ه‍.ش. ۱۳۹۱ دی ۲۰, چهارشنبه

بيان مهدی منتظر به برادرش عبدالجبار تا از یقین کنندگان و شاکران باشد ..

 
 بيان مهدی منتظر به برادرش عبدالجبار تا از یقین کنندگان و شاکران باشد ..
 بسم الله الرحمن الرحيم،
 والصلاة والسلام على كافة الأنبياء والمرسلين من أوّلهم إلى خاتمهم جدي محمد رسول الله صلّى الله عليهم وعلى من تبع نهجهم واقتدى بأثرهم إلى يوم الدين،أمّا بعد.. 
اکنون در میان انصار پیشگام برگزیده؛ بیعت خود را اعلان کرده‌ای عبد الجبار؟ ؛ اما آیا از کسانی هستی که بیان حق ذکر یقین کرده‌اند؟ من نمی‌خواهم هیچ ظلمی در حق تو بکنم و برای همین هم خدا را به شهادت می‌گیرم تو هیچ وقت مهدی منتظر بودن برادرت را تکذیب نکردی و به من می‌گویی:" والله که از نظر من تو مستحق آن هستی که مهدی منتظر باشی؛ چون از نظر صبر و تحمل صفاتت نادر است؛ من از تو کریم‌تر ندیده‌ام ای کریم‌ الیمان؛ از تو به مردم جز خیر نمی‌رسد؛ تا به حال هیچ کس را اذیت نکرده و با هیچ کس زد و خورد نداشته‌ای؛ همین طور شاهدم که همه‌ی کسانی که تو را می‌شناسند؛ دوستت دارند چه زن و چه مرد و دائم می‌شنوم که هرجا اسمت می‌آید برایت دعا می‌کنند و آن چه که مرا بسیار دهشت زده می‌کند کثرت دعای مردم برای تو و محبت و آرزوی خیرآنها برای توست. وقتی نامت در برابر کسی می‌آید همگی یک دعا را در حقت کرده و می‌گویند خدا برایت گشایش و فتح مقرر فرماید ناصر محمد و به تو عزت داده و برمنزلتت بیفزاید. محبتی که خدا نسبت به تو در دل تمام کسانی که تو را می‌شناسند انداخته است و دعای بسیار آنها در حق تو عجیب است و لابد خداوند دعای یکی از آنها را مستجاب می‌کند. ولی تو می خواهی من از یقین کنندگان به مهدی بودن شما باشم آیا این برایت کافی نیست که من مثل برخی از اعضای خانواده تو را تکذیب نمی‌کنم؟ البته بسیاری از آنها به تو خوش گمان هستند؛ همان طور که من گمان دارم تو امام مهدی منتظری؛ ولی هنوز به درجه یقین نرسیده‌اند" پس به تو گفتم: عبدالجبار؛ همانا که گمان کسی را از حق بی‌نیاز نمی‌کند؛ ولی این که تو هیچ وقت مهدی منتظر بودن مرا انکار نکرده‌ای برایم کافی است و از تو همین برای من کافی است؛ اما می‌خواستم تو از مکرمین عالم و از انصار پیشگام برگزیده در عصرگفتگو قبل از ظهور" باشی ؛ از انسان‌های خالص و بهترین مخلوقات خدا. عبدالجبار؛ به خداوندی که خدایی جز او نیست قسم؛ من از بیعت تو در پایگاهمان خبر نداشتم تا این که رئیس محافظان" أبو نوره" گفت:" ای امام امت؛ دیدم که عبدالجبار بیعت خود را در پایگاهت گذاشته است" و بعد آمدم تا بیعتت را ببینم و الآن می‌توانم بگویم تو از کسانی هستی که به مهدی منتظر بودن برادرت ناصر محمد ایمان داری و هم چنان حسن ظن تو به من ادامه دارد،ولی هنوزقلبت به یقین قطعی نرسیده است و می‌توانم بگویم که به خداوند عظیم قسم تا زمانی که از بندگان نعیم اعظم و از قومی که محبوب خداوندند و محب او نشوی؛ درباره این که برادرت ناصر محمد حتماً مهدی منتظر باشد یقین نخواهی داشت. عبدالجبار با این که تو برادر و پسر پدر و مادرم هستی ولی هنوز تا رسیدن به سطح انصار پیشگام برگزیده خیلی فاصله داری پس از آنان برایت خواهم گفت. به خداوند بزرگ قسم که من به چشمم آنها را ندیده‌ام مگر عده‌ی کمی که عکس‌هایشان برایم فرستاده شده است؛ پس به حق خداوند عظیم که استخوان‌های پوسیده و پراکنده را زنده می‌کند و به حق پروردگار آسمان‌ها و زمین و آنچه بین آنهاست وپروردگار عرش عظیم؛ به سخنانم گوش فرا بده. همانا که در میان انصار مهدی منتظر ناصر محمد یمانی؛ گروهی هستند که محبوب خداوندند و محب او و عظمت محبت خدا به آنها و حب آنها به پروردگارشان به حدی است که -قسم به خداوند العظيم البارئ الرحيم- به تمام ملکوت خداوند در دنیا و آخرت راضی نمی‌شوند تا این که دریابند حبیب‌شان پروردگار عالمیان در نفس خود راضی است و متحسر و حزین نیست؛ به خداوندی که خدایی جز او نیست قسم عبدالجبار؛ اگر می‌دانستی اصرار آنها برای تحقق رضوان نفس خداوند رحمن چقدر عظیم است چون رضوان خداوند برای آنها غایت است نه وسیله تحقق نعیم بهشت... 
پس گوش کن چه می‌گویم: به خداوندی که خدایی جز او نیست قسم اگر پروردگارشان بفرماید که شرط تحقق نعیمی که از نعیم جنت بزرگتر است و رضایت حبیب الرحمن و الرحیم آنها این است که خود را به جهنم بیندازند؛ خواهی دید که با شتاب به سوی جهنم شتافته و با هم مسابقه می‌دهند تا زودتر از دیگران خود را به آتش بیندازند تا نعیمی که بزرگ‌تر از نعیم جنت است محقق گردد! عبدالجبار این فتوا بر تو گران آمده و می‌گویی:" برادر من ناصر محمد؛ چطور؟ من برای تحقق رضوان نفس پروردگارم خودم را به آتش نمی‌افکنم؛ همین که پروردگارم از من راضی باشد برایم کافی است؛ همین برایم بس است" پس برادرت مهدی منتظر در پاسخت می‌گوید:
"راست می‌گویی عبدالجبار چون تو از کسانی هستی که رضوان خداوند را به عنوان وسیله‌ای قرار می‌دهند که به بهشت رفته و از آتش خدا نجات یابند. عبدالجبار تو به همین حد بسنده کرده‌ای و هنوز تا این لحظه تو می‌دانی که من جز حق درباره تو فتوا نداده‌ام. قومی که محبوب خداوندند و محب او هم به یقین می‌دانند فتوای من در مورد آنها حق است و حقیقتاً به ملکوت دنیا و آخرت راضی نمی‌شوند تا این که رضوان نفس خداوند ارحم الراحمین محقق گردد. ای عبدالجبار؛ شاید بخواهی بگویی: برادرچرا کسانی که در "عصر گفتگو قبل از ظهور" با تمام جسم و قلب‌شان انصار پیشگام برگزیده هستند؛ تا رضوان خداوند رحمن محقق نشود؛ راضی نمی‌شوند! آیا برایشان کافی نیست که خداوند از آنان راضی باشد و آنها را وارد بهشت نماید و از آتش خود نجات دهد؟" پس برادرت امام مهدی منتظر؛ در "عصر گفتگو قبل از ظهور" در پاسخت می‌گوید: ای عبدالجبار؛ برایت به خداوند قسم می‌خورم؛ خداوند واحد قهاری که به کفار وعده آتش و به نیکان و ابرار وعده بهشت را داده است و روز را در شب وارد می‌کند و این قسم مهدی منتظر است نه قسم یک کافر و فاجر؛ در بین انصار برادرت در "عصر گفتگو قبل از ظهور" گروهی هستند که از میان عالمیان محبوب خداوندند و محب او( یحبهم الله و یحبونه) و پروردگارشان با درجه عالی و رفیع بهشت خود -که انبیاء و رسولان خدا بر سر آن رقابت می‌کنند-آنها را راضی نمی‌کند. حتی اگر خداوند او را محبوب‌ترین و مقرب‌ترین بنده خود از میان تمام انس و جن و ملایکه قرار دهد؛ راضیش نمی‌کند!حتی اگر ملکوت بهشت که به اندازه آسمان‌ها و زمین است به او داده شود! و حتی اگر خداوند با فرمان کاف و نون(کن فیکون) به او یاری کند تا به چیزی بگوید کن فیکون تا ملکی بدون حد و مرز و قید گردد! و سپس خدا به او بگوید ای عبد من فلانی؛ ایا راضی شدی؟ جواب تک تک این قوم -قومی که محبوب خداوندند و محب او- این خواهد بود: پروردگارا آیا ما را برای بهشتت و حورالعین آفریده‌ای؟ پروردگارشان در پاسخ می‌فرماید: {وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ ﴿٥٦﴾} 
 صدق الله العظيم [الذاريات].  
{من جنّ و انس را نیافریدم جز برای اینکه عبادتم کنند}
  سپس آنها می‌گویند:"‌پروردگار؛ بعد از آن که "خبیر به خداوند الرحمن" بنده‌ات و انسانی که بیان قرآن را به او آموختی به ما از حال خداوند رحمن در نفسش خبر دارد و عقلمان به حق قانع شد و پروردگارمان را به ما شناساند و قدر و شأن تو را آن گونه که شایسته توست شناختیم و حق معرفتت را به جا آوردیم و دانستیم تو به حق ارحم الراحمینی؛ رضوان نفست غایت ما شد نه وسیله-رسیدن به بهشت و فرار از دوزخ- دانستیم پرورگارمان به خاطر بندگانش متحسر و حزین است بندگانی که در آتش جهنم فریاد می‌کشند و به خاطر کوتاهی‌هایی که در نزد تو کرده‌اند نامند. دانستیم به خاطر امت‌هایی متحسری که کافر بوده و رسولان پروردگارشان را تکذیب کردند و بعد از این که رسولان و پیروانشان دعا کرده و درخواست فتح و گشایش میان انها و قومشان را از خداوند خیر الفاتحین کردند صیحه عذاب آن قوم را در برگرفت و همگی کافران هلاک و خاموش شدند و سپس به خاطر کوتاهی‌هایی که درنزد پروردگارشان مرتکب شده بودند پشیمان گشتند. از این که رسولان مکرم خدا را تکذیب کرده بودند نادم شدند و تک تک آنها می‌گویند ای کاش از خدا و رسول خدا اطاعت کرده بودم...تا این که خدا دانست با قلبی خالص سخن گفته و به خاطر کوتاهی درنزد پروردگار به شدت نادمند. "انسان خبیر به خداوند الرحمن" به ما خبر داد که خداوند بعد از گرفتار کردن آنها با صیحه در نفس خود چه می‌گوید: {إِن كَانَتْ إِلاَّ صَيْحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ خَامِدُونَ (30) يَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ مَا يَأْتِيهِم مِّن رَّسُولٍ إِلاَّ كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُون (31)أَلَمْ يَرَوْا كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّنْ الْقُرُونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لاَ يَرْجِعُونَ(32)وَإِن كُلٌّ لَّمَّا جَمِيعٌ لَّدَيْنَا مُحْضَرُونَ(32)}
 صدق الله العظيم [يس]. 
 { افسوس بر این بندگان که هیچ پیامبری برای هدایت آنان نیامد مگر اینکه او را استهزا می‌کردند! (۳۰) آیا ندیدند چقدر از اقوام پیش از آنان را هلاک کردیم، آنها هرگز به سوی ایشان بازنمی‌گردند (۳۱) و همه آنان نزد ما احضار می‌شوند! (۳۲)} سپس از حقیقت این بیان در نفس خود آگاه شدیم و دیدیم بی شک و تردید حق است بلکه بزرگ‌ترین نشانه‌ای که مهدیمنتظر با آن یاری شده رضوان نفس توست ای خداوند ارحم الراحمین" و سپس می‌گویند:"" خداوندا آیا راست‌گوتر از تو کسی هست؟" پروردگارشان به آنان پاسخ داده و میفرماید: پاک و منزه است پروردگارتان؛ چه کسی راست‌گوتراز خداوند است! سپس آنها می‌گویند:" خداوندا؛ آیا کسی هست که بیش از تو به عهدش وفا کند؟ پاسخ پروردگارشان این است: پاک و منزه است پروردگارتان؛ چی کسی وفادار به عهد تر از خدا ست! پس آنها می‌گویند:" آیا تو در آیات محکم قرآن عظیم به ما وعده رضوان نفس ما بعد از رضایت خودت را نداده‌ای و در قول حق خود نفرمودی: 
 {{ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ }} 
 صدق الله العظيم [التوبة:100]؟ 
 {خداوند از آنها خشنود گشت، و آنها (نیز) از او خشنود شدند}
  خداوندا ما تو را به شهادت می‌گیریم؛ و تمام بندگان ملکوتت را به شهادت می‌گیریم و شهادت خداوند کافی است که ما به جنات نعیم و حورالعین راضی نمی‌شویم در حالی که حبیب ما خداوند الرحمن و الرحیم؛ متحسر و حزین است؛ هیهات هیهات به پروردگار زمین و آسمان‌ها قسم ما راضی نمی‌شویم تا حبیب ما خداوند الرحمن الرحیم در نفسش راضی شود و متحسر و حزین نباشد؛ حتی اگر به قیمت این تمام شود که خود را یک راست به آتش جهنم بیندازیم تا نعیمی که برای ما از نعیم بهشت بسیار بزرگ‌تر است محقق گردد. و شاید عبدالجبار برادر مهدی منتظر بخواهد بگوید:" امام من ناصر محمد؛ ای پسر مادر و پدرم؛ آیا به من فتوا می‌دهی که این قوم که محبوب خداوندند و محب او؛ دقیقاً چگونه احساس می‌کنند نعیم رضوان نفس خداوند، نعیمی است که از نعیم جنت او بزرگ‌تر است؟"
 مهدی منتظر در "عصر گفتگو قبل از ظهور" در پاسخ به برادرش عبدالجبار می‌گوید: این سرّ و تمام این سرّ و ظاهر و باطن این سرّ را در این فرموده خداوند تعالی می‌یابی: 
 {{يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ}} صدق الله العظيم [المائدة:54].
 {ای کسانی که ایمان آورده‌اید! هر کس از شما، از آیین خود بازگردد، (به خدا زیانی نمی‌رساند؛ خداوند جمعیّتی را می‌آورد که آنها را دوست دارد و آنان (نیز) او را دوست دارند} 
چگونه انسان می‌تواند در جنات النعیم شادمان و مسرور باشد در حالی که حبیبش: که بیش از هرچز نزد او محبوب است؛ در نفس خود متحسر و حزین است؟ 
وقتی کسی که خدا علم کتاب را به او عطا کرده ـامام مهدی خبیر به حال خداوند الرحمن- به آنها خبر داده که حبیب‌شان خداوند الرحمن الرحیم متحسر و حزین است؛ چگونه این قوم که محبوب خداوندند و محب او می‌توانند جنت و حورالعین را بر خود روا داشته و از آن لذت ببرند؟ از اینجاست که اصرار شدید آنها برای تحقق بالاترین هدفی که درکتاب از آن نامبرده شده آغاز می‌شود و رضوان خداوند غایت آنان می‌گردد نه وسیله تحقق نعیم جنت؛ آنها هدفی عکس هدف شیاطین را انتخاب می‌کنند. ای عبدالجبار؛ برادرت امام مهدی که جز اندکی، از قدرو شان و راز او آگاهی نداری ؛ از تو سؤالی دارد: 
آیا شیطان تنها به این اکتفا کرده که خودش در برابر خداوند عصیان کرده و به رضوان خدا نسبت به خودش اهمیت ندهد و به همین بسنده می‌کند؟ پاسخ عبدالجبارو تمام علمای مسلمین و امتشان روشن است؛ خواهند گفت:
" به هیچ وجه؛ شیطان به غضب و خشم خدا نسبت به خودش اکتفا و بسنده نمی‌کند؛ بلکه غایت و هدف نهایی او غضب نفس خداست و تمام تلاش و منتهای هدفش این است که تمام بندگان خدا به یک امت واحد کافر تبدیل شوند چون می‌داند خداوند از کفر بندگانش راضی نیست و شکر گذار بودن آنها مورد رضای اوست. تصدیق فرموده خداوند تعالی: 
 {{إِن تَكْفُرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنكُمْ وَلَا يَرْضَى لِعِبَادِهِ الْكُفْرَ وَإِن تَشْكُرُوا يَرْضَهُ لَكُمْ}} صدق الله العظيم [الزمر:7].
 {اگر کفران کنید، خداوند از شما بی‌نیاز است و هرگز کفران را برای بندگانش نمی پسندد؛ و اگر شکر او را بجا آورید آن را برای شما می‌پسندد! } 
 و از آنجا که شیطان به غضب و خشم خدا برخودش بسنده نکرده بلکه غضب خدا هدف نهایی اوست و برای همین خود و ذریه‌اش از شیاطین جن و انس شب و روز تلاش می‌کنند از هر راه و با هر وسیله‌ای که شده تمام بندگان خدا را گمراه کنند تا بندگان خدا شاکر نباشند و رضوان نفس خداوند ارحم الراحمین محقق نگردد و همگان؛ همراه آنها وارد آتش جهنم گردند. برای همین در قصص قرآنی شیطان می‌گوید:  
{قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ (16) ثُمَّ لَآَتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَيْمَانِهِمْ وَعَنْ شَمَائِلِهِمْ وَلَا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِينَ (17)} 
 صدق الله العظيم [الأعراف]. 
 {گفت: «اکنون که مرا گمراه ساختي، من بر سر راه مستقيم تو، در برابر آنها کمين مي کنم(۱۶)سپس از پیش رو و از پشت سر، و از طرف راست و از طرف چپ آنها، به سراغشان می‌روم؛ و بیشتر آنها را شکرگزار نخواهی یافت!» (۱۷)}  
عبدالجبار بنگر درآیات محکم قرآن درباره هدف شیطان چه آمده است؛ او تحقق نیافتن رضوان خدا بر بندگانش را غایت و منتهای آرزو و خواسته‌اش کرده و برای تحقق آن ازهر راه و وسیله‌ای استفاده می‌کند و برای همین می‌گوید:
 {قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ (16) ثُمَّ لَآَتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَيْمَانِهِمْ وَعَنْ شَمَائِلِهِمْ وَلَا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِينَ (17)}
 صدق الله العظيم [الأعراف].
 {گفت: «اکنون که مرا گمراه ساختي، من بر سر راه مستقيم تو، در برابر آنها کمين مي کنم(۱۶)سپس از پیش رو و از پشت سر، و از طرف راست و از طرف چپ آنها، به سراغشان می‌روم؛ و بیشتر آنها را شکرگزار نخواهی یافت!» (۱۷)}
  چون شیطان می‌داند رضوان نفس خداوند الرحمن درشاکر بودن بندگان است. تصدیق فرموده خداوند تعالی: {وَإِن تَشْكُرُوا يَرْضَهُ لَكُمْ} صدق الله العظيم، { و اگر شکر او را بجا آورید آن را برای شما می‌پسندد} و برای همین شیطان به اولیای خود یعنی شیاطین جن و انس فرمان داده تا برای محقق نشدن رضوان نفس خداوند تلاش کنند و برای همین می‌خواهند تمام مردم به یک امت واحد کافر بدل شوند. ولی مهدی منتظر ناصر محمد یمانی، شیطان را دشمنی بسیار سرسخت می‌شمارد و هدفی برعکس هدف شیطان را درپیش گرفته و شب و روز تلاش می‌کند از هر راه و وسیله‌ای که شده مردم را به امتی واحد بدل کند که در صراط مستقیم بوده و شکرگزار پروردگارشان باشند و او را به یگانگی عبادت کرده هیچ شریکی برایش نگیرند و برای همین خداوند تمام ساکنان زمین را هدایت خواهد کرد تا آغاز تحقق هدف امام مهدی و انصارش باشد و زمین را پر از عدالت کرده و ازمردم امتی واحد تشکیل دهد که در صراط مستقیمند و برای همین هم آنان را خلق کرده است و جهنم را از شیاطین انس و جن پرکنند چون آنها بیش از همه در برابر خداوند سرکشی کرده‌ و به سوختن درآتش جهنم سزاوارترند. عبدالجبار؛ بین کسانی که تلاششان در دنیا به هدر رفته- در حالی که خودشان می‌پندارند در مسیر هدایتند- با کسانی که مجرمند و از رضوان خداوند بیزار ، تفاوت بزرگی هست مجرمان محقق نشدن رضوان نفس خدا را هدف و نصب العین خود قرار داده و شب و روز تلاش می‌کنند تا جن و انس را به گمراهی بکشانند همگی امتی واحد و کافر گردند. اینها هستند که مورد لعن خدا و لعنت کنندگان قرارگرفته و خدا و ملایکه و تمام مردم آنها را لعنت می‌کنند و ما به اذن پروردگار عالمیان؛ بر آنان تسلط و برتری داریم و همانا که لشکر خداوند غالب و پیروز است. نصرت و ظهور نزدیک شده است عبدالجبار؛ پس از شکرگزاران و یقین کنندگان باشد؛ از قومی که محبوب خداوندند و محب او خالص‌ترین انسان‌ها هستند و بهترین آفریدگان خدا.... عبدالجبار؛ ایا می‌دانی در روز حشر ملایکه آنها را به سوی آتش نمی‌برند چون از اصحاب جهنم نیستند؛ به سوی بهشت هم برده نمی‌شوند چون به جنات نعیم راضی نیستند. پس چون میهمانانی گرامی بر بالای منابر نوربه پیشگاه خداوند رحمن آورده می‌شوند تا پروردگارشان از آنان سؤال کند که او از حال آنان آگاه است: چرا به جنت نعیمی که به متقیان وعده داده شده راضی نمی‌شوید؟ و آنها می‌گویند:هیهات؛ هیهات ما نعیمی را می‌خواهیم که از جنت نعیم بسیار بزرگ‌تر است" شاید عبدالجبار بخواهد سخن برادرش مهدی منتظر ناصر محمد یمانی را قطع کرده و بگوید:
" ای برادرخونی وحبیب من ناصر محمد؛ ایا از آیات محکم قرآن عظیم دلیلی قطعی برایم می‌آوری که برای علمای امت و عامه مسلمین قابل فهم بوده وعقلشان آن را بتواند درک کند و آن قدراین برهان علمی روشن و درخشان باشد که برایشان آشکار شود نعیم رضوان خداوند رحمن به حق از نعیم جنت او بزرگ‌تر است؟"
 پس مهدی منتظر به پاسخ مستقیم از خداوند واحد قهار اکتفا می‌کند.
 خداوند تعالی می‌فرماید:
 {وَعَدَ اللّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللّهِ أَكْبَرُ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ (72)}
  صدق الله العظيم [التوبة]. 
{ خداوند به مردان و زنان باایمان، باغهایی از بهشت وعده داده که نهرها از زیر درختانش جاری است؛ جاودانه در آن خواهند ماند؛ و مسکن‌های پاکیزه‌ای در بهشتهای جاودان و (خشنودی و) رضوان خدا، بزرگ‌تر است؛ و پیروزی بزرگ، همین است!} 
 وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..
 ألدّ أعداء شياطين الجنّ والإنس؛ الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني.