۱۳۹۲ آذر ۲۳, شنبه

بيان اصحاب كهف در پاسخ به (الباحث عن الحقيقة )

اضغط على الصورة لفتحها بصفحة مستقلة 
 

       بيان اصحاب كهف در پاسخ به (الباحث عن الحقيقة )

بسم الله الرحمن الرحيم،
 والصلاة والسلام على جدي وحبيبي وأسوتي محمد رسول الله وآله الأطهار
 وعلى جميع المسلمين الذين لا يشركون بالله ربّ العالمين، وسلامٌ على المرسلين،
 ولا أفرق بين أحد من رسله وأنا من المسلمين، وبعد..
از تو در شگفتم اي (الباحث عن الحقيقة ) كه چگونه درخواست مباهله مي كني در حالي كه هنوز جستجو گر حق هستي . اگر به دنبال حق بودي بدان كه تو مهدي منتظر حق را يافتي و از حق درخواست مباهله مي كني بدا به آنچه ايمانت به قران عظيم به تو امر مي كند . زيرا كه من مهدي منتظر حق هستم و با بيان حق قران عظيم شما را مورد خطاب قرار مي دهم و به راي خود قران را بيان نمي كنمكه بگويم اجتهاد كردم بلكه بيان حق قران را از خود قران برايتان بازگو مي كنم و همانند شما جرات ندارم كه آنچه را كه نمي دانم به خدا نسبتم دهم زيرا كه اين از دستور شيطان است نه دستور الرحمن و خداوند مي فرمايد :

{يَا أَيُّهَا النّاس كُلُوا مِمَّا فِي الْأَرْ‌ضِ حَلَالًا طَيِّبًا وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ ۚ أنه لَكُمْ عَدُوٌّ مبين ﴿١٦٨﴾ إِنَّمَا يَأْمُرُ‌كُم بِالسُّوءِ وَالْفَحْشَاءِ وَأَن تَقُولُوا عَلَى اللَّـهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿١٦٩}
صدق الله العظيم [البقرة]
اي مردم! از آنچه در زمين است، حلال و پاکيزه بخوريد! و از گامهاي شيطان، پيروي نکنيد! چه اينکه او، دشمن آشکار شماست!
او شما را فقط به بديها و کار زشت فرمان مي‌دهد؛ (و نيز دستور مي‌دهد) آنچه را که نمي‌دانيد، به خدا نسبت دهيد.

و خداوند در قران بر شما حرام كرده است كه آنچه را كه نمي دانيد به خدا نسبت 
دهيد و خداوند مي فرمايد :
{قُلْ إِنَّمَا حَرَّ‌مَ ربّي الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ‌ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَالْإِثْمَ وَالْبَغْيَ بِغَيْرِ‌ الحقّ وَأَن تُشْرِ‌كُوا بِاللَّـهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَأَن تَقُولُوا عَلَى اللَّـهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿٣٣
)}
صدق الله العظيم [الأعراف]
بگو: «خداوند، تنها اعمال زشت را، چه آشکار باشد چه پنهان، حرام کرده است؛ و (همچنين) گناه و ستم بناحق را؛ و اينکه چيزي را که خداوند دليلي براي آن نازل نکرده، شريک او قرار دهيد؛ و به خدا مطلبي نسبت دهيد که نمي‌دانيد.»
و اي (الباحث عن الحقيقه ) شما ناصر محمد اليماني را تكذيب نمي كني بلكه آيات خداوند رب العالمين را تكذيب مي كني زيرا كه خداوند گفته است كه اصحاب كهف سه تا هستند و ناصر محمد يماني نیز به اذن خداوند همان راگفته است و اين گفته كه ناصر محمد يماني و پيروانش آن را بیان کرده اند تیری در تاریکی نبوده و بر حق است و خداوند نمي گويد كه گفته ناصر محمد يماني و پيروانش بدون دليل بوده است و گفته ناصر محمد يماني و پيروانش در آن زمان هنوز در علم غيب پنهان بوده است بنابراين خداوند مي فرمايد :
{سَيَقُولُونَ ثَلَاثَةٌ رَّ‌ابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ}
[
الكهف:22]
گروهي خواهند گفت: «آنها سه نفر بودند، که چهارمين آنها سگشان بود
و خداوند نفرموده كه اين گفته بدون دليل بوده است بلكه آنچه كه قبلا در مورد آنها گفته شده است را بی دلیل می خواند پس بيا تا قبل از مباهله علمي بیشتری به شما بياموزم شايد كه حق را ببيني و از آن تبعيت كني اگر كه به دنبال حق باشي ، خداوند تعالي مي فرمايد :
{سَيَقُولُونَ ثَلَاثَةٌ رَّابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ وَيَقُولُونَ خَمْسَةٌ سَادِسُهُمْ كَلْبُهُمْ رَجْمًا بِالْغَيْبِ وَيَقُولُونَ سَبْعَةٌ وَثَامِنُهُمْ كَلْبُهُمْ قُل ربّي أَعْلَمُ بِعِدَّتِهِم مَّا يَعْلَمُهُمْ إِلَّا قَلِيلٌ}
صدق الله العظيم [الكهف:22]
گروهي خواهند گفت: «آنها سه نفر بودند، که چهارمين آنها سگشان بود!» و گروهي مي‌گويند: «پنچ نفر بودند، که ششمين آنها سگشان بود.» -همه اينها سخناني بي‌دليل است- و گروهي مي‌گويند: «آنها هفت نفر بودند، و هشتمين آنها سگشان بود.» بگو: «پروردگار من از تعدادشان آگاهتر است!» خداوند تعداد آنها را جز اندك نمي‌داند.. پس درباره آنان جز با دليل سخن مگو؛ و از هيچ کس درباره آنها سؤال مکن!

وإذا تدبرت الآية يا أيها الباحث عن الحقيقة فسوف تجد بأن القول الأول والذي لم يُقال ولا يزال في علم الغيب هو القول الحقّ، وهو قول المهدي المنتظر الحقّ وحزبه، ولم يقل الله بأنه رَجمٌ بالغيب. أمّا الأقوال التي قيلت في ذلك الزمن من أقوال اليهود والنّصارى فجميعها رَجم بالغيب، وجميع الأقوال التي قيلت هي أقوال أهل الكتاب من اليهود والنّصارى، ولذلك تجد قول الله لرسوله:
اي (الباحث عن الحقيقه ) اگر در آيه تدبر كني خواهي يافت كه اولین گفتاركه قبل از آن گفته نشده است وهنوز در علم غيب پنهان است و خداوند درباره این گفته از لفظ "رجم بالغیب"به معنی بدون دليل نام نبرده ، گفته درست وحق است که توسط مهدي منتظر حق و حزب او مطرح می شود . اما حرفهایی كه در آن زمان توسط يهود و نصاري گفته شد همه بدون دليل بوده است و تاآن زمان همه گفته ها ، سخنان يهود و نصاري بوده است بنابراين فرموده خداوند به رسولش :

{وَلَا تَسْتَفْتِ فِيهِم مِّنْهُمْ أَحَدًا ﴿٢٢}
[
الكهف]
و از هيچ کس درباره آنها سؤال مکن
يعني از اهل كتاب در مورد آنها از كسي سوال نكن . و يك گفته در مورد آنها باقي مي ماند و آن گفته اي است كه در آن زمان در علم غيب بود و گفته نشده بود و خداوند نمی فرماید كه (گفته شده ) بلكه خداوند مي فرمايد :
:{سَيَقُولُونَ ثَلَاثَةٌ رَّابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ}
يعني خواهند گفت كه آنها سه تن هستند و چهارمي شان سگ آنهاست .
همچنين پروردگارم در قران تعداد آنها را براي شما بيان مي كند و خداوند آنها را جز "تعدادی قلیل"نمي داند و نه اعدادي كه درباره تعدادشان گفته شده است و آن چه كه هنوز گفته نشده و مجهول است یعنی "كمترين" که اولین گفتار است حق است:
{سَيَقُولُونَ ثَلَاثَةٌ رَّابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ وَيَقُولُونَ خَمْسَةٌ سَادِسُهُمْ كَلْبُهُمْ رَجْمًا بِالْغَيْبِ وَيَقُولُونَ سَبْعَةٌ وَثَامِنُهُمْ كَلْبُهُمْ قُل ربّي أَعْلَمُ بِعِدَّتِهِم مَّا يَعْلَمُهُمْ إِلَّا قَلِيلٌ فَلَا تُمَارِ فِيهِمْ إِلَّا مِرَاء ظَاهِرًا وَلَا تَسْتَفْتِ فِيهِم مِّنْهُمْ أَحَدًا}
صدق الله العظيم [الكهف:22]
گروهي خواهند گفت: «آنها سه نفر بودند، که چهارمين آنها سگشان بود!» و گروهي مي‌گويند: «پنچ نفر بودند، که ششمين آنها سگشان بود.» -همه اينها سخناني بي‌دليل است- و گروهي مي‌گويند: «آنها هفت نفر بودند، و هشتمين آنها سگشان بود.» بگو: «پروردگار من از تعدادشان آگاهتر است!» خداوند تعداد آنها را جز اندك نمي‌داند.. پس درباره آنان جز با دليل سخن مگو؛ و از هيچ کس درباره آنها سؤال مکن!
پس اگر در آيه تدبر كني خواهي يافت كه خداوند شما را از گفته درست باخبر كرده است و آن فتوا در گفته خداوند تعالي است :
{قُل ربّي أَعْلَمُ بِعِدَّتِهِم مَّا يَعْلَمُهُمْ إِلَّا قَلِيلٌ}
بگو: «پروردگار من از تعدادشان آگاهتر است!» خداوند تعداد آنها را جز اندك نمي‌داند.
وچه بسا جاهليني كه آنچه را كه نمي دانند به خدا نسبت مي دهند بگويند كه منظور خداوند از (ما يعلمهم إلا قليل ) اين است كه فقط تعداد كمي از مردم ازآنها آگاهند ولي خداوند به رسولش دستور داده كه بگويد : {قُل ربّي أَعْلَمُ بِعِدَّتِهِم مَّا يَعْلَمُهُمْ إِلَّا قَلِيلٌ} پس فتواي خداوند به رسولش اين دستور كه بگويد 
 {قُل ربّي أَعْلَمُ بِعِدَّتِهِم مَّا يَعْلَمُهُمْ إِلَّا قَلِيلٌ}، يعني خداوند از تعداد آنها آگاهتر است و عده آنها را جز كم "تعدادی قلیل" نمي داند اينجا شخص متدبر درنگ كرده و مي گويد : پس تعداد آنها اندك است زيرا كه خداوند گفته است كه تعداد آنها از گفته هايشان كمتر است و خداوند تعداد آنها را اندك مي داند بنابراين تعداد آنها يا دوتا ست که كمتر از همه ارقامي است كه گفته شده و يا اينكه كمترين عدد ذكر شده است و آن : {سَيَقُولُونَ ثَلَاثَةٌ رَّابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ} صدق الله العظيم
گروهي خواهند گفت: «آنها سه نفر بودند، که چهارمين آنها سگشان بود!»
ولي جهت اثبات اين گفته نيز به دلايل بيشتري نياز است پس بايد به گفته خطاب كننده رجوع كنيد كه چه تعدادي را مورد خطاب قرار مي داد هنگامي كه گفت : ابعثوا أحدكم بورقكم هذه الى المدينة؟ يكي از شما ( یا کی از خودتان) را با اين پول به شهر بفرستيد ؟ و اين جا آشكار مي شود كه او بيش از يك نفر را خطاب كرد و آنها دوتا بودند پس ثابت شد كه آنها سه تا بودند و گفته درست آن گفته اي است كه اهل كتاب (يهود و نصاري ) آن را نگفته اند و آن گفته اي است كه در علم غيب مجهول بوده است و اكنون بر زبان مهدي منتظر و حزبش جاری شد كه آنان سه تا هستند و سگ آنها چهارمي است و مهدي منتظر و حزب تصديق كنندگان وي همان حزب حق هستند كه تعداد درست و داستان و زمان خوابشان را گفته اند و بزودي آنها پيدا خواهند شد و آشكار خواهد شد كه تنها مهدي منتظر و حزب وي بر حق هستند و بنابراين خداوند مي فرمايد :

{ثُمَّ بَعَثْنَاهُمْ لِنَعْلَمَ أَيُّ الْحِزْبَيْنِ أَحْصَى لِمَا لَبِثُوا أَمَدًا}
صدق الله العظيم [الكهف:12]
سپس آنان را برانگيختيم تا بدانيم (و اين امر آشکار گردد که) کدام يک از دو گروه، مدت خواب آنها را حساب کرده‌ است .
و فقط مهدی منتظر و حزب وی هستند که زمان ماندنشان (اقامتشان) در غار و نام ها و جایگاه و شان آنها را از آغاز تا پایان درست بیان نمودند و اما سگشان را خداوند در رویا به من نشان داد که رنگ آن سرخ (مایل به زرد ) است و در روز خروجشان آن را خواهی دید و شما از جاهلانی هستی که علمی ندارند و چنانچه از اولوالالباب بودی که در قران تدبر می نمایند حکمت ماندن اصحاب کهف را در فرمایش خداوند می یافتی آنجا که می فرمایند :

{ثُمَّ بَعَثْنَاهُمْ لِنَعْلَمَ أَيُّ الْحِزْبَيْنِ أَحْصَى لِمَا لَبِثُوا أَمَدًا}
صدق الله العظيم
سپس آنان را برانگيختيم تا بدانيم (و اين امر آشکار گردد که) کدام يک از دو گروه، مدت خواب آنها را حساب کرده‌ است .
{فَقَالُوا ابْنُوا عَلَيْهِمْ بُنْيَانًا ربّهم أَعْلَمُ بِهِمْ}
[
الكهف:21]
گروهي گفتند: «بنايي بر آنان بسازيد ، پروردگارشان از وضع آنها آگاهتر است!»
آنانی که قبلا اصحاب کهف را یافتند در مورد شان و داستان و مدت خواب و نامهای آنان چیزی نمی دانستند و هر کدام از آنها بدون دلیل و از روی حدس و گمان چیزی می گفت و در مورد داستان آنها اختلاف داشتند سپس علمشان را به خالقشان واگذار کردند

و امام مهدي منتظر ناصر محمد اليماني حكمت بقاي آنها را براي شما بيان نمود که چیزی جز پيروي از امام مهدي منتظر حق و حزبش نیست ،همان كه تعداد و خواب اول و دوم و داستان و نام هايشان را بيان نمودند سپس خداوند رنگ سگ آنها را به من آموخت که زرد مايل به سرخ است و آن سياه يا سفيد نيست وما اين نوع رنگ را سرخ شمرده و در بعضي جاها آن را زرد مي نامند مهم اينكه شما دانستيد كه منظور من كدام رنگ است . همچنين امام مهدي بيان نمودند كه حكمت يافتن آنها (در گذشته ) پنهان كردن آنها از ديد هاست زيرا كه آنها نشانه اي از نشانه هاي (اشراط) بزرگ ساعت هستند
و خداوند حكمت يافتن آنها را بيان كرده است آنها تا زمان رسیدن نشانه های ساعت بزرگ مخفی و مستور خواهند ماند. و خداوند مي فرمايد :

{وكَذَلِكَ أَعْثَرْنَا عَلَيْهِمْ لِيَعْلَمُوا أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَأَنَّ السَّاعَةَ لَا رَيْبَ فِيهَا}
صدق الله العظيم [الكهف:21]
و اينچنين باعث شديم آنها را پيدا كنند ، تا بدانند که وعده خداوند (در مورد رستاخيز) حق است؛ و در پايان جهان و قيام قيامت شکي نيست
و چه بسا جاهلان بگويند كه " اين حكمت (پند ) مختص آنهايي است كه اصحاب كهف را يافتند " .پس به حق پاسخ مي دهيم كه آنان كه اصحاب كهف را پيدا نمودند از سرگذشتشان و نام هايشان و حكمت بقايشان چيزي نمي دانستند . ولي دانستند كه حتما حكمتي الهي در كتاب خواهند داشت
{فَقَالُوا ابْنُوا عَلَيْهِمْ بُنْيَانًا ربّهم أَعْلَمُ بِهِمْ}
صدق الله العظيم
گروهي گفتند: «بنايي بر آنان بسازيد ، پروردگارشان از وضع آنها آگاهتر است!»
و اي (الباحث عن الحقيقة ) بدان كه اصحاب كهف و الرقيم در استان ذمار روستاي
الأقمر هستند در كهفي در مجاورت منزل مردي به نام محمد سعد هستند و محمد سعد از ورودي كهف به عنوان انبار علوفه چهارپايان استفاده مي كند . آيا بعد از اين بيان ، بياني هست و به خداوند عظيم سوگند كه آنها در استان ذمار هستند پس اي (الباحث عن الحقيقة ) جز بادليل در مورد آنها اظهار نظر نكن كه ريسمان دروغ كوتاه است ( الكذب حباله قصيرة ) كه تو شبيه ترديد كنندگان و شك كنندگان هستي كه مردم را از پيروي از حق باز مي داري تا شك و ترديد در دل تصديق كنندگان بياندازي شايد كه از حق باز گردند به خدا سوگند اگر چنين باشي جز خودت كسي را گمراه نمي كني و آن (داستان اصحاب كهف ) از آيات خداوند براي موقنين است طبق فرموده خداوند تعالي: {وَتَرَى الشَّمْسَ إِذَا طَلَعَتْ تَزَاوَرُ عَنْ كَهْفِهِمْ ذَاتَ الْيَمِينِ وَإِذَا غَرَبَتْ تَقْرِضُهُمْ ذَاتَ الشِّمَالِ وَهُمْ فِي فَجْوَةٍ مِنْهُ ذَلِكَ مِنْ آيات اللَّهِ مَنْ يَهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِ وَمَنْ يُضْلِلْ فَلَنْ تَجِدَ له وَلِيًّا مُرْشِدًا}
صدق الله العظيم [الكهف:17]
و خورشيد را مي‌ديدي که به هنگام طلوع، به سمت راست غارشان متمايل مي‌گردد؛ و به هنگام غروب، به سمت چپ؛ و آنها در محل وسيعي از آن (غار) قرار داشتند؛ اين از آيات خداست! هر کس را خدا هدايت کند، هدايت يافته واقعي اوست؛ و هر کس را گمراه نمايد، هرگز ولي و راهنمايي براي او نخواهي يافت
و اگر آنها را جائي ديگر پيدا كردي ، اگر راست مي گويي آنان را به جهانيان نشان بده . شايد جسد موميايي شده ای پيدا كرده اي ولي اصحاب كهف مرده نيستند بلكه در خواب هستند . همان گونه كه خداوند مي فرمايند :
{وَتَحْسَبُهُمْ أَيْقَاظًا وَهُمْ رُ‌قُودٌ ۚ وَنُقَلِّبُهُمْ ذَاتَ الْيَمِينِ وَذَاتَ الشِّمَالِ ۖ وَكَلْبُهُم بَاسِطٌ ذِرَ‌اعَيْهِ بِالْوَصِيدِ ۚ لَوِ اطَّلَعْتَ عَلَيْهِمْ لَوَلَّيْتَ مِنْهُمْ فِرَ‌ارً‌ا وَلَمُلِئْتَ مِنْهُمْ رُ‌عْبًا ﴿١٨}
صدق الله العظيم [الكهف]
و مي‌پنداشتي بيدارند؛ در حالي که در خواب فرو رفته بودند و ما آنها را به سمت راست و چپ ميگردانديم . و سگ آنها دستهاي خود را بر دهانه غار گشوده بود . اگر نگاهشان مي‌کردي، از آنان مي‌گريختي؛ و سر تا پاي تو از ترس و وحشت پر مي‌شد
امام مهدي منتظر حق امام ناصر محمد اليماني علت فرار كسي را كه بدون اطلاع قبلي از قد و اندازه اجسامشان آنها را پيدا كند برايتان بيان كرده است و آن بدليل اين است كه آنان از آيات عجيب خداوند هستند و آنان از امتهاي پيشين بعد از قوم عاد هستند . پس به اجساد قوم عاد نگاه كن شايد كه از موقنين باشي . واما توصيف اجساد قوم عاد و ثمود از نظر بزرگي شبيه اجساد اصحاب كهف است زيرا كه از نظر زماني نزديك آنها هستند و اصحاب كهف بعد از قوم عاد و ثمود هستند . و خداوند بزرگي اجساد قوم عاد و ثمود را در قران توصيف نموده و اجساد آنان بسيار بزرگ است بدين ترتيب كه بلندترين شما پيش آنان همانند بچه اي است كه در كنار بلندترين مردان شما راه برود و اين را از اين فرمايش خداوند استنباط مي كنيد :
{كَأنهمْ أَعْجَازُ نَخْلٍ مُّنقَعِرٍ‌ ﴿٢٠}
صدق الله العظيم [القمر]
همچون تنه‌هاي نخل ريشه‌کن شده
آيا مي دانيد كه اعجاز نخل چيست ؟ آن تنه بلند درخت خرماست هنگامي كه از زمين بيرون آمده و بر روي زمين بيافتد . همچنين تشبيه حق را در اين فرمايش خداوند بيان نموده است :
{فَتَرَ‌ى الْقَوْمَ فِيهَا صَرْ‌عَىٰ كَأنهمْ أَعْجَازُ نَخْلٍ خَاوِيَةٍ ﴿٧}
[
الحاقة]
مي‌ديدي که آن قوم همچون تنه‌هاي پوسيده و تو خالي درختان نخل روي زمين افتاده و هلاک شده‌اند
اي مردم قران عظيم بزرگي اجساد اين قوم رادر اين فرمايش خداوند براي شما شرح مي دهد :
{
فَتَرَ‌ى الْقَوْمَ فِيهَا صَرْ‌عَىٰ كَأنهمْ أَعْجَازُ نَخْلٍ خَاوِيَةٍ ﴿٧}،
مي‌ديدي که آن قوم همچون تنه‌هاي پوسيده و تو خالي درختان نخل روي زمين افتاده و هلاک شده‌اند
همچنين در اين فرموده خداوند تعالي :
{كَأنهمْ أَعْجَازُ نَخْلٍ مُّنقَعِرٍ‌ ﴿٢٠}
صدق الله العظيم،
همچون تنه‌هاي نخل ريشه‌کن شده
زيرا بلندي آنها شبيه بلندي تنه افتاده درخت خرماست و قران در توصيف هايش دقيق است . پس بلندي آنها حتما به اندازه بلندي تنه درخت خرماست ، پس در كنار تنه درخت خرما بايستيد تا تفاوت بلندي بين ما و آنها را به اندازه تفاوت بين ما و تنه درختان بلند خرما ببينيد . آيا سخن حق را باور مي كنيد و به هر روش و وسيله اي بدنبال حقيقت هستيد؟ و اگر به دنبال زندگان در حال خواب (اصحاب كهف ) هستيد به روستاي الاقمر در استان ذمار شرق حورور برويد تا اصحاب كهف را در روستاي الاقمر بيابيد تا حقيقت فرمايش خداوند را بدانيد :
{لَوِ اطَّلَعْتَ عَلَيْهِمْ لَوَلَّيْتَ مِنْهُمْ فِرَ‌ارً‌ا وَلَمُلِئْتَ مِنْهُمْ رُ‌عْبًا ﴿١٨}
 صدق الله العظيم.
اگر نگاهشان مي‌کردي، از آنان مي‌گريختي؛ و سر تا پاي تو از ترس و وحشت پر مي‌شد
پس بدانيد كه فرار به خاطر مواجه شدن ناگهاني با اجساد انسا نهاي غول پيكری است (بسيار بزرگ ) كه كسي شبيه آنها را نديده است و شما خود را در نزد آنها كوچك و حقير مي بينيد ، به خدا سوگند كه غير از حق چيزي نمي گويم آيا به قران عظيم ايمان مي آوريد ؟ كه همچنان آيات زيادي براي ترديد كنندگان داريم تا به حق آنها را وادار به سكوت كنيم .
و از خداوند مي خواهم كه ابن عمر را به بهترين پاداشها ي بندگان صالح ، پاداش دهد ، زيرا كه او به حق مردي است كه براي تصديق حق تلاش و مجاهدت مي كند تا به مردم بگويد : اي مردم از مهدي منتظر كه با بيان حق قران مطابق با واقعيت با شما سخن مي گويد. و او بر اين امر شاهد است من از او تمجيد نمي كنم مگر اينكه مي دانم كه او مستحق تمجيد است . و مي دانم كه او از من پاداشي نمي خواهد بلكه حب و قرب و رضوان نفس خداوند را طلب ميكند و من بر اين امر شهادت مي دهم ،
رضي الله عنه وأرضاه . خداوند اورا از بيماري شفا دهد كه جز قانطين از رحمت خداوند مايوس نمي شود
بسم الله الرحمن الرحيم
اما درخواست مباهله از آن خوشحالم و مي گويم :
اللهم عبدك ناصر محمد اليماني يسألك بحقّ لا إله إلا أنت وبحقّ رحمتك التي كتبت على نفسك، وبحقّ عظيم نعيم رضوان نفسك إن كنت مفترٍ عليك بغير الحقّ في شأن المهدي المنتظر ولست المهدي المنتظر فإن علي لعنة الله والملائكة والنّاس أجمعين، وإن كان يُكذب الباحث عن الحقيقة بالمهدي المنتظر الحقّ في الكتاب فإني أسألك بحقّ لا آله إلا أنت وبحقّ رحمتك التي كتبت على نفسك وبحقّ عظيم نعيم رضوان نفسك أن تغفر له ولجميع المسلمين فإنهم لا يعلمون أني المهدي المنتظر الحقّ من ربهم، وإنا لله وإني إليه لراجعون، فمن تبعني فإنه مني ومن عصاني فإنك غفور رحيم 
وأنت أرحم بعبادك من عبدك ووعدك الحقّ وأنت أرحم الراحمين،
 وسلامٌ على المرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
أخوك رحمة الله التي وسعت كلّ شيء إلا من أبى أن يتبع الحقّ 
وهو يعلم أنه الحقّ المهدي المنتظر ناصر محمد اليماني..
اضغط على الصورة لفتحها بصفحة مستقلة