۱۳۹۲ آذر ۳, یکشنبه

سلسه مباحثات امام مهدی با دکتر احمد عمروپیرامون نعیم اعظم، اسم اعظم خداوندو قوم يحبّهم الله ويحبّونه

الإمام ناصر محمد اليماني
10 - 04 - 1434
هـ
20 - 02 - 2013
مـ
03:39
صــــ
اضغط على الصورة لفتحها بصفحة مستقلة 
 
پاسخ مهدی منتظر به دکتر أحمد عمرو که رضوان خداوند را نعیم بزرگتر او نمیداند....
بسم الله الرحمن الرحيم،
 والصلاة والسلام على كافة أنبياء الله ورسله من أوّلهم إلى خاتمهم محمد رسول الله وآلهم الأطهار، يا أيّها الذين آمنوا صلّوا عليهم وسلّموا تسليماً لا نفرق بين أحد من رسله ونحن له مسلمون، أما بعد..
دکتر احمد عمرو ،بگذارید اوّل اقتباسی ازمضمون آن چه که در بیان شماست را بارنگ قرمز بیاوریم،دکتر فاضل وارجمند احمد عمرو می گوید:
[غضب خداوند بر دشمنانش، از صفات ازلی خداوند است و غضب صفتی نیست که خدا بعد آفرینش آنها (دشمنانش) کسب کرده باشد .من به این ایمان کامل دارم چون خداوند ازلی است ونمی توان او را مانند سایر مبتدعات به کسب یک صفت (بعد ساخت) وصف نمود.
در مورد صفت "رضی"(رضایت):خداوند سبحان قبل از اینکه آفرینش را آغاز نماید این صفت را داشته است ، خداوند قبل از خلقت ،از کسی که شاکر باشد راضی و ازکفرکافر ناراضی بوده ،ما همین گونه که هست به او ایمان داریم و میدانیم او ازلی و بدون تغییر و تبدل است ، خداوند صفت رضایت را بعد از شکر بنده و صفت عدم رضایت رابعد کفر کافران فرضی اش کسب نکرده بلکه این از صفات ازلی خداوند سبحان است که قبل از آغاز خلقت به آن متصف بوده است.]
...............................
اینجا نقل قول ازبیان احمد عمروتمام شد.حال امام مهدی ناصر محمد جوابش را داده و می گوید:ای مرد تو اعتراف میکنی صفت رضایت و غضب از صفاتی است که در نفس خداوندوجود دارد ،اما تحول صفت غضب خدا بر بندگان به رضوان را (در نفسش) با این حجت که صفات خداوند ازلی و غیر قابل تغییراست، انکار میکنی .دلیلی که مهدی منتظر، عبدالنعیم الاظم( بنده نعیم اعظم )،ناصر محمد یمانی برایت اقامه میکند این است که: دکتر فاضل و محترم جناب احمد عمرو،اشتباه شما در این است که رضوان خداوند و غضب او را از صفات ازلی خداوند به شمار می آورید، در حالیکه پاسخ امام مهدی به شما این است که:غضب و رضایت خداوند جزو صفات نفسانی خداوند سبحان و تعالی است.
پس بیا تا درمورد اینکه کدام صفت خدا ازلی (صفات الله الازلیّه) بوده و در ذات خداوند سبحان هستند (صفات ذات الله) برایت بگویم.
از صفاتی که در ذات خداوند است(صفات ذاتی خداوند)این است که او یگانه است و هیچ چیزی مانند او در خلقت وجود ندارد.نه زاده شده و نه میزاید(لم یلد و لم یولد)وعقل و چشم ها(ابصار) توانایی درک او را ندارند. این ها از جمله صفات ازلی خداوندهستند که هرگز تغییروتبدیلی در آنها راه ندارد. دیگر اینکه او از همه چیز بزرگتراست (الله اکبر)، و هیچ چیز با حجم ذاتِ سبحان، یارای برابری ندارد بلکه او از تمام مخلوقاتش بزرگتر است. از همین روست که خداوند ذاتش را به اکبر،بزرگترین بزرگ هاو بزرگتر از هر کبیری توصیف می نماید.پاک و منزه است او!صفت اکبر از صفات ذاتی خداوند است (ذات الله).
واما در مورد صفات نفسی که در حقیقت فضل خداوند بر بندگانش است ،چرا که غیر قابل تغییر بودن این صفات بزرگترین مصیبت برای بندگان خواهد بود بلکه صفات نفسی خداوند رحمتی است به بندگان
از صفات نفسی خداوند می توان به راضی شدن بعد از غضبش اشاره کرد. امکان تحول به رضوان به جای غضب برای بندگان امری خوب و خیراست،لذا اگر امکان تبدیل صفت غضب به رضایت نباشد مصیبت بزرگی گریبان بندگان را میگیرد. طبق فتوای دکتور احمد عمروکسی که مورد غضب خداوند قرار گرفت دیگر باید برای ابد از رحمت او مأیوس شود ؛چرا که اگر صفت غضب از صفات ازلی ذات خداوند باشد، که قابل تغییر نیست.
ای مرد؛من امام مهدی منتظر، بشریت را به تفکر در صفات الله...صفات نفسی که در روح خداست دعوت می کنم،مثل صفت رحمت ، صفت کرم ، صفت غفران.بندگان خداوند در این صفات نفسی خداوند با او شریکند چون خداوند ازروحش با کلمات قدرتش،در بندگان دمیده است ،مثل صفت رحمت ، که بندگان رحیم خداوند در این صفت با او شریکند به همین علت خداوند خود را {أَرْ‌حَمُ الرَّ‌احِمِينَ ﴿٨٣{ [الأنبياء] می خواند.به این معنی که صفت رحمت تنها به خداوند اختصاص نداشته و بندگانش هم می توانند داشته باشند اما نکته این است که تنها او "ارحم الرحمین"است.همینطور صفت کرم که تنها آنرا به خود اختصاص نداده است وگروهی از بندگان او هم میتوانند کریم باشند. به همین علت خود را "اکرم الاکرمین "میخواند.صفت غفران نیز به همین صورت است،لذا به برخی بندگان غافرون خطاب می شود و خدا صفت غفران را تنها برای خود نگذاشته است واو خود را
{خَيْرُ‌ الْغَافِرِ‌ينَ) ١٥٥﴾}[الأعراف] وصف می نماید. از آنحا که او ازهمه بندگان بخشنده ترست لذا برخود نام "خیرالغافرین" را می نهد.هماناکه صفت "الرضی"ار اسماء نیک خداونداست که خداوند آن را ازصفات نفسی خود قرار داده و ازصفات ازلی و غیرقابل تبدیل نمی باشد.صفت غضب و رضوان از صفات نفسانی خداوندندکه قابل تغییرند،صفت غضب خداوندبه رضوان قابل تغییر است و در کتاب (قرآن)می یابیم که صفات نفسانی خداوند از قابلیت کم و زیاد شدن برخوردارند.مثال از فرموده خداوند تعالی:
} وَبَاءُوا بِغَضَبٍ مِّنَ اللَّـهِ{
صدق الله العظيم[البقرة:61]
{و باز گرفتار خشم خدائی شدند}
ولی هنگامی که کفر و نافرمانی شان فزونی یابد،غضب خدا در نفسش نیز بر آنان فزونی می یابدو دلیل آن فرموده خداوند تعالی است که:
{ بِئْسَمَا اشْتَرَ‌وْا بِهِ أَنفُسَهُمْ أَن يَكْفُرُ‌وا بِمَا أَنزَلَ اللَّـهُ بَغْيًا أَن يُنَزِّلَ اللَّـهُ مِن فَضْلِهِ عَلَىٰ مَن يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ ۖ فَبَاءُوا بِغَضَبٍ عَلَىٰ غَضَبٍ ۚ وَلِلْكَافِرِ‌ينَ عَذَابٌ مُّهِينٌ ﴿٩٠﴾}
صدق الله العظيم [البقرة]
{ولی آنها در مقابل بهای بدی، خود را فروختند؛ که به ناروا، به آیاتی که خدا فرستاده بود، کافر شدند. و معترض بودند، چرا خداوند به فضل خویش، بر هر کس از بندگانش بخواهد، آیات خود را نازل می‌کند؟! از این رو به خشمی بعد از خشمی (از سوی خدا) گرفتار شدند. و برای کافران مجازاتی خوارکننده است. (۹۰)}
و غضب خداوند در نفسش بر بنده اش، با زیاد شدن گناه بنده ، زیاد می شود پس غضب خداوند در نفسش بر بنده ای که گناهان کمتری دارد با بندگان مجرمی که فساد بیشتری در زمین کرده اند مساوی نیست و هر کدام به اندازه غضب خداوند در نفسش بر آن گناهکار سهمی از عذاب دارد . همانا که مقدار غضب نفس الله بر او به مقدار گناهانش هست و خداوند به هیچ کس ظلم نمی کند
اما در مورد صفت رضوان خداوند در نفسش،کسانی که رضوان خداوند را به عنوان" وسیله "برمیگزینند ،تنها در پی این هستند که خدا از شخص خودشان راضی باشدو همین برایشان کافیست!اما فتوای امام مهدی این است که رضایت خدا از فلان بنده تنها جزئی از رضوان الله است،"رضوان نفس خداوند"(رضوان نفس الله) مادامی که خداوند از تمام بندگانش راضی نشده و همگی آنها را مشمول رحمت خود (فیرضی)نکرده باشدابدأ تحقق نمی یابد.این وعده حق بوده واو الرحم الراحمین است.
اما مشکل تعداد کثیری از بندگان خداوند این است که از روحِ رحمتِ الهیِ خداوندِ سبحان ناامیدند.همانا که از بزرگترین ظلم های انسان در نفسش، مأیوس بودن از رحمتِ الهیِ خداوندِ ارحم الراحمین است.خداوند تعالی می فرماید:
{إِنَّهُ لَا يَيْأَسُ مِن رَّ‌وْحِ اللَّـهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْكَافِرُ‌ونَ ﴿٨٧﴾}
صدق الله العظيم [يوسف]
{ که تنها گروه کافران، از رحمت خدا(رَّوحِ الله) مأیوس می‌شوند!» (۸۷)}
به جز کافران کسی ازروح رحمت خداوندِ ارحم الراحمین ناامید نمی شود واقعیت اینست که صفت رحمت از صفات روحی نفس الله است کسانی که قدر و شأن خداوند را آنگونه که شایسته اوست ندانسته و او را چنان که باید نمی شناسند ،نسبت به این معرفت جاهلند،وگرنه اگر خداوند را آنگونه که بایسته اوست می شناختند چرا ملتمسانه جویای رحمت درنفس ملائک جهنمند.خداوند تعالی می فرماید:
{وَقَالَ الَّذِينَ فِي النَّارِ‌ لِخَزَنَةِ جَهَنَّمَ ادْعُوا رَ‌بَّكُمْ يُخَفِّفْ عَنَّا يَوْمًا مِّنَ الْعَذَابِ ﴿٤٩﴾قَالُوا أَوَلَمْ تَكُ تَأْتِيكُمْ رُ‌سُلُكُم بِالْبَيِّنَاتِ ۖ قَالُوا بَلَىٰ ۚ قَالُوا فَادْعُوا ۗ وَمَا دُعَاءُ الْكَافِرِ‌ينَ إِلَّا فِي ضَلَالٍ﴿٥٠﴾}
صدق الله العظيم [غافر]
{و آنها که در آتشند به مأموران دوزخ می‌گویند: «از پروردگارتان بخواهید یک روز عذاب را از ما بردارد (۴۹)آنها می‌گویند: «آیا پیامبران شما دلایل روشن برایتان نیاوردند؟!» می‌گویند: «آری!» آنها می‌گویند: «پس هر چه می‌خواهید بخوانید؛ ولی دعای کافران (به جایی نمی‌رسد و) جز در ضلالت نیست!» (۵۰)!»}
همین است:کافران دست طلب به سوی رحمتِ خداوندِالرحم الراحمین که صفتی از صفات نفس الله است، دراز نمیکنند،او را رها کرده و به جای اواز بندگان خداوند درخواست می کنند که نزد خداوند شفاعتتشان را کرده بلکه خداوند حاضر شود یک روز از عذابشان بکاهد،اما خداوند ازدعای آنها به عنوان ضلالت و گمراهی یاد میکند. همینطور نام کافرین را برآنها می نهد اگرچه آنها به ذات خداوند کافر نبوده اند . ایمان داشتند که جز خدا،خدایی نیست و شریکی ندارد.اینکه خداوند هنوز آنهاراکافر می نامد به دلیل کافر بودن آنها به ذات خداوند نیست ، واقعا درک کرده اند که خداوند در ذات خود" اللهِ یگانه و قهار" است،خدایی جز او نیست و معبودی بجز او وجود ندارد ولی هنوز از جانب خداوند کافر نامیده می شوندچرا که هنوز از صفات روحی خدا در نفسش چیزی نمیدانند آنها از صفات جوهری خداوند سبحان بی خبرندوهمانطور که در حیات دنیایی شان خداوند را نشناختند اکنون نیز نابینا هستند.به همین علت خداوند تعالی می فرماید:
{وَمَنْ كَانَ فِي هَذِهِ أَعْمَى فَهُوَ فِي الآخِرَةِ أَعْمَى وَأَضَلُّ سَبِيلاً}
صدق الله العظيم [الإسراء:72]
{اما کسی که در این جهان (از دیدن حق) نابینا بوده است، در آخرت نیز نابینا و گمراهتر است! (۷۲) }
منظور از نابینا بودن ،نداشتن معرفت نسبت به صفاتی از خداوند است که جزو نفس الله اند. صفت رحمت از همین صفات بوده ووعده حق خداوندِارحم الراحمین است.از آنجا که اینها در دنیا آن گونه که باید قدر خداوند رانشناخته اند،در آخرت هم قادرنیستند آن طور که شایسته خداوند است( شأن و) قدر او رابشناسند.به همین دلیل است که می بینید به جای خواندن او، از بنده اش درخواست می کنند تا شفاعت آنهارا در نزد خداوند بکند! چطور می شود نزد کسی که خود ازهمه کسان مهربانتر است شفاعت کرد ؟رحم خداوند به بنده اش بیش از رحم پدران و مادران و فرزندان وعشیره(خاندان)شان است .خداوند ازملائکه مقرب و تمامی انس و جن با آنها مهربان تر و رحیم تر است.وعده او حق و او الرحم الراحمین است.
به همین دلیل است که خداوند از ما دعوت می کند تا اورا بشناسیم و از روح صفاتی که در نفس خداوند سبحان و تعالی است آگاهی و شناخت پیدا کنیم.این صفات باطنی جوهرصفات خداوندند.پاک و منزه است خداوند از آنچه که برای او شریک میگیرند...او تعالی است و بسیار والامقامتر..."سبحانه عمّا يشركون وتعالى علواً كبيراً...."
این است وجز این نیست که رحمت ،غضب و رضایت جزو صفات روح نفس خدا هستند. جزاین نیست که رضایت خداوند از تمام بندگانش(رضوان اللهِ علیِ عباده)نعیم اعظم خداوند (نعیمی بزرگتر از بهشت )است.آن انصاری که خود را (خادم رسول الله ) نام نهاده است جزء انصار سابقین اخیار نمی دانم زیرا او صفت رضوان نفس الله را به عنوان نعیم بزرگتر از بهشت انکار می کند و بنابراین دستور دادیم تا لقب (انصار سابقین اخیار ) از زیر اسمش باز پس گرفته شود تا اینکه یقین پیدا کند.بر اوست که به جستجوی حقیقت بازگردد و با امام مهدی ناصر محمد یمانی به بحث بپردازد تا یا اوحجتی بر ما اقامه کند و یا ما براو حجت حق بیاوریم.اگر هرچیزی به غیر نعیم اعظم را انکار کند می تواند این صفت را زیر نام خود بگذارد و حق اوست که در مورد اختلاف با ما مجادله کند.اما نمی شوداساسی را که "دعوت مهدیه" بر آن پایه نهاده شده است ؛یعنی اینکه" نعیم رضوان نفس خداوند؛ همان نعیم بزرگتر از بهشت است " رامنکر شود .فتوای ما درمورد تحسر خداوند در نفسش را انکار کرده و بخواهد آن رابه تحسر بندگان برخودشان محدود کند باوجود این فکر کند خداوند علم کتاب را به او عطا کرده یا ازعلم از کتاب را به او آموخته است.بنابراین ای کسی که خود را (خادم رسول الله ) نامیدی بر توست برادر گرامی که به آن گروهی که با امام مهدی (عبد الانعیم الاعظم ) مجادله می کنند برگردی ، شما همانند دکتور احمد عمرو هستی که با ما در دعوت به تحقق رضوان الله بر بندگانش ، نعیم بزرگتر از بهشت مجادله می کند
سبحان الله؛دکتر احمد عمرو چطور میتوانی فتوا بدهی رضوان خداوند تنها جزئی از نعیم است! اگر رضوان خداوند نباشد چگونه عطر بهشت نعیم از فاصله ای به اندازه هزارسال به مشام جانها میرسد؛رضوان خداوند اصل اساسیست و خداوند خلایق را نیآفریده جز برای اینکه اورا بدون قرار دادن شریکی عبادت کرده و در پی رضوان الله باشند. همانا که بهشت را جزاء پیروی از رضوان خداوند و آتش جهنم جزاء نافرمانی خود قرارداده است.پس از نادانان (و جاهلان ) مباش.
ما یحبّهم الله و یحبّونه (کسانی که خدا دوستمان دارد و مانیز اورا)،رضوان خداوند را هدف نهایی خود قرار داده ایم.راضی نمی شویم تا او راضی شود و رضایت او نعیم اعظم ماست . این به این معنی نیست که ما بهشت خداوند را نمی خواهیم،چه کسی جنات النعیم را رد میکند؟!ولی ای مرد،چگونه ما در بهشت نعیم خداوند و با حور العین باشیم در حالی که دوست داشتنی ترین(حبیب ما) ؛برای بندگان گمراهش متحسر و حزین باشد. کسانی که به هنگام دگرگونی صورتشان در آتش صدایشان را می شنود.و خداوند تعالی می فرماید:
{يَوْمَ تُقَلَّبُ وُجُوهُهُمْ فِي النَّارِ‌ يَقُولُونَ يَا لَيْتَنَا أَطَعْنَا اللَّـهَ وَأَطَعْنَا الرَّ‌سُولَا ﴿٦٦﴾ وَقَالُوا رَ‌بَّنَا إِنَّا أَطَعْنَا سَادَتَنَا وَكُبَرَ‌اءَنَا فَأَضَلُّونَا السَّبِيلَا ﴿٦٧﴾ رَ‌بَّنَا آتِهِمْ ضِعْفَيْنِ مِنَ الْعَذَابِ وَالْعَنْهُمْ لَعْنًا كَبِيرً‌ا ﴿٦٨﴾}
صدق الله العظيم [الأحزاب]
{در آن روز که صورتهای آنان در آتش (دوزخ) دگرگون خواهد شد (از کار خویش پشیمان می‌شوند و) می‌گویند: «ای کاش خدا و پیامبر را اطاعت کرده بودیم!» (۶۶) و می‌گویند: «پروردگارا! ما از سران و بزرگان خود اطاعت کردیم و ما را گمراه ساختند! (۶۷) پروردگارا! آنان را از عذاب، دو چندان ده و آنها را لعن بزرگی فرما!» (۶۸)}
ای خادم رسول الله ،کلام خدا را از جایگاهش برندارو مقصوداو راعوض نکن. فرموده خداوند تعالی است که:
{يَا حَسْرَ‌ةً عَلَى الْعِبَادِ ۚ مَا يَأْتِيهِم مِّن رَّ‌سُولٍ إِلَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ ﴿٣٠﴾ أَلَمْ يَرَ‌وْا كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّنَ الْقُرُ‌ونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لَا يَرْ‌جِعُونَ ﴿٣١﴾ وَإِن كُلٌّ لَّمَّا جَمِيعٌ لَّدَيْنَا مُحْضَرُ‌ونَ ﴿٣٢﴾}
صدق الله العظيم [يس]
{فسوس بر این بندگان که هیچ پیامبری برای هدایت آنان نیامد مگر اینکه او را استهزا می‌کردند! (۳۰) آیا ندیدند چقدر از اقوام پیش از آنان را هلاک کردیم، آنها هرگز به سوی ایشان بازنمی‌گردند (۳۱) و همه آنان (روز قیامت) نزد ما احضار می‌شوند! (۳۲)}
ای مرد،از آنجا که تعریف صفات نفسیه روح خدا رانمیدانیدو بین صفات نفسیه روحش و صفات ذاتی او تمایزی قایل نمی شوید ،تحسر خدا در نفسش را انکار میکنید. چرا که صفات ذاتی خداوند صفاتی ازلی هستند که نه در دنیا و نه در آخرت تغییر و تحولی نخواهند داشت .اما امام مهدی از شما دعوت میکند تا صفات روحی خداوند را به شما بشناساند صفتهایی که درنفس متعالی او هستند .از این صفت ها رضوان در نفسش است ،همان نعیمی که از جنات النعیم در نزد قومی که "خدا دوستشان دارد و آنها نیز اورا"(قوم یحبهم الله ویحبونه) بزرگتراست . به همین علت است که تا او راضی نشود راضی نخواهند شد. آنها بر این شاهدند واینکه امام مهدی حقیقتاً آن بنده آگاه به خداوند رحمن است. و گواهی آن برایتان ،فرموده خداوند تعالی است که:
{الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَىٰ عَلَى الْعَرْ‌شِ ۚ الرَّ‌حْمَـٰنُ فَاسْأَلْ بِهِ خَبِيرً‌ا ﴿٥٩﴾}
صدق الله العظيم [الفرقان]
{همان کسی که آسمانها و زمین و مابین آنها را در شش روز آفرید و سپس بر عرش استیلاء یافت، اوست خداوند رحمان، و درباره‌اش از فردی‌ آگاه[خبیر] بپرس‌ (۵۹)}
وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..
برادرتان امام مهدي عبد النّعيم الأعظم ناصر محمد يماني.
اضغط على الصورة لفتحها بصفحة مستقلة