۱۳۹۲ آذر ۳, یکشنبه

بیان حقیقت اسراء و معراج از قرآن

اضغط على الصورة لفتحها بصفحة مستقلة 
 
 بیان حقیقت اسراء و معراج از قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم
ای سؤال کننده بدان که فرمان بجا آوردن نماز مستقیمأ و از ورای حجاب در شب عروج(لیلة الاسراء) محمد رسول الله از مسجد الاقصی و معراج وی تا سدرة المنتهی به او ابلاغ شد در آن شب خداوند آیات بزرگش را نه در رؤیا که به صورت عینی و حقیقی به او نشان داد . بدین ترتیب او از کنار اهالی آتش (اصحاب نار) عبور کرد و شیاطین انس و جنی که قبل رسیدن روز جزا مستقیماً و بدون حسابرسی وارد جهنم شده بودند را دید .همچنین کسانی که علیرغم آگاهی و یقین از اینکه ( آیات) واقعاً از جانب خداوند آمده اند؛ از آن روی گردانیدند و گناه را بر عزت ترجیح دادند.اینها همان کسانی هستند که قبل از رسیدن روز جزا و بدون حسابرسی وارد آتش می شوند و در روز حساب عذاب شدیدتری خواهند شد.

در شب معراج ،محمدٌ رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم – در مسیر خودو با جسم و روحش از کنار اهالی آتش عبور کرد و با چشم خود اهالی آتش را دید .این صعود با قدرت خداوند واحد و قهار عملی شد.گواه آن فرموده خداوند تعالی در کتابش قرآن عظیم است که :
{وَإِنَّا عَلَى أَنْ نُرِيَكَ مَا نَعِدُهُمْ لَقَادِرُونَ}
صدق الله العظيم [المؤمنون:95]

{و یقیناً ما تواناییم که آنچه را به آنها وعده می دهیم؛ به تو نشان دهیم .}
واین صعود با وجود فاصلۀ بسیار زیاد بین زمین(ثری) و سدرة المنتهی عملی شد. سدرة المنتهی حد نهایی صعود و معراج مخلوقات است و بعد آن خالق است. 
سدرة المنتهی آن درخت مبارکی است که نه شرقیست و نه غربی ؛چرا که به شرق و غرب عرش ملکوت احاطه دارد. اگر قرار بود شرقی باشد میدانستیم که اندازه آن کوچک است چرا که می شود آن را در مکان شرقی پیدا کرد .اگر غربی هم بود به همین ترتیب. باوجود مشرق ها و مغرب ها -مشارق و مغارب-
 ² اگر کوچک بود یا در شرق و یا درغرب بود .در حالی که آنچه ما در قرآن پیدا می کنیم اینست که نه شرقیست و نه غربی.سپس در پی یافتن این درخت مبارک و راز و محل آن برآمدیم و دریافتیم که این درخت(همان) عرش عظیم است که به تمام آسمان ها و زمین محیط می باشد و بهشتی را هم که عرضش به اندازه آسمان ها و زمین است- بالجنّة التي عرضها كعرض السموات والأرض- دربرمی گیرد.
ممکن است کسی سؤال کند:
"اگر عرض بهشت به اندازه آسمان و زمین است ،پس طول آن چقدر است؟"جواب اینست که کره فاقدطول بوده وفقط عرض دارد. جهان هستی کروی شکل است و چهارده کره آنرا دربر میگیرد .این کرات شامل آسمان های هفتگانه و سپس بهشتی است که عرض آن به اندازه آسمان ها و زمین است.هر آسمان از آسمان قبلیش بزرگتر بوده و آنرا دربرمی گیرد. در این حالت آسمان دنیا(همین آسمان ما) کوچکترین آنها و طبقه اول است. بعد آن آسمان طبقه دوم قرار دارد که از قبلی بزرگتر می باشد.هر آسمانی ،آسمان کوچکترش را در بر می گیرد تا به آسمان هفتم برسیم که بزرگ ترین آسمان بوده و تمام آسمانهای قبلی را در دل خود دارد . این آسمان بزرگ ترین حجم را داراست.این معنی فرموده خداوند تعالی است که:
{وَالسَّمَاءَ بَنَيْنَاهَا بِأَيْيدٍ وَإِنَّا لَمُوسِعُونَ}
صدق الله العظيم [الذاريات:47]

{و(ما) آسمان را با قوت (و قدرت عظیم) بنا کردیمو بی گمان قادریم آن را وسعت دهیم(پهناور کنیم)}
این یعنی هر آسمانی ؛ آسمان کوچکتر را دربرمیگیرد؛ پس آسمان اول توسط آسمان دوم که وسعتش بیشتر است ،احاطه شده است .هر چه که بالاتر برود و بنایشان وسیع تر می شود تا به آسمان هفتم برسد. بعد آن کرۀ بهشت است که عرضش به اندازه آسمان ها و زمین بوده و تا مرکز جهان (زمین ) میرسد و هستی از انفجار همین مرکز شکل گرفته است. بعد از بهشت ،آن درخت مبارک قرار دارد که تمام آفریده های خداوند را دربر گرفته است. این آخرین مرز خلقت خداوند و انتهای محدوده ملکوت است که تمام آنچه که آفریده شده ؛ و تمام مخلوقات را شامل میشود(در دل خود دارد) و (بالاخره و) بالاتر (ازهمه) خالق است . نور خالق (خداوند تعالی) سدرة المنتهی را پوشانده است( اشاره به آیه16 سوره نجم: اذْ يغْشَى السِّدْرَةَ مَا يغْشَى :در آن هنگام که چيزي [= نور خيره‌کننده‌اي‌] سدرة المنتهي را پوشانده بود) .این درخت نشانه بزرگیست که با آن می توان مکان بهشت را که درست نزدیک درخت است پیدا کرد. می دانیم اندازه بهشت به اندازه عرض آسمان ها و زمین است ؛ پس سدرة المنتهی از بهشتی که آسمانها و زمین را دربر دارد، بزرگتر است. خداوند برای اهل تفکر و اندیشه اندازه آن را در قرآن توصیف نموده است. خداوند تعالی می فرماید:
{عِندَهَا جَنَّةُ الْمَأْوَىٰ ﴿15﴾}صدق الله العظيم [النّجم]
{که «جنة المأوی» نزد آن (درخت) است.}
فکر کنید یکی از شما از من بپرسد خانه فلان کس کجاست ، اگر جواب من این باشد که کوه فلان در کنارخانه قرار دارد، صحبت مرا قطع کرده و می گوید:" چطور مگر کوه نسبت به خانه نشانه بزرگتری نیست؟باید بگویی فلان خانه کنار فلان کوه است" .جواب من اینست که راست میگویی؛ خداوند هم راست می گوید که:
{عِندَهَا جَنَّةُ الْمَأْوَىٰ ﴿15﴾} 
،به همین دلیل درخت از بهشت که عرضش به اندازه آسمان ها و زمین است بزرگتراست. آیا گمان می کنید این درخت کوچکست؟ پس چطور بهشتی که به بزرگی آسمان ها و زمین است درکنارش قرار دارد؟ آیا فکر نمکنید؟ این ازآیات بزرگ خداوند است که محمد رسول الله در انتهای راه معراج آنرا دید و از ورای آن کلمات خداوند به او القا شد .گواهی آن فرموده خداوند تعالی است که:

{وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْيًا أَوْ مِن وَرَاء حِجَابٍ}
صدق الله العظيم [الشورى:51]


و {برای هیچ بشری (ممکن) نیست که خدا با او سخن بگوید, مگر با وحی یا از پس حجاب}
آیا گمان میکنید خداوند در بقعه مبارکه(بارگاه مبارک) بر موسی عیان شد و با او حرف زد؟(خیر) بلکه خداوند از ورای درخت مبارک (سدرة المنتهی)نجوای خود را به (گوش)او رساند و موسی علیه الصلاة و السلام روی زمین بود . 
و خداوند تعالی می فرماید:
{فَلَمَّا أَتَاهَا نُودِيَ مِن شَاطِئِ الْوَادِ الْأَيْمَنِ فِي الْبُقْعَةِ الْمُبَارَكَةِ مِنَ الشَّجَرَةِ أَن يَا مُوسَىٰ إِنِّي أَنَا اللَّـهُ ربّ العالمين ﴿30﴾}
صدق الله العظيم [القصص]

{چون موسی به آن ( نار =نور) نزدیک شد به او از جانب راست آن وادی در آن بارگاه مبارک از درخت (مقدس) ندایی رسید که ای موسی منم خدای یکتا پروردگار جهانیان..}

ممکن است افراد گمراه از این آیه استفاده کرده و تفسیر باطلی برای آن ارائه دهند.اما کلام خداوند در قسمت اول آیه به موقعیت مکانی موسی در آن بارگاه مبارک در جانب راست وادی اشاره دارد، اما صوت از درخت (سدرةالمنتهی) است؛به همین دلیل است که خداوند می فرماید که با موسی از درخت صحبت کردیم و خداوند سبحان می فرماید:
{نُودِيَ مِن شَاطِئِ الْوَادِ الْأَيْمَنِ فِي الْبُقْعَةِ الْمُبَارَكَةِ مِنَ الشَّجَرَةِ أَن يَا مُوسَىٰ إِنِّي أَنَا اللَّـهُ ربّ العالمين ﴿30﴾}
اما حکمت آتش ،کشاندن موسی به آن بارگاه مبارک بود که در حقیقت آتش هم نبود بلکه نوربود ولی موسی تصور کرد آتش است. زمانی که موسی (به نزدیک آن) رسید آتشی پیدا نکرد ؛بلکه نوری را دید که از سدرةالمنتهی میامد .اما موسی متوجه نشد که نور از آسمان می آید و آنرا پهن برزمین میدید. همین نیز موسی علیه الصلاة و السلام را وحشت زده کرد؛ سپس پایش را روی آن نورپهن شده روی زمین گذاشت اما با شگفتی متوجه شد که آن نور حرارت ندارد ،و از درخت سدرةالمنتهی صدای خوش آمد برآمد:
{نُودِيَ أَنْ بُورِكَ مَنْ فِي النّارِ وَمَنْ حَوْلَهَا وَسُبْحَانَ اللَّهِ ربّ العالمين}
صدق الله العظيم [النّمل:8]

{ندا داده شد که :«مبارک باد کسی که در آتش(نور) است و کسی که پیرامون آن است. و منزه است خداوندی که پروردگار جهانیان است.}
این موسی بود که بعد از ورود به دایره ای که تصور می کرد آتش است؛ تبرک شد. آنجا بود که مشاهده کرد آن نور از آسمان میآید؛لذا سر خود رابالا کرد تا نور خداوند را که از سدرةالمنتهی منبعث می شد تماشا کند و سپس خداوند به موسی فهماند که این نور از نور وجه خداوند سبحان منبعث شده است ؛به همین دلیل خداوند تعالی می فرماید:{يَا مُوسَىٰ إِنَّهُ أَنَا اللَّـهُ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ﴿9﴾}
صدق الله العظيم [النّمل]

{ ای موسی! آن منم که خداوند عزیز و حکیم هستم.}
و چنین است که خداوند نور آسمان ها و زمین است وکسی که خداوندبرای او نوری قرارنداده است، پس(هیچ)نوری برای اونیست ³. ما هنوز ادله زیادی برای بیان و تأویل راستین و حق این آیه داریم، ولی مسیح دجال می خواهداز این آیه (سوء)استفاده بکند تا او (دجال )را به شکل انسانی ببینید که از میان آتش سحرآمیزی که هیچ اساس واقعی ندارد با شما سخن می گوید واین دشمن فرومایه خداوند با اتکاء به این آیه خواهد گفت که قرآن را او فرستاه است و یاران او این تأویل باطل را رواج داده و برای او زمینه سازی میکنند.اما ما می دانیم چیزی شبیه خداوند نیست؛ لذا خداوند نه شبیه انسان است و نه مخلوقات او در آسمان ها و زمین به او شباهتی دارند...هیهات هیهات از مکرشان... 
وخداوند نور نیست بلکه نور از وجه او منبعث می شود وخداوند
 به مراتب بالاتر از اینست . 
خداوند سبحان و تعالی می فرماید:
{اللَّـهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ ۖ الْمِصْبَاحُ فِي زُجَاجَةٍ ۖ الزُّجَاجَةُ كَأَنَّهَا كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِن شَجَرَةٍ مُّبَارَكَةٍ زَيْتُونَةٍ لَّا شرقيّة وَلَا غربيّة يَكَادُ زَيْتُهَا يُضِيءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ ۚ نُّورٌ عَلَىٰ نُورٍ ۗ يَهْدِي اللَّـهُ لِنُورِهِ مَن يَشَاءُ ۚ وَيَضْرِبُ اللَّـهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ ۗ وَاللَّـهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ﴿35﴾}
صدق الله العظيم [النّور]

{الله نور آسمانها وز مین است، مَثل نور او همانند چراغدانی است که در آن چراغی (افروخته) باشد، که آن چراغ در (میان) شیشه ای است، آن شیشه گویی ستاره ای درخشان است، این چراغ با (روغن) درخت پر برکت زیتون افروخته می شود، که نه شرقی است و نه غربی، نزدیک است که روغنش بدون تماس با آتش شعله ور شود، نوری است افزون بر نور، و خداوند هر کس را بخواهد به نور خود هدایت می کند، و خداوند برای مردم مثلها می زند، و خداوند به هرچیزی آگاه است.}
روی ذات خدا فکر نکنید،چطور می خواهید در باره چیزی که مانند ندارد تفکر کنید؟ از خلال نشانه های خداوند که در دستان شما و در بالای سر و زیر پایتان است به عظمت خداوند تعالی پی ببرید . به خلقت آسمان ها و زمین بیندیشید؛ در وجودتان چیزی جز تعظیم در برابر خالق عظیم نخواهید یافت ؛ از شناختن عظمت خداوند سبحان اشک از چشمانتان جاری شده و سپس می گویید :"ربنا ما خلقت هذا باطلا سُبحانك فقنا عذاب النّار.."
مجبور شدم که در مورد حقیقت معراج محمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم – از خاک به سدرةالمنتهی این برهان را بیاورم.معراجی که با کالبد و روح صورت گرفت تا نشانه های بزرگ خداوندش را به چشم یقین ببیند .سپس از جانب خداوند مستقیما وحی در مورد نمازهای پنجگانه به او فرستاده شد. خداوند این نمازها را عامل پیوند بین عبد و معبود قرار داده است وهرکس آنها را برپا دارد ؛دین خداوند را اقامه کرده وتخریب این پیوند تخریب دین خداست. ببینید اهالی آتش به سؤال مؤمنین در مورد علت ورودشان به آتش چه جواب می دهند:

{مَا سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ ﴿42﴾ قَالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ ﴿43﴾}
صدق الله العظيم [المدثر]

{چه چیز شما را به «سقر» (دوزخ) درآورد؟(42)گویند: «ما از نمازگزاران نبودیم.(43)}
یکی از مسلمانانی که اهل نماز نیست خواهد گفت:"این آیه به کفار اختصاص دارد"و جواب من به او اینست که:اگر نماز نمی خوانی از آنها هستی ؛ ترک نماز خط فاصل بین ما و آنهاست. پس اگر پیشانی خود را درمقابل خداوندت بر زمین نگذاری ؛به ناحق تکبر ورزیده ای و از امر خداوندت نافرمانی نموده ای ؛ از فرمان شیطان برای عدم سجده در برابر خداوندو رب العالمین پیروی کرده ای و آنروزی که از آنها و دوستانشان خواسته شود سر بر خاک بگذارند ؛قادر به انجامش نیستند چرا که در این جهان علیرغم سالم بودن حاضر به سجده در برابر خداوند نشدند.
اضغط على الصورة لفتحها بصفحة مستقلة