۱۳۹۲ آذر ۶, چهارشنبه

بیان (برهان القرآن ان الشمس و القمربحُسبان..) توسط مهدی منتظر

الإمام ناصر محمد اليماني
07-02-2007, 01:36 AM
اضغط على الصورة لفتحها بصفحة مستقلة 
 
بیان (برهان القرآن ان الشمس و القمربحُسبان..) 
توسط مهدی منتظر
بسم الله الرحمن الرحيم،
 من اليماني المُنتظر خليفة الله على البشر الإمام ناصر محمد اليماني إلى الشيخ الكريم عبد المجيد الزنداني اليماني وإلى جميع عُلماء المُسلمين، السلام عليكم ورحمة الله وبركاته، السلام علينا وعلى جميع عباد الله الصالحين في الأولين وفي الآخرين، وصلّى الله على جميع الأنبياء والمرسلين من أوّلهم إلى خاتم مسكهم محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم، ثمّ أمّا بعد..
ای علمای امت ، در صورتی که مرا گمراه می دانید بیش از این شایسته نیست که در برابر من سکوت پیشه کنید و بر شما واجب است که از کیان دین حنیف اسلام دفاع نمایید ، و اگر می بینید من به حق سخن گفته و(مردم را) به سوی شاهراه حقیقت-صراط مستقیم- راهنمایی میکنم درباره شأن من سکوت کردن برازنده شما نیست.
و اما من نام خود را یمانی منتظر نهاده ام و زمانی که شما را به گفتگو دعوت کردم وبا بیان قرآن برایتان دلیل آورده وازاسرار آن را که بر شما پوشیده است به خواست خداوند برایتان توضیح دادم ، ثابت کردم که من به حق مهدی منتظرم و خداوند مرا از نظر علمی به شما برتری داده است. اگر با بیان حق شما را خاموش کردم ، جایز نیست که سکوت کرده و باید در برابر مسلمانان و تمام عالمیان به قدر و منزلت من اعتراف نمایید . و اگر شما با علم و دلایل قاطع مرا شکست دادید مردم را از شر من در امان نگاه داشته اید تا باعث گمراهی کسی نشوم. من خداوند و تمام بندگان صالح او را به شهادت می گیرم که با توضیح و بیان قرآن عظیم چنان همگی تان را به چالش بکشم که راهی جز اعتراف به شأن من و اینکه خداوند مرا از نظر علم به شما برتری بخشیده و امام امت قرارداده است نداشته باشید . اگر به سکوت خود ادامه دهید مسؤلیت ازگردن من ساقط بوده ودر پیشگاه خداوند باید پاسخگوی سکوت بناحق خود باشید. پیش از اینتعداد اصحاب کهف و داستانشان و درباره مکان آنها واینکه خداوند بعد از آنها با مردمان آبادی چه کرده است برایتان بیان نمودم . اکنون ازروی قرآن به تفصیل درباره مدت اقامت آنها سخن خواهم گفت ،از لحظه ورود به غار تا زمانی که به اذن خداوند (در آینده ) آن را ترک نمایند.گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :

{الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ بِحُسْبَانٍ ﴿٥﴾}
صدق الله العظيم [الرحمن]
{خورشید و ماه با حسابهای منظّم (خاص خود)می‌گردند، (۵)}
ابن عمر سؤال کرده و یمانی منتظر پاسخ می دهد:
س1-ابن عمر: ای امام گرانقدر تأویل حق این فرموده خداوند را برای ما روشن نما که می فرماید: {الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ بِحُسْبَانٍ ﴿٥﴾}صدق الله العظيم
ج1-یمانی منتظر: برادر گرامی از لحظه شروع حیات دنیوی راز "زمان" با دقت بسیار زیاد ودر ارتباط با حرکت خورشید و ماه تنظیم شده است.گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :

{لَا الشّمس يَنبَغِي لَهَا أَن تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَلَا اللَّيْلُ سَابِقُ النّهار ۚ وَكُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ ﴿٤٠﴾}
صدق الله العظيم [يس]
{نه خورشید را سزاست که به ماه رسد، و نه شب بر روز پیشی می‌گیرد؛ و هر کدام در مسیر خود شناورند. (۴۰)}
س2-ابن عمر: منظورتان از "ادراک" چیست؟ ومعنای" إن ادرکته"( وقتی به آن رسید یا ملحق شد) یعنی چه؟
ج2-یمانی منتظر:ادراک به این معنی است که بعد از آنکه هلال ماه در کسوف خورشید متولد شد الحاق و اجتماع با ماه صورت گیرد.لذا به جای اینکه مثل همیشه کسوف در حالت محاق ( ودر حالیکه چهره ماه تاریک بوده و هلالی را نمی توان در آن دید) رخ دهد، درآغازماه رخ می دهد . در حالت عادی بعد از محاق ،ماه از خورشید فاصله گرفته و طلوع فجر ماه آغاز می شود و این بدان سبب است که خورشید اجازه ندارد زمانی که دیگر هلال ماه متولد شده است با آن در یک خط قرار گیرد( اجتماع یا الحاق) این قانونی است که تا دنیا پابرجاست حاکم خواهد بود. حال اگر این اتفاق (غیرعادی) رخ دهد، اعلان به پایان رسیدن عمراول دنیاو طلوع کردن خورشید از سمت مغرب است. گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :
{بَلْ يُرِيدُ الْإِنسَانُ لِيَفْجُرَ أَمَامَهُ ﴿٥﴾ يَسْأَلُ أَيَّانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ ﴿٦﴾ فَإِذَا بَرِقَ الْبَصَرُ ﴿٧﴾ وَخَسَفَ الْقَمَرُ ﴿٨وَجُمِعَ الشّمس وَالْقَمَرُ ﴿٩﴾ يَقُولُ الْإِنسَانُ يَوْمَئِذٍ أَيْنَ الْمَفَرُّ ﴿١٠﴾}
صدق الله العظيم [القيامة]
{بلکه انسان می‌خواهد آنچه (از عمرش) در پیش است همه را به فجور و هوای نفس گذراند. (۵) (که دایم با شک و انکار) می‌پرسد کی روز حساب خواهد بود؟ (۶) (بگو) روزی که چشمهای خلقان (از وحشت و هول) خیره بماند. (۷) و ماه تابان تاریک شود. (۸)و خورشید و ماه جمع گردند (۹) در آن روز انسان گوید: (ای وای از سختی عذاب) کجا مفرّ و پناهی خواهد بود؟ (۱۰)}
س3-ابن عمر: آیاادراک(ملحق شدن یا رسیدن خورشید به ماه) یکی از شروط(نشانه ها) بزرگ ساعت است یا اینکه در روز قیامت رخ خواهد داد؟
ج3-یمانی منتظر:روز قیامت براساس طول روزو سال به حساب خورشید محاسبه می شود. گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :

{وَيَسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذَابِ وَلَنْ يُخْلِفَ اللَّهُ وَعْدَهُ وَإِنَّ يَوْمًا عِنْدَ رَبِّكَ كَأَلْفِ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ}
صدق الله العظيم [الحج:47]
{و کافران از تو تقاضای تعجیل در عذاب می‌کنند و هرگز خدا در وعده خود خلف نخواهد کرد، و همانا یک روز نزد خدا چون هزار سال به حساب شماست. (۴۷)}
ادراک در روز قیامت بر اساس تقویم خورشیدی که معادل هزار روز(24 ساعته) ما ست رخ می دهد ، به این ترتیب که "ادراک "قبل از حادثه طلوع خورشید از مغرب رخ می دهد تا هشداری برای مردمان باشد. به همین علت است که خداوند در قرآن ذکرفرموده اند "ادراک "قبل ازحادثه طلوع خورشید از مغرب رخ خواهد داد. گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :
{لَا الشّمس يَنبَغِي لَهَا أَن تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَلَا اللَّيْلُ سَابِقُ النّهار ۚ وَكُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ ﴿٤٠﴾}
صدق الله العظيم [يس]
{نه خورشید را سزاست که به ماه رسد، و نه شب بر روز پیشی می‌گیرد؛ و هر کدام در مسیر خود شناورند. (۴۰)}
یعنی اگر ادراک رخ داد، قبل از اینکه روزشمسی (که برابر هزار روز ماست)، به پایان برسد؛ خورشید از مغرب طلوع خواهد کرد.

س4-آیا ملحق شدن خورشید به ماه –ادراک- رخ داده اما مردم از آن غافل بوده و روی گردانند؟
ج4-یمانی منتظر: بله... و خداوند شاهد و وکیل این کلام است. در رمضان سال 1426 و رمضان 1427 وهم چنین ذیحجه سال 1427 خورشید به ماه رسید. جویندگان حقیقت با رجوع به نوشته های ستاره شناسان که درباره قوانین فلکی است می بینند که گفته شده است: هلال ماه را تنها زمانی می توان رؤیت کرد که 7تا 9 ساعت از عمر آن گذشته باشد ، حتی بعد 7 ساعت هم باچشم مسلح به سختی میتوان آنرا دید. حال ستاره شناسان به ما بگویند چطور هلال ماه دررمضان 1426 رصد شد در حالی که به گمان شما تنها سه ساعت و چهل و پنج دقیقه از عمرش می گذشت ؟ من می دانم که این حادثه شما را وحشت زده کرد!چطور می توان در حالی که تنها سه ساعت و چهل و پنج دقیقه از عمر هلال می گذرد آنرا دید؟ این غیر ممکن است! من می گویم بله اگر خورشید به ماه نرسیده باشد ،محال است.اما دوشنبه آخر شعبان هلال ماه نو متولد شد و در حالی که عمر هلال رمضان شش ساعت و چهل و پنج دقیقه بود با خورشید در یک خط قرار گرفت(اجتماع)و زمانی که خورشید غروب کرد عمر ماه به 12 ساعت رسیده بودو به همین دلیل بود که علمای شریعت قادر به رؤیت ماه شدند . باید به ستاره شناسان گفت بی هیچ شک و تردیدی سه شنبه اولین روزرمضان 1426 بوده است. با وجود این اکثر شما ادراک را انکار می کنید تا زمانی برسد که خورشید از مغرب طلوع کند و حق ثابت شود امادیگر دیر شده است ( و ایمان کسی پذیرفته نخواهد شد).

س6-ابن عمر:پیش از این برای ما ثابت کردید که از لحظه ای که حیات آغاز شد، زمان بر اساس حرکات خورشید و ماه تنظیم گردیده است. آیا ممکن است تعداد ماه های قمری را بر اساس تقویم روز قمری و ماه های خورشیدی را بر اساس تقویم روزخورشیدی به ما آموزش دهید؟
ج6-یمانی منتظر: ( به اراده خداوند)تمام اجرام آسمانی تنها دوازده ماه داشته و هر ماه سی روز وهر سال هم 360 روزاست.این قانون نظام کیهانی است و نمی توان از آن تعدی کرد . اما اهل نسیء با تجاوز از این قانون کیهانی بر کفر خود افزوده و به جنگ با خداوند و رسولش پرداخته و به مخالفت با قوانین کیهانی حاکم بر حرکات اجرام آسمانی پرداختند. خداوند تعالی می فرماید:

{إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِندَ اللَّـهِ اثْنَا عَشَرَ شَهْرًا فِي كِتَابِ اللَّـهِ يَوْمَ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأرض مِنْهَا أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ ۚ}
صدق الله العظيم [التوبة:36]
{همانا عدد ماههای سال نزد خدا در کتاب(لوح محفوظ) خدا دوازده ماه است از آن روزی که خدا آسمان و زمین را بیافرید و از آن دوازده ماه چهار ماه ماههای حرام است}
اینکه خداوند می فرماید: " ازروزی که آسمان ها و زمین خلق شده است" برای این است که مردمبدانند که این قاعده کیهانی بر تمام اجرام آسمانی حاکم است. اشتباه ستاره شناسان در این است که سال را در همه اجرام متحرک آسمانی بر اساس روز در کره زمین محاسبه می کنندواین خطای بزرگی است .اگر از تقویم زمینی (روز 24 ساعته)برای محاسبه سالهاو تقویم اجرام دیگر استفاده شود، قاعده کیهانی محاسباتی که خداوند برای شمارش سال و تقویم در کتاب خود آورده است مختل می شود.اگر ما سال قمری در سطح ماه را بر اساس روز زمینی (24 ساعت) حساب کنیم طول مدت آن تنها 12 روزقمری خواهد بود که این اشتباه بزرگی است. پس جایز نیست که سال هر کوکبی را بجز بر اساس روز همان کوکب که حاصل دوران آن به دور خود است محاسبه کنیم. آیا شما سال زمین را بر اساس روز قمری تعیین می کنید؟ خیر بلکه با استفاده از طول روز در زمین است پس ماهتان سی روز و سالتان 360 روز( بر حسب روز زمینی) است.پس چرا ستاره شناسان در مورد سایر اجرام از این قاعده استفاده نمی کنند و سال هر کوکب متحرک را بر اساس روز خود آن محاسبه نمی کنند؟ ای ستاره شناسان شما جایز نیستید سال قمری را بر اساس روز زمینی تان محاسبه نمایید چراکه در آن صورت قادر نخواهید بود ماهش را سی روزه و سالش را 360 روزه قرار دهید. این امر عملی نیست مگر آن که سال قمری بر اساس طول مدت روز برای خود کره ماه محاسبه شود.خداوند مدت روز قمری( روز به حساب کره ماه) را طوری تنظیم کرده است که معادل سی روز شما شود. لذا دوازده روز قمری معادل دوازده ماه شما می شود و سالتان نیز 360 روزو بر حسب محاسبات زمینی شماخواهد بود در حالی که این زمان بر روی کره ماه تنها دوازده روز است. روش علمی درست این است که اگر می خواهید سال را در روی کره ماه و با تقویم قمری محاسبه کنید باید بر اساس مدت روز در خود ماه اقدام نمایید . پس یک ماه قمری برابر سی روز قمری خواهد بود سپس می توانید آن را به حساب روزهای زمینی تبدیل کنید تا بفهمید یک ماه قمری چند روز شما خواهد بود.خواهید دید یک ماه قمری معادل سی ماه زمینی خواهد شد .اما فراموش نکنیددر تقویم قمری این مدت تنها معادل یک ماه است.
حال به سراغ سال قمری می رویم که بدانیم چند روز زمینی می شود.اول از همه باید سال قمری را بر اساس روز قمری محاسبه کرد .پس سال قمری بدون کم و زیاد برابر 360 روز بر حسب محاسبات قمری است. حال سال قمری را به حساب زمینی( با روز 24 ساعته )تبدیل می کنیم که می شود 360 ماه زمینی و بعد از تبدیل به سال می بینیم که یک سال قمری دقیقاً معادل سی سال زمینی است لذا گذشت سی سال در کره زمین تنها برابر یک سال در کره ماه و به حساب قمری است.
س7-ابن عمر:به ما آموختید که سال قمری بر اساس روز قمری در خود ماه محاسبه شده و باز آموختید که یک سال قمری بعد ازتبدیل به روز 24 ساعته برابرسی سال زمینی ماست .از همین جا بود که مقصود فرموده خداوند از:
{وَحَمْلُهُ وَفِصَالُهُ ثَلَاثُونَ شَهْرًاسی ماه تمام مدت حمل و شیرخواری او بود } [الأحقاف:15] را دریافتیم. یعنی این مدت تنها برابر یک ماه قمری است و با حساب ما منظور سی ماه زمینی خواهد بود. اما به ما خبر دهید منظور ازهزار ماه(الألف الشهر) وهزار سال (الأف السنة) که در قرآن عظیم ازآنها یاد شده چیست؟
ج7-یمانی منتظر:شب قدر بر اساس تقویم قمری است که با تقویم ما می شود یک ماه که بهتر از هزار ماه است چه ماهی ؟ ماه خورشیدی بر حسب محاسبات زمینی ما.اما در خورشید این مدت همان یک ماه بر اساس حساب روز درخورشید است وخداوند در قرآن عظیم می فرماید
یک چرخش خورشید به دور خود معادل هزار بار چرخیدن زمین حول محور خودش است ، یعنی یک روز برای خورشید برابر هزار روز(24ساعته) ما و یک ماه خورشیدی برابر هزار ماه زمینی( بر اساس 24 ساعت بودن روز)و یک سال خورشیدی برابرهزار سال زمینی ( بر اساس 24 ساعت بودن روزدر زمین)است.
ابن عمر به میان این سخنان پریده و می گوید:صبر کن من چیزی از این قضیه در قرآن پیدا نکرده ام. این کدام آیه است که از خلال آن فهمیدید که مدت یک بار گردش خورشید به دورخود برابر هزار بار گردش زمین ماست و یک ماه خورشیدی برابرهزار ماه و یک سال خورشیدی برابر هزار سال ماست؟
ج8-یمانی منتظر: خداوند تعالی می فرماید:

{وَلَبِثُوا فِي كَهْفِهِمْ ثَلَاثَ مِائَةٍ سِنِينَ وَازْدَادُوا تِسْعًا ﴿٢٥﴾}
صدق الله العظيم [الكهف]
{و آنها در غارشان سیصد سال، نه سال هم افزون درنگ کردند}
مدت خواب اول اصحاب کهف{ثَلَاثَ مِائَةٍ سِنِين} است و راز آن در حرکت کره ماه ومدت سال قمری نهفته است. یعنی خواب اول آنها بر حسب سال قمری است و از آنجایی که می دانیم یک سال قمری برابر سی سال زمینی است (با طول روز 24 ساعته) سی را که در سیصد ضرب کنیم عدد 9000سال که بر اساس تقویم ماست بدست می آید. این طول مدت خواب اول اصحاب کهف است و بیدار شدن آنها به امر خداوند نه برای خوردن غذا ،که برای جدا کردن و فاصله افتادن با خواب دوم بود . اولین خواب بر حسب تقویم قمری بیان شده است و بیدار شدن آنها از آن خواب ، نه به جهت صحبت کردن با مردم بلکه برای گفتگو و پرسش و جو میان خودشان بود و خداوند تعالی می فرماید:
{وَكَذَلِكَ بَعَثْنَاهُمْ لِيَتَسَاءلُوا بَيْنَهُمْ قَالَ قَائِلٌ مِّنْهُمْ كَمْ لَبِثْتُمْ}
صدق الله العظيم [الكهف:19]
{و همچنین آنان را از خواب برانگیختیم تا از یکدیگر بپرسند، یکی پرسید: چند مدت (در غار) درنگ کردید؟}
و فردی که برای آوردن غذا فرستاده شده بود از دهانه غار بازگشت .حکمت بیدار شدن آنها غذا خوردن نبود بلکه به این جهت بیدار شدند تا از یکدیگر سؤال کنندو با احدی از مردمان آبادیشان سخن نگفته و حالشان آشکار نشد.اراده خداوند بر این قرار داشت که خواب اول بر اساس تقویم قمری {ثَلَاثَ مِائَةٍ سِنِينَ} و خواب دوم و آخرشان بر اساس تقویم خورشیدیبیان شود ولذا خداوند تعالی می فرماید: {وَازْدَادُوا تِسْعًا}
 صدق الله العظيم.
چون می دانیم روز خورشیدی برای خود خورشید معادل هزار روز زمینی است و یک ماه خورشیدی برابر هزار ماه زمینی و یک سال خورشیدی برای خورشید برابر هزار سال زمینی ( با روز 24 ساعته ) است ،پس
{وَازْدَادُوا تِسْعًا}یعنی نه سال خورشیدی. می دانیم که یک سال خورشیدی برابر هزار سال زمینی ماست پس نه سال خورشیدی معادل 9000 سال زمینی خواهد بود.
لذا مدت هر دو خواب اصحاب کهف از نظر ساعت و دقیقه و ثانیه نیز با هم برابرند. اولی بر اساس سال قمری برای خود ماه بود که برابر {ثَلَاثَ مِائَةٍ سِنِينَ}بر حسب روز قمری و سال قمری است می دانیم یک سال قمری برابر سی سال زمینی است پس 300 سال قمری 9000 سال زمینی خواهد بود. اما{وَازْدَادُوا تِسْعًا}اشاره به مدت خواب دوم آنها داشته که تا زمان نوشتن این خطابه نیزادامه داردیعنی نه سال خورشیدی ومی دانیم یک سال خورشیدی برابر هزار سال زمینی است پس نه سال خورشیدی مساوی 9000 سال زمینی خواهد بود پس زمان خواب اول و دوم دقیقا بر اساس ساعت و دقیقه و ثانیه با هم برابر خواهد شد. ای مؤمنان آیا می فهمید( بالاخره توجه می کنید )؟یا می خواهیدتا زمان طلوع خورشید از مغرب سکوت خود را حفظ کنید ؟ بعد از این دیگر می خواهید به چه حدیثی ایمان بیاورید؟ آیا به این قرآن عظیم کافر شده اید؟
اما اگر کسی به صحت این بیانات ناصر محمد یمانی اعتراض دارد ؛ من خداوند وفرشتگان و بندگان صالح او از جن و انس را شاهد می گیرم که با احاطه علمی و دلایل قرآنی که به من عطا شده او را شکست خواهم داد. پیشاپیش قسم می خورم که ولله ولله ولله چنان با بیانات حق او را خاموش سازم که چاره ای جز اعتراف به امامت من بر این امت در مقابلش نباشدو یا اینکه به این قرآن عظیم کافر گردد. من هنوز دانش و دلایل بسیار بسیار بسیار زیادی در آستین دارم ، یا امامت مرا تأیید کنید یا نسبت به آن کافر شویدو اگر قانع نشده اید با من بحث کنید . ای علمای امت! واقعا از کار شما در حیرتم
{فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُونَ ﴿٥٠﴾}[المرسلات]؟؟ خداوند قرآن را حجت من بر شما یا حجت شما بر من قرار داده تا ببینیم علم کتاب به چه کسی عطا شده است تا امام مسلمانان و رهبری حکیم و راهنمایی به سمت شاهراه حقیقت –صراط مستقیم- باشد
ای مسلمانان به خداوند سوگند که عذاب او در راه است. وای برکسی که درباره من شک کند که به قرآن عظیم کافر شده است. آیا من غیر از آنچه که پروردگارم فرموده به شما می گویم؟ اشهدأن لا إله إلا الله وأشهدُ أن محمداً رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم، وأشهد بأنّي المهدي المُنتظر خليفة الله على البشر،
این کلام را با گمان و اجتهاد بیان نمی کنم . اگر من مهدی منتظر نیستم پس تا روزی که مردم در برابر خداوندشان قرار گیرند لعنت خداوند و فرشتگان و تمام مردم بر من باد و حال ای علمای امت اگرعصیان کرده و نه حاضر به بحث باشید و از طرفی مردد مانده ومرا نه تآیید نمایید و نه تکذیب ، قبل از اینکه از علمای مسیحی و یهودی دعوت کنم ؛ شما را به مباهله فرا می خوانم چرا که شما به این قرآن عظیم ایمان داشته و خطاب من که جز از قرآن نیست برایتان معنایی ندارد. آیا نواب خبر مرا به شما نداده و خطبه های مرا برایتان نفرستاده اند؟ پس چه شده است ؟شما که از راه اینترنت از شأن من آگاهید ؟به عزت خداوندم قسم که در حضور اوهرکس به اندازه خود مورد سؤال قرار خواهد گرفت گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :

{وَإِنَّهُ لَذِكْرٌ لَّكَ وَلِقَوْمِكَ ۖ وَسَوْفَ تُسْأَلُونَ ﴿٤٤﴾}
صدق الله العظيم [الزخرف]
{و قرآن مایه یادآوری تو و قوم تو است ، و البته شما امت را باز می‌پرسند (که با قرآن چه کردید؟)}
والسلام على من اتّبع الهادي إلى الصراط المُستقيم..
إمام ناصر مُحمد يماني.
اضغط على الصورة لفتحها بصفحة مستقلة 

۱۳۹۲ آذر ۵, سه‌شنبه

بیان صیحه آسمانی

اضغط على الصورة لفتحها بصفحة مستقلة 
 

بیان صیحه آسمانی

بسم الله الرحمن الرحيم
والصلاة والسلام على خاتم الأنبياء والمُرسلين وآله التوابين المُتطهرين والتابعين للحق إلى يوم الدين
اي كسي كه خود را (سر الوجود) ناميدي مي بينم كه با انصارم در مورد صيحه (صداي آسماني) مجادله مي كني و ميگويي كه آن صداي جبرئيل است كه اسم مهدي را ندا مي دهد واين همان نسبت دادن آنچه نمي دانيد به خداست ومي پنداريد كه راست گفته ايد ولي من امام مهدي بي شك جز حق سخني به خدا نسبت نمي دهم و قانع كردن شما وساکت كردن شما با حق كار ساده اي است و بر شما شرطي ندارم جز اين كه بي اين قران عظيم ايمان بياوري وچه بسا كه بپرسي كه :
ليكن تفسير وتاويل آن را جز خدا نمي داند ؟
پس امام مهدي در جواب گويد كه آن فقط متشابه است كه بيانش از ظاهرش متفاوت است ولي من قول مي دهم كه با آيات محكمات كه ام الكتاب هستند شما را ساكت خواهم كرد ، شرطي است بر ما غير دروغين كه آياتي باشد محكمات بينات براي عالم وجاهل كه حق را در آن خواهيد ديد همانگونه كه خورشيد را هنگام طلوع مي بينيد كه از آن جز هلاك شونده به خود ظلم كننده منحرف نگردد .
اي كه خود را( سرالوجود) مي نامي من در مورد صيحه به حق فتوا ميدهم كه آن همان عذاب يوم الظله است وان همان كسف افتاده از آسمان، سنگ عذاب دردناك است وما راست گفته ايم پس بيا به محكم كتاب خدا احتكام كنيم تا صيحه را به تفصيل به عالم وجاهل شما بشناسانيم پس ببينيم كه آيا صيحه نداي جبرئيل به اسم مهدي منتظر است يا صيحه همان لرزش وتكان شديدي است كه قوم ثمود وشعيب را گرفت وخداوند مي فرمايد:

(وَقَالَ الْمَلأُ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن قَوْمِهِ لَئِنِ اتَّبَعْتُمْ شُعَيْباً إِنَّكُمْ إِذاً لَّخَاسِرُونَ (90)فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُواْ فِي دَارِهِمْ جَاثِمِينَ )

صدق الله العظيم سورة الأعراف:91

اشراف زورمند از قوم او که کافر شده بودند گفتند: «اگر از شعيب پيروى کنيد، شما هم زيانکار خواهيد شد!» سپس(رجفه) زمين لرزه آنها را فرا گرفت؛ و صبحگاهان بصورت اجسادى بى‏جان در خانه ‏هاشان مانده بودند.

همچنين لرزه(رجفه) قوم ثمود را گرفت وخداوند مي فرمايد:

(فَعَقَرُواْ النَّاقَةَ وَعَتَوْاْ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِمْ وَقَالُواْ يَا صَالِحُ ائْتِنَا بِمَا تَعِدُنَا إِن كُنتَ مِنَ الْمُرْسَلِينَ(77) فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُواْ فِي دَارِهِمْ جَاثِمِينَ )

صدق الله العظيم سورة الأعراف:78
سپس «ناقه» را پى کردند، و از فرمان پروردگارشان سرپيچيدند؛ و گفتند: «اى صالح! اگر تو از فرستادگان (خدا) هستى، آنچه ما را با آن تهديد مى‏کنى، بياور!» سرانجام (رجفه) زمين لرزه آنها را فرا گرفت؛ و صبحگاهان، (تنها) جسم بى‏جانشان در خانه‏ هاشان باقى مانده بود.
پس رجفه(تكان شديد) چيست؟همانا كه آن همان صيحه است خداوند مي فرمايد:

(وَلَمَّا جَاءَ أَمْرُنَا نَجَّيْنَا شُعَيْباً وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِنَّا وَأَخَذَتْ الَّذِينَ ظَلَمُوا الصَّيْحَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دِيَارِهِمْ جَاثِمِينَ، )

صدق الله العظيم

و هنگامى که فرمان ما فرا رسيد، شعيب و کسانى را که با او ايمان آورده بودند، به رحمت خود نجات داديم؛ و آنها را که ستم کردند، صيحه (آسمانى) فرو گرفت؛ و در ديار خود، به رو افتادند (و مردند)...

خداوند مي فرمايد:
(وَيَا قَوْمِ هَذِهِ نَاقَةُ اللَّهِ لَكُمْ آيَةً فَذَرُوهَا تَأْكُلْ فِي أَرْضِ اللَّهِ وَلَا تَمَسُّوهَا بِسُوءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذَابٌ قَرِيبٌ (64) فَعَقَرُوهَا فَقَالَ تَمَتَّعُوا فِي دَارِكُمْ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ ذَلِكَ وَعْدٌ غَيْرُ مَكْذُوبٍ (65) فَلَمَّا جَاءَ أَمْرُنَا نَجَّيْنَا صَالِحًا وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِنَّا وَمِنْ خِزْيِ يَوْمِئِذٍ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ الْقَوِيُّ الْعَزِيزُ (66) وَأَخَذَ الَّذِينَ ظَلَمُوا الصَّيْحَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دِيَارِهِمْ جَاثِمِينَ (67) كَأَنْ لَمْ يَغْنَوْا فِيهَا أَلَا إِنَّ ثَمُودَ كَفَرُوا رَبَّهُمْ أَلَا بُعْدًا لِثَمُودَ (68))
صدق الله العظيم
اى قوم من! اين «ناقه» خداوند است، که براى شما نشانه‏اى است؛ بگذاريد در زمين خدا به چرا مشغول شود؛ هيچ گونه آزارى به آن نرسانيد، که بزودى عذاب خدا شما را خواهد گرفت!» (اما) آنها آن (ناقه) را از پاى در آوردند! و (صالح به آنها) گفت: «(مهلت شما تمام شد!) سه روز در خانه‏هايتان بهره‏مند گرديد؛ (و بعد از آن، عذاب الهى فرا خواهد رسيد؛) اين وعده‏اى است که دروغ نخواهد بود!» و هنگامى که فرمان (مجازات) ما فرا رسيد، صالح و کسانى را که با او ايمان آورده بودند، به رحمت خود (از آن عذاب) و از رسوايى آن روز، رهايى بخشيديم؛ چرا که پروردگارت قوى و شکست ناپذير است! و کسانى را که ستم کرده بودند، صيحه (آسمانى) فروگرفت؛ و در خانه‏هايشان به روى افتادند و مردند... آنچنان که گويى هرگز ساکن آن ديار نبودند! بدانيد قوم ثمود، پروردگارشان را انکار کردند! دور باد قوم ثمود (از رحمت پروردگار)!
پس صيحه چيست؟ خداوند مستقيما از محكم كتاب در جواب فتوا مي دهد كه صيحه همان عذاب دردناك است خداوند مي فرمايد:

(قَالَ هَذِهِ نَاقَةٌ لَّهَا شِرْبٌ وَلَكُمْ شِرْبُ يَوْمٍ مَّعْلُومٍ (156)وَلَا تَمَسُّوهَا بِسُوءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذَابُ يَوْمٍ عَظِيمٍ (157) فَعَقَرُوهَا فَأَصْبَحُوا نَادِمِينَ (158)فَأَخَذَهُمُ الْعَذَابُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ (159)وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ (160))

صدق الله العظيم

گفت: «اين ناقه‏ اى است (که آيت الهى است) براى او سهمى (از آب قريه)، و براى شما سهم روز معينّى است! آزارى به آن نرسانيد، که عذاب روزى بزرگ شما را فرا خواهد گرفت!» سرانجام آن را (ناقه) «پى» کردند؛ (و هلاک نمودند) سپس از کرده خود پشيمان شدند! و عذاب الهى آنان را فرا گرفت؛ در اين، آيت و نشانه‏اى است؛ ولى بيشتر آنان مؤمن نبودند! و پروردگار تو عزيز و رحيم است!

اي كسي كه خود را (سرالوجود) مي نامي آيا نمي بيني كه تو بدون علم وآگاهي مجادله مي كني ولي من فتواي حق صيحه را از محكم كتاب خدا برايت آوردم وثابت نمودم كه آن عذاب ويرانگري از پروردگار پس با صادقين باش كه برهان روشن را ازمحكم كتاب برايت آورديم يادآوري باشد براي اولوالالباب بدان كه صيحه كسف افتاده اي است از آسمان پس تقواي خدا پيشه كنيد تا گرفتار عذابي كه قوم ثمود و قوم شعيب را گرفت نشويد كه آن همان عذاب يوم الظله(روز سايبان) است
خداوند فرمود:
(كَذَّبَ أَصْحَابُ الْأَيْكَةِ الْمُرْسَلِينَ (176) إِذْ قَالَ لَهُمْ شُعَيْبٌ أَلَا تَتَّقُونَ (177) إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ (178) فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ (179) وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَمِينَ (180) أَوْفُوا الْكَيْلَ وَلَا تَكُونُوا مِنَ الْمُخْسِرِينَ (181) وَزِنُوا بِالْقِسْطَاسِ الْمُسْتَقِيمِ (182) وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءَهُمْ وَلَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ (183) وَاتَّقُوا الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالْجِبِلَّةَ الْأَوَّلِينَ (184) قَالُوا إِنَّمَا أَنْتَ مِنَ الْمُسَحَّرِينَ (185) وَمَا أَنْتَ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنَا وَإِنْ نَظُنُّكَ لَمِنَ الْكَاذِبِينَ (186) فَأَسْقِطْ عَلَيْنَا كِسَفًا مِنَ السَّمَاءِ إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ (187) قَالَ رَبِّي أَعْلَمُ بِمَا تَعْمَلُونَ (188) فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمْ عَذَابُ يَوْمِ الظُّلَّةِ إِنَّهُ كَانَ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ (189) إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآَيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ (190) وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ (191) وَإِنَّهُ لَتَنْزِيلُ رَبِّ الْعَالَمِينَ (192) نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ (193) عَلَى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَ (194) بِلِسَانٍ عَرَبِيٍّ مُبِينٍ (195) وَإِنَّهُ لَفِي زُبُرِ الْأَوَّلِينَ (196) أَوَلَمْ يَكُنْ لَهُمْ آَيَةً أَنْ يَعْلَمَهُ عُلَمَاءُ بَنِي إِسْرَائِيلَ (197) وَلَوْ نَزَّلْنَاهُ عَلَى بَعْضِ الْأَعْجَمِينَ (198) فَقَرَأَهُ عَلَيْهِمْ مَا كَانُوا بِهِ مُؤْمِنِينَ (199) كَذَلِكَ سَلَكْنَاهُ فِي قُلُوبِ الْمُجْرِمِينَ (200) لَا يُؤْمِنُونَ بِهِ حَتَّى يَرَوُا الْعَذَابَ الْأَلِيمَ (201) فَيَأْتِيَهُمْ بَغْتَةً وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ (202) فَيَقُولُوا هَلْ نَحْنُ مُنْظَرُونَ (203) أَفَبِعَذَابِنَا يَسْتَعْجِلُونَ (204) أَفَرَأَيْتَ إِنْ مَتَّعْنَاهُمْ سِنِينَ (205) ثُمَّ جَاءَهُمْ مَا كَانُوا يُوعَدُونَ (206) مَا أَغْنَى عَنْهُمْ مَا كَانُوا يُمَتَّعُونَ (207) وَمَا أَهْلَكْنَا مِنْ قَرْيَةٍ إِلَّا لَهَا مُنْذِرُونَ (208) ذِكْرَى وَمَا كُنَّا ظَالِمِينَ (209) وَمَا تَنَزَّلَتْ بِهِ الشَّيَاطِينُ (210) وَمَا يَنْبَغِي لَهُمْ وَمَا يَسْتَطِيعُونَ (211) إِنَّهُمْ عَنِ السَّمْعِ لَمَعْزُولُونَ (212) فَلَا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آَخَرَ فَتَكُونَ مِنَ الْمُعَذَّبِينَ (213) وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ (214) وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ (215) فَإِنْ عَصَوْكَ فَقُلْ إِنِّي بَرِيءٌ مِمَّا تَعْمَلُونَ (216) وَتَوَكَّلْ عَلَى الْعَزِيزِ الرَّحِيمِ (217) الَّذِي يَرَاكَ حِينَ تَقُومُ (218) وَتَقَلُّبَكَ فِي السَّاجِدِينَ (219) إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ (220) هَلْ أُنَبِّئُكُمْ عَلَى مَنْ تَنَزَّلُ الشَّيَاطِينُ (221) تَنَزَّلُ عَلَى كُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ (222) يُلْقُونَ السَّمْعَ وَأَكْثَرُهُمْ كَاذِبُونَ (223) وَالشُّعَرَاءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغَاوُونَ (224) أَلَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِي كُلِّ وَادٍ يَهِيمُونَ (225) وَأَنَّهُمْ يَقُولُونَ مَا لَا يَفْعَلُونَ (226) إِلَّا الَّذِينَ آَمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَذَكَرُوا اللَّهَ كَثِيرًا وَانْتَصَرُوا مِنْ بَعْدِ مَا ظُلِمُوا وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ (227))
صدق الله العظيم
اصحاب ايکه رسولان (خدا) را تکذيب کردند، هنگامى که شعيب به آنها گفت: «آيا تقوا پيشه نمى‏کنيد؟! مسلّماً من براى شما پيامبرى امين هستم! پس تقواى الهى پيشه کنيد و مرا اطاعت نماييد! من در برابر اين دعوت، پاداشى از شما نمى‏طلبم؛ اجر من تنها بر پروردگار عالميان است! حق پيمانه را ادا کنيد (و کم فروشى نکنيد)، و ديگران را به خسارت نيفکنيد! و با ترازوى صحيح وزن کنيد! و حق مردم را کم نگذاريد، و در زمين تلاش براى فساد نکنيد! و از (نافرمانى) کسى که شما و اقوام پيشين را آفريد بپرهيزيد!» آنها گفتند: «تو فقط از افسون‏شدگانى! تو بشرى همچون مائى، تنها گمانى که درباره تو داريم اين است که از دروغگويانى! اگر راست مى‏گويى، سنگهايى از آسمان بر سر ما بباران!» (شعيب) گفت: «پروردگار من به اعمالى که شما انجام مى‏دهيد داناتر است!» سرانجام او را تکذيب کردند، و عذاب روز سايبان (سايبانى از ابر صاعقه‏خيز) آنها را فراگرفت؛ يقيناً آن عذاب روز بزرگى بود! در اين ماجرا، آيت و نشانه‏اى است؛ ولى بيشتر آنها مؤمن نبودند. و پروردگار تو عزيز و رحيم است! مسلّماً اين (قرآن) از سوى پروردگار جهانيان نازل شده است! روح الامين آن را نازل کرده است... بر قلب (پاک) تو، تا از انذارکنندگان باشى! آن را به زبان عربى آشکار (نازل کرد)! و توصيف آن در کتابهاى پيشينيان نيز آمده است! آيا همين نشانه براى آنها کافى نيست که علماى بنى اسرائيل بخوبى از آن آگاهند؟! هرگاه ما آن را بر بعضى از عجم [= غير عرب‏]ها نازل مى‏کرديم... و او آن را بر ايشان مى‏خواند، به آن ايمان نمى‏آورند! (آرى،) اين گونه (با بيانى رسا) قرآن را در دلهاى مجرمان وارد مى‏کنيم! (امّا) به آن ايمان نمى‏آورند تا عذاب دردناک را با چشم خود ببينند! ناگهان به سراغشان مى‏آيد، در حالى که توجّه ندارند! و (در آن هنگام) مى‏گويند: «آيا به ما مهلتى داده خواهد شد؟!» آيا براى عذاب ما عجله مى‏کنند؟! به ما خبر ده، اگر (باز هم) ساليانى آنها را از اين زندگى بهره‏مند سازيم... سپس عذابى که به آنها وعده داده شده به سراغشان بيايد... اين تمتع و بهره‏گيرى از دنيا براى آنها سودى نخواهد داشت! ما هيچ شهر و ديارى را هلاک نکرديم مگر اينکه انذارکنندگانى (از پيامبران الهى) داشتند. تا متذکّر شوند؛ و ما هرگز ستمکار نبوديم! (که بدون اتمام حجّت مجازات کنيم) شياطين و جنيّان (هرگز) اين آيات را نازل نکردند! و براى آنها سزاوار نيست؛ و قدرت ندارند! آنها از استراق سمع (و شنيدن اخبار آسمانها) برکنارند! (اى پيامبر!) هيچ معبودى را با خداوند مخوان، که از معذّبين خواهى بود! و خويشاوندان نزديکت را انذار کن! و بال و پر خود را براى مؤمنانى که از تو پيروى مى‏کنند بگستر! اگر تو را نافرمانى کنند بگو: «من از آنچه شما انجام مى‏دهيد بيزارم!» و بر خداوند عزيز و رحيم توکّل کن! همان کسى که تو را به هنگامى که (براى عبادت) برمى‏خيزى مى‏بيند؛ و (نيز) حرکت تو را در ميان سجده‏کنندگان! اوست خداى شنوا و دانا. آيا به شما خبر دهم که شياطين بر چه کسى نازل مى‏شوند؟! آنها بر هر دروغگوى گنهکار نازل مى‏گردند؛ آنچه را مى‏شنوند (به ديگران) القا مى‏کنند؛ و بيشترشان دروغگو هستند! (پيامبر اسلام شاعر نيست؛) شاعران کسانى هستند که گمراهان از آنان پيروى مى‏کنند. آيا نمى‏بينى آنها در هر وادى سرگردانند؟ و سخنانى مى‏گويند که (به آنها) عمل نمى‏کنند؟! مگر کسانى که ايمان آورده و کارهاى شايسته انجام مى‏دهند و خدا را بسيار ياد مى کنند، و به هنگامى که مورد ستم واقع مى‏شوند به دفاع از خويشتن (و مؤمنان) برمى‏خيزند (و از شعر در اين راه کمک مى‏گيرند)؛ آنها که ستم کردند به زودى مى‏دانند که بازگشتشان به کجاست!
و محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم كفار را از آن عذاب هشدار داد وخدا فرمود:

(قُل لَّئِنِ اجْتَمَعَتِ الإِنسُ وَالْجِنُّ عَلَى أَن يَأْتُواْ بِمِثْلِ هَـذَا الْقُرْآنِ لاَ يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَلَوْ كَانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً(88) وَلَقَدْ صَرَّفْنَا لِلنَّاسِ فِي هَـذَا الْقُرْآنِ مِن كُلِّ مَثَلٍ فَأَبَى أَكْثَرُ النَّاسِ إِلاَّ كُفُوراً(89) وَقَالُواْ لَن نُّؤْمِنَ لَكَ حَتَّى تَفْجُرَ لَنَا مِنَ الأَرْضِ يَنبُوعاً(90) أَوْ تَكُونَ لَكَ جَنَّةٌ مِّن نَّخِيلٍ وَعِنَبٍ فَتُفَجِّرَ الأَنْهَارَ خِلالَهَا تَفْجِيراً(91) أَوْ تُسْقِطَ السَّمَاء كَمَا زَعَمْتَ عَلَيْنَا كِسَفاً أَوْ تَأْتِيَ بِاللّهِ وَالْمَلآئِكَةِ قَبِيلاً(92) أَوْ يَكُونَ لَكَ بَيْتٌ مِّن زُخْرُفٍ أَوْ تَرْقَى فِي السَّمَاء وَلَن نُّؤْمِنَ لِرُقِيِّكَ حَتَّى تُنَزِّلَ عَلَيْنَا كِتَاباً نَّقْرَؤُهُ قُلْ سُبْحَانَ رَبِّي هَلْ كُنتُ إَلاَّ بَشَراً رَّسُولاً(93)
)
صدق الله العظيم

بگو: «اگر انسانها و پريان (جن و انس) اتفاق کنند که همانند اين قرآن را بياورند، همانند آن را نخواهند آورد؛ هر چند يکديگر را (در اين کار) کمک کنند. ما در اين قرآن، براى مردم از هر چيز نمونه‏اى آورديم (و همه معارف در آن جمع است)؛ اما بيشتر مردم (در برابر آن، از هر کارى) جز انکار، ابا داشتند! و گفتند: «ما هرگز به تو ايمان نمى‏آوريم تا اينکه چشمه‏جوشانى از اين سرزمين (خشک و سوزان) براى ما خارج سازى... يا باغى از نخل و انگور از آن تو باشد؛ و نهرها در لابه‏لاى آن جارى کنى... يا قطعات (سنگهاى) آسمان را -آنچنان که مى‏پندارى- بر سر ما فرود آرى؛ يا خداوند و فرشتگان را در برابر ما بياورى... يا براى تو خانه‏اى پر نقش و نگار از طلا باشد؛ يا به آسمان بالا روى؛ حتى اگر به آسمان روى، ايمان نمى‏آوريم مگر آنکه نامه‏اى بر ما فرود آورى که آن را بخوانيم! «بگو:» منزه است پروردگارم (از اين سخنان بى‏معنى)! مگر من جز انسانى فرستاده خدا هستم؟! تنها چيزى که بعد از آمدن هدايت مانع شد مردم ايمان بياورند، اين بود (که از روى نادانى و بى‏خبرى) گفتند: «آيا خداوند بشرى را بعنوان رسول فرستاده است؟!»
پس خداوند بر افتادن كسف از آسمان بر كافران به قران عظيم تاكيد نموده وخداوند فرمود:

(( وَإِنْ يَرَوْا كِسْفًا مِنَ السَّمَاءِ سَاقِطًا يَقُولُوا سَحَابٌ مَرْكُومٌ * فَذَرْهُمْ حَتَّى يُلَاقُوا يَوْمَهُمُ الَّذِي فِيهِ يُصْعَقُونَ))

صدق الله العظيم
آنها (چنان لجوجند که) اگر ببينند قطعه سنگى از آسمان (براى عذابشان) سقوط مى‏کند می گويند: «اين ابر متراکمى است!» حال که چنين است آنها را رها کن تا روز مرگ خود را ملاقات کنند؛
وسلامُ على المُرسلين والحمدُ لله رب العالمين
خليفة الله الإمام المهدي ناصر محمد اليماني
اضغط على الصورة لفتحها بصفحة مستقلة 

۱۳۹۲ آذر ۴, دوشنبه

پاسخ سوم امام مهدی ناصر محمد یمانی به میهمان میز گفتگو شیخ احمد عمرودرباره بعث اول

اضغط على الصورة لفتحها بصفحة مستقلة 
 
پاسخ سوم امام مهدی ناصر محمد یمانی به میهمان 
میز گفتگو شیخ احمد عمرو بزرگوار....

بسم الله الرحمن الرحيم،
 والصلاة والسلام على كافة أنبياء الله ورسله وآلهم الطيبين من أوّلهم إلى خاتمهم جدي محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم، يا أيها الذين آمنوا صلّوا عليهم جميعاً وسلّموا تسليماً و بين رسولان خداوند جدایی قایل نشوید وهمان سخنی را بگویید، که خداوند در آیات محکم کتابش امر فرموده است:
 { قُولُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْنَا وَمَا أُنْزِلَ إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطِ وَمَا أُوتِيَ مُوسَى وَعِيسَى وَمَا أُوتِيَ النَّبِيُّونَ مِنْ ربّهم لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ (136) } [البقرة]،
 أما بعد ..
{ بگویید: «ما به خدا ایمان آورده‌ایم؛ و به آنچه بر ما نازل شده؛ و آنچه بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و پیامبران اسباط*، و (همچنین) آنچه به موسی و عیسی و پیامبران (دیگر) از طرف پروردگار داده شده است، و در میان هیچ یک از آنها جدایی قائل نمی‌شویم، و در برابر فرمان خدا تسلیم هستیم}
ای بندگان خداوند، من امام مهدی هستم.خداوند مرا به عنوان خلیفه زمین و امام مردمان برگزیده و از نظر علمی برتری بخشیده است تا مسلمانان، مسیحیان ، یهودیان و همه مردم را دعوت کنم تا آگاهانه با پیروی از قرآن خداوند را به یگانگی بپرستند. و خداوند را به حق و یقین به شهادت می گیرم که احدی از علمای امت یا مردم عادی نیستند که درمباحثات مربوط به قرآن عظیم بر امام مهدی ناصر محمدغلبه کنند، وهمگی مقهوردلایل قاطع و حق او می شوند اگر کسی به دنبال حق باشد ،حق اینجاست و تنها حق است که شایسته پیروی است و چراکه بعد از حق فقط گمراهی است که می ماند....
امام ناصر محمد یمانی شب و روز بر تمامی مردگان و زندگان مسلمان صلوات فرستاده و می گوید.خدایا با رحمت و عفو و غفران عظیمت بر آنها صلوات فرست و وعده تو حق است و تو ارحم الراحمین هستی. خدایا اگر این بنده صبر خود را از دست داد(وبه شکایت از آنها دست به دعا برد) اجابتش مکن و تنها دعاهایی را پاسخ ده که درخواست رحمت و هدایت برای آنهاست که وعده تو حق است و تو ارحم الراحمینی.
به خداوند سوگندکه امام مهدی جان خود را از شدت حسرت بر گمراهان هلاک نمی کند اما از حزن و حسرت خداوند بر بندگان پشیمانش غمگین است .بندگانی که به خاطر کوتاهی هایی که درمحضر خداوندکردند پشیمان بوده و درحسرتند. حزن من به خاطر خداوندی است که بر عرش عظیم چیره است ولی به حال بندگان پشیمانی که در حق خود ظلم کرده و در عذابند حسرت خورده و حزین است.
و اي بندگان خدا ..و اي بندگان خدا چنانچه خداوند اراده كند كه ( يكي از) عذاب شوندگان در آتش جهنم را مشمول رحمت خود كند ، بدانيد كه خداوند بر همه چيز تواناست و او بخشنده و مهربان است و آنچه را كه بخواهد انجام مي دهد.گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :
{ فَأَمَّا الَّذِينَ شَقُوا فَفِي النَّارِ‌ لَهُمْ فِيهَا زَفِيرٌ‌ وَشَهِيقٌ ﴿١٠٦﴾ خَالِدِينَ فِيهَا مَا دَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْ‌ضُ إِلَّا مَا شَاءَ رَ‌بُّكَ ۚ إِنَّ رَ‌بَّكَ فَعَّالٌ لِّمَا يُرِ‌يدُ ﴿١٠٧﴾ }
صدق الله العظيم [هود]
مّا آنها که بدبخت شدند، در آتشند؛ و برای آنان در آنجا، ناله و فریاد بسیاری است... (۱۰۶) جاودانه در آن خواهند ماند، تا آسمانها و زمین برپاست؛ مگر آنچه پروردگارت بخواهد! پروردگارت هر چه را بخواهد انجام می‌دهد! (107)}
ممکن است یکی از بندگان خدا سؤال کند:"ناصر محمد یمانی، شما خود را مهدی منتظر دانسته و درباره اولین بازگشت مردگان به دنیا(بعث اول) فتوا می دهیدو در حقیقت آن را فرصت دوباره ای می دانید که رب العالمین به بندگانش داده است؛آیا امیدی هست که خداوند بندگانی را که در آتش جهنم عذاب می بینند و از کوتاهی خود در محضر خداوند پشیمانند ،از آن خارج کند ، حتی اگر یهودیانی باشند که خداوند آنها هلاکت کرده است؟" امام مهدی ناصر محمد یمانی در جواب این سؤال می گوید:بگذار پاسخ این فرد را مستقیماً از آیات محکم کتاب خداوند بدهیم:
{ ألَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ لَهُ مُلْكُ السموات وَالْأَرْضِ يُعَذِّبُ مَنْ يَشَاءُ وَيَغْفِرُ لِمَنْ يَشَاءُ 
وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ }
صدق الله العظيم [المائدة:40]

{آیا نمی‌دانی که حکومت و فرمانروائی آسمانها و زمین از آن خداست؟ هر کس را بخواهد کیفر می‌کند؛ و هر کس را بخواهد ، می‌بخشد؛ و خداوند بر هر چیزی قادر است. (۴۰)}
{ عَسَى ربّكمْ أَن يَرْحَمَكُمْ وَإِنْ عُدتُّمْ عُدْنَا وَجَعَلْنَا جهنّم لِلْكَافِرِينَ حَصِيراً }
صدق الله العظيم [الإسراء:8]

{امید است خدا شما را مورد رحمت قراردهد و اگر (به عصیان و ستمگری) برگردید ما هم (به عقوبت و مجازات شما) بازمی‌گردیم و جهنم را زندان کافران قرار داده‌ایم.}
ای بندگان خدا، بدانید مأیوس شدن از رحمت خداوند از بزرگترین ظلم هایی است که در حق خود می کنید، از رحمت خداوند نا امید نشوید که در حق خود ظلم کرده اید و مشمول رحمت او نخواهید شد.(اشاره به آیه 87 سوره یوسف:وَلَا تَيْأَسُوا مِن رَّ‌وْحِ اللَّـهِ ۖ إِنَّهُ لَا يَيْأَسُ مِن رَّ‌وْحِ اللَّـهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْكَافِرُ‌ون)در پیشگاه رب العالمین شهادت می دهم( و اگر این شهادت دروغ باشد خداوند از من حساب می کشد)که حتی اگر شیاطین جن و انس هم به سوی خدا توبه کرده و بازگردند و از راه حق خداوند پیروی نمایند مشمول عنایت و رحمت خداوند قرار خواهند گرفت و فرشتگان مقرب خداوند رحمان نیز با من شهادت می دهند و می گویند:
{ رَبَّنَا وَسِعْتَ كُلَّ شَيْءٍ رَّحْمَةً وَعِلْمًا فَاغْفِرْ لِلَّذِينَ تَابُوا وَاتّبعوا سَبِيلَكَ وَقِهِمْ عَذَابَ الْجَحِيمِ }
صدق الله العظيم [غافر:7]
{ای پروردگاری که علم و رحمت بی‌منتهایت همه اهل عالم را فرا گرفته است، گناه آنان که توبه کردند و راه (رضای) تو را پیمودند ببخش و آنان را از عذاب دوزخ محفوظ دار.}
سؤالی که مطرح می شود این است که مگر شیاطین از مخلوقات خداوند نیستند ؛پس چطور ممکن است در صورت توبه و انابه و در پیش گرفتن راه حق خداوند ؛ رحمت او شامل حالشان نشود؟خداوندی که رحمت او همه چیز را فراگرفته و تمامی گناهان را می بخشد؟ هرکس که از رحمت خداوند ناامید شده و از اینکه مشمول آن شود مأیوس گردد، به خداوند نسبت دروغ داده است.
خداوند نفرموده است که توبه بندگانی را که در حق خود اسراف کرده اند را نپذیرفته و گناهان آنها را نخواهد بخشید ، چنانچه این توبه قبل مرگ باشد؟ اگر( غیر از این است و) راست می گویید دلیلتان چیست ! اما برهان امام مهدی برگرفته از فتوای رب العالمین است که علنی تمام بندگان خود در آسمان ها و زمین و از جن و انس و هر جنسی که باشند را مورد خطاب قرار می دهد و به ما امر کرده که به آنها بگوییم:
{ قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَ‌فُوا عَلَىٰ أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّ‌حْمَةِ اللَّـهِ ۚ إِنَّ اللَّـهَ يَغْفِرُ‌ الذُّنُوبَ جَمِيعًا ۚ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ‌ الرَّ‌حِيمُ ﴿٥٣﴾ وَأَنِيبُوا إِلَىٰ رَ‌بِّكُمْ وَأَسْلِمُوا لَهُ مِن قَبْلِ أَن يَأْتِيَكُمُ الْعَذَابُ ثُمَّ لَا تُنصَرُ‌ونَ ﴿٥٤﴾ وَاتَّبِعُوا أَحْسَنَ مَا أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن رَّ‌بِّكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَكُمُ الْعَذَابُ بَغْتَةً وَأَنتُمْ لَا تَشْعُرُ‌ونَ ﴿٥٥﴾ أَن تَقُولَ نَفْسٌ يَا حَسْرَ‌تَىٰ عَلَىٰ مَا فَرَّ‌طتُ فِي جَنبِ اللَّـهِ وَإِن كُنتُ لَمِنَ السَّاخِرِ‌ينَ ﴿٥٦﴾أَوْ تَقُولَ لَوْ أَنَّ اللَّـهَ هَدَانِي لَكُنتُ مِنَ الْمُتَّقِينَ ﴿٥٧﴾ أَوْ تَقُولَ حِينَ تَرَ‌ى الْعَذَابَ لَوْ أَنَّ لِي كَرَّ‌ةً فَأَكُونَ مِنَ الْمُحْسِنِينَ ﴿٥٨﴾ بَلَىٰ قَدْ جَاءَتْكَ آيَاتِي فَكَذَّبْتَ بِهَا وَاسْتَكْبَرْ‌تَ وَكُنتَ مِنَ الْكَافِرِ‌ينَ ﴿٥٩﴾ }
صدق الله العظيم [الزمر]
{ بگو: «ای بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده‌اید! از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را می‌آمرزد، زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است. (۵۳) و به درگاه پروردگارتان بازگردید و در برابر او تسلیم شوید، پیش از آنکه عذاب به سراغ شما آید، سپس از سوی هیچ کس یاری نشوید! (۵۴) و از بهترین دستورهائی که از سوی پروردگارتان بر شما نازل شده پیروی کنید پیش از آنکه عذاب (الهی) ناگهان به سراغ شما آید در حالی که از آن خبر ندارید!» (۵۵) (این دستورها برای آن است که) مبادا کسی روز قیامت بگوید: «افسوس بر من از کوتاهیهایی که در اطاعت فرمان خدا کردم و از مسخره‌کنندگان (آیات او) بودم!» (۵۶) یا بگوید: «اگر خداوند مرا هدایت می‌کرد، از پرهیزگاران بودم!» (۵۷) یا هنگامی که عذاب را می‌بیند بگوید: «ای کاش بار دیگر (به دنیا) بازمی‌گشتم و از نیکوکاران بودم!» (۵۸) آری، آیات من به سراغ تو آمد، امّا آن را تکذیب کردی و تکبّر نمودی و از کافران بودی! (۵۹)}
در اینجا سؤالی مطرح است که مگر شیاطین جن و انس ،جزو بندگان خداوند نیستند؟ 
آیا ندای خداوند در آیات محکم کتابش شامل آنها می شود که می فرماید: 
 { قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَ‌فُوا عَلَىٰ أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّ‌حْمَةِ اللَّـهِ ۚ إِنَّ اللَّـهَ يَغْفِرُ‌ الذُّنُوبَ جَمِيعًا ۚ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ‌ الرَّ‌حِيمُ ﴿٥٣﴾ وَأَنِيبُوا إِلَىٰ رَ‌بِّكُمْ وَأَسْلِمُوا لَهُ مِن قَبْلِ أَن يَأْتِيَكُمُ الْعَذَابُ ثُمَّ لَا تُنصَرُ‌ونَ ﴿٥٤﴾ وَاتَّبِعُوا أَحْسَنَ مَا أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن رَّ‌بِّكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَكُمُ الْعَذَابُ بَغْتَةً وَأَنتُمْ لَا تَشْعُرُ‌ونَ ﴿٥٥{ بگو: «ای بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده‌اید! از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را می‌آمرزد، زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است. (۵۳) و به درگاه پروردگارتان بازگردید و در برابر او تسلیم شوید، پیش از آنکه عذاب به سراغ شما آید، سپس از سوی هیچ کس یاری نشوید! (۵۴) و از بهترین دستورهائی که از سوی پروردگارتان بر شما نازل شده پیروی کنید پیش از آنکه عذاب (الهی) ناگهان به سراغ شما آید در حالی که از آن خبر ندارید!» (۵۵) }صدق الله العظيم؟؟
ممکن است نظر شیخ بزرگوار احمد عمرواین باشد :"ناصر محمد یمانی، گمان می کنی اگر ابلیس و شیاطین جن و انس به درگاه خداوند دعا کنند تا قلبشان را هدایت کرده و توبه کرده و به سوی خداوند بازگردند،آیا خداوند بعد از اینکه آنان را در معرض لعنت ابدی خود ، فرشتگان و تمام انسان ها قرار داده ؛توبه شان را می پذیرد؟ اگر راست می گویی دلیلت را بیاور".جواب این است که : ای شیخ گرانقدر احمد عمرو، ناصر محمد یمانی مستقیم از خداوند تعالی برای تو پاسخ می آورد که فرموده است:
{ كَيْفَ يَهْدِي اللَّهُ قَوْماً كَفَرُوا بَعْدَ إِيمانِهِمْ وَشَهِدُوا أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَجاءَهُمُ الْبَيِّناتُ وَاللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ (86) أوّلئِكَ جَزاؤُهُمْ أَنَّ عَلَيْهِمْ لَعْنَةَ اللَّهِ وَالْمَلائِكَةِ وَالنّاس أَجْمَعِينَ (87) خالِدِينَ فِيها لا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذابُ وَلا هُمْ يُنْظَرُونَ (88) إِلاَّ الَّذِينَ تابُوا مِنْ بَعْدِ ذلِكَ وَأَصْلَحُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ (89) }
صدق الله العظيم [آل عمران]
{ چگونه خداوند جمعیّتی را هدایت می‌کند که بعد از ایمان و گواهی به حقّانیّت رسول و آمدن نشانه‌های روشن برای آنها، کافر شدند؟! و خدا، جمعیّت ستمکاران را هدایت نخواهد کرد! (۸۶) کیفر آنها، این است که لعن (و طرد) خداوند و فرشتگان و مردم همگی بر آنهاست. (۸۷) همواره در این لعن (و طرد و نفرین) می‌مانند؛ مجازاتشان تخفیف نمی‌یابد؛ و به آنها مهلت داده نمی‌شود. (۸۸) مگر کسانی که پس از آن، توبه کنند و اصلاح نمایند؛ زیرا خداوند، آمرزنده و بخشنده است. (۸۹)}
.این آیه فتوایی است خطاب به تمامی شیاطین که حقی را که از جانب خداوند آمده است را می شناسند ولی پیرو آن نشده و از رحمت خداوند ناامید گشته اند .به علت همین یأس از رحمت خداوند است که به جنگ با خداوند و رسولانش برخاسته اند.تا زمانی که توبه نکرده و به انابه به سوی خداوند بازنگردند قلبشان هدایت نخواهدشد .اگربا توبه و انابه به درگاه خداوند و درخواست هدایت قلبی و بخشیده شدن گناهان به سوی او بازگردند ،پروردگار را حتی بعد از لعن شدن توسط خداوند و فرشتگان و مردم ؛ غفور و رحیم خواهند یافت. این لعنت به سبب آن بود که این شیاطین انس ، وقتی رسول حق را دیدند تظاهر به ایمان کرده و کفر باطنی خود را پنهان کردند تا مردم را از پیروی از قرآن (ذکر) بازدارند و خود نیز شاهدند که اینگونه عمل کردند..با وجود این شایسته نیست مهدی منتظر فتوای یأس از رحمت خداوند را برای آنها صادر کنددر حالی که خداوند به حق ، به آنها فتوا داده آست که از رحمت خداوند ناامید نشوند .حتی گواهی به حق بودن رسول و(سپس) کافر شدن به او؛ دلیل نمی شوداز رحمت خداوند مأیوس گشته و به جنگ با پروردگار و رسولانش و مهدی منتظر برخاسته و مردم را از پیروی از امام مهدی بازدارند تا انسان ها نیز با آنها در آتش جهنم همراه شوند، چرا؟ چون از رحمت خدا مأیوسند. اما فرستاده شدن امام مهدی رحمتی از جانب خداوند است ؛خداوندی که رحمتش فراگیراست مگر اینکه کسی از دعوت به سوی "رحمت خداوند بر تمام مخلوقات" روی برگرداند. چنین کسی ظلمی در حق خود می کند که از تمام گناهان قبلی اش - هر چه که بوده باشند-بزرگ تر است.
ممکن است شیخ فاضل احمد عمرو بگوید:" ناصر محمد ، چگونه ممکن است که خداوند گروهی را که به حق بودن رسول حق خداوند شهادت دادند ، اما(بعد)کافر شده و سعی درخاموش کردن نور خداوند و جنگ با خدا و رسولش کردند را ببخشد و در صورت بازگشت و انابه به درگاه پروردگار ، توبه آنان را بپذیرد؟"پاسخ امام مهدی- که همه را به سوی رحمت فراگیر خداوند دعوت می کند –این است که : بله چنین است و از آیات محکم کتاب جوابت را می دهیم که در صورت توبه و انابه حتی شیاطین انس آمرزیده می شوند. برهان قبول توبه شیاطین جن و انس -ولو بخاطر دیدن و انکار رسول حق خداوند و کفر بعد از ایمان تنبیه شده باشند- در آیات زیر می آید .درباره آن تدبر کرده و بیندیشید.خداوند تعالی می فرماید:
اللَّهُ قَوْماً كَفَرُوا بَعْدَ إِيمانِهِمْ وَشَهِدُوا أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَجاءَهُمُ الْبَيِّناتُ وَاللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ (86) أوّلئِكَ جَزاؤُهُمْ أَنَّ عَلَيْهِمْ لَعْنَةَ اللَّهِ وَالْمَلائِكَةِ وَالنّاس أَجْمَعِينَ (87) خالِدِينَ فِيها لا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذابُ وَلا هُمْ يُنْظَرُونَ (88) إِلاَّ الَّذِينَ تابُوا مِنْ بَعْدِ ذلِكَ وَأَصْلَحُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ (89) }
صدق الله العظيم [آل عمران]
{ بعد از ایمان و گواهی به حقّانیّت رسول و آمدن نشانه‌های روشن برای آنها، کافر شدند؟! و خدا، جمعیّت ستمکاران را هدایت نخواهد کرد! (۸۶) کیفر آنها، این است که لعن (و طرد) خداوند و فرشتگان و مردم همگی بر آنهاست. (۸۷) همواره در این لعن (و طرد و نفرین) می‌مانند؛ مجازاتشان تخفیف نمی‌یابد؛ و به آنها مهلت داده نمی‌شود. (۸۸) مگر کسانی که پس از آن، توبه کنند و اصلاح نمایند؛ زیرا خداوند، آمرزنده و بخشنده است. (۸۹)}
شاید دکتر احمد عمرو بگوید:"ناصر محمد، ازبیان شما درباره بعث اول و دوم بر اساس تفسیر فرموده خداوند تعالی:
  { مِنْهَا خَلَقْنَاكُمْ وَفِيهَا نُعِيدُكُمْ وَمِنْهَا نُخْرِجُكُمْ تَارَةً أُخْرَى }
  صدق الله العظيم [طه:55] 
اطلاع دارم و می گویی ،منظور خداوند از بازگشت، بعث اول( اولین بازگشت مردگان) در دنیا است پس نشانه آشکاری ازجانب پروردگار عالم بیاورکه منظور خداوند از بازگشت همان بعث اول در این دنیااست".مهدی ناصر محمد یمانی به احمد عمرو چنین پاسخ می دهد که : بگذار مستقیماً ازآیات محکم ذکر( قرآن) جوابت را بدهیم که مقصود خداوند از بازگشت "رجعت" است چرا که هیچ مؤمن و کافری در مورد اینکه انسان به خاک بازمی گردد با یکدیگر مجادله نمی کنند. هم کفار و هم مؤمنان می دانند که بشر به خاک باز می گرددو به همین علت می گویند: چه کسی استخوانهای پوسیده و پودرشده را باز زنده می کند؟ یعنی چه کسی استخوان هایی که به خاک تبدیل شده اندرا زنده خواهد کرد.در اینجا فتوای خداوند این نیست که اجساد به خاک تبدیل می شوند بلکه در آیات محکم کتاب به روشنی بازگشت مجدد حیات به اجسادی که تجزیه و پوسیده شده اند منظور نظر است.
ممکن است دکتر احمد عمرو بفرمایند:" عجب! ناصر یعنی وقتی خداوند در ایات محکم کتابش می فرماید: { وَفِيهَا نُعِيدُكُمْ } منظور بعث اول است" . پاسخ در فرموده خداوند تعالی است که :
{ وَقَالُواْ أَئِذَا كُنَّا عِظَاماً وَرُفَاتاً أَإِنَّا لَمَبْعُوثُونَ خَلْقاً جَدِيداً (49) قُل كُونُواْ حِجَارَةً أَوْ حَدِيداً (50) أَوْ خَلْقاً مِّمَّا يَكْبُرُ فِي صُدُورِكُمْ فَسَيَقُولُونَ مَن يُعِيدُنَا قُلِ الَّذِي فَطَرَكُمْ أوّل مَرَّةٍ فَسَيُنْغِضُونَ إِلَيْكَ رُؤُوسَهُمْ وَيَقُولُونَ مَتَى هُوَ قُلْ عَسَى أَن يَكُونَ قَرِيباً (51) }
صدق الله العظيم [الإسراء]

{گفتند: «آیا هنگامی که ما، استخوانهای پوسیده و پراکنده‌ای شدیم، دگر بار آفرینش تازه‌ای خواهیم یافت؟!» (۴۹ بگو: [اینکه سهل و آسان است] شما سنگ شوید یا آهن، (۵۰) یا آفریده ای از آنچه در ذهنتان [حیات یافتنش] سخت و دشوار می آید [بدون تردید با آفرینشی جدید برانگیخته می شوید] بی درنگ خواهند گفت: چه کسی ما را بر می گرداند؟ بگو: همان کسی که اولین بار شما را آفرید. پس سرهای خود را به سوی تو می جنبانند و می گویند: [این زنده شدن دوباره] چه زمانی خواهد بود؟ بگو: چه بسا نزدیک باشد. (۵۱) }
معنای اعاده در تمام آیات آفرینش جدید است به همین دلیل می فرماید: { وَقَالُواْ أَئِذَا كُنَّا عِظَاماً وَرُفَاتاً أَإِنَّا لَمَبْعُوثُونَ خَلْقاً جَدِيداً (49) قُل كُونُواْ حِجَارَةً أَوْ حَدِيداً (50) أَوْ خَلْقاً مِّمَّا يَكْبُرُ فِي صُدُورِكُمْ فَسَيَقُولُونَ مَن يُعِيدُنَا قُلِ الَّذِي فَطَرَكُمْ أوّل مَرَّةٍ فَسَيُنْغِضُونَ إِلَيْكَ رُؤُوسَهُمْ وَيَقُولُونَ مَتَى هُوَ قُلْ عَسَى أَن يَكُونَ قَرِيباً (51) }صدق الله العظيم.
{گفتند: «آیا هنگامی که ما، استخوانهای پوسیده و پراکنده‌ای شدیم، دگر بار آفرینش تازه‌ای خواهیم یافت؟!» بگو: [اینکه سهل و آسان است] شما سنگ شوید یا آهن، (۵۰) یا آفریده ای از آنچه در ذهنتان [حیات یافتنش] سخت و دشوار می آید [بدون تردید با آفرینشی جدید برانگیخته می شوید] بی درنگ خواهند گفت: چه کسی ما را بر می گرداند؟ بگو: همان کسی که اولین بار شما را آفرید. پس سرهای خود را به سوی تو می جنبانند و می گویند: [این زنده شدن دوباره] چه زمانی خواهد بود؟ بگو: چه بسا نزدیک باشد. (۵۱) }
شیخ فاضل احمد عمرو بدان که زمان وعده حق (خداوند) نزدیک شده است و گمان مبر که ناصر محمد یمانی تنها به همین آیه استناد می کند؛ بلکه تمام ایات در ارتباط با یکدیگر بوده و تایید کننده این هستند که برای کافرانی که (آیات خداوند را دانسته ) تکذیب می کنند ، دوزندگی و دو مرگ ودو بازگشت (بعث)مقدر شده است گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :
{ إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا يُنَادَوْنَ لَمَقْتُ اللَّهِ أَكْبَرُ مِنْ مَقْتِكُمْ أَنْفُسَكُمْ إِذْ تُدْعَوْنَ إِلَى الْإِيمَانِ فَتَكْفُرُونَ (10) قَالُوا رَبَّنَا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَأَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ فَاعْتَرَفْنَا بِذُنُوبِنَا فَهَلْ إِلَى خُرُوجٍ مِنْ سَبِيلٍ (11) ذَلِكُمْ بِأَنَّهُ إِذَا دُعِيَ اللَّهُ وَحْدَهُ كَفَرْتُمْ وَإِنْ يُشْرَكْ بِهِ تُؤْمِنُوا فَالْحُكْمُ لِلَّهِ الْعَلِيِّ الْكَبِيرِ (12) }
صدق الله العظيم [غافر]

{ کسانی را که کافر شدند روز قیامت صدا می‌زنند که عداوت و خشم خداوند نسبت به شما از عداوت و خشم خودتان نسبت به خودتان بیشتر است، چرا که بسوی ایمان دعوت می‌شدید، ولی انکار می‌کردید! (۱۰) آنها می‌گویند: «پروردگارا! ما را دو بار میراندی و دو بار زنده کردی؛ اکنون به گناهان خود معترفیم؛ آیا راهی برای خارج شدن وجود دارد؟» (۱۱) این بخاطر آن است که وقتی خداوند به یگانگی خوانده می‌شد انکار می‌کردید، و اگر برای او همتایی می‌پنداشتند ایمان می‌آوردید؛ اکنون داوری مخصوص خداوند بلندمرتبه و بزرگ است (۱۲)}
دربین آنها کسانی هستند که در حیات برزخی (که جزیی از ) حیات دنیا(است) دوبار عذاب می شوندو دو زندگی و دو مرگ دارند.گواه آن فرموده خداوند تعالی است که:
{ وَإِن كَادُوا لَيَفْتِنُونَكَ عَنِ الَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ لِتَفْتَرِ‌يَ عَلَيْنَا غَيْرَ‌هُ ۖ وَإِذًا لَّاتَّخَذُوكَ خَلِيلًا ﴿٧٣﴾ وَلَوْلَا أَن ثَبَّتْنَاكَ لَقَدْ كِدتَّ تَرْ‌كَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئًا قَلِيلًا ﴿٧٤﴾ إِذًا لَّأَذَقْنَاكَ ضِعْفَ الْحَيَاةِ وَضِعْفَ الْمَمَاتِ ثُمَّ لَا تَجِدُ لَكَ عَلَيْنَا نَصِيرً‌ا ﴿٧٥﴾ }
صدق الله العظيم [الإسراء]
{ نزدیک بود آنها تو را از آنچه بر تو وحی کرده‌ایم بفریبند، تا غیر آن را به ما نسبت دهی؛ و در آن صورت، تو را به دوستی خود برمیگزینند! (۷۳) و اگر ما تو را ثابت قدم نمی‌ساختیم ، نزدیک بود به آنان تمایل کنی. (۷۴) اگر چنین می‌کردی، ما دوبار زندگی دنیا، و دو بار مرگ، رابه تو می‌چشاندیم؛ سپس در برابر ما، یاوری برای خود نمی‌یافتی! (۷۵)}
لذا به اراده خداوند گروهی از مکذبین دوبار زندگی خواهند کرد که دسته ای از آنان باز به سوی آنچه که از آن نهی شده بودند بازمی گردند. با اینکه بعد از مرگ اول و قبل از رسیدن پایان جهان ،طعم عذاب آتش در حیات برزخی را چشیده بودند؛ باز هم بعد از اینکه خداوند آنها را به دنیا بازمی گرداند تا شاید صالحانه عمل کنند، به سوی گناه( آنچه که از آن نهی شده بودند) باز می گردند تا اینکه دوباره مرده و مجدد در عذاب برزخ گرفتار شوند و زمانی که نوبت بعث دوم و قرار گرفتن انسان ها دربرابر خداوندعالم رسید، به عذاب شدیدی که روح و جسم را باهم دربر خواهد گرفت دچار شوند.گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :
{ وَمِمَّنْ حَوْلَكُمْ مِنَ الْأَعْرَابِ مُنَافِقُونَ وَمِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ مَرَدُوا عَلَى النِّفَاقِ لَا تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ سَنُعَذِّبُهُمْ مَرَّتَيْنِ }
صدق الله العظيم [التوبة:101]
{و بعضی از اعراب بادیه‌نشین اطراف شما (اطراف مدینه) منافقند و بعضی اهل شهر مدینه هم منافق و بر نفاق ماهر و ثابتند که تو از آنها آگاه نیستی، ما از آنها آگاهیم، آنان را دو بار عذاب خواهیم کرد }
دکتر عمرو از اینجا است که درمی یابیم که دو زندگی ، دو مرگ و دو بعث وجود دارد.اما شما می گویید براساس فتوایی که ناصر محمد یمانی از این آیه می دهد ، سه بار بعث صورت می گیرد.جواب این است که :ای مرد چیزی را که نگفته ایم به ما نسبت ندهید .آنها ابتدا در حیات دنیایی بوده و بعد مرگ در برزخ گرفتار عذاب می شوند، سپس خداوند مجدد آنها را به حیات دنیا باز می گرداند و برخی از آنها مجدد اعمال گذشته را که از آنها منع شده بودند تکرار می کنندلذا بعد از این مرگ باز و برای بار دوم به حیات برزخی بازگشته و در آتش آن گرفتار می شوند تا زمان بعث دوم فرا رسد .در این روزکه تمام انسانها در برابر پرودگار عالم قرار خواهند گرفت، این گروه مجدد بازگشته و در روز قیامت ( یوم الدین) برای عذاب عظیمی که با جسد و روح خواهند چشید رانده می شوند.گواه آن فرموده خداوند تعالی است که:
{ وَمِمَّنْ حَوْلَكُمْ مِنَ الْأَعْرَابِ مُنَافِقُونَ وَمِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ مَرَدُوا عَلَى النِّفَاقِ لَا تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ سَنُعَذِّبُهُمْ مَرَّتَيْنِ }
صدق الله العظيم [التوبة:101]
{و بعضی از اعراب بادیه‌نشین اطراف شما (اطراف مدینه) منافقند و بعضی اهل شهر مدینه هم منافق و بر نفاق ماهر و ثابتند که تو از آنها آگاه نیستی، ما از آنها آگاهیم، آنان را دو بار عذاب خواهیم کرد }
ممکن است دکتر احمد عمرو سؤال کند:"ناصر محمد یمانی چطور شده است که خوب با من صحبت می کنی در حالی که قبلاً فتوا داده بودی که احمد عمرو از شیاطین انس است؟" پاسخ مهدی منتظرناصر محمد یمانی این است که :چرا که نمی خواهم به جای عزت گناه را برگزینم چون به من می گویی ناصر توصیه خداوند به موسی و برادرش هارون - عليهم الصلاة والسلام وآلهم - را به یاد آورکه فرمود:
{ اذْهَبَا إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى (43) فَقُولَا لَهُ قَوْلاً لَّيِّناً لَّعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشَى (44) }
صدق الله العظيم [طه]
{ بروید به سوی فرعون که او سخت به راه طغیان شتافته است. (۴۳) و با او کمال آرامی و نرمی سخن گویید، باشد که متذکر شود یا (از خدا) بترسد (۴۴)}
علیرغم این گفته فرعون : 
 { أَنَا ربّكمُ الْأَعْلَىٰ ﴿24)گفت: منم خدای بزرگ شما. } 
 [النازعات] 
می بینی که خداوند به نبی خود موسی و برادرش هارون توصیه می نماید: 
{ فَقُولَا لَهُ قَوْلاً لَّيِّناً لَّعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشَى } 
 صدق الله العظيم 
لذا امام مهدی ناصر محمد یمانی به توصیه شیخ فاضل احمد عمرو توجه کرده 
و با او به نرمی سخن می گوید شاید متذکر شود یا بترسد. 
وسلامٌ على المرسلين والحمد لله ربّ العالمين.. أخوكم الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.
اضغط على الصورة لفتحها بصفحة مستقلة

گفتگوی مفصل پیرامون بعث اول بین مهدی منتظر و احمد عمرو(پاسخ چهارم)

اضغط على الصورة لفتحها بصفحة مستقلة 
 
 چهارمین پاسخ امام مهدی به احمد عمرو پیرامون بعث اول
بسم الله الرحمن الرحيم، 
وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..
دکتر احمد عمرو،خداوند مهدی منتظر را برای بیان حق ذکر(قرآن ) فرستاده است نه برای آموزش حروف نصب و جرّ . امام مهدی بیان آیات قرآن را از خود آیات قرآن و در اصل و ذات موضوع را برایتان می آورد. برای مثال درمورد این فرموده خداوند تعالی که :
{ مِنْهَا خَلَقْنَاكُمْ وَفِيهَا نُعِيدُكُمْ وَمِنْهَا نُخْرِجُكُمْ تَارَةً أُخْرَى }
صدق الله العظيم [طه:55]
{ ما شما را از آن [= زمین‌] آفریدیم؛ و در آن بازمی‌گردانیم؛ و بار دیگر شما را از آن بیرون می‌آوریم! (۵۵)}
برای اینکه به یقین بدانیم مقصود خداوند از بازگرداندن دقیقاً چیست (بیشتر در قرآن جستجو می کنیم) در کلام خداوند این فتوا را می یابیم که:
{ قُلْ كُونُوا حِجَارَ‌ةً أَوْ حَدِيدًا ﴿٥٠﴾ أَوْ خَلْقًا مِّمَّا يَكْبُرُ‌ فِي صُدُورِ‌كُمْ ۚ فَسَيَقُولُونَ مَن يُعِيدُنَا ۖ قُلِ الَّذِي فَطَرَ‌كُمْ أَوَّلَ مَرَّ‌ةٍ ۚ فَسَيُنْغِضُونَ إِلَيْكَ رُ‌ءُوسَهُمْ وَيَقُولُونَ مَتَىٰ هُوَ ۖ قُلْ عَسَىٰ أَن يَكُونَ قَرِ‌يبًا ﴿٥١﴾ }
صدق الله العظيم [الإسراء]
{ بگو: [اینکه سهل و آسان است] شما سنگ شوید یا آهن، (۵۰) یا آفریده ای از آنچه در ذهنتان [حیات یافتنش] سخت و دشوار می آید [بدون تردید با آفرینشی جدید برانگیخته می شوید] بی درنگ خواهند گفت: چه کسی ما را بر می گرداند؟ بگو: همان کسی که اولین بار شما را آفرید. پس سرهای خود را به سوی تو می جنبانند و می گویند: [این زنده شدن دوباره] چه زمانی خواهد بود؟ بگو: چه بسا نزدیک باشد. (۵۱) }
و منظور از بازگشت(العودة فی الارض)به زمین ،رجعت ارواح مبعوثین و برای گذراندن زندگی دومشان است.
 و لذا خداوند تعالی می فرماید:
 {مَن يُعِيدُنَا ۖ قُلِ الَّذِي فَطَرَ‌كُمْ أَوَّلَ مَرَّ‌ةٍ ۚ فَسَيُنْغِضُونَ إِلَيْكَ رُ‌ءُوسَهُمْ وَيَقُولُونَ مَتَىٰ هُوَ ۖ قُلْ عَسَىٰ أَن يَكُونَ قَرِ‌يبًا«چه کسی ما را بازمی‌گرداند؟!» بگو: «همان کسی که نخستین بار شما را آفرید.» آنان سر خود را (از روی تعجب و انکار،) به سوی تو خم می‌کنند و می‌گویند: «در چه زمانی خواهد بود؟!» بگو: «شاید نزدیک باشد!}
صدق الله العظيم.
به سخن کافران دقت کنید: {مَن يُعِيدُنَا} و منظورشان این است که چه کسی ما را باز می آورد، حال به پاسخی که به آنها داده می شود نظرکنید: {قُلِ الَّذِي فَطَرَ‌كُمْ أَوَّلَ مَرَّ‌ةٍ ۚ فَسَيُنْغِضُونَ إِلَيْكَ رُ‌ءُوسَهُمْ وَيَقُولُونَ مَتَىٰ هُوَ ۖ قُلْ عَسَىٰ أَن يَكُونَ قَرِ‌يبًا} صدق الله العظيم.
ای مرد قبلاً هم گفتیم:
(منظور از بازگرداندن بعث است ) و از آیات محکم قرآن دلیل آوردیم : { مَن يُعِيدُنَا ۖ قُلِ الَّذِي فَطَرَ‌كُمْ أَوَّلَ مَرَّ‌ةٍ ۚ فَسَيُنْغِضُونَ إِلَيْكَ رُ‌ءُوسَهُمْ وَيَقُولُونَ مَتَىٰ هُوَ ۖ قُلْ عَسَىٰ أَن يَكُونَ قَرِ‌يبًا } صدق الله العظيم. یعنی
چه کسی ما را باز به دنیا باز می گرداند؟ و به جواب خداوند بنگرید: قُلِ الَّذِي فَطَرَ‌كُمْ أَوَّلَ مَرَّ‌ةٍ ۚ فَسَيُنْغِضُونَ إِلَيْكَ رُ‌ءُوسَهُمْ وَيَقُولُونَ مَتَىٰ هُوَ ۖ قُلْ عَسَىٰ أَن يَكُونَ قَرِ‌يبًا} صدق الله العظيم.
و به همین علت است که خداوند تعالی می فرماید:

{ قُلْ هَلْ مِنْ شُرَكَائِكُمْ مَنْ يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ قُلِ اللَّهُ يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ }

صدق الله العظيم [يونس:34]
{بگو: «آیا هیچ یک از معبودهای شما، آفرینش را ایجاد می‌کند و سپس بازمی‌گرداند؟!» بگو: «تنها خدا آفرینش را ایجاد کرده، سپس بازمی‌گرداند}
سؤالی که در برابر دکتر مطرح می شود این است که منظور خداوند از این فرموده چیست: { مَنْ يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ قُلِ اللَّهُ يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ }،آیا مقصود این است که از خاک آفریده و به خاک بازگردانده می شود یا مقصود خلقت جدیدی است؟ شما را چه شده که در(کلام)حق آشکار مغلطه می کنید؟!گمان نمی کنم فرعون هدایت شده باشدهرچند که با نرمی با اوسخن گفته شود!!
ای مرد، قبلاً هم گفته ام ،این عقیده که عده ای از کافران به اراده خداوند به دنیا بازمی گردند بر اساس بیان همین آیه بنا نشده است، بلکه آیات فراوانی وجود دارند که دقیقا ًدرباره همین موضوع هستند. جناب دکتر احمد عمرو به خدایی خداوند سوگند، اگر برایت هزار آیه بیاورم که به روشنی دال بررخ دادن بعث اول باشد و آیه دیگری به آنها اضافه کنم که تو بتوانی درآن آیه مغلطه کرده وآنرا باطل جلوه داده و مقصود کلام را تغییر دهی، آن هزار برهان روشن را رها کرده و به همین آیه ای که به صورت ملقمه ای در آورده ای و می توانی بر طبق عقیده خودت آن را تغییر دهی آویخته و در مورد آن هزار آیه محکم و روشن بحث نمی کنی.
ای مرد از کسانی که خداوند تعالی این آیه را درمورد آنها
بیان فرموده است مباش که :
{ وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِ آيَاتُنَا وَلَّى مُسْتَكْبِرًا كَأَنْ لَمْ يَسْمَعْهَا كَأَنَّ فِي أُذُنَيْهِ 
وَقْرًا فَبَشِّرْهُ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ }
صدق الله العظيم [لقمان:7]
{و هنگامی که آیات ما بر او خوانده می‌شود، مستکبرانه روی برمی‌گرداند، گویی آن را نشنیده است؛ گویی اصلاً گوشهایش سنگین است! او را به عذابی دردناک
 بشارت ده!}
و خداوند تعالی می فرماید:

{ قُلِ اللَّهُ يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ }

صدق الله العظيم [يونس:34]
{بگو: «تنها خدا آفرینش را ایجاد کرده، سپس بازمی‌گرداند}
احمد عمرو، آیا می گویی منظور این فرموده خداوند این است که از خاک آفریده و به خاک باز می گرداند؟ اما تو یقیناً می دانی که مقصود خداوند از:
{ قُلِ اللَّهُ يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ بگو: «تنها خدا آفرینش را ایجاد کرده، سپس بازمی‌گرداند } صدق الله العظيم
این است که آن را همانطور که بار اول ایجاد کرده ،بازخواهد آورد.گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :
{ وَلَقَدْ جِئْتُمُونَا فُرَادَىٰ كَمَا خَلَقْنَاكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَتَرَكْتُمْ مَا خَوَّلْنَاكُمْ وَرَاءَ ظُهُورِكُمْ }
صدق الله العظيم [الأنعام:94]
{و همه شما تنها به سوی ما بازگشت نمودید، همان‌گونه که روز اوّل شما را آفریدیم! و آنچه را به شما بخشیده بودیم، پشت سر گذاردید!}
{ قُلْ جَاءَ الحقّ وَمَا يُبْدِئُ الْبَاطِلُ وَمَا يُعِيدُ }
صدق الله العظيم [سبأ:49]
{بگو: «حق آمد! و باطل (کاری از آن ساخته نیست و) نمی‌تواند آغازگر چیزی باشد و نه تجدیدکننده (باز آورنده)آن!»}
وقتی باطل آغازگر نباشد یعنی نمی تواند بیافریند یا بازگرداند پس نمی تواند خلق را مجدد باز آفریند.درتمام آیه های محکم قرآن عظیم منظور از "اعاده" باز آفرینشی جدید است.
می بینم که با من مجادله کرده و می گویی:"اگر به جای در گفته بود از..."پاسخ حق ما اینست که : پاک و منزه است خدا از اینکه برای بیان مطلبی غلط و باطل لغت را تحریف کرده و از جای مورد منظور خداوند تغییر دهیم! مقصود (خداوند ) از "فیها نعیدکم" این است که مجدد آفریده و به زمین می آیند وباوجود چشیدن عذاب آتش که متعاقب مرگ اول دچار آن شده اند باز کافر می شوند و در روز بعث عمومی به آین گروه خطاب می شود که :
{كَيْفَ تَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَكُنْتُمْ أَمْوَاتًا فَأَحْيَاكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ (28) }
صدق الله العظيم [البقرة:28]
{چگونه به خداوند کافر می‌شوید؟! در حالی که شما مرده بودید، و او شما را زنده کرد؛ سپس شما را می‌میراند؛ و بار دیگر شما را زنده می‌کند؛ سپس به سوی او بازگردانده می‌شوید.}
و ببینید در جای دیگرچه جوابی به خداوندشان می دهند:
{ قالُوا رَبَّنَا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَأَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ فَاعْتَرَفْنَا بِذُنُوبِنَا فَهَلْ إِلَى خُرُوجٍ مِنْ سَبِيلٍ (11) ذَلِكُمْ بِأَنَّهُ إِذَا دُعِيَ اللَّهُ وَحْدَهُ كَفَرْتُمْ وَإِنْ يُشْرَكْ بِهِ تُؤْمِنُوا فَالْحُكْمُ لِلَّهِ الْعَلِيِّ الْكَبِيرِ (12) }
صدق الله العظيم [غافر]
{ آنها می‌گویند: «پروردگارا! ما را دو بار میراندی و دو بار زنده کردی؛ اکنون به گناهان خود معترفیم؛ آیا راهی برای خارج شدن وجود دارد؟» (۱۱) این بخاطر آن است که وقتی خداوند به یگانگی خوانده می‌شد انکار می‌کردید، و اگر برای او همتایی می‌پنداشتند ایمان می‌آوردید؛ اکنون داوری از آن خداوند بلندمرتبه و بزرگ است (۱۲)}
دکتر احمد عمرو ،می دانم که گفتگو با تو اتلاف وقت است و امیدی به هدایت شدنت ندارم، اما مشکلی نیست ، چراکه دیگر جویندگان حق از این بحث ها سود برده و هدایت می شوند و بر ایمان مؤمنان نیز افزوده شده ومسرور می گردند.
وسلامٌ على المرسلين والحمد لله ربّ العالمين ..
أخوكم الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.
اضغط على الصورة لفتحها بصفحة مستقلة