۱۳۹۲ آذر ۳, یکشنبه

گفتاری مختصر در باره مسیح کذاب و بی شرم.

اضغط على الصورة لفتحها بصفحة مستقلة

لإمام ناصر محمد اليماني
06-22-2007,
10:49 PM
گفتاری مختصر در باره مسیح کذاب و بی شرم.
بسم الله الرحمن الرحيم، 
والصلاة والسلام على جميع الأنبياء والمُرسلين من أولهم إلى خاتم مسكهم محمد صلى الله عليه وآله وسلم، وعلى من والاهم في كُل زمان ومكان إلى يوم الدين،
 ثم أما بعد ..
ای مسلمانان، سزاوار است که در بیان قرآن عظیم به جز حق به خداوند نسبت داده نشود؛ لذا آنچه را که نمی دانید به خداوند نسبت ندهید.
گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :
{فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ‌ إِن كُنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ ﴿٤٣﴾} 
 صدق الله العظيم [النحل]
{اگر نمی‌دانید، از عالمان به قرآن(اهل ذکر) بپرسید}
ای مسلمانان (بدانید) به درستی که خداوند مرا برای نجات شما از فتنه مسیح کذاب برانگیخته است .احادیثی هستند که با باطل جلوه دادن حق و حق جلوه دادن باطل باعث گمراهی، آشوب و اختلاف (فتنه) می گردند.مسیح کذاب قصد دارد خود را عیسی مسیح پسر مریم معرفی کرده و سپس ادعا کند که رب العالمین است؛ و از آنجایی که دروغ می گوید نام او مسیح کذاب گذاشته شده است،از فرزند مریم شایسته نیست که چنین ادعایی( ربوبیت) کند. خداوند در قرآن به شما آگاهی داده است که او همان شیطان رانده شده از درگاه خداوند است.ای مسلمانان بدانید که اگر فضل خداوند بر شما نبود که از زبان مهدی منتظر بیان حق قرآن عظیم را به سویتان بفرستد، جز اندکی همگی پبرو شیطان می شدید واین تأویل حق فرمایش خداوند تعالی است:
{وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَ‌زُوا مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ‌ الَّذِي تَقُولُ ۖ وَاللَّـهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ ۖ فَأَعْرِ‌ضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ وَكِيلًا ﴿٨١﴾ أَفَلَا يَتَدَبَّرُ‌ونَ الْقُرْ‌آنَ ۚ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ‌ اللَّـهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرً‌ا ﴿٨٢﴾ وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ‌ مِّنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ ۖ وَلَوْ رَ‌دُّوهُ إِلَى الرَّ‌سُولِ وَإِلَىٰ أُولِي الْأَمْرِ‌ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنبِطُونَهُ مِنْهُمْ ۗ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّـهِ عَلَيْكُمْ وَرَ‌حْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلَّا قَلِيلًا ﴿٨٣﴾} صدق الله العظيم [النساء]
{ و نزد تو به زبان اظهار فرمانبرداری کنند و چون از حضور تو دور شوند برخلاف گفته تو را ( نوشته و )پنهان می کنند، و خدا اندیشه پنهان آنها را خواهد نوشت. پس (ای پیغمبر) از آنها روی بگردان وبه خدا اعتماد کن، که تنها خدا تو را نگهبان کافی است. (۸۱) آيا به قرآن نمى‌انديشند؟ هرگاه (احادیث)از سوى کسی جز خدا مى‌بود، اختلافى بسيار(با قرآن) مى‌يافتند. (۸۲) و هنگامی که (کلامی)از ایمنی یا ترس به آنها برسد از آن درمیان خود سخن می گویند ،در حالی که اگر آن را به پیامبر و صاحبان امرشان باز می گرداندند،از حقیقت امر آگاه می شدند،و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود،جز اندکی،(همگی) از شیطان پیروی می کردید. }
تأویل درست و برحق این آیه رابرایتان می آورم. این بر اساس گمان شخصی و اجتهاد نیست، درباره حق، گمان کردن بی فایده بوده و کسی را بی نیاز نمی کند بلکه باید در نه باقیاس و نه با اجتهاد بلکه با بیان حق از خود قرآن مورد هر موضوعی از نص قرآن استفاده نمود، وحی جدیدی نیز در کار نیست.با اذن خداوند این شما و این تأویل حق (آیات ) در جواب سؤالات فرضی:
س1-
این گروه از مؤمنان که برای شنیدن احادیث رسول الله -صلى الله عليه وآله وسلم- در محضر رسول الله -صلى الله عليه وآله وسلم- حاضر می شدند ولی بعد از خروج از نزد وی چیزی غیر از آنچه ایشان- عليه الصلاة والسلام- فرموده بودند را در نزد خود پنهان می کردند، چه کسانی هستند؟
ج1-
آنها گروهی شیاطین بشرویهودیان منافقی بودند که به حضور محمد رسول الله -صلى عليه وآله وسلم - آمده و در برابراو به یکتایی خداوند ورسالت محمد -صلى عليه وآله وسلم- شهادت می دادند تا در ظاهراز صحابه رسول الله -صلى عليه وآله وسلم- به شمار آیند و مکر خود را پنهان می کردند. آنها می خواستند جزو کسانی باشند که بتوانند از محمد رسول الله -صلى عليه وآله وسلم - روایت نقل کنند تا احادیثی غیرازآنچه که محمد رسول الله صلى الله عليه وسلم بیان کرده اند برای برخی ازمؤمنان نقل کنند . به این ترتیب با استفاده از احادیث، باعث رویگرداندن و گمراه شدن مؤمنان از سبیل الله شوند چرا که می دانستند از راه (تحریف ) قرآن قادر به تحقق این خواسته نیستند و خداوند به مؤمنان وعده داده است که قرآن از تحریف مصون خواهد ماند. این گروه ،همان هایی هستند که خداوند در سوره دیگری از آنها سخن به میان آورده و سوره ای در باره آنها نازل نموده است . خداوند تعالی می فرماید:
{إِذَا جَاءكَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُون (1)َاتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّهِ إِنَّهُمْ سَاء مَا كَانُوا يَعْمَلُون(2)} صدق الله العظيم [المنافقون]
{هنگامی که منافقان نزد تو آیند، گویند: «ما گواهی می‌دهیم که یقیناً تو فرستادة الله هستی» و الله می‌داند که بی‌گمان تو فرستادة او هستی، و الله گواهی می‌دهد که منافقان یقیناً دروغگو هستند.(1)آنها سوگندهای خود را سپر قرار دادند، پس (مردم را) از راه الله باز داشته و منحرف کردند، به راستی کار بسیار بدی انجام می‌دهند.(2) }
روشی که برای دور کردن مردم از خداوند و پیامبرش استفاده می کردند این گونه بود که غیر از مطالب ایشان عليه الصلاة والسلام را پنهانی می کردنداما در حضورش سخن حق می گفتند! و رسول خداوند سخنان آنان را تحسین می کرد؛ به این ترتیب وقتی صحابه واقعی می دیدند رسول الله از گفتارآنها شگفت زده شده اند؛ به آنها اعتماد کرده و مطالب را از آنان می گرفتند. (منافقین) بعد از خروج (از محضر رسول الله) مطالبی غیر از آنچه که ایشان عليه الصلاة والسلام فرموده بودند را پنهان می کردند تا باعث انحراف مؤمنان از حق وبه خصوص بعد از وفات محمد رسول الله صلى الله عليه شوند
س2-
ولی خداوند در سوره المنافقون محمد رسول الله را از وضعیت آنها آگاه کرد؛ چرا ایشان این گروه را طرد نکردند؟
ج2-
رسول الله آنهارا طرد نکرد، زیرا امر خداوند این بود که طرد نشوند وتنها از آنها روبرگرداند ولی خود آنها (منافقین) را برحذر داشت.خداوند تعالی می فرماید:
{وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَ‌زُوا مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ‌ الَّذِي تَقُولُ ۖ وَاللَّـهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ ۖ فَأَعْرِ‌ضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ وَكِيلًا ﴿٨١﴾} صدق الله العظيم[النساء]
{ و نزد تو به زبان اظهار فرمانبرداری کنند و چون از حضور تو دور شوند برخلاف گفته تو را پنهان می کنند، و خدا اندیشه پنهان آنها را خواهد نوشت. پس (ای پیغمبر) از آنها روی بگردان و به خدا اعتماد کن، که تنها خدا تو را نگهبان کافی است. (۸۱)}
س3-
چرا خداوند به رسولش فرمان داد که از آنها روبرگرداند وطردشان نکند؟
ج3-
امر خداوند به رسولش درباره عدم طرد آنها به این دلیل بود تا کسانی که بیان حق قرآن را باور کرده و به ریسمان الهی چنگ زده و پای بندند را از کسانی که - با وجودی که تصور می کردند مؤمنند -از بیان حق قرآن روبرگردانده و به دنبال احادیثی می روند که به کلی مخالف حدیث خداوند (یعنی قرآن) است جدا کند. از آنجا سنت از جانب کسی غیر از خداوند و رسولش نیست ، پس مؤمنان اختلافات بزرگی را بین احادیث جعلی و دروغ با قرآن پیدا می کنند ، اگر در آیات محکم و واضح و روشن قرآن اندیشه کنند نه در آیات متشابه. خداوند تعالی می فرماید:
{وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَ‌زُوا مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ‌ الَّذِي تَقُولُ ۖ وَاللَّـهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ ۖ فَأَعْرِ‌ضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ وَكِيلًا ﴿٨١﴾} صدق الله العظيم[النساء]
{ و نزد تو به زبان اظهار فرمانبرداری کنند و چون از حضور تو دور شوند برخلاف گفته تو را پنهان می کنند، و خدا اندیشه پنهان آنها را خواهد نوشت. پس (ای پیغمبر) از آنها روی بگردان و به خدا اعتماد کن، که تنها خدا تو را نگهبان کافی است. (۸۱)}
س4-
قضیه امر خداوند مِّنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ چیست ؟
ج4-
اما{أمر مِّنَ الْأَمْنِ} این کلام خداوند تعالی است که : 
 {وَمَا آتَاكُمُ الرَّ‌سُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا ۚ} 
 صدق الله العظيم [الحشر:7] چراکه هرکسی که از خداوند و رسولش اطاعت کند در حیات دنیا و در روز قیامت در امان است.
اما منظور این کلام { أَوِ الْخَوْفِ } مکر و فریب شیاطین بشر یهودی است که مسلمانان گمان کنند که این روایت از جانب رسول الله صلى الله عليه وسلم است .
اما معنی کلام { أَذَاعُوا بِه} ، این اختلاف علمای امت در باره صحت این حدیث است .عده ای آن را از جانب رسول الله می دانند و عده ای تکذیب می کنند، عده دیگری نیز آن را ضعیف دانسته واز راوی ایراد می گیرند و لذا بین علمای امت اختلاف بروز می کند. در حالی که اگر آن را در معرض قضاوت قرآن عظیم قرار دهند کسانی که صاحب امر و از ائمه هستند حقیقت را درخواهند یافت و حکم حق درباره آن حدیث را استنباط کرده و با دلایلی که از نص قرآن می آورند، ثابت می کنند روایت از جانب خداو رسولش است و یا با دلایلی از نص قرآن دروغ بودن آن را نشان می دهند چرا که اگر حدیث از جانب خداو رسولش نباشد با حدیث خداوند (قرآن) اختلاف زیادی خواهد داشت . از اینجاست که صاحبان امر (أولوا الأمر) و اهل ذکر متوجه می شوند که حدیث از جانب خداو رسولش نیست که با حدیث خداوند اختلاف دارد، و چه کسی راست گو تر از خداوند است؟
س5-
معنی این کلام در همان آیه 
 {وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّـهِ عَلَيْكُمْ وَرَ‌حْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلَّا قَلِيلًا ﴿٨٣﴾} چیست؟
ج5-
منظور مسلمانان است که اگر فضل و رحمت خدواند نبود، جز اندکی بقیه پیرو شیطان می شدند .از آنجا که یهودیان توانستند سنت رسول الله - صلى الله عليه وسلم – را با احادیث باطل آلوده سازند؛ به طوریکه بر ضد مهدی منتظر باشد و منجر به تکذیب او از سوی مسلمانان و پیروی از دشمن او شیطان رانده شده -که همان مسیح کذاب است - گردد؛ مهدی منتظر کتاب جدیدی را با خود نیاورده است ؛بلکه با بیان راستین و حق از قرآن ؛ و با مرجعیت قرار دادن بیان حق قرآن حدیث حق را برایتان از حدیث باطل جدا می کندو به همین دلیل هم هست که مردم را با (آیات) قرآن مورد خطاب قرار داده و توصیه می کند همان طور که خداوند امر نموده با تدبر به آن بنگرند. یمانی منتظر همان مهدی منتظر است .او فضل و رحمت خداوند برشماست تا به اذن خداوند شما را نجات دهد ؛ درغیر اینصورت ای مسلمانان ( آگاه باشید) بجز عده کمی بقیه پیرو شیطان (مسیح کذاب) خواهید شد. به همین به مهدی منتظر منجی گفته می شود ، نجات از چه ؟ از فتنه شیطان رانده شده که همان مسیح کذاب است. قبلاً برایتان روشن کردیم چرا به مسیح کذاب گفته می شود ؛ او ادعا خواهد کرد که عیسی مسیح پسر مریم است و با سوءاستفاده از برانگیختگی اولیه ( بعث اول) و بهره گرفتن از اعتقاد مسیحیان ( درمورد ربوبیت مسیح) خود را خدا خواهد خواند ، تا به مردم نشان دهد که مغضوب علیهم و ضالین بر حق اند و مسلمان که خدا بودن عیسی علیه السلام را انکار می کنند بر باطل هستند. به این دلیل است که خداوند تعالی به تنها مسلمانان می فرماید:
{وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّـهِ عَلَيْكُمْ وَرَ‌حْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلَّا قَلِيلًا ﴿٨٣﴾} 
صدق الله العظيم
حسین بن عمر، آیا برای تو وسایر مسلمانان روشن شد که مسیح کذاب همان ابلیس وشیطان رجیم است؟ لذا در این آیه درمورد یهودیانی سخن گفته می شود که تظاهر به ایمان می کنند تا شما را با احادیث گمراه کننده و آشوب برانگیز( احادیث فتنه) آلوده ساخته و باعث شوند کسانی که در قلبشان نسبت به قرآن عظیم شک و تردیدی (و انحرافی)هست ، آنها را باور کرده و آنها را نسل به نسل برای مسلمانان روایت کنند. آنها احادیثی غیر از آنچه که محمد رسول الله صلى الله عليه وسلم فرموده بودند را پنهان کردند لذا می بینید که در همین آیه خداوند به مؤمنان امر می نماید احادیث -که مطالب خلاف بین آنها پخش ودر آنها وارد شده - رابا قرآن مقایسه کنند.سپس خداوند قاعده (حکم و قانون) را در باره مرجعیت اساسی (قرآن) به شما آموخته است یعنی هرچه که از جانب خداوند و رسولش نباشد بدون هیچ شک و تردیدی با قرآن اختلاف زیادی خواهد داشت. سپس در همین آیه از مهدی منتظر ومسیح کذاب ذکر به میان آمده است:
  {وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّـهِ عَلَيْكُمْ وَرَ‌حْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلَّا قَلِيلًا ﴿٨٣﴾}.
از من پیروی کنید تا شما را به راه راست-صراط مستقیم- هدایت کنم از شیطان رانده شده مسیح کذاب تبعیت نکنید ابلیسی که لعنت خداوند تا روز برخاستن انسان در برابر خداوند (قیامت) و در لحظه لحظه حیات بر او باشد
خداوندا من خبر دادم خداوندا شاهد باش . ای کسانی که به اینترنت دسترسی دارید خبر مرا منتشر کنید . نواب من برای تبلیغ باشید تا زمانی که خداوند اراده نماید تا بر عالمیان ظهور کنم.  
والسلام على من اتبع الهادي إلى الصراط المُستقيم..
اليماني المهدي المنتظر خليفة الله على البشر والإمام الثاني عشر من أهل البيت المُطهر الإمام ناصرمحمد اليماني
اضغط على الصورة لفتحها بصفحة مستقلة