْا كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُمْ مِنَ الْقُرُونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لَا يَرْجِعُونَ (31) وَإِنْ كُلٌّ لَمَّا جَمِيعٌ لَدَيْنَا مُحْضَرُونَ (32) } 
صدق الله العظيم [يس].
{فقط یک صیحه آسمانی بود، ناگهان همگی خاموش شدند! (۲۹) افسوس بر این بندگان که هیچ پیامبری برای هدایت آنان نیامد مگر اینکه او را استهزا می‌کردند! (۳۰) آیا ندیدند چقدر از اقوام پیش از آنان را (بخاطر گناهانشان) هلاک کردیم، آنها هرگز به سوی ایشان باز نمی‌گردند (۳۱) و همه آنان نزد ما احضار می‌شوند! (۳۲)}
و این حال خداوند ارحم الراحمین است؛ پس شما را چه می‌شود که از حال یکدیگر سراغ می‌گیرید ، اما به حال حبیب‌تان خداوند ارحم الراحمین فکر نمی‌کنید؟ و چقدر خداوند مهربان است و او یکی است و همتایی ندارد .
ای صالحان ! آیا با وجود تحسر و حزن خداوند ، حورالعین و بهشت نعیم را برخود گوارا می یابید ؟ اگر می‌بینید که با وجود تحسر و حزن خداوند می‌توانید در بهشت سعادتمند باشید ؛ به خودتان مربوط است. اما قسم به خداوند بزرگ و بخشنده و رحیم ؛ اگر مقدر بود امام مهدی در عصر انبیاء برانگیخته شود و برای تمام انبیاء و رسولان خداوند حقیقت اسم اعظم خداوند آشکار می‌شد و از آنجا که انبیاء و رسولان خداوند را دوست دارند همانگونه که (قوم یحبهم و یحبونه = محبوبان و محبان خداوند ) خداوند را دوست دارند ؛ پس هیچ نبی و رسولی برعلیه قوم خود به درگاه خداوند دعا نمی‌کرد و تا زمانی که همه مردم به صورت امتی واحد در راه راست قرار نمی‌گرفتند به دعوت خود ادامه می‌داد؛ ؛ اما خداوند بر مردم این دوران منت گذارد و آنها را هم عصر برانگیخته شدن امام مهدی قرار داد تا بزرگ ترین حقیقت کتاب و علت خلقت‌شان را به آنها بیاموزد؛ تا رضوان خداوند را هدف نهایی خود قرار داده و تا او راضی نشود؛ راضی نشوند. اما کسانی که رضوان خداوند را وسیله ورود به بهشت قرار می‌دهند؛ به آن (بهشت )خواهند رسید که خداوند از وعده خود تخلف نمی‌کند.
اما امام مهدی ناصر محمد می گوید:
 این بسیار بسیار عجیب است که قلب بنده به حور العین و بهشت نعیم خوش باشد و محبوب ترین شیء در نزد او ؛ متحسر و حزین..هیهات؛ به پروردگار زمین و آسمان ها قسم که امام مهدی ناصر محمد یمانی راضی نمی‌شود مگر محبوب ترین چیز درنزدش درعالم وجود یعنی پروردگار ارحم الراحمین راضی باشد و برای او بندگی کرده و برای او سر به سجده می‌گذارد و حمد مخصوص رب العالمین است.
و منتظر شهادت ها هستیم . به شهادت‌هایی که از محبوبان و محبان خداوند از کشورهای مختلف برای‌مان خواهند فرستاد فکر کنید و شاهد شهادت‌های‌شان باشید، ای انصار؛ یکدیگر را از این بیان مهم باخبر کنید تا همگی حاضر شده و شهادت حق خود را بدهند.
وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..
أخوكم الذليل على المؤمنين العزيز على شياطين البشر المهديّ المنتظَر ناصر محمد اليماني.

ه‍.ش. ۱۳۹۳ خرداد ۱۷, شنبه

پاسخ قاطع و علمی به "الباحث عن البینة" که در حقیقت (باحث عن الباطل) است

اضغط على الصورة لفتحها بصفحة مستقلة
 
پاسخ قاطع و علمی به "الباحث عن البینة" که در حقیقت (باحث عن الباطل) است
بسم الله الرحمن الرحيم،
 والصلاة والسلام على كافة أنبياء الله ورسله من أوّلهم إلى خاتمهم محمد رسول الله 
لا نفرق بين أحدٍ من رسله ونحن له مسلمون، أمّا بعد..
ای"باحث عن البینه"؛ به راستی که خداوند از حال تو آگاه است و می داند تو در تلاشی که پیروی از راه راست خداوند را به کجراهه کشانده و سخن را تحریف کرده و مقصود آن را تغییر دهی؛ آیا از مکر خداوندی که بهترین مکر کننده است و ظلم در کار او نیست در امانی ؛ و حکم با خداوند است که او بهترین جداکننده حق از باطل است. این فرموده خداوند تعالی را می آوریم:
{وَيَسْأَلُونَكَ عَنْ الْمَحِيضِ قُلْ هُوَ أَذًى فَاعْتَزِلُوا النِّسَاءَ فِي الْمَحِيضِ وَلَا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّى يَطْهُرْنَ فَإِذَا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمْ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ(222) نِسَاؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ}  
صدق الله العظيم [البقرة:222-223].
{تو را از حيض زنان مى‌پرسند. بگو: حيض رنجى است. پس در ايّام حيض از آنان دورى گزينيد و به آنها نزديك مشويد (نزديكي نكنيد ) تا پاك گردند. و چون پاك شدند از آنجا كه خدا فرمان داده است با ايشان نزديكى كنيد. هر آينه خدا توبه‌كنندگان و پاكيزگان را دوست دارد. (۲۲۲) زنانتان كشتزار شما هستند. قبل از آميزش كشتزار خود را آماده كنيد }
این از آیات محکم کتاب خداوند است که در آن پروردگار جهانیان از رحم زن که آن را کشتزار نسل های متوالی انسان قرار داده است صحبت می کند؛ خداوند به شما فرمان داده است در زمانی که رحم به علت خون در معرض آزار است به آن نزدیک نشوید چراکه نزدیکی با رحم زن در زمان عادت ماهیانه به علت ایجاد التهاب( و عفونت) باعث آزار و اذیت زن می شود و این التهاب و عفونت به مرد منتقل خواهد شد.به همین دلیل است که خداوند تعالی می فرماید:
{وَيَسْأَلُونَكَ عَنْ الْمَحِيضِ قُلْ هُوَ أَذًى فَاعْتَزِلُوا النِّسَاءَ فِي الْمَحِيضِ وَلَا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّى يَطْهُرْنَ فَإِذَا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمْ اللَّهُ{تو را از حيض زنان مى‌پرسند. بگو: حيض رنجى است. پس در ايّام حيض از آنان دورى گزينيد و به آنها نزديك مشويد تا پاك گردند. و چون پاك شدند از آنجا كه خدا فرمان داده است با ايشان نزديكى كنيد. } صدق الله العظيم، به فرموده خداوند تعالی نگاه کنید:
 {وَلَا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّى يَطْهُرْنَ فَإِذَا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمْ اللَّهُ} 
 صدق الله العظيم؛ 
معنای آن این است که مرد حق نزدیکی با همسرش را بجز از راهی که برای تولید نسل منظور داشته است ندارد و خداوند تعالی می فرماید: 
 {فَإِذَا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمْ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ(222) نِسَاؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ. و چون پاك شدند از آنجا كه خدا فرمان داده است با ايشان نزديكى كنيد. هر آينه خدا توبه‌كنندگان و پاكيزگان را دوست دارد. (۲۲۲) زنانتان كشتزار شما هستند.قبل از آميزش كشتزار خود را آماده كنيد} صدق الله العظيم.
بیان حق درفرموده خداوند تعالی : 
 {نِسَاؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ}
  صدق الله العظيم
 یعنی زنان شما مزرعه ای برای پرورش فرزندان شما هستند چنان که زمین محل پرورش گیاهان است و خداوند رحم زن را محل رشد و پرورش نسل بشر قرار داده است.اما این فرموده خداوند تعالی : { فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ } صدق الله العظيم 
،( فآتوا حرثكم أنى شئتم) این توصیه خداوند مبنی بر عدم مباشرت با رحم زن است مگر بعد ازنوازش (= المداعبة ) و آماده کردن و برانگیخته شدن میل جنسی او تا بدین ترتیب زمینه رشد نطفه انسانی در رحم زن فراهم گردد و لازمه آن این است که بعد از پاک شدن رحم از خون قاعدگی ؛ مرد با همسرش آمیزش نماید. لذا قبل از برانگیخته شدن میل جنسی با زن نزدیکی نشود تا زمینه رشد نطفه انسان در رحم زن فراهم شده باشد.مهم این است که رحم زمین پرورش نسل بشر است و به همین دلیل خداوند تعالی می فرماید: {نِسَاؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ} یعنی مزرعه ای برای پرورش فرزندانتان .فرمایش خداوند را تکرار می کنم: 
{نِسَاؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ}یعنی کشتزاری برای پرورش فرزندانتان.به همین دلیل است که محمدٌ رسول الله -صلَّى الله عليه وآله وسلّم- در رویای صادقه فرمودند:
 [ كان مني حرثك وعليّ بذرك]،
 و منظور ایشان ذریه آل بیت است که امام مهدی از آن ذريه است ."حرث"-مادر - از جانب محمدٌ رسول الله -صلَّى الله عليه وآله وسلّم- است که منظور دختر ایشان یعنی فاطمة عليها الصلاة والسلام می باشدو منظور از "علی بذرک" یعنی امام علی ابن ابی طالب عليه الصلاة والسلام پدر این ذریه است. اما دشمن سرسخت خداوند از ذریه یهود ( الباحث عن البينه ) با تحریف کلام از محل خود قصد منحرف کردن معنای آن را دارد!
حال به سراغ مورد
دوم می رویم:
برادر ناصر محمد یمانی می گوید که نبی صلى الله عليه وسلم در رویا فرموده است: ((خداوند علم کتاب را به تو عطا خواهد كرد ))و از بیانات برادر ناصر یمانی دانسته ایم که خداوند علم کتاب را به او عطا کرده است که مقصود ازاین آیه است : ((قُلْ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ)) از آنچه که امین وحی جبریل علیه السلام که علمي از کتاب نزد اوست عرش ملکه سبا را قبل از چشم برهم زدن نبی خداوند سلیمان علیه السلام و الصلاة درپیشگاه او حاضر کرده است: ((قَالَ الَّذِي عِندَهُ عِلْمٌ مِّنَ الْكِتَابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ )).
سپس کسی که سخن را تحریف می کند می گوید:" 
 ناصر محمد اگر علم کتاب درنزد توست پس چرا معجزه نمی کنی؟"
 در جواب می گوییم:معجزات درنزد خداوند است و امر در گذشته و آینده (هميشه )به دست اوست.پس در پاسخ به این فرد که لجوجانه با حق مخالف است می گوییم: منظور از داشتن علم کتاب این نیست که روح خداوند فرشته جبریل علیه الصلاة و السلام با دانستن نکته ای (بخشي ) از کتاب خداوند تخت را -در محضرسلیمان -حاضر کرده باشد؛ بلکه (خود )او رفته و در کمتر از چشم برهم زدنی تخت را آورده است .هم اوست که در شب اسراء و معراج جد من محمد رسول الله -صلَّى الله عليه وآله وسلّم- را اززمین خاکی به سدرة المنتهی برد ؛ درحال که همان طور که قبلا بیان کرده ایم، بین زمین و سدرة المنتهی (همان ) عرش پروردگار بزرگ ملیون ها سال نوری فاصله است. لذا جبریل علیه الصلاة و السلام عرش ملکه سبا را نه بخاطر داشتن علمي از کتاب ، بلکه به علت داشتن قدرت و سرعت ذاتی خود احضار کرده است.به صحبت یکی از جنیان توجه کنید:
{أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن تَقُومَ مِن مَّقَامِكَ ۖ وَإِنِّي عَلَيْهِ لَقَوِيٌّ أَمِينٌ (39)} 
صدق الله العظيم [النمل:39].
{من آن را نزد تو می‌آورم پیش از آنکه از مجلست برخیزی و من نسبت به این امر، توانا و امینم}

اما جبریل علیه الصلاة و السلام از این عفریت جن قوی تر و سریع تر بود و خداوند تعالی در توصیف قدرت او اینگونه فرموده است:
{وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى (1) مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَى (2) وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى (3) إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى (4) عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوَى (5) ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَوَى (6) وَهُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلَى (7) ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّى (8) فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى (9) فَأَوْحَى إِلَى عَبْدِهِ مَا أَوْحَى (10) مَا كَذَبَ الْفُؤَادُ مَا رَأَى (11) أَفَتُمَارُونَهُ عَلَى مَا يَرَى (12) وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرَى (13) عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهَى (14) عِنْدَهَا جَنَّةُ الْمَأْوَى (15) إِذْ يَغْشَى السِّدْرَةَ مَا يَغْشَى (16) مَا زَاغَ الْبَصَرُ وَمَا طَغَى (17) لَقَدْ رَأَى مِنْ آيَاتِ رَبِّهِ الْكُبْرَى (18)}
صدق الله العظيم [النجم].
{سوگند به ستاره (عذاب)هنگامی که به پایین می آید(۱) که هرگز صاحب شما [= محمّد «ص»] منحرف نشده و مقصد را گم نکرده است، (۲) و هرگز از روی هوای نفس سخن نمی‌گوید! (۳) آنچه می‌گوید چیزی جز وحی که بر او نازل شده نیست! (۴) آن کس که قدرت عظیمی دارد [= جبرئیل امین‌] او را تعلیم داده است؛ (۵) همان کس که توانایی فوق العاده دارد؛ او به شکل همسانی(انسان) در آمد(۶) در حالی که در اُفق اعلی قرار داشت! (۷) سپس نزدیکتر و نزدیکتر شد... (۸) تا آنکه فاصله او (با پیامبر) به اندازه فاصله دو کمان یا کمتر بود؛ (۹) در اینجا خداوند به بنده خود(محمد) وحی کرد آنچه را به جبریل وحی کرده بود. (۱۰) قلب (پاک او) در آنچه دید هرگز دروغ نگفت. (۱۱) آیا با او درباره آنچه (با چشم خود) دیده مجادله می‌کنید؟! (۱۲) وبه هیئت دیگر نیز او را مشاهده کرد، (۱۳) نزد «سدرة المنتهی»، (۱۴) که «جنت المأوی» در آنجاست! (۱۵) در آن هنگام که چیزی [= نور خیره‌کننده‌ای‌] سدرة المنتهی را پوشانده بود، (۱۶) چشم او هرگز منحرف نشد و طغیان نکرد (آنچه دید واقعیّت بود)! (۱۷) او پاره‌ای از آیات و نشانه‌های بزرگ پروردگارش را دید! (۱۸)}
معنای این فرموده خداوند تعالی :

{عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوَى (5) ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَوَى (6)
آن کس که قدرت عظیمی دارد [= جبرئیل امین‌] او را تعلیم داده است؛ (۵) همان کس که توانایی فوق العاده دارد؛ او به شکل همسانی(انسان) در آمد(۶)} صدق الله العظيم
این است که
روح القدس؛ جبریل علیه الصلاة و السلام در افق اعلی به شکل انسانی درآمد. به سوی نبی علیه الصلاة و السلام آمده و بعد از آنکه به شکل انسان درآمد و آنچه را که جبریل علیه الصلاة و السلام آنچه را وحي كرد كه خداوند به بنده خود وحي نموده بود . بار دیگرو در نزدیکی سدرة المنتهی ؛ نبی فرشته خداوند جبریل را درحالی که به هیئت فرشته درآمده بود دید.او جبریل را همیشه به شکل انسان می دید اما این بار او را در حالی که به هیئت اول خود درآمده بود دید؛ فرشته عظیم الخلقه خداوند که وقتی به سدرة المنتهی رسید و در پیشگاه خداوند به شکل اصلی خود که فرشته بود درآمد و در برابر خدای خود به سجده درآمد.به خاطر آنکه پیامبر او را به صورت انسان می دید و سپس در نزدیک سدرة المنتهی به صورت فرشته او را مشاهده کرد خداوند تعالی فرمود:
  {وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرَى (13) عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهَى (14) عِنْدَهَا جَنَّةُ الْمَأْوَى (15)وبه هیئت دیگر نیز او را مشاهده کرد، (۱۳) نزد «سدرة المنتهی»، (۱۴) که «جنت المأوی» در آنجاست! (۱۵)} 
صدق الله العظيم. به هرحال علت آورده شدن عرش از وادی سبا به سرزمین شام؛ به علت داشتن علم کتاب نبود! کتاب خداوند حاوی کدهای (رمز دار ) علمی نیست که جبریل به علت آگاهی از این کد و اسم رمزها عرش را جابجا کرده باشد! به خدا که چنین نیست بلکه آوردن عرش به خاطر سرعت و قدرت زیاد اوست.و به راستی که اشاره خداوند به درجه علمی او برای این است که جبریل شخصی عادی نیست، بلکه با عطای دانش گرامی داشته شده است.اما آوردن عرش بخاطر سرعت ذاتی اوست و همچنین حاصل قدرت او چرا که جابجا کردن آن تخت نیاز به قدرت داشت و برای همین عفریتی از جنیان گفت: 
 {أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن تَقُومَ مِن مَّقَامِكَ ۖ وَإِنِّي عَلَيْهِ لَقَوِيٌّ أَمِينٌ (39)} 
 صدق الله العظيم [النمل:39]. 
 {من آن را نزد تو می‌آورم پیش از آنکه از مجلست برخیزی و من نسبت به این امر، توانا و امینم}
 به گفته عفریت توجه کنید: { وَإِنِّي عَلَيْهِ لَقَوِيٌّ }یعنی قدرت این را داردکه آن را جابجا کند و امانت دار نیز هست.اما تو و امثال تو که بین اسامی حسنای خداوند تفاوت قائل می شوندمی گویند:"آن کسی که علم کتاب را دارد از آنجا که نام اعظم خداوند را می داند ؛ خدا را می خواند تا تخت را جابجا کرده و به حضور بیاورد" سبحان الله العظیم! آیا نام ( الله) از اسماء الحسنی نیست که تصورمی کنید اسم اعظم تری نسبت به (الله)وجود دارد که با خواندن آن تخت ملکه را می توان حاضر کرد؟ چقدر کسانی که چنن فکر می کنند نادان هستند! چنن نیست بلکه خداوند دارای اسماء الحسنی است (الله) را بخوانید یا (الرحمن) را هر کدام را که بخوانید اسامی حسنای خداوندند و با هم فرقی ندارند.گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :
{قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمَٰنَ ۖ أَيًّا مَا تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَىٰ } 
صدق الله العظيم [الإسراء:110].
{بگو: ««اللّه» را بخوانید یا «رحمان» را، هر کدام را بخوانید، برای او بهترین نامهاست!»}
به فرموده خداوند تعالی توجه کنید: 
{ أَيًّا مَا تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَىٰ } صدق الله العظيم
،اسمی بزرگتر از اسم ديگر خداوند وجود ندارد پاك و منزه است او ! و وقتی اسم اعظم ؛ اسم اعظم وصف می شود مقصود این است که نعیمی است که بزگترین نعیم است یعنی بزرگتر از نعیم بهشت و قبلا به شما آموخته بودیم که رضوان در نفس خداوند نسبت به بندگانش؛ بزرگ ترین نعیم خداوند و بزرگتر از نعیم بهشت اوست.گواه آن فرموده خداوند تعالی است که:
{وَعَدَ اللّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللّهِ أَكْبَرُ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ (72) }
  صدق الله العظيم [التوبة]
{خداوند به مردان و زنان باایمان، باغهایی از بهشت وعده داده که نهرها از زیر درختانش جاری است؛ جاودانه در آن خواهند ماند؛ و مسکن‌های پاکیزه‌ای در بهشتهای جاودان و (خشنودی و) رضوان خدا، (از همه اینها) بزرگتراست؛ و پیروزی بزرگ، همین است}
اما گمراهان می گویند:" کسی که علم کتاب را دارد تخت را از سرزمین سباء به سرزمین شام آورده است چون اسم اعظم را می داند".آنها دروغ گفته و چیزی را به خداوند نسبت می دهند که نمی دانند" حال سراغ موضوع دیگر می رویم و آن بیان این فرموده خداوند تعالی است که :
{ فَلَمَّا جَاء أَمْرُنَا جَعَلْنَا عَالِيَهَا سَافِلَهَا وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهَا حِجَارَةً مِّن سِجِّيلٍ مَّنضُودٍ } 
صدق الله العظيم [هود:82]
{و زمان فرمان ما که فرا رسید، آنچه را که پایین تراز آنها بود بر فراز سرشان قرار دادیم وباران سنگ متراکم را بر آنها از سجیل نازل نمودیم... (۸۲)}
می بینم که نادانان می گویند:"به راستی که فرشته خداوند جبریل با بال خود قریه قوم لوط را بلند کرده و بقدری بالا برده که ساکنان آسمان صدای خروس و پارس سگان قوم لوط را شنیدند و سپس آن را در فضای کیهانی رها کرده است "!در پاسخ می گوییم در این صورت نباید در روی زمین اثری از قوم لوط پیدا کنید چون طبق فتوای کسانی که –حقیقت را-نمی دانند ؛در فضای کیهانی رها (پخش ) شده اند .اما آنچه که درقرآن پیدا می کنیم این است که آن آبادی در زمان نزول قرآن در روی زمین بوده است که قبل از نزول قرآن بارانی از سنگ از سياره عذاب بر روی آن باریده و آنان را نابود کرده است و برای همین هم خداوند می فرماید مسافران سرزمین مکه به سوی شام آن را در سرراه خود می بینند. 
خداوند تعالی فرموده است:
{وَلَقَدْ أَتَوْا عَلَى الْقَرْيَةِ الَّتِي أُمْطِرَتْ مَطَرَ السَّوْءِ ۚ أَفَلَمْ يَكُونُوا يَرَوْنَهَا ۚ بَلْ كَانُوا لَا يَرْجُونَ نُشُورًا (40) } 
صدق الله العظيم [الفرقان].
{آنها از کنار شهری که باران شرّ [= بارانی از سنگهای آسمانی‌] بر آن باریده بود [= دیار قوم لوط] گذشتند؛ آیا آن را نمی‌دیدند؟! (آری، می‌دیدند) ولی به رستاخیز ایمان نداشتند! (۴۰)}
به فرموده خداوند تعالی نگاه کنید:
 { الْقَرْيَةِ الَّتِي أُمْطِرَتْ مَطَرَ السَّوْءِ ۚ أَفَلَمْ يَكُونُوا يَرَوْنَهَا شهری که باران شرّ [= بارانی از سنگهای آسمانی‌] بر آن باریده بود[= دیارقوم لوط] گذشتند؛ آیا آن را نمی‌دیدند } صدق الله العظيم .
 یعنی این قریه در روی سطح زمین قرار داشته و چنان که بی خبران به خداوند نسبت می دهند؛ به فضا پرتاب نشده است. اما آن باران بدی(سوء) که بر سر قوم لوط باریده بود چیست؟ جواب را در کتاب خداوند پیدا می کنید: 
 {فَلَمَّا جَاءَ أَمْرُنَا جَعَلْنَا عَالِيَهَا سَافِلَهَا وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهَا حِجَارَةً مِنْ سِجِّيلٍ وزمان فرمان ما که فرا رسید، آنچه را که پایین تراز آنها بود بر فراز سرشان قرار دادیم وباران سنگ متراکم را بر آنها از سجیل نازل نمودیم }  
صدق الله العظيم [هود:82].
یعنی پایین ترین زمین که سياره عذاب است بالاتر از کره زمین (مسکونی)
قرار گرفت و باران سنگهای آتشین بر آن بارید و آنان را هلاک کرد.بله تمام کوکبها چه در فضای بالا باشند چه در فضای پایین؛ از نگاه ناظری که از روی زمین به آسمان نگاه می کند؛ برفراز سرش دیده می شوند. ما پیش از این در هنگام بیان سیاره آتش دراین باره فتوا داده بودیم که از نظر اهالی زمین سیاره عذاب در "ملاء اعلی"قرار دارد. از نظراهالی آتش نیز زمین در ملاء اعلی قرار گرفته است واز دید زمینیان؛ سیاره آتش در ملاء اعلی دیده می شود.از خدا امید دارم که ترا زنده نگه داشته و عمرت را طولانی کند تا سیاره عذاب را دربرابر چشمانت ببینی و شاهد باریدن سنگ های آتشین آن بر سر زمین بشر باشی که عذاب خداوند بر سر کسی که اراده نموده باشد فرود میآید واز کسانی که خداوند اراده کند دور می شود و بازگشت امور به سوی پروردگار است.خداوند تعالی می فرماید:
{ ذَٰلِكَ جَزَيْنَاهُم بِمَا كَفَرُوا ۖ وَهَلْ نُجَازِي إِلَّا الْكَفُورَ (17) } 
صدق الله العظيم [سبأ].
{این کیفر را بخاطر کفرانشان به آنها دادیم؛ و آیا جز کفران کننده را کیفر می‌دهیم؟!}
قبل از این فتوا داده بودیم که واقعا در فضای کیهانی هفت زمین وجود دارند که بر بالای یکدیگر قرار گرفته اند و زمین مسکونی بشر جزو این هفت زمین نیست .بلکه هفت زمین دیگر از زمین بشر جدا شده اند؛ آسمان های هفتگانه و تمام اجرام آس
مانی (ستاره ها و قمرهاي آنها ) نیز از زمینی که بشر روی آن زندگی می کند جدا شده اند. هفت اسمان و هفت زمین از زمین مادری جدا شده اند.گواه آن فرموده خداوند عالی است که :
{اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَمَوَاتٍ وَمِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ وَأَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحَاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ عِلْماً (12)}
  صدق الله العظيم [الطلاق].
{ خداوند همان کسی است که هفت آسمان را آفرید، و از زمین نیز همانند آنها را؛ فرمان او در میان آنها پیوسته فرود می‌آید تا بدانید خداوند بر هر چیز تواناست و اینکه علم او به همه چیز احاطه دارد!}
آن امر که فرود می آید چیست؟ و جواب: منظور قرآن عظیم است که در زمین مادری بر بشریت نازل مي شود . زمین مادری جزو زمین های هفتگانه نیست ؛ بلکه هفت زمین و هفت آسمان از آن جدا شده اند. تمام هفت زمین دیگر بعد از زمین بشری و پایین تر از آن در فضای کیهانی قرار گرفته اند و می توانید آنها را درعالم واقعیت پیدا کنید. به خاطر آنکه لازم است این بیان در عالم واقعی و در کیهان وجود خارجی داشته باشد؛باید بعد از زمینی که بشر روی آن زندگی می کند؛ هفت کوکب (سياره ) دیگر وجود داشته باشد که بی هیچ شک و تردیدی وجود داشته و آنها را بعد از زمین بشر می توان در کیهان پیدا کرد و سیاره جهنم یکی از آنهاست که نسبت به زمین بشر در ملاء اعلی قرار دارد؛برای اهالی آتش نیز زمین در ملاء اعلی قرار دارد و چقدر جهنم جایگاه بدی است.
سراغ نکته چهارم می رویم که این شخص به غلط درباره آن تردید دارد:
ترجمه : برادر ناصر یمانی می گوید اصحاب کهف انبیائ خداوند الیاس و ادریس و الیسع علیهم السلام هستند و کهف در بالاترین مکان شبه جزیره عربی قرار دارد و برای همین هم خداوند درباره نبی خود ادریس فرموده است{یاد کن از ادریس که اوبسیار راستگو و پیامبر بود (۵۶) او را به مكانى بلند فرا برديم. (۵۷)}و منظور از این نشان دادن مکان کهف است!! پس چرا فقط ادریس؟ مگر برادرانش الیاس و الیسع با او در همان غار نیستند(المکان العلی)؟}
به حق به او جواب می دهیم که : این از اسرار کتاب خداوند است و خداوند با ذکر نام ادریس به همراهان او اشاره کرده است. ایا می خواهید گفته شود "رفعناهم مکانا علیا" ( همه آنها را درمکانی رفیع جای دادیم)؟ اماچون خداوند در اينجا از ادریس صحبت می كرد ، تنها ا ز او یاد می شود. اگر جای او را بدانیم ؛ جای برادرانش که با او هستند را نیز خواهیم یافت.خداوند در قرآن از بالا بردن جسد انبیاء به همراه ارواحشان بعد ازمرگ سخنی نگفته است بلکه جسد آنها در زمین می ماند و تنها روحشان بالا برده می شود.این سنت خداوند برای مخلوقاتش است و جسد تمام انبیاء روی زمین باقی می ماند. یا شما دلیلی دارید که ثابت کند خداوند جسم نبی خود ادریس را با همان گوشت وچربی به آسمان اعلی برده است؟ اگر چنین است دلیل خود را بیاورید. سراغ مورد پنجم می رویم 
.این کسی درباطن کفرو مکر خود را پنهان کرده ولی تظاهر به ایمان می کند تا مسیر پیروی از قرآن را کج کند می گوید: ترجمه : برادرمان ناصر الیمانی می گوید " و آنان اهل قریه از قرون اولیه که قبل از ابراهیم و لوط و شعیب و بعد از نوح و ثمود بودند خداوند رسول خود ادریس علیه الصلاة و السلام را برای هشدار و انذار اصحاب الرس فرستاد و منظور از الرس کوه و الرواسی به معنی کوههاست و مفرد الرواسی ، (الرس ) به معنی کوه است ..."
می بخشید برادر یمانی رس مفرد رواسی نیست کلمه رواسی مفرد آن( راسیه) است که جمع آن راسیات و رواسی است ، رواسی بر وزن ضواری که مفرد آن ضاریه که جمع آن ضاریات و ضواری است که به معنی حیوانات درنده است . همچنین همه جمع ها بر وزن (فواعل )برای مونث مفرد آن بروزن (فاعله ) است مانند صوارخ و بواکی که که مفرد آنها صارخه و باکیه است . پس شما برادر یمانی الرس مفرد الرواسی را از کجا آورده اید 
درجواب او به حق می گوییم :"الرس" از مفردات و به معنی کوه است ؛ چه خوشت بیاید چه خوشت نیاید ، الرواسی به معنی کوهها ست و الرس ینز به معنی کوه است. من از لغت نامه های شما پیروی نمی کنم و از آنها خبر ندارم ولی از بیان حق قصه اصحاب کهف این را دریافتم و آینده درستی آن را نشان خواهد داد.
من مکلف نیستم که آنها راجستجو کنم تلاش هایی از جانب من و برخی انصار برای یافتن آنها انجام شد؛ اما خداوند می خواهد آنها تا رسیدن زمان برانگیخته شدنشان که بعد از عبور سیاره عذاب است در جایگاه خود باقی بمانند و آنها تا رسیدن موعد آن در خواب خواهند بود.
درباره "رقیم"که به اصحاب کهف معطوف (ملحق = اضافه ) شده است؛ آن نیزمانند اصحاب کهف؛ از آیات عجیب خداوند برای مردم است که باعث تعجب مردمان خواهد شدو گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :
{أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحَابَ الْكَهْفِ وَالرَّقِيمِ كَانُوا مِنْ آيَاتِنَا عَجَبًا (9)} 
صدق الله العظيم [الكهف].
{ آيا پنداشته‌اى كه اصحاب كهف و رقيم از نشانه‌هاى شگفت‌انگيز ما بوده‌اند}
ببین که رقیم با اصحاب کهف بصورت جمع بیان شده است و لذا خداوند تعالی می فرماید: {كَانُوا مِنْ آيَاتِنَا عَجَبًا (9)} صدق الله العظيم. چه کسانی از آیات شگفت انگیز هستند؟ جوابش را در محکمات کتاب می یابید أَصْحَابَ الْكَهْفِ وَالرَّقِيمِ}.رقیم چیست؟ رقمی است که به آنها اضافه شده است. ولو اینکه فرض کنیم این چیز عجیب، جسم جامدی هم باشد؛ به آیات عجیب خداوند اضافه شده است .چنان که می گوییم(فلان و فلان) اینجا از دو چیز یاد کرده ایم درمورد اصحاب کهف و رقیم که از آیات عجیب هستند نیز چنین است.
شما بعد از اینکه سخنان را درک نموده ای آنها را تحریف می کنی و حکم در گذشته و اینده با خداست.اگر نیت شما صادقانه است و به دنبال برهان و بینه هستی؛ خودت را نشان بده و نام واقعی و عکست را بگذارتا ماهیت واقعی ات روشن شود که آیا از علمای مسلمینی یا از علمای شیاطین یهود که به ایمان تظاهر کرده اما در باطن کافرند و مکر خود را برای منحرف کردن مردم از قرآن ؛ پنهان می کنند. این امام ناصر محمد یمانی است که عکس خود را درکنار بیاناتش گذاشته است و در ویدیوهای زنده و کانال های ماهواره ای در موارد دیگر (غیر از بیان قران ) خود را نشان داده است.
اما درباره گفتگو؛ این امر همچنان از راه قلم صامت انجام خواهد شد تا تو امثال تو نتوانند حرف را قطع کرده و تشویش ایجاد کنند و لذا برهان قاطع علمی درباره محکمات قرآن عظیم را همچنان به تحریر در می آوریم و تردید کنندگان را به سکوت وامی داریم.این شیطان سرکش می گوید نمی شود گفت:"سیقولون"( خواهند گفت) مگر اینکه به آینده نزدیک اشاره شود نه آینده دور!!آیا برای کلمات عربی ماده نگهدارنده گذاشته شده که تاریخش مصرفش سر می رسد؟
اما خداوند سبحان می فرماید:
{سَيَقُولُونَ ثَلَاثَةٌ رَابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ وَيَقُولُونَ خَمْسَةٌ سَادِسُهُمْ كَلْبُهُمْ رَجْمًا بِالْغَيْبِ وَيَقُولُونَ سَبْعَةٌ وَثَامِنُهُمْ كَلْبُهُمْ قُلْ رَبِّي أَعْلَمُ بِعِدَّتِهِمْ مَا يَعْلَمُهُمْ إِلَّا قَلِيلٌ فَلَا تُمَارِ فِيهِمْ إِلَّا مِرَاءً ظَاهِرًا وَلَا تَسْتَفْتِ فِيهِمْ مِنْهُمْ أَحَدًا}
  صدق الله العظيم [الكهف:22].
{ خواهند گفت: سه تن بودند و چهارميشان سگشان بود و مى‌گويند: پنج تن بودند و ششميشان سگشان بود -تير به تاريكى مى‌افكنند- و مى‌گويند: هفت تن بودند و هشتميشان سگشان بود. بگو: پروردگار من به عدد آنها داناتر است و(خداوند ) شمار ايشان را جز اندکی نمى‌داند. ( خداوند عده آنها را قلیل یعنی سه نفر می داند ) و تو در باره آنها جز به ظاهر مجادله مكن و از كس نظر مخواه.}
در اینجا ازسخن درستی که درآینده گفته خواهد شد ، صحبت می کند و شرطی برای نزدیک یا دور بودن این آینده وجود ندارد . مهم این است که سخنی که در آینده مطرح خواهد شد یعنی: {سَيَقُولُونَ ثَلَاثَةٌ رَابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ}صحیح است و خداوند از این کلام به عنوان "تیر درتاریکی =رجم بالغیب" یاد نمی نماید: " ثَلَاثَةٌ رَابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ سه نفر و چهارمینشان سگشان" . این نکته مربوط به اصحاب کهف است که اهل کتاب و که درباره تعداد آنها مجادله داشتند و تیری در تاریکی رها کرده و از جانب خود تعداد آنها را حدس می زدند.خداوند تعالی می فرماید:
 { وَيَقُولُونَ خَمْسَةٌ سَادِسُهُمْ كَلْبُهُمْ رَجْمًا بِالْغَيْبِ وَيَقُولُونَ سَبْعَةٌ وَثَامِنُهُمْ كَلْبُهُمْ قُلْ رَبِّي أَعْلَمُ بِعِدَّتِهِمْ مَا يَعْلَمُهُمْ إِلَّا قَلِيلٌ فَلَا تُمَارِ فِيهِمْ إِلَّا مِرَاءً ظَاهِرًا وَلَا تَسْتَفْتِ فِيهِمْ مِنْهُمْ أَحَدًا} 
 صدق الله العظيم [الكهف:22].
{ و مى‌گويند: پنج تن بودند و ششميشان سگشان بود -تير به تاريكى مى‌افكنند- و مى‌گويند: هفت تن بودند و هشتميشان سگشان بود. بگو: پروردگار من به عدد آنها داناتر است و (خداوند ) شمار ايشان را جز اندکی نمى‌داند. و تو در باره آنها جز به ظاهر مجادله مكن و از كس نظر مخواه.}
دقت کنید خداوند به نبی خود چه توصیه ای می کند: 
{فَلَا تُمَارِ فِيهِمْ إِلَّا مِرَاءً ظَاهِرًا وَلَا تَسْتَفْتِ فِيهِمْ مِنْهُمْ أَحَدًا} 
 صدق الله العظيم. یعنی از اهل کتاب درباره اصحاب کهف سؤال نکند چراکه آنها ازخودشان درآورده وحرفشان مانند انداختن تیر درتاریکی است .خداوند تعداد آنها را به نبی خود نمی گویدتا بیان تعداد آنها در زمان برانگیخته شدن امام مهدی معجزه این قرآن عظیم -که محمدٌ رسول الله صلَّى الله عليه وآله وسلّم به حق آن رااز جانب خداوند دریافت کرده است- باشد و اصحاب کهف و رقیم از نسانه های شگفت انگیز خداوند هستند.آینده حقیقت را نشان خواهد داد و درباره آنها بجز به ظاهر بحث و مجادله نکن تا زمان برانگیخته شدن آنها فرارسد، بعد از دیدن عبور سیاره عذاب؛و آیاتی ازخودتان(اصحاب کهف آیاتی از خود انسانها هستند ) نیز به شما نشان داده می شود .خداوند تعالی می فرماید:
{سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّىٰ يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الحقّ}
  صدق الله العظيم [فصلت:53].
{زودا كه آيات قدرت خود را در آفاق و در وجود خودشان به آنها نشان خواهيم داد تا برايشان آشكار شود كه او حق است.}
به همین ترتیب این فردی که ادعا می کند به دنبال برهان می گردد(باحث عن البینه)؛ می خواهد صحت احادیث مربوط به عذاب قبررا ثابت کند و قبر را روضه ای از بهشت خداوند یا حفره ای پراز آتش بداند!حجت حقی که برای او می آوریم این است که :بیا و عکسی از قبر یک مؤمن که می گویی روضه ای از بهشت خداوند است را به ما نشان بده ویا قبر یک کافر را که حفره ای از حفرات آتشین جهنم است را برایمان به تصویر بکش! ای دشمنان خداوند احادیث مربوط به قبر دروغهایی است که شما به خداوند نسبت می دهید تا مردم با مشاهده دروغ بودن عذاب در حفره قبر بهشت و جهنم را نیزباور نکنند . ما پیش از این به حق فتوا داده بودیم که بعد از مرگ نفس در برزخ دچار عذاب می شود و گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :
{وَلَوْ تَرَىٰ إِذِ الظَّالِمُونَ فِي غَمَرَاتِ الْمَوْتِ وَالْمَلَائِكَةُ بَاسِطُو أَيْدِيهِمْ أَخْرِجُوا أَنفُسَكُمُ ۖ الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ بِمَا كُنتُمْ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ غَيْرَ الحقّ وَكُنتُمْ عَنْ آيَاتِهِ تَسْتَكْبِرُونَ (93)} 
 صدق الله العظيم [الأنعام].
{ و اگر ببینی هنگامی که (این) ظالمان در شداید مرگ فرو رفته‌اند، و فرشتگان دستها را گشوده، به آنان می‌گویند: «جان خود را خارج سازید! امروز در برابر دروغهایی که به خدا بستید و نسبت به آیات او تکبّر ورزیدید، مجازات خوارکننده‌ای خواهید دید»!}
و همان طور که گفتیم اهالی آتش نسبت به زمینیان در ملاء اعلی قراردارند و گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :
{قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظِيمٌ ( 67 ) أَنْتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ ( 68 ) مَا كَانَ لِيَ مِنْ عِلْمٍ بِالْمَلإِ الأَعْلَى إِذْ يَخْتَصِمُونَ ( 69 ) إِنْ يُوحَى إِلَيَّ إِلا أَنَّمَا أَنَا نَذِيرٌ مُبِينٌ ( 70 )}
  صدق الله العظيم [ص].
{بگو: «این خبری بزرگ است، (۶۷) که شما از آن روی‌گردانید! (۶۸) من از ملأ اعلی به هنگامی که مخاصمه می‌کردند خبر ندارم! (۶۹) تنها چیزی که به من وحی می‌شود این است که من انذارکننده آشکاری هستم!» (۷۰)}
ممکن است کسی سؤال کند:" این کسانی که با یکدیگر مخاصمه می کنند چه کسانی هستند؟ چون خصومت آنها واضح است و از طرفی بیان می شود که در ملاء اعلی هستند؟" و به جوابی که مستقیم از جانب پروردگار آمده است اکتفا می کنیم که :
{هَذَا فَوْجٌ مُقْتَحِمٌ مَعَكُمْ لَا مَرْحَبًا بِهِمْ إِنَّهُمْ صَالُوا النَّارِ (٥٩) قَالُوا بَلْ أَنْتُمْ لَا مَرْحَبًا بِكُمْ أَنْتُمْ قَدَّمْتُمُوهُ لَنَا فَبِئْسَ الْقَرَارُ (٦٠) قَالُوا رَبَّنَا مَنْ قَدَّمَ لَنَا هَذَا فَزِدْهُ عَذَابًا ضِعْفًا فِي النَّارِ (٦١) وَقَالُوا مَا لَنَا لَا نَرَى رِجَالًا كُنَّا نَعُدُّهُمْ مِنَ الْأَشْرَارِ (٦٢) أَتَّخَذْنَاهُمْ سِخْرِيًّا أَمْ زَاغَتْ عَنْهُمُ الْأَبْصَارُ (٦٣) إِنَّ ذَلِكَ لَحَقٌّ تَخَاصُمُ أَهْلِ النَّارِ (٦٤)}.
 {این گروهی است که همراه شما وارد دوزخ می‌شوند ، خوشامد بر آنها مباد، همگی در آتش خواهند سوخت! (۵۹) آنها می‌گویند: «بلکه خوشامد بر شما مباد که این عذاب را شما برای ما فراهم ساختید! چه بد قرارگاهی است اینجا!» (۶۰) می‌گویند: «پروردگارا! هر کس این عذاب را برای ما فراهم ساخته، عذابی مضاعف در آتش بر او بیفزا!» (۶۱)آنها می‌گویند: «چرا مردانی را که ما از اشرار می‌شمردیم (در اینجا، در آتش دوزخ) نمی‌بینیم؟! (۶۲) آیا ما آنان را به مسخره گرفتیم یا (به اندازه‌ای حقیرند که) چشمها آنها را نمی‌بیند؟! (۶۳) این یک واقعیت است گفتگوهای خصمانه دوزخیان! (۶۴)}
به این سخن خداوند تعالی: 
 {قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظِيمٌ ( 67 ) أَنْتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ ( 68 ) مَا كَانَ لِيَ مِنْ عِلْمٍ بِالْمَلإِ الأَعْلَى إِذْ يَخْتَصِمُونَ ( 69 )  إِنْ يُوحَى إِلَيَّ إِلا أَنَّمَا أَنَا نَذِيرٌ مُبِينٌ ( 70 )}
  صدق الله العظيم [ص].
{بگو: «این خبری بزرگ است، (۶۷) که شما از آن روی‌گردانید! (۶۸) من از ملأ اعلی به هنگامی که مخاصمه می‌کردند خبر ندارم! (۶۹) تنها چیزی که به من وحی می‌شود این است که من انذارکننده آشکاری هستم!» (۷۰)}
زمان آن خبر بزرگ نزدیک شده است و شما از حق روگردانید وشما ای جماعت روگردان بزودی درخواهید یافت...

این مرد از کسانی است که برانگیخته شدن مهدی منتظر را به کلی رد می کنداما درباره نفی برانگیخته شدن مهدی منتظر بسیار با احتیاط فتوا می دهد تا وارد جنگ کلامی با اهل سنت و شیعیان نشودو تنها به این فتوی اکتفا نموده که در احادیث صحیحین (صحیح مسلم و بخاری ) از احادیث بعث مهدی منتظر ذکری به میان نیامده است . اما درجوابت می گوییم احادیث مربوط به برانگیخته شدن مهدی منتظر در تعارض با محکمات قرآن عظیم نیست بلکه توضیح و بیان بیشتر آنهاست که 
خداوند تعالی می فرماید:
{هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَىٰ وَدِينِ الحقّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْكَرِهَ الْمُشْرِكُونَ}
 
صدق الله العظيم [التوبة:33].
{ او کسی است که رسولش را با هدایت و آیین حق فرستاد، تا آن را بر همه آیین‌ها غالب گرداند، هر چند مشرکان کراهت داشته باشند!}
به راستی که خداوند امام مهدی منتظر ناصر محمد را برای یاری به محمدٍ رسول الله صلَّى الله عليه وآله وسلّم، برانگیخته است .گوش کن ! ما کار را برای تو که با لغت و علم نحو مباحثه می کنی بسیار آسان می کنیم: بر توست که ثابت کنی معنی لغوی "تواطؤ" تطابق است.اگر توانستی ثابت کنی معنی لغوی "تواطؤ" تطلبق است بر امام مهد ی منتظر پیروز شده ای. ای صاحب زبان عربی کج و معوج که می خواهی آن را کژ نشان دهی؛ قادر به اینکار نخواهی بود. او می داند که امام مهدی ناصر محمد یمانی بی شک و تردید؛ همان امام مهدی حق است که از جانب خداوند آمده است . چقدر دربیانات امام ناصر محمد یمانی جستجو کرده ای اما چیزی پیدا نکرده ای و از خودت چیزهایی ساخته و به عمد کلام را تحریف کرده ای؛ پس از عصبانیت – به اذن خداوند- بمیر. همچنین کسی که خود را "باحث عن البینه" 
می داند می گوید:
ترجمه : مهمتر از آن ناصر الیمانی می گوید که نبی خدا هارون است که به بنی اسرائیل گفت که خداوند طالوت را به فرمانروایی بنی اسرائیل (در جنگ ) برانگیخته است در حالی که خداوند می گوید : { وَقَالَ لَهُمْ نِبِيُّهُمْ إِنَّ آيَةَ مُلْكِهِ أَن يَأْتِيَكُمُ التَّابُوتُ فِيهِ سَكِينَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَبَقِيَّةٌ مِّمَّا تَرَكَ آلُ مُوسَى وَآلُ هَارُونَ تَحْمِلُهُ الْمَلآئِكَةُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ } چگونه است که متکلم هارون باشد و به قوم خود بگوید : { وَبَقِيَّةٌ مِّمَّا تَرَكَ آلُ مُوسَى وَآلُ هَارُونَ } چگونه است که در مورد خود اینگونه بگوید در حالی که او زنده و در میان آنهاست : { مِّمَّا تَرَكَ } ؟!! آیا با عقل جور در می آید که متکلم در آیه هارون باشد - طبق گفته یمانی - پس هارون در مورد - ترکه آل هارون (ونه ترکه خودش ) صحبت کند در حالی که خودش متکلم و خبر دهنده بنی اسرائیل باشد . آیا این امر منطقی است که عقل سلیم آن را قبول می کند ؟ آیا عقل سلیم این تناقض در تفسیر را به عنوان بیان حق قران قبول می کند ؟؟
درجواب او به حق می گوییم:آیا می خواهی بگوید : فيه بقية مما ترك آل موسى وأنا؟ در تابوت ماترک( ترکه) آل موسی و من قرار دارد؟ دوباره سوال می کنم: آیا می خواهی هارون علیه الصلاة و السلام بگوید آنچه که از آل موسی و من باقی مانده است در آن است! یا درست آن است که بگوید: 
 {وَقَالَ لَهُمْ نِبِيُّهُمْ إِنَّ آيَةَ مُلْكِهِ أَن يَأْتِيَكُمُ التَّابُوتُ فِيهِ سَكِينَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَبَقِيَّةٌ مِّمَّا تَرَكَ آلُ مُوسَى وَآلُ هَارُونَ تَحْمِلُهُ الْمَلآئِكَةُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ}؟
 صدق الله العظيم [البقرة:248].
{ پيغمبرشان گفت كه نشان پادشاهى او اين است كه تابوتى كه سكينه پروردگارتان و باقى ميراث خاندان موسى و خاندان هارون در آن است و فرشتگانش حمل مى‌كنند، نزد شما آيد. در این موضوع، نشانه‌ای (روشن) برای شماست؛ اگر ایمان داشته باشید.}
ای مرد؛ طالوت بعد از گذشت چهل سال از سرگردانی بنی اسراییل دربیابان برای امامت بر آنها برانگیخته شد و گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :
{قَالُوا يَا مُوسَىٰ إِنَّا لَن نَّدْخُلَهَا أَبَدًا مَّا دَامُوا فِيهَا ۖ فَاذْهَبْ أَنتَ وَرَبُّكَ فَقَاتِلَا إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ (24) قَالَ رَبِّ إِنِّي لَا أَمْلِكُ إِلَّا نَفْسِي وَأَخِي ۖ فَافْرُقْ بَيْنَنَا وَبَيْنَ الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ (25) قَالَ فَإِنَّهَا مُحَرَّمَةٌ عَلَيْهِمْ ۛ أَرْبَعِينَ سَنَةً ۛ يَتِيهُونَ فِي الْأَرْضِ ۚ فَلَا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ (26)} 
 صدق الله العظيم [المائدة].
{گفتند: اى موسى، تا وقتى كه جباران در آنجايند هرگز بدان شهر داخل نخواهيم شد. ما اينجا مى‌نشينيم، تو و پروردگارت برويد و نبرد كنيد. (۲۴) گفت: اى پروردگار من، من تنها مالك نفس خويش و برادرم هستم. ميان من و اين مردم نافرمان جدايى بينداز. (۲۵) خدا گفت: ورود به آن سرزمين به مدت چهل سال برايشان حرام شد و در آن بيابان سرگردان خواهند ماند. پس براى اين نافرمانان اندوهگين مباش. (۲۶)}
درخلال این چهل سال؛ موسی که صاحب تابوت بود درگذشت ؛ آیا می دانی که این تابوت همان صندوقی است که مادر موسی او را در کودکی درآن گذاشت ؟و گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :
{ أنِ اقْذِفِيهِ فِي التَّابُوتِ فَاقْذِفِيهِ فِي الْيَمِّ فَلْيُلْقِهِ الْيَمُّ بِالسَّاحِلِ يَأْخُذْهُ عَدُوٌّ لِي وَعَدُوٌّ لَهُ }
  صدق الله العظيم [طه:39].
{که او را در صندوقى بيفكن، صندوق را به دريا افكن، تا دريا به ساحلش اندازد و يكى از دشمنان من و دشمنان او صندوق را برگيرد. }
آیا می دانی امام طالوت که بود؟اوفرزند والدین صالحی بود که "مرد صالح" فرزند خوانده انها را کشته بود و خداوند به وعده خود عمل کرده و امام طالوت را به آنها عطا نموده بود.گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :
{وَأَمَّا الْغُلَامُ فَكَانَ أَبَوَاهُ مُؤْمِنَيْنِ فَخَشِينَا أَن يُرْهِقَهُمَا طُغْيَانًا وَكُفْرًا (80) فَأَرَدْنَا أَن يُبْدِلَهُمَا رَبُّهُمَا خَيْرًا مِّنْهُ زَكَاةً وَأَقْرَبَ رُحْمًا (81)} صدق الله العظيم [الكهف].
{و اما آن نوجوان، پدر و مادرش مؤمن بودند، پس ترسيديم كه به سركشى و كفرش آنان را بیازارد . (۸۰) از اين رو خواستيم تا پروردگارشان به جايش آن دهد شان كه به پاكى بهتر از او واز رحم خود آنها (فرزند واقعی ) باشد. (۸۱)}
لذا خداوند در عوض آن ؛ فرزندی نزدیکتر و مهربانتر به آنها داد فرزندی که از نسل خود آن والدین صالح باشد و او امام طالوت است ولی اکثر مردم این را نمی دانند.
"باحث عن الباطل" بحث را با مطرح کردن سؤالی از انصار امام ناصر محمد یمانی تمام می کند .در زیر سؤال او می آیدو شما مقصود او را دانستید:
ترجمه : یک سوال را به یاد داشته و از خود بپرسید : به خداوند- که حتما اورا ملاقات می کنیم - چه خواهیم گفت نه اینکه به مردم چه خواهیم گفت ؟ خداوند شما را بر نفسهایتان یاری کند و من و شما را هدایت کند
ما در جواب می گوییم: آنها جواب خود به پروردگارشان را می دانند و می گویند:
"سمعنا منادياً ينادي للإيمان أن آمنوا بربكم فآمنا" و ما از قبل مؤمن بودیم؛ و آن منادی ما را به سوی عبادت خداوند بدون شریک فرا می خواند و مارا از توسل به شفیعان برحذر می دارد؛ ما چشم امیدی به شفاعت آنها در پیشگاه خداوند نداریم که خداوند بیش از بندگانش با ما مهربان است.ما تصدیق کرده و ایمان داریم که خداوند حقا ارحم الراحمین است .اوما را دعوت کرده است تا رضوان خداوند را هدف نهایی و غایی خود در دنیا و آخرت قرار دهیم و ما شنیدیم و اطاعت کردیم!! و حکم در گذشته و اینده با خداوند است.
این پاسخ به مطالبی است که عنوان کرده و ما بخاطر داشتیم .اگر چیزی را فراموش کرده ایم ؛ حق توست که آن را نوشته و جواب آن را بخواهی؛ با وجود اینکه به یقین می دانیم هرچقدر برایت حجت و دلیل بیاوریم،تو از کسانی هستی که هدایت نخواهی شد.و برای تو راهنما و ولی نمی شناسیم چراکه برای جستجوی برهان و دلیل به اینجا نیامده ای و خود از آنچه که در نفست هست باخبری و میدانی که ما کوچکترین ظلمی درحق تو نکرده ایم ، که اگر ظلمی برتو کرده باشیم خداوند برای تو کافی است و او بین من و تو به حق حکم خواهد کرد. خدایا من ابلاغ کردم .تو شاهد باش ...
مهدی منتظر؛ که برای تحقق صلح جهانی دربین ملت ها تلاش می کند
 امام ناصر محمد یمانی
اضغط على الصورة لفتحها بصفحة مستقلة