۱۳۹۲ آذر ۳, یکشنبه

امام ناصر محمد یمانی علمای اسلام را به مبارزه(مناظره جدی)فرا می خواند

اضغط على الصورة لفتحها بصفحة مستقلة
 
امام ناصر محمد یمانی علمای اسلام را به مبارزه(مناظره جدی)فرا می خواند
القول المختصر في المسيح الكذاب الأشر .2.
بسم الله الرحمن الرحيم
از جانب عبد و خلیفه خداوند بر بشر، مهدی منتظر امام دوازدهم از اهل بیت پاک ومطهر ، حال هرکه می خواهد(به این امر) ایمان بیاورد و هرکه می خواهد کافر گردد ؛ از امام یاری دهنده (ناصر) به محمد رسول الله صلى الله عليه وسلم؛ به تمام علمای سنی و شیعه و علمای تمام مذاهب اسلامی و پیروانشان، السلام عليكم ورحمة الله وبركاته، السلام علينا وعلى عباد الله الصالحين في السماوات والأرض في كُل زمان ومكان إلى يوم الدين، ثم أما بعد ...
خطاب من به تمام علمای امت اسلامی است، همه شما را دعوت می کنم تا نه برای سرگرمی بلکه به صورتی کاملاً جدی به مباحثه بپردازیم. گقتگویی که بر اساس براهین و دلایل قاطع و روشن و برگرفته از قرآن باشد ؛ و برای مردم روشن کند که آیا من واقعاً مهدی منتظرم، یا مثل مفتریان دیگری هستم که ادعای مهدویت کرده اند. اگر توانستید با دلیل و حجت واضح از قرآن مرا شکست دهید؛ برای مردم مشخص خواهد شد که من در گمراهی بوده و احدی از من پیروی نخواهد کرد.اما اگر من حقیقت را برایتان ثابت کردم، برای شما و تمام مردم عالم روشن خواهد شد که دعوت من به سوی حق و هدایت به راه راست –صراط مستقیم- است راه خداوند عزیز و حمید.
من نه رسول خداوند هستم و نه نبی او، بلکه خداوند مرا امام شما و داور بین شما قرار داده است تا به حق در مسائل مورد اختلاف بین تان داوری نمایم . نه وحی جدیدی در کار است و نه کتابی جدید ، بلکه بازگشت است : در درجه اول به کتاب خداوند ودر درجه دوم به سنت محمد رسول الله صلى الله عليه وسلم. بین کتاب خداوند و سنت رسولش تفاوتی قایل نمی شوم چرا که سنت رسول الله چیزی بیش از این قرآن عظیم نبوده،و تنها توضیح وبیان همین قرآن برای عالمیان است. شایسته سنت رسول الله نیست که با آنچه از جانب خداوند در قرآن نازل شده است، مغایرت و مخالفت داشته باشد ؛لذا من ازعلمای امت اسلامی دعوت می کنم که در مطالب مورد اختلاف، حکمبت قرآن عظیم را بپذیرند .پس به اذن خداوند بین آنها به حق حکم خواهم کرد. این حکم از روی میل و براساس گمان نخواهد بود چرا که گمان در بیان حق جایی ندارد و کسی را از آن بی نیاز نمی کند؛ بلکه استخراج حکم قطعی و نهایی به دور از بیهوده گویی و بر اساس قرآن عظیم خواهد بود...وبه جز از قرآن به چه حدیثی می خواهید ایمان بیاورید؟
آنچه که از سنت رسول الله -صلى الله عليه وآله وسلم- حقیقت باشد را برایتان ثابت می کنم و از آن پیروی می کنم و احادیث باطلی را که از جانب خداوند دلیلی برای آن فرستاده نشده و (مطالب)افترایی است که توسط برخی از صحابه(ظاهری)رسول الله به خداوندو رسولش داده شده را نیز برایتان ثابت خواهم کرد. این افراد نه از صحابه (واقعی)پیامبر ، که صحابه شیطان رجیم و اولیاء مخلص او ، بندگان طاغوت و شیاطین بشر از قوم یهود بودند که در قرآن عظیم از آنها یاد شده و سوره ای نیز در موردشان نازل گردید ،تا رسول الله و صحابۀ طیب و طاهری که با تمام وجود با او بودند، از آنها برحذر باشند . مکارانی از طائفه یهود که به اسلام و ایمان تظاهر کردند تا از صحابه رسول الله شوند ولی علیرغم ظاهرشان در باطن برعلیه خداوند و رسول و مؤمنین دسیسه می کردند ؛ لذا از راویان حدیث شدند تا با روایت هایی که هم با کلیت قرآن و هم با آیات محکم و واضح آن اختلاف زیادی دارند، مسلمانان را از راه خداوند گمراه کنند .خداوند تعالی در سوره المنافقین می فرماید:
{إِذَا جَاءَكَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَ‌سُولُ اللَّـهِ ۗ وَاللَّـهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَ‌سُولُهُ وَاللَّـهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ ﴿١﴾ اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّـهِ ۚ إِنَّهُمْ سَاءَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿٢﴾ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُ‌وا فَطُبِعَ عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لَا يَفْقَهُونَ ﴿٣﴾ وَإِذَا رَ‌أَيْتَهُمْ تُعْجِبُكَ أَجْسَامُهُمْ ۖ وَإِن يَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ ۖ كَأَنَّهُمْ خُشُبٌ مُّسَنَّدَةٌ ۖ يَحْسَبُونَ كُلَّ صَيْحَةٍ عَلَيْهِمْ ۚ هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْ‌هُمْ ۚ قَاتَلَهُمُ اللَّـهُ ۖ أَنَّىٰ يُؤْفَكُونَ﴿٤﴾} صدق الله العظيم
{هنگامی که منافقان نزد تو آیند می‌گویند: «ما شهادت می‌دهیم که یقیناً تو رسول خدایی!» خداوند می‌داند که تو رسول او هستی، ولی خداوند شهادت می‌دهد که منافقان دروغگو هستند (و به گفته خود ایمان ندارند). (۱) آنها سوگندهایشان را سپر ساخته‌اند و مردم را از راه خدا باز داشته اند، و کارهای بسیار بدی انجام می‌دهند! (۲) این بخاطر آن است که نخست ایمان آوردند سپس کافر شدند؛ از این رو بر دلهای آنان مهر نهاده شده، و حقیقت را درک نمی‌کنند! (۳) هنگامی که آنها را می‌بینی، جسم و قیافه آنان تو را در شگفتی فرو می‌برد؛ و اگر سخن بگویند، به سخنانشان گوش فرا می‌دهی؛ اما گویی دیرک تکیه داده شده به دیوارند! هر فریادی از هر جا بلند شود بر ضد خود می‌پندارند؛ آنها دشمنان واقعی تو هستند، پس از آنان بر حذر باش! خداوند آنها را بکشد، چگونه از حق منحرف می‌شوند؟! (۴)}
ای علمای امت اسلامی خداوند نفرموده است نزدیک بود مانع پیروی از راه خداوند شوند؛ بلکه خداوند تعالی می فرماید: {فَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّـهِ ۚ إِنَّهُمْ سَاءَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ} صدق الله العظيم، خداوند روشن می کند که یهودیان منافق که از شیطان های بشر بودند موفق شده اند از راویان حدیث (جعلی)گردیده و مانع پیروی از راه خداوند گردند. صحابه ای که قلبشان مردد یا منحرف بود و کسانی که علم کافی نداشتند به آنها گوش دادند واینگونه شد که احادیثی به ما رسید که دلیلی نداریم ازجانب خداوند فرستاده شده باشند زیرا با قرآن عظیم به کلی متفاوت و مغایرند. حال ای علمای امت اسلامی راه چاره چیست؟ به شما بگویم که امکان بهانه آوردن(هم) ندارید و این خداوند و رسولش هستند که با ارائه راهکار این مشکل ، حجت را بر شما تمام کرده اند .راه حل و حکم در قرآن عظیم ذکر شده است.لذا اگر ما در قرآن تدبر کنیم؛ بین قرآن و احادیث مجعول اختلاف بسیاری پیدا می کنیم. راویان منافق حدیث وقتی همراه با صحابه واقعی به حضور رسول الله -صلى الله عليه وآله وسلم - می رسیدند؛ در مقابل رسول الله به صحابه حقیقی ایشان می گفتند "اطیعوا الله و رسوله"(از خداوند و رسولش اطاعت کنید) و به آنها سفارش می کردند تا بیاناترسول الله -صلى الله عليه وآله وسلم- را درست نقل کنند؛خداوند تعالی می فرماید:
{وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَ‌زُوا مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ‌ الَّذِي تَقُولُ ۖ وَاللَّـهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ ۖ فَأَعْرِ‌ضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ وَكِيلًا ﴿٨١﴾ أَفَلَا يَتَدَبَّرُ‌ونَ الْقُرْ‌آنَ ۚ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ‌ اللَّـهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرً‌ا ﴿٨٢﴾ وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ‌ مِّنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ ۖ وَلَوْ رَ‌دُّوهُ إِلَى الرَّ‌سُولِ وَإِلَىٰ أُولِي الْأَمْرِ‌ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنبِطُونَهُ مِنْهُمْ ۗ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّـهِ عَلَيْكُمْ وَرَ‌حْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلَّا قَلِيلًا ﴿٨٣﴾} صدق الله العظيم [النساء]
{ و نزد تو به زبان اظهار فرمانبرداری کنند و چون از حضور تو دور شوند برخلاف گفته تو را پنهان می کنند، و خدا اندیشه پنهان آنها را خواهد نوشت. پس (ای پیغمبر) از آنها روی بگردان وبه خدا اعتماد کن، که تنها خدا تو را نگهبان کافی است. (۸۱) آيا به قرآن نمى‌انديشند؟ هرگاه (احادیث)از سوى کسی جز خدا مى‌بود، اختلافى بسيار(با قرآن) مى‌يافتند. (۸۲) و هنگامی که (کلامی) از امن یا ترس به آنها برسد از آن درمیان خود سخن می گویند ،در حالی که اگر آن را به پیامبر و صاحبان امرشان(اولی الأمر)باز می گرداندند،از حقیقت امر آگاه می شدند،و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود،جز اندکی،(همگی) از شیطان پیروی می کردید. }
ای علمای امت، خداوند شما را خطاب قرار می دهد ،ای مسلمانان اگر آنچه که برایتان آورده شد {أَمْرٌ‌ مِّنَ الْأَمْنِ} بود ؛ این از جانب خداوند و رسولش است وهرکس از خداوند ورسولش اطاعت نماید هم در دنیا در امنیت خواهد بود و هم در آخرت؛ {أَوِ الْخَوْفِ} این از جانب غیر خداو از احادیث و روایات شیاطین بشر یهودی است {أَذَاعُوا بِهِ} این به اختلاف علمای مسلمین اشاره دارد ،عده ای آنرا به حق از جانب خداوند و رسولش می دانند ؛ عده ای در آن تردید کرده و در مورد حقیقی بودن آن تشکیک می کنند در حالیکه اگر آنرا به نزد رسول الله {وَلَوْ رَ‌دُّوهُ إِلَى الرَّ‌سُولِ} و اگررسول الله -صلى الله عليه وآله وسلم- نبودند نزد{وَإِلَىٰ أُولِي الْأَمْرِ‌ مِنْهُمْ} می بردند ،می توانستند از حقیقت آن آگاه شوند. "اولی الأمر" راسخون درعلم اند و خداوند دانش کتاب قرآن عظیم و محکمات و متشابهات آنرا به آنها الهام نموده است تا در هر عصری (که باشند) دلیلی برای خلافت آنها باشد. خداوند تعالی می فرماید: {ثُمَّ أَوْرَ‌ثْنَا الْكِتَابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنَا مِنْ عِبَادِنَا سپس این کتاب (آسمانی) را به گروهی از بندگان برگزیده خود به میراث دادیم} [فاطر:32]
خداوند آنان را قادر می سازد تا بتوانند حکم حق را درمورد حدیث مورد مناقشه بین علمای مسلمین از قرآن استخراج نمایند .چراکه خداوند شما را آگاه فرموده است که اگر به قرآن بازگشته و با تدبر آن را قرائت نمایید بین حقیقت قرآنی و آنچه که در این حدیث از آن به عنوان حقیقت سخن به میان آمده است اختلاف زیادی خواهید یافت .لذا خداوند قرآن را تا روز قیامت از تحریف محفوظ نگاه داشته است تا در موارد اختلاف علمای حدیث مرجع اساسی باشد.اگر کسی گفت برادر خداوند در این آیه با کفار صحبت می نماید که: {أَفَلَا يَتَدَبَّرُ‌ونَ الْقُرْ‌آنَ ۚ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ‌ اللَّـهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرً‌ا ﴿٨٢) آيا به قرآن نمى‌انديشند؟ هرگاه (احادیث)از سوى کسی جز خدا مى‌بود، اختلافى بسيار(با قرآن) مى‌يافتند} جواب من این است که خیر خطاب خداوند به کسانی است که به او رسولش ایمان دارند ، به همین دلیل می فرماید: {وَلَوْ رَ‌دُّوهُ إِلَى الرَّ‌سُولِ وَإِلَىٰ أُولِي الْأَمْرِ‌ مِنْهُمْ} لذا (منظور از مِنْهُمْ) مؤمنان است نه کافران. ای علمای امت اسلام ؛ آیا بالاخره به فرمان خداوند در مورد رجوع به کتاب مرجع گردن می نهید؟ کتابی که هیچ باطلی نه در گذشته به آن راه یافته و نه در آینده بدان راه خواهد یافت. کتابی که راهنما و رحمت بر مؤمنان بوده و ذکر محفوظی است که تا روز جزا از تحریف درامان خواهد بود. هرجا دیدیم حدیثی به کلی با قرآن اختلاف زیادی دارد ، به یقین می دانیم که خداوند برای آن دلیلی نفرستاده و به دروغ به خداوند و رسولش نسبت داده شده است . چراکه هم قرآن از جانب خداست و هم سنت ؛ سنت خداوند برای روشن کردن آیات نازل شده در قرآن عظیم است . دو جزئی که از یکدیگر جدا نبوده و در هیچ امری ؛هیچگونه اختلافی با یکدیگر ندارند .هرکس به قرآن یا ( آن قسمتی از)سنت رسول الله که مخالف قرآن نیست ایراد گرفته و یا در آن دو تردید کند؛ به آنچه که به محمد صلى الله عليه وآله وسلم فرستاده شده کافر است. ای علمای امت اسلام؛ حق مردم(پیروانتان) برگردن تان است اگر شما هدایت شده و باور کنید آنها نیز پذیرفته و هدایت می شوند و اگر شما نپذیرفته و تکذیب کنید ،آنها نیز چنان می کنند. گرچه ( بهانه پیروی از شما) در برابر خداوند برایشان فایده ای نداشته و از بارگناهان شان نمی کاهد؛ ولی اگر دعوت رجوع به کتاب خداوند را رد کنید ،هم بار گناه خودتان را بر دوش خواهید کشید هم بار گناهان آنها را وکجاست داوری که بهتر از خداوند حکم کند؟
{فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَ اللَّـهِ وَآيَاتِهِ يُؤْمِنُونَ ﴿٦﴾} [الجاثية]
{ به کدام سخن بعد از سخن خدا و آیاتش ایمان می‌آورند؟!}
من تاکنون نسبت کفر به شما نداده ام ؛ بلکه اگر از این پس سرپیچی کنید.....اهل سنت می گویند : آنچه که از پدران ما برجا ی مانده برای ما کافیست و ما دنباله رو آنها هستیم ؛ حال چه این میراث مخالف قرآن باشد و چه موافق آن.ما می دانیم که آنها افراد قابل اعتمادی بوده و به طور کامل زیرنظر بوده اند .لذا اگر اول کفش پای چپشان را در می آوردند بعد کفش پای راستشان را ؛ماهم چنان می کنیم.
ای علمای سنت، مرا سزاوار نیست که در صداقت راوی حدیث شک کرده و به آنها بی حرمتی کنم، بلکه حقیقت (اعمال) آنها را به خدایی که از نگاه های دزدیده و رازهای پنهان در سینه ها آگاه است واگذار می کنم. چه بسا کسی بگوید این حدیث جعلی را فلانی از فلانی از فلانی از رسول الله شنیده است آنها مثل آن گرگی که خون یوسف بر گردنش گذاشته شده بیگناهند.لذا بی حرمتی و یا تردید در باره احدی از صحابه رسول الله -صلى الله عليه وآله وسلم- را حرام می کنم. بلکه بدون ذکر راوی، حدیثی که می بینم با آیات محکم کتاب مغایرت دارد را رد می کنم. ممکن است قول از جانب برخی ها ذکر شده باشد اما فقط یکی از این افراد است که گناه جعل حدیث؛ بر عهده اوست .من که نمی دانم کدام یک گناهکار است بین من و آنها صدها سال فاصله است! البته اگر هم عصر یکی از آنها بودم تا سؤال زیر را نمی پرسیدم به کسی توهین نمی کردم. سؤال این است : آیا رسول الله این حدیث را بیان فرموده اند؟ اگر جواب مثبت می داد گردنش را زده و انگشتانش راقطع می کردم تا قلبم آرام گرفته و عصبانیتم فرو نشیند.مگرمیتوانم بپذیرم سخن او درست و قابل قبول باشد و کتاب خداوند رب العالمین دروغ؟ مگر می شود رسول الله که از روی هوا و میل خود سخنی نمی گفت، کلامی را بیان کند که در مخالفت آشکار با آیات محکم و روشن کتاب خدا باشد ؟ آیاتی که به وضوح خورشیدی هستند که در پهنه آسمان است.و من از این آیات روی گردانیده و حدیثی را بپذیرم ماهیت آن با حقایق آنها (آیات محکم کتاب)اختلاف داشته باشد.
شما را چه شده است چگونه حکم می کنید که خداوند با معجزات به دشمن من مسیح دجال کمک می کند تا گواهی بر صحت ادعایش باشد. به آسمان می گوید ببار ؛ می بارد.. به زمین می گوید برویان؛ می رویاند .سپس مرده را زنده می کند ؛ مردی را از وسط به نیمه کرده و از وسط دو نصفه گذشته و سپس او را بعد از مرگ دوباره زنده می کند؟ آیا آدم عاقل این سخنان را باور می کند؟به خدا اگر به الاغ بگویی: ای الاغ می دانی در آخرالزمان مسیح دجالی است که خروج کرده و ادعا می کند که خداست و آسمان و زمین آفریده اوست. بعد برای اثبات راستگویی اش به آسمان می گوید ببار؛ می بارد . به زمین می گوید برویان؛ رویش می کند؟؟؟؟الاغ سرش را بالا آورده و با عصبانیت گوش هایش را راست کرده و می گوید: به خدا نمی تواند این کارها را کرده و ادعای خدایی بکند، خدا را نسزد که با دلایل واقعی و حقیقی ادعای باطلی را تأیید نماید. خداوند پاک و منزه و بسیار والامقامتر از این است . (این امر برتری طلبی بزرگی است!!)
ای مسلمان ها ، شما را چه شده است که مثل الاغی شده اید که نمی داند بارش چیست؟ این قرآن را می خوانید ولی حقایق آیات محکم و واضح و روشن آنرا نرک نمی کنید. با تمام احترامی که برای علمای مسلمان و مردمشان قائل هستم؛ این چیزی جز حقیقت نیست. این مثالی است که در قرآن در مورد کسانی زده شده است که کتاب خداوند را خوانده و بدون تدبر ازنشانه های آیات محکم کتاب می گذرند . . آیاتی که خداوند آن ها را برای هر فرد عرب زبانی به وضوح و روشنی بیان نموده است.
بیایید تا برایتان هزار دلیل و برهان حقیقی در رد احادیث فتنه برانگیزی که در آن ذکری از یاری شدن مسیح دجال با معجزاتی از جانب خداوند شده است بیاورم. من به آیات متشابه استناد نخواهم کرد بلکه از آیات محکم ؛واضح و روشنی که برای عالم و جاهل و هر عرب زبانی قابل درک است دلیل می آورم . خداونداین آیات رااساس کتاب(ام الکتاب) قرار داده و شب و روزشان یکی است(کاملاً روشن هستند) وتنها کسانی که در حق خود ظلم کنند از آن منحرف می شوند. به همین علت است که خداوند آنها (آیات محکم)را از تأویل توسط محمد صلى الله عليه وسلم وناصر محمد بی نیاز ساخته است. خداوند باطن و ظاهر آنها را مثل یکدیگر قرار داده است تا دیگرنیازی به تفسیر وتأویل محکمات قران نباشد هرکس که عربی بداند وقتی آن را بخواند ظاهر و باطن آن را درک می کند.
اما ای علمای مسلمان – این چه ننگ شومی است که –یهودیان توانسته اند در زمینه قرآن باعث گمراهی شما شوند . در مورد آیات متشابه که جز خداوند کسی تأویل آن را نمی داند ؛ نمی توان شما را سرزنش کرد؛ اما (درباره)انحراف از آیات محکم چه؟آیات واضح و روشنی که اساس کتاب هستند تا باعث تحکیم باور مسلمانان نسبت به خدایشان شود که :کسی جز پدیدآورنده آسمانها و زمین قادر به نزول باران نیست.
{فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْ‌ضِ ائْتِيَا طَوْعًا أَوْ كَرْ‌هًا قَالَتَا أَتَيْنَا طَائِعِينَ ﴿١١﴾} [فصلت]
{ به آن و به زمین( هفتگانه) دستور داد: «به وجود آیید (و شکل گیرید)، خواه از روی اطاعت و خواه اکراه!» آنها گفتند: «ما از روی طاعت می‌آییم }


{هَـٰذَا خَلْقُ اللَّـهِ فَأَرُ‌ونِي مَاذَا خَلَقَ الَّذِينَ مِن دُونِهِ ۚ} [لقمان:11]
{این آفرینش خداست؛ امّا به من نشان دهید معبودانی غیر او چه چیز را آفریده‌اند}
اما برای اثبات این امر ،بنگرید جواب یک مؤمن به کسی که ادعای خدایی می کند چگونه است. خداوند تعالی می فرماید:
{وَتِلْكَ حُجَّتُنَا آتَيْنَاهَا إِبْرَ‌اهِيمَ} [الأنعام:83]
{اینها دلایل ما بود که به ابراهیم دادیم}
ترا به خدا نگاه کنید ابراهیم علیه الصلاة و السلام در برابر فردی که ادعای خدایی کرد چگونه از خداوند حجت آورد. ابراهیم به او گفت:
{رَ‌بِّيَ الَّذِي يُحْيِي وَيُمِيتُ قَالَ أَنَا أُحْيِي وَأُمِيتُ} [البقرة:258]
{ابراهیم گفت: «خدای من آن کسی است که زنده می‌کند و می‌میراند.» او گفت: «من نیز زنده می‌کنم و می‌میرانم!}
ابراهیم گفت اگر راست می گویی نشانم بده؟ او دو زندانی آورد و گفت این یکی را اعدام می کنم پس او را کشته ام ،دیگری را رها می سازم تا زنده بماند. مقصود ابراهیم این نبود .اوآفرینش انسان و زنده کردن آن بعد از مرگ اشاره داشت. مدعی خدایی فکر کرد که مباحثه با ابراهیم پیروز شده است. ابراهیم گفت:
{فَإِنَّ اللَّـهَ يَأْتِي بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِ‌قِ فَأْتِ بِهَا مِنَ الْمَغْرِ‌بِ فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ‌ ۗ} [البقرة:258]
{خداوند، خورشید را از افق مشرق می‌آورد؛ خورشید را از مغرب بیاور آن مرد کافر، مبهوت شد.}
ای مسلمانان ( آگاه باشید) که صحابه یهودی نمی توانست مستقیماً قرآن را تحریف کند لذا با وارونه کردن احادیث باعث شد تا به آنچه که خداوند برمحمد صلى الله عليه وآله وسلم نازل فرموده است کافر شوید. درباره این احادیث زیاد با من بحث خواهید کردید ولی هیهات...من با کمک قرآن به جهاد با شما برخاسته و در مقابلتان ایستادگی می کنم. اینگونه احادیث جعلی را زیر پا انداخته و پایمال میکنم واین کتاب خداوند و سنت رسولش است که بر سرم جای دارند.
من در قرآن درباره این عقیده منکرو باطل، چیزی پیدا نمی کنم، بلکه میبینم خداوند با فرستادن معجزات به یاری انبیاء و رسولانش می آید تا تأییدی بر صحت دعوتشان باشد.آیا غیر از خداوندی که پیامبران ؛مردم را به عبادت خالی از شرک او دعوت می نمایند ؛ کس دیگری قادر به این کار هست؟ اگر دعوت به سوی باطل باشد با معجزات کمک که نمی شود هیچ بلکه آنها را گرفتار عذاب بسیار بدی می کند. سنت خداوند در کتابش این است که معجزات را نمی فرستد مگر برای اینکه مردم را بترساند تا دعوت رسولان را تکذیب نکنند و در غیر این صورت با عذاب خداوند هلاک خواهند شد. خداوند تعالی می فرماید:
{وَإِن مِّن قَرْ‌يَةٍ إِلَّا نَحْنُ مُهْلِكُوهَا قَبْلَ يَوْمِ الْقِيَامَةِ أَوْ مُعَذِّبُوهَا عَذَابًا شَدِيدًا ۚ كَانَ ذَٰلِكَ فِي الْكِتَابِ مَسْطُورً‌ا ﴿٥٨﴾وَمَا مَنَعَنَا أَن نُّرْ‌سِلَ بِالْآيَاتِ إِلَّا أَن كَذَّبَ بِهَا الْأَوَّلُونَ ۚ وَآتَيْنَا ثَمُودَ النَّاقَةَ مُبْصِرَ‌ةً فَظَلَمُوا بِهَا ۚ وَمَا نُرْ‌سِلُ بِالْآيَاتِ إِلَّا تَخْوِيفًا ﴿٥٩﴾} صدق الله العظيم [الإسراء]
{ هیچ شهر و آبادی نیست مگر اینکه آن را پیش از روز قیامت هلاک می‌کنیم؛ یا به عذاب شدیدی گرفتارشان خواهیم ساخت؛ این، در کتاب الهی [= لوح محفوظ] ثبت است. (۵۸)هیچ چیز مانع ما نبود که این معجزات (درخواستی بهانه‌جویان) را بفرستیم جز اینکه پیشینیان (که همین درخواستها را داشتند، و با ایشان هماهنگ بودند)، آن را تکذیب کردند؛ (از جمله،) ما به (قوم) ثمود، ناقه دادیم؛ (معجزه‌ای) که روشنگر بود؛ اما بر آن ستم کردند (و ناقه را کشتند). ما معجزات را فقط برای بیم دادن (و اتمام حجت) می‌فرستیم. (۵۹)}
سیاق این آیه نشان دهنده قانون فرستادن معجزه در کتاب خداوند است. خداوند ازارسال معجزه برای محمد صلى الله عليه وسلم امتناع نکرد تا آن را برای مسیح دجال نگه دارد. خداوند تعالی علت آن را برایمان بیان نموده است:
{وَمَا مَنَعَنَا أَن نُّرْ‌سِلَ بِالْآيَاتِ إِلَّا أَن كَذَّبَ بِهَا الْأَوَّلُونَ ۚ وَآتَيْنَا ثَمُودَ النَّاقَةَ مُبْصِرَ‌ةً فَظَلَمُوا بِهَا ۚ وَمَا نُرْ‌سِلُ بِالْآيَاتِ إِلَّا تَخْوِيفًا ﴿٥٩﴾}صدق الله العظيم
{هیچ چیز مانع ما نبود که این معجزات (درخواستی بهانه‌جویان) را بفرستیم جز اینکه پیشینیان (که همین درخواستها را داشتند، و با ایشان هماهنگ بودند)، آن را تکذیب کردند؛ (از جمله،) ما به (قوم) ثمود، ناقه دادیم؛ (معجزه‌ای) که روشنگر بود؛ اما بر آن ستم کردند (و ناقه را کشتند). ما معجزات را فقط برای بیم دادن (و اتمام حجت) می‌فرستیم. (۵۹)}
ای مسلمانان ( بدانید که ) یهودیان در مورد" قاعدۀ معجزات در کتاب خداوند" شما را به فتنه دچار کرده اند. قطعاً واز روز ازل خداوند هیچگاه مدعیان باطل را با معجزه یاری نکرده است... پاک و منزه است او ؛ او بسی بالاتر ازاین (افترای) بزرگ است.چگونه ممکن است خداوند پیروان باطل را با فرستادن معجزه یاری کند؟ ای مسلمانان آخر این چه افترایی است که به آن ایمان دارید؟ اما من نسبت به این افترای یهودی کافرم و به وسیله قرآن عظیم به جنگ این افترا آمده و آن را باطل می کنم .اگر همه شیاطین جن و انس جمع شوند نمی توانند حتی یک حقیقت مانند حقایق این کتاب عظیم بیاورند. اگر به کمک و یاری یکدیگر هم بیایند؛ همگیشان باهم باز قادر نخواهند بود حتی یک پشه خلق کنند.اما ای مسلمانان شما به دروغ بسیار بزرگتر از پشه ایمان آورده و فکر می کنید مسیح دجال مرده را زنده میکند!
ممکن است کسی سخن مرا قطع کند که بگوید:" صبرکن ؛ مسیح دجال فقط یک نفر را زنده می کند ".مادرهایتان به عزایتان بنشینند .آخر زنده کردن (همان) یک نفر دلیلی خواهد بود که او قادر است همه مرده ها را مثل همین مردی که دوشقه کرده بود،زنده کند . حال بیایید حکم کتاب خداوند را برایتان بیاورم که آیا پیروان باطل قادر به این کار هستند؟ می بنید که خداوند می فرماید اگر قادر به این امر باشند به جای خداوند، ادعای پیروان باطل به اثبات می رسد. خداوند تعالی می فرماید:
{فَلَا أُقْسِمُ بِمَوَاقِعِ النُّجُومِ ﴿٧٥﴾ وَإِنَّهُ لَقَسَمٌ لَّوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌ ﴿٧٦﴾إِنَّهُ لَقُرْ‌آنٌ كَرِ‌يمٌ ﴿٧٧﴾ فِي كِتَابٍ مَّكْنُونٍ ﴿٧٨﴾ لَّا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُ‌ونَ ﴿٧٩﴾ تَنزِيلٌ مِّن رَّ‌بِّ الْعَالَمِينَ ﴿٨٠﴾ أَفَبِهَـٰذَا الْحَدِيثِ أَنتُم مُّدْهِنُونَ ﴿٨١﴾ وَتَجْعَلُونَ رِ‌زْقَكُمْ أَنَّكُمْ تُكَذِّبُونَ ﴿٨٢﴾ فَلَوْلَا إِذَا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ ﴿٨٣﴾ وَأَنتُمْ حِينَئِذٍ تَنظُرُ‌ونَ ﴿٨٤﴾ وَنَحْنُ أَقْرَ‌بُ إِلَيْهِ مِنكُمْ وَلَـٰكِن لَّا تُبْصِرُ‌ونَ ﴿٨٥﴾ فَلَوْلَا إِن كُنتُمْ غَيْرَ‌ مَدِينِينَ ﴿٨٦﴾ تَرْ‌جِعُونَهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٨٧﴾}
صدق الله العظيم [الواقعة]
{ سوگند به جایگاهی که ستارگان اشغال می کنند (۷۵) و این سوگندی است بسیار بزرگ، اگر بدانید! (۷۶)که آن، قرآن کریمی است، (۷۷) که در کتاب محفوظی جای دارد، (۷۸) و جز پاکان نمی‌توانند به آن دست یابند (۷۹) آن از سوی پروردگار عالمیان نازل شده؛ (۸۰) آیا این سخن را سست و کوچک می‌شمرید، (۸۱) و به جای شکر روزیهایی که به شما داده شده آن را تکذیب می‌کنید؟! (۸۲) پس چرا هنگامی که جان به گلوگاه می‌رسد (توانایی بازگرداندن آن را ندارید)؟! (۸۳) و شما در این حال نظاره می‌کنید (و کاری از دستتان ساخته نیست)؛ (۸۴) و ما از شما به او نزدیکتریم ولی نمی‌بینید! (۸۵) اگر هرگز در برابر اعمالتان جزا داده نمی‌شوید، (۸۶) پس آن (روح) را بازگردانید اگر راست می‌گویید! (۸۷)
اما ای مسلمانان عقیده شما کاملا برعکس این آیه است . آنچه که در این آیه پیدا می کنیم این است که رب العالمین، پیروان باطل را به مبارزه می طلبد که اگر می توانند مرده را زنده کرده و روح را به جسدش بازگردانند.خداوند تعالی با تحدی می فرماید: {فَلَوْلَا إِن كُنتُمْ غَيْرَ‌ مَدِينِينَ ﴿٨٦﴾ تَرْ‌جِعُونَهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٨٧ اگر هرگز در برابر اعمالتان جزا داده نمی‌شوید، (۸۶) پس آن (روح) را بازگردانید اگر راست می‌گویید! (۸۷)
}
شما را به خدا ای مسلمانان ؛ آیا این آیه نیاز به توضیح و تأویل دارد؟ این تحدی و مبارزه طلبی واضح ربانی است تاکسانی که برای خداوند شریک قائلند (اگر می توانند )روح را بعد از خروج به جسد بازگردانند.
شاید یکی از مسیحیان حرف مرا قطع کرده و بگوید:" الله اکبر الله اکبر ؛ پس معلوم شد عیسی مسیح فرزند مریم همان خداوند است چون مرده را زنده میکند."جواب می دهم :ای دشمن خداو دشمن عیسی مسیح فرزند مریم -عليه الصلاة والسلام -خاموش شو.مگر معجزه زنده کردن مردگان برای اثبات دعوت بنده و رسول خداوند مسیح عیسی بن مریم عليه الصلاة والسلام نبود؛دعوت به عبادت و بندگی خدای من و خدای شما؟ آیا تنها فرزند مریم عليه الصلاة والسلام قادر به این کار بود؟ زمانی که بنی اسراییل کسی از خودشان را به قتل رساندند خداوند موسى عليه الصلاة والسلام را هم تأیید نمود:
{فَادَّارَ‌أْتُمْ فِيهَا ۖ وَاللَّـهُ مُخْرِ‌جٌ مَّا كُنتُمْ تَكْتُمُونَ ﴿٧٢﴾ فَقُلْنَا اضْرِ‌بُوهُ بِبَعْضِهَا} [البقرة:72-73]
{ سپس درباره (قاتل)او به نزاع پرداختید؛ و خداوند آنچه را مخفی می‌داشتید، آشکار می‌سازد. (۷۲) سپس گفتیم: «قسمتی از گاو را به مقتول بزنید! }
موسى عليه الصلاة و السلام ، قطعه ای از گاو را گرفت و بر بدن مرده زد و خداوند او را زنده کرد. خداوند تعالی می فرماید:
{كَذَٰلِكَ يُحْيِي اللَّـهُ الْمَوْتَىٰ} [البقرة:73]
{ خداوند این‌گونه مردگان را زنده می‌کند}
زمانی که إبراهيم عليه الصلاة والسلام گفت: {رَ‌بِّ أَرِ‌نِي كَيْفَ تُحْيِي الْمَوْتَىٰ ۖ قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِن ۖ قَالَ بَلَىٰ وَلَـٰكِن لِّيَطْمَئِنَّ قَلْبِي«خدایا! به من نشان بده چگونه مردگان را زنده می‌کنی؟» فرمود: «مگر ایمان نیاورده‌ای؟!» عرض کرد: «آری، ولی می‌خواهم قلبم آرامش یابد.»} [البقرة:260] خداوند او راهم به همین نحو تأیید نمود.
به ابراهیم فرمان داد تا چهار پرنده را سر بریده و قطعه قطعه کند سپس هر قطعه ای را بر سر کوهی بگذارد. بعد به ابراهیم امر نمود تا صدایشان کند . زمانی که ابراهیم صدایشان کرد به سوی او شتافتند.لذا این تنها به رسول الله المسيح ابن مريم اختصاص نداشت. عیسی مسیح بدون اذن خداوند قادر به آفرینش یک پشه نبود. سخن پسر مريم عليه الصلاة والسلام گواه صحت این امر است. خداوند تعالی می فرماید:{وَإِذْ قَالَ اللَّـهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْ‌يَمَ أَأَنتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَأُمِّيَ إِلَـٰهَيْنِ مِن دُونِ اللَّـهِ ۖ قَالَ سُبْحَانَكَ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أَقُولَ مَا لَيْسَ لِي بِحَقٍّ ۚ إِن كُنتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ ۚ تَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِي وَلَا أَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِكَ ۚ إِنَّكَ أَنتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ ﴿١١٦﴾ مَا قُلْتُ لَهُمْ إِلَّا مَا أَمَرْ‌تَنِي بِهِ أَنِ اعْبُدُوا اللَّـهَ رَ‌بِّي وَرَ‌بَّكُمْ ۚ وَكُنتُ عَلَيْهِمْ شَهِيدًا مَّا دُمْتُ فِيهِمْ ۖ فَلَمَّا تَوَفَّيْتَنِي كُنتَ أَنتَ الرَّ‌قِيبَ عَلَيْهِمْ ۚ وَأَنتَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ ﴿١١٧﴾ إِن تُعَذِّبْهُمْ فَإِنَّهُمْ عِبَادُكَ ۖ وَإِن تَغْفِرْ‌ لَهُمْ فَإِنَّكَ أَنتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ﴿١١٨﴾}
صدق الله العظيم [المائدة]
{و آنگاه که خداوند به عیسی بن مریم می‌گوید: «آیا تو به مردم گفتی که من و مادرم را بعنوان دو معبود غیر از خدا انتخاب کنید؟!»، او می‌گوید: «منزهی تو! من حق ندارم آنچه را که شایسته من نیست، بگویم! اگر چنین سخنی را گفته باشم، تو می‌دانی! تو از آنچه در نفس من است، آگاهی؛ و من از آنچه در نفس توست، آگاه نیستم! بیقین تو از تمام اسرار و پنهانیها باخبری. (۱۱۶) من، جز آنچه مرا به آن فرمان دادی، چیزی به آنها نگفتم؛ (به آنها گفتم خداوندی را بپرستید که پروردگار من و پروردگار شماست! و تا زمانی که در میان آنها بودم، مراقب و گواهشان بودم؛ ولی هنگامی که مرا از میانشان برگرفتی، تو خود مراقب آنها بودی؛ و تو بر هر چیز، گواهی! (۱۱۷) اگر آنها را مجازات کنی، بندگان تواند. و اگر آنان را ببخشی، توانا و حکیمی (۱۱۸)}
ای مسیحیان معجزات در اختیار خداوند است و در صورتی که بخواهد آن را برای کمک به هر یک از بندگان صالح خود خواهد فرستاد تا تصدیق کننده دعوت به سوی راه خداوند عزیز و حمید باشد.این قاعده و سنت کتاب خداوند در باره معجزات است.اما یهودیان این قاعده را واژگون کرده و همانطور که قبلاً شما را گمراه کرده بودند ؛ مسلمانان را نیز درمورد این قانون کتاب خداوند در امر معجزات به گمراهی کشانده اند.گفتند عزیر فرزند خداست تا شما هم به جایی رسیدید که گفتید مسیح عیسی بن مریم خداوند است. احادیث باطل را حق جلوه داده و باعث شده اند که کسانی که داستانسرایی درباره مسیح دجال را باور کرده اند حدیث قرآن را باطل بشمارند. مگر خداوند در سینه یک مرد دو قلب نهاده است که هم به باطل ایمان داشته باشد و هم به قرآن؟ چگونه نور و تاریکی را با هم جمع می کنید ؟ شما را چه شده است ،این چگونه حکمی است؟
ای امت اسلام ، آیا می دانید قرآنی که در اختیار تان دارید چیست؟آیا درنظرتان یک اعجاز لغوی زینت بخش اوراق بوده و تهدید های آن لفاظی است؟ آیا آفرینش آسمان ها و زمین ؛ آفرینش و برانگیخته شدن دوباره تان(بعث) ؛ آفرینش و بعث تمام جنبندگان زمین و پرندگان هوا که همگی امتهایی مانند خودتان هستند ؛نوعی مبارزه طلبی نیست؟ به همین دلیل است که قرآن با به چالش کشیدن (همه مخلوقات) می گوید : خداوند آفریننده و بازگرداننده همه چیز است ؛ پس چگونه دجال قادر است مردی را که کشته بازگرداند؟خداوند تعالی می فرماید:
{وَمَا يُبْدِئُ الْبَاطِلُ وَمَا يُعِيدُ ﴿٤٩﴾} [سبأ]
{باطل نمی‌تواند آغازگر چیزی باشد و نه تجدیدکننده آن}
یا اینکه دجال درنظرتان باطل نیست؟ او تمام و کمال همان شیطان رانده شده است.
ای علمای امت اسلامی آیا نزول باران از حقایق محض و واقعی این قرآن عظیم نیست؟ و خداوند تعالی
می فرماید:
{أَفَرَ‌أَيْتُمُ الْمَاءَ الَّذِي تَشْرَ‌بُونَ ﴿٦٨﴾ أَأَنتُمْ أَنزَلْتُمُوهُ مِنَ الْمُزْنِ أَمْ نَحْنُ الْمُنزِلُونَ ﴿٦٩﴾ لَوْ نَشَاءُ جَعَلْنَاهُ أُجَاجًا فَلَوْلَا تَشْكُرُ‌ونَ ﴿٧٠﴾} [الواقعه]
{ آیا به آبی که می‌نوشید اندیشیده‌اید؟! (۶۸) آیا شما آن را از ابر نازل کرده‌اید یا ما نازل می‌کنیم؟! (۶۹) هرگاه بخواهیم، این آب گوارا را تلخ و شور قرار می‌دهیم؛ پس چرا شکر نمی‌کنید؟! (۷۰)}
پس چگونه خداوند با بارش بارانی که از حقایق محض قرآنی است مسیح دجال را یاری می کند؟ مگر خداوند تعالی نفرموده است :
{قُل لَّئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنسُ وَالْجِنُّ عَلَىٰ أَن يَأْتُوا بِمِثْلِ هَـٰذَا الْقُرْ‌آنِ لَا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَلَوْ كَانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيرً‌ا ﴿٨٨﴾}
صدق الله العظيم [الإسراء]
{بگو: «اگر جن و انس اتفاق کنند که همانند این قرآن را بیاورند، همانند آن را نخواهند آورد؛ هر چند یکدیگر را (در این کار) کمک کنند.}
پس چگونه است که خداوند تمام شیاطین جن و انسی که کافر به این قرآن هستند را به مبارزه می طلبد که اگر می توانند مثل آن و یا ده سوره آن را بیاورند؟ آیا فکر می کنید منظور خداوند این است که تنها کلامی مثل قرآن بیاورند؟خیر بلکه منظور سخن وعمل واقعی و حقیقی است...شما را چه شده ؟چگونه قضاوت می کنید؟ دراین قرآن افعالی که خداوند در واقعیت و به صورت حقیقی انجام داده و شما هم قادر هستید آنها رابینید ویا در آینده انجام خواهد شود و هنوز تأویل آن نیامده ،ذکر شده است. چرا که قرآن حاوی تأویل گذشته و آینده است...چگونه حکم می کنید؟...
ای مسلمانان شما باور کرده اید که دجال به زمین می گوید برویان و زمین هم می رویاند! آیا گیاه و درخت از حقایق واقعی که در قرآن آمده اند نیست؟ و خداوند تعالی می فرماید: {أَفَرَ‌أَيْتُم مَّا تَحْرُ‌ثُونَ ﴿٦٣﴾ أَأَنتُمْ تَزْرَ‌عُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِ‌عُونَ ﴿٦٤یا هیچ درباره آنچه کشت می‌کنید اندیشیده‌اید؟! (۶۳) آیا شما آن را می‌رویانید یا ما می‌رویانیم؟! (۶۴)} [الواقعة]

شما را چه شده است ، این دیگر چه حکمی است؟؟ (یعنی)یهود ملکوت آسمان و زمین را به مسیح کذاب داده که بگوید آی آسمان ببار و آسمان هم ببارد، ای زمین (گیاه ) برویان ، زمین نیز چنین کند؛ در حالیکه خداوند تمام شیاطین جن و انسی را که ادعای خدایی می کنند به مبارزه می طلبد که اگر در آسمان ها و زمین با خداوند شریکند به آنها فرمان دهند ؛ و یک ذره در آسمان و زمین نیست که به آنها پاسخ دهد. چرا که این مدعیان کوچکترین ذره ای را نیافریده اند. بیایید به این چالش کشیدن عظیم و جامع نگاهی بیندازیم .خداوند تعالی می فرماید:
{قُلِ ادْعُوا الَّذِينَ زَعَمْتُم مِّن دُونِ اللَّـهِ ۖ لَا يَمْلِكُونَ مِثْقَالَ ذَرَّ‌ةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَلَا فِي الْأَرْ‌ضِ وَمَا لَهُمْ فِيهِمَا مِن شِرْ‌كٍ وَمَا لَهُ مِنْهُم مِّن ظَهِيرٍ‌﴿٢٢﴾} صدق الله العظيم [سبأ]
{بگو: «کسانی را که غیر از خدا (معبود خود) می‌پندارید بخوانید! آنها به اندازه ذرّه‌ای در آسمانها و زمین مالک نیستند، و نه در (خلقت و مالکیّت) آنها شریکند، و نه یاور او (در آفرینش) بودند.}
شیاطین انسی که دشمن خداوند هستند به رسول الله نسبت دروغ داده و افترا زده اند. زمانی که از نزد او دور می شدند، غیر از فرموده ایشان -عليه الصلاة والسلام- را پنهان می کردند .به همین علت است که بین این احادیث و روایات دروغین و آنچه که در قرآن نازل شده است اختلافات زیادی پیدا می کنیم و خداوند نیزما را از نحوه کشف احادیث آلوده و باطلی که در لابلای احادیث درستی که از رسول الله -صلى الله عليه وسلم- نقل شده ؛گنجانیده شده اند ؛ آگاه نموده است. لذا در اول این خطاب خداوند تعالی می فرماید
{وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَ‌زُوا مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ‌ الَّذِي تَقُولُ ۖ وَاللَّـهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ ۖ فَأَعْرِ‌ضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ وَكِيلًا ﴿٨١﴾ أَفَلَا يَتَدَبَّرُ‌ونَ الْقُرْ‌آنَ ۚ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ‌ اللَّـهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرً‌ا ﴿٨٢صدق الله العظيم [النساء]
{ و نزد تو به زبان اظهار فرمانبرداری کنند و چون از حضور تو دور شوند برخلاف گفته تو را پنهان می کنند، و خدا اندیشه پنهان آنها را خواهد نوشت. پس (ای پیغمبر) از آنها روی بگردان وبه خدا اعتماد کن، که تنها خدا تو را نگهبان کافی است. (۸۱) آيا به قرآن نمى‌انديشند؟ هرگاه (احادیث)از سوى کسی جز خدا مى‌بود، اختلافى بسيار(با قرآن) مى‌يافتند. (۸۲)
ای علمای امت اسلام ، من شما و تمام مسلمانان را شاهد می گیرم ؛ هر جنبنده روی زمین و پرنده ای که در هوا پرواز میکند را شاهد می گیرم من به این که دجال به آسمان بگوید ببار و او هم ببارد کافرم . من به اینکه مسیح دجال به زمین بگوید برویان و زمین نیز برویاند کافرم. به زنده کردن مردگان توسط مسیح دجال نیز کافرم ؛ او حتی قادر نیست که یک پشه را زنده کند. هرکسی که همراه من به طاغوت کافر باشد و به آنچه که خداوند در قرآن بر محمد-صلى الله عليه وسلم- ایمان داشته و چنین کند به ریسمان محکم و قابل اعتماد الهی ( عروة الوثقی)چنگ زده که انفصالی در آن نیست. و هرکس به این سخنان مضحک و بیهوده ای که قرآن عظیم با آیات محکم ؛ واضح و روشن بطور کلی آنها را رد کرده است؛ باور داشته باشد ؛ کتاب خدا را پشت سر انداخته است.و به این سخنان بیهوده ایمان آورده و به قرآن ریسمان متین الهی کافر شده است او گمراه شده و سقوط کرده و مانند این است که از آسمان فرو افتاده، و پرندگان (در وسط هوا) او را ربوده و یا تندباد او را به جای دوردستی (سحیق ؛ سیاره سقر)پرتاب کنند.(سوره الحج آیه 31:فَكَأَنَّمَا خَرَّ‌ مِنَ السَّمَاءِ فَتَخْطَفُهُ الطَّيْرُ‌ أَوْ تَهْوِي بِهِ الرِّ‌يحُ فِي مَكَانٍ سَحِيقٍ )...
این آیاتی که ذکر شد تنها تعداد کمی از آیات محکم کتاب است که با این روایات باطل مغایر بوده و مخالفت دارد. هنوز صدها برهان دیگر در قرآن هست که این خزعبلات را به کلی رد می کند. من تمام علمای مذاهب مختلف اسلامی را به مبارزه می طلبم که اگر می توانند فقط و فقط و فقط یک آیه از قرآن بیاورند که در تأیید این سخنان مسخره و بیهوده باشد .خزعبلاتی که باعث می شوندعرش از شدت غضب وبیزاری خداوند رحمانی که بر آن مسلط است به لرزه درآید . ای مسلمانان آیا قرآن تا این حد به حاشیه رانده شده که به بهانه اینکه کسی جز خداوند تأویل آنرا نمی داند؛ کتاب خداوند را پشت سر می اندازید؟ مادرتان به عزایتان بنشیند ؛ مقصود خداوند آیات متشابه قرآن بوده است. اما یهودیان شما را از آیات محکم وواضح کتاب دور کرده و به گمراهی کشیده اند. ای علمای مسلمان هرکس به این خطابه اعتراض دارد برای مباحثه تشریف بیاورد که خوش آمده است و ثابت کند من اشتباه کرده و آشکارا در گمراهیم تا مردم را به ضلالت نکشانم. خداوند نابودش کند و هلاکت و صد هلاکت بر او باد چراکه جز با کافر شدن به آیاتیکه خداوند در این قرآن عظیم نازل فرموده است قادر به اینکار نخواهد شد.احادیث (جعلی ) یهودیان را که مخالف حقایق موجوددر آیات خداوند در قرآن عظیم هستند را پذیرفته است. روایاتی که حتی با یک کلمه از آیات محکم کتاب که اساس ایمان و شناخت مؤمن از خداوند هستند ؛ منطبق نیست.آیا کسی هست که با علم و منطق در این میدان مبارزه گام بگذارد ؟هرکس که خطابه من باب میل و رایش نیست و آنرا از سایتش حذف کند در اصل حقیقت را حذف نموده است و لعنت خداوند و ملائکه و تمام مردم بر او ، و اگر من ازگمراهان ِ گمراه کننده ام؛ این لعنت برمن باد. ای ناظران سایت ها شما را چه شده است ؟ اگر نتوانسته اید جوابی بدهید چرا با عصبانیت و بنا حق این گفتار را حذف می کنید؟ گناه من چیست که بخشیده نمی شود؟؟
آیا خداوند احکم الحاکمین نیست؟ گناه من چیست آیا کلمه ای از آنچه که گفته شد از جانب من است یا کلام خداست:
{فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُونَ ﴿٥٠﴾}
صدق الله العظيم [المرسلات]..
الإمام ناصر محمد اليماني المهدي المنتظر..
اضغط على الصورة لفتحها بصفحة مستقلة