ه‍.ش. ۱۳۸۹ شهریور ۱۳, شنبه

راز تحقق شفاعت و شیوه امام مهدی برای بیان قرآن

 
راز تحقق شفاعت
و شیوه امام مهدی برای بیان قرآن

بسم الله الرحمن الرحيم، 
والصلاة والسلام على كافة الأنبياء والمُرسلين وآلهم الطاهرين والتابعين للحقّ إلى يوم الدّين، ولا أفرق بين أحدٍ من رُسله وأنا من المُسلمين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
خداوند تعالى می‌فرماید:

{فَبَشِّرْ‌ عِبَادِ ﴿١٧﴾ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولَـٰئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّـهُ وَأُولَـٰئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ ﴿ ١٨﴾} 
 صدق الله العظيم [الزمر].
{پس بندگان مرا بشارت ده: (۱۷) آن كسانى كه به سخن گوش مى‌دهند و از بهترين آن پيروى مى‌كنند، ايشانند كسانى كه خدا هدايتشان كرده و اينان خردمندانند. (۱۸)}
خداوندا بر بندگان خردمندت صلوات و سلام فرست؛ پیش از این فتوا داده بودیم که تنها کسانی از انبیاء و رسولان الهی و از مهدی منتظر پیروی می‌کنند که از عقل خود استفاده کنند . خداوند این گروه از بندگانش را هدایت می‌کند. 
 تصدیق فرموده خداوند تعالی:
{أَفَمَن يَعْلَمُ إنّما أُنزِلَ إليك مِن ربّك الحقّ كَمَنْ هُوَ أَعْمَى إنّما يَتَذَكَّرُ أُوْلُواْ الأَلْبَابِ ( 19) الَّذِينَ يُوفُونَ بِعَهْدِ اللّهِ وَلاَ يِنقُضُونَ الْمِيثَاقَ ( 20) وَالَّذِينَ يَصِلُونَ مَا أمر اللّهُ بِهِ أَن يُوصَلَ وَيَخْشَوْنَ ربّهم وَيَخَافُونَ سُوءَ الحِسَابِ ( 21) وَالَّذِينَ صَبَرُواْ ابْتِغَاء وجّه ربّهم وَأَقَامُواْ الصَّلاَةَ وَأَنفَقُواْ مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرّاً وَعَلانيةً وَيَدْرَؤُونَ بِالْحَسنّة السَّيِّئَةَ أُوْلَئِكَ لَهُمْ عُقْبَى الدَّارِ ( 22) جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَهَا وَمَنْ صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَأَزْوَاجِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَالمَلاَئِكَةُ يَدْخُلُونَ عَلَيْهِم مِّن كُلِّ بَابٍ ( 23) سَلاَمٌ عَلَيْكُم بِمَا صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ( 24)} 
صدق الله العظيم [الرعد].
{آيا كسى كه مى‌داند آنچه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده حق است، همانند كسى است كه نابيناست؟ همانا که تنها خردمندان پند مى‌گيرند (۱۹) كسانى كه به عهد خدا وفا مى‌كنند و خود پيمان نمى‌شكنند. (۲۰) آنان كه آنچه را خدا به پيوستن آن فرمان داده پيوند مى‌دهند و از پروردگارشان مى‌ترسند و از سختىِ بازخواست خداوند بيمناكند. (۲۱) آنان كه به خاطر پروردگار خويش صبر پيشه كردند، نماز را برپا می‌دارند؛ و از آنچه به آنها روزی داده‌ایم، در پنهان و آشکار، انفاق می‌کنند و بدى را به نيكى دفع مى‌كنند. سراى آخرت خاص آنان است. (۲۲) بهشتهاى جاويدان؛ آنها و هر كه نيكوكار بوده است، از پدران و همسران و فرزندانشان، بدان داخل شوند و فرشتگان از هر در به نزدشان آيند. (۲۳) سلام بر شما به خاطر آن همه شكيبايى كه ورزيده‌ايد. سراى آخرت چه سرايى نيكوست. (۲۴)}
سؤالی که مطرح می‌شود این است که : 
خردمندان چه کسانی هستند؟ و جواب: آنانی که از گذشتگان خود کورکورانه پیروی نمی‌کنند؛ بلکه بصیرت دعوت کننده به سوی خدا را به عقل خود می‌سپارند تا آن را انکار یا به درستی آن اعتراف کند؛ چون دیده بصیرت کور نمی‌شود و قادر به جدا کردن حق از باطل است و برای همین هم اگر از حق آمده از نزد پروردگارتان پیروی نکنید، خداوند در مورد عقلتان شما را مورد بازخواست قرار خواهد داد. هم چنین اگر پیرو باطل و سخنان کسانی شوید که بدون برهان از نزد پروردگار و تنها از روی ظن و گمان به او نسبت داده می‌شود؛بازهم درمورد عقلتان مورد سؤال خداوند قرار خواهید گرفت. خداوند تعالی می‌فرماید:
{وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا} صدق الله العظيم [الإسراء:36].
{از آنچه به آن آگاهی نداری، پیروی مکن، چرا که گوش و چشم و دل، همه مسؤولند.}
و پیش از این به شما فتوا داده بودیم که اهالی جن و انس آتش کسانی هستند که درمورد آن چه که از نزد پروردگارشان نازل شده بود؛ تعقل نکردند و از آن روگرداندند. خداوند تعالی می‌فرماید:
{وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجهنّم كَثِيرًا مِنَ الجنّ وَالإِنسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لا يَسْمَعُونَ بِهَا أُوْلَئِكَ كَالأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُوْلَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ} 
صدق الله العظيم [الأعراف:179].
{به یقین، گروه بسیاری از جن و انس را برای دوزخ آفریدیم؛ آنها دلها یی دارند که با آن نمی‌فهمند؛ و چشمانی که با آن نمی‌بینند؛ و گوشهایی که با آن نمی‌شنوند؛ آنها همچون چهارپایانند؛ بلکه گمراهتر! اینان همان غافلانند}
و هم چنین در قرآن فتوای کافران را هم پیدا می‌کنید که علت گمراه شدنشان از راه راست را بکار نگرفتن عقل‌شان می‌دانند و برای همین می‌گویند:
 {وَقَالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعِيرِ}
  صدق الله العظيم [الملك:10].
{و می‌گویند: «اگر ما گوش شنوا داشتیم یا تعقّل می‌کردیم، در میان دوزخیان نبودیم}
و حال این مسلمانان هستند که به راز عبادت بت‌ها بازگشته‌اند و این برای حق‌جویان غریب است و می‌پرسند:" ولی ما از این که مسلمانان به عبادت بت‌ها بازگشته باشند چیزی نمی‌دانیم( بی خبریم)" در پاسخ آنان به حق می‌گویم: چون نمی‌دانید راز عبادت بت‌ها توسط پیشینیان چه بود. بت‌ها مجسمه و تمثال‌هایی بودند که پیشینیان -در هر امتی- از انبیا خدا و اولیای مکرم اوساخته بودند و معتقد بودند آنها نزد خداوند شفاعت‌شان را می‌کنند تا این که روز حشر فرا می‌رسد و کسانی که از هیئت اولیای الهی بت ساخته‌اند این اولیا را دیده و می‌شناسند و برای همین می‌گویند:
{وَإِذَا رَ‌أَى الَّذِينَ أَشْرَ‌كُوا شُرَ‌كَاءَهُمْ قَالُوا رَ‌بَّنَا هَـٰؤُلَاءِ شُرَ‌كَاؤُنَا الَّذِينَ كُنَّا نَدْعُو مِن دُونِكَ فَأَلْقَوْا إِلَيْهِمُ الْقَوْلَ إِنَّكُمْ لَكَاذِبُونَ ﴿٨٦ ﴾ وَأَلْقَوْا إِلَى اللَّـهِ يَوْمَئِذٍ السَّلَمَ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُوا يَفْتَرُ‌ونَ ﴿ ٨٧﴾}
  صدق الله العظيم [النحل].
{و هنگامی که مشرکان معبودهایی را که همتای خدا قرار دادند می‌بینند، می‌گویند: «پروردگارا! اینها همتایانی هستند که ما به جای تو، آنها را می‌خواندیم! «در این هنگام، معبودان به آنها می‌گویند: «شما دروغگو هستید» (۸۶) و در آن روز، همگی (ناگزیر) در پیشگاه خدا تسلیم می‌شوند؛ و تمام آنچه را دروغ می‌بستند، گم و نابود می‌شود! (۸۷)}
همانا که شرک آنها مدتی بعد از برانگیخته شدن انبیا رخ می‌دهد و علت هم این است که برخی از پیروانشان بعد از مرگ انبیاء درمورد آنان به ناحق تعظیم و مبالغه می‌کنند وبعد از مرگشان از روی تصویر آنها تمثال می‌سازند؛ برای همین هم اولیاء از عبادت آنان غافلند(چون از دنیا رفته‌اند). خداوند تعالی می‌فرماید:
{وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّن يَدْعُو مِن دُونِ اللَّـهِ مَن لَّا يَسْتَجِيبُ لَهُ إِلَىٰ يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَهُمْ عَن دُعَائِهِمْ غَافِلُونَ ﴿٥﴾ وَإِذَا حُشِرَ‌ النَّاسُ كَانُوا لَهُمْ أَعْدَاءً وَكَانُوا بِعِبَادَتِهِمْ كَافِرِ‌ينَ ﴿ ٦﴾}
 صدق الله العظيم [الأحقاف].
{{چه کسي گمراهتر است از آن کس که معبودي غير خدا را مي‌خواند که تا قيامت هم به او پاسخ نمي‌گويد و از خواندن آنها (کاملا) بي‌خبر است؟! (۵)و هنگامي که مردم محشور مي‌شوند، معبودهاي آنها دشمنانشان خواهند بود؛ وعبادت آنها را انکار مي‌کنند!}
و خداوند تعالى می‌فرماید:
{وَلَا يَمْلِكُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِهِ الشَّفَاعَةَ} صدق الله العظيم [الزخرف:86].
{کسانی را که غیر از او می‌خوانند قادر بر شفاعت نیستند}
و خداوند از انبیا و رسولانش سؤال کرده و می‌فرماید:
{وَيَوْمَ يَحْشُرُ‌هُمْ وَمَا يَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّـهِ فَيَقُولُ أَأَنتُمْ أَضْلَلْتُمْ عِبَادِي هَـٰؤُلَاءِ أَمْ هُمْ ضَلُّوا السَّبِيلَ ﴿١٧ ﴾ قَالُوا سُبْحَانَكَ مَا كَانَ يَنبَغِي لَنَا أَن نَّتَّخِذَ مِن دُونِكَ مِنْ أَوْلِيَاءَ وَلَـٰكِن مَّتَّعْتَهُمْ وَآبَاءَهُمْ حَتَّىٰ نَسُوا الذِّكْرَ‌ وَكَانُوا قَوْمًا بُورً‌ا ﴿ ١٨ ﴾ فَقَدْ كَذَّبُوكُم بِمَا تَقُولُونَ فَمَا تَسْتَطِيعُونَ صَرْ‌فًا وَلَا نَصْرً‌ا ۚ وَمَن يَظْلِم مِّنكُمْ نُذِقْهُ عَذَابًا كَبِيرً‌ا ﴿ ١٩﴾}
 
 صدق الله العظيم [الفرقان].
{روزی را که همه آنان و معبودهایی را که غیر از خدا می‌پرستند جمع می‌کند، آنگاه به آنها می‌گوید: «آیا شما این بندگان مرا گمراه کردید یا خود آنان راه را گم کردند؟!» (۱۷) می‌گویند: «منزّهی تو! برای ما شایسته نبود که غیر از تو اولیایی برگزینیم، ولی آنان و پدرانشان را از نعمتها برخوردار نمودی تا اینکه ذکر تو را فراموش کردند و تباه و هلاک شدند.» (۱۸)اینها، شما را در آنچه می‌گویید تکذیب کردند! اکنون نمی‌توانید عذاب الهی را برطرف بسازید، یا از کسی یاری بطلبید! و هر کس از شما ستم کند، عذاب شدیدی به او می‌چشانیم! (۱۹) }
و می‌بینید علت گمراهی‌ آنها، پیروی نکردن از ذکر نازل شده از نزد پروردگارشان است:
{سُبْحَانك مَا كَانَ يَنْبَغِي لَنَا أَنْ نَتَّخِذَ مِنْ دُونِكَ مِنْ أَوْلِيَاءَ ولكنّ مَتَّعْتَهُمْ وَآبَاءَهُمْ حَتَّى نَسُوا الذِّكْرَ وَكَانُوا قَوْماً بُوراً} صدق الله العظيم،
{«منزّهی تو! برای ما شایسته نبود که غیر از تو اولیایی برگزینیم، ولی آنان و پدرانشان را از نعمتها برخوردار نمودی تا اینکه ذکر تو را فراموش کردند و تباه و هلاک شدند.»}
و خداوند تعالی می‌فرماید:
{وَالَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِهِ مَا يَمْلِكُونَ مِن قِطْمِيرٍ‌ ﴿١٣﴾ إِن تَدْعُوهُمْ لَا يَسْمَعُوا دُعَاءَكُمْ وَلَوْ سَمِعُوا مَا اسْتَجَابُوا لَكُمْ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يَكْفُرُ‌ونَ بِشِرْ‌كِكُمْ وَلَا يُنَبِّئُكَ مِثْلُ خَبِيرٍ‌ ﴿ ١٤﴾}
 صدق الله العظيم [فاطر].
{و کسانی را که جز او می‌خوانید حتی به اندازه پوست نازک هسته خرما مالک نیستند! (۱۳) اگر آنها را بخوانید صدای شما را نمی‌شنوند، و اگر بشنوند به شما پاسخ نمی‌گویند؛ و روز قیامت، شرک شما را منکر می‌شوند، و هیچ کس مانند خبیر تو را (از حقایق) با خبر نمی‌سازد! (۱۴) }
و خداوند تعالی می‌فرماید:

{وَيَوْمَ نَحْشُرُ‌هُمْ جَمِيعًا ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِينَ أَشْرَ‌كُوا مَكَانَكُمْ أَنتُمْ وَشُرَ‌كَاؤُكُمْ فَزَيَّلْنَا بَيْنَهُمْ وَقَالَ شُرَ‌كَاؤُهُم مَّا كُنتُمْ إِيَّانَا تَعْبُدُونَ ﴿٢٨ ﴾ فَكَفَىٰ بِاللَّـهِ شَهِيدًا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ إِن كُنَّا عَنْ عِبَادَتِكُمْ لَغَافِلِينَ ﴿ ٢٩ ﴾ هُنَالِكَ تَبْلُو كُلُّ نَفْسٍ مَّا أَسْلَفَتْ وَرُ‌دُّوا إِلَى اللَّـهِ مَوْلَاهُمُ الحقّ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُوا يَفْتَرُ‌ونَ ﴿٣٠﴾}
 صدق الله العظيم [يونس].
{روزی را که همه آنها را جمع می‌کنیم، سپس به مشرکان می‌گوییم: «شما و معبودهایتان در جای خودتان باشید سپس آنها را از هم جدا می‌سازیم و کسانی که شریک گرفته بودند به آنان می‌گویند: «شما (هرگز) ما را عبادت نمی‌کردید!» (۲۸) همین بس که خدا میان ما و شما گواه باشد، که ما از عبادت شما غافل بودیم! (۲۹) در آن جا، هر کس عملی را که قبلاً انجام داده است، می‌آزماید. و همگی بسوی «اللّه» -مولا و سرپرستِ حقیقی خود- بازگردانده می‌شوند؛ و چیزهایی را که به ناحق همتای خدا قرار داده بودند(اولیای خداوند)،از دسترس آنها گم می‌شوند! (۳۰)}
ببینید انبیای الهی که به شفاعت‌شان اعتقاد داشتند چه پاسخی می‌دهند:
{وَقَالَ شُرَ‌كَاؤُهُم مَّا كُنتُمْ إِيَّانَا تَعْبُدُونَ ﴿٢٨ ﴾ فَكَفَىٰ بِاللَّـهِ شَهِيدًا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ إِن كُنَّا عَنْ عِبَادَتِكُمْ لَغَافِلِينَ ﴿ ٢٩ ﴾ هُنَالِكَ تَبْلُو كُلُّ نَفْسٍ مَّا أَسْلَفَتْ وَرُ‌دُّوا إِلَى اللَّـهِ مَوْلَاهُمُ الحقّ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُوا يَفْتَرُ‌ونَ ﴿ ٣٠﴾} 
صدق الله العظيم،
کسانی که شریک گرفته بودند به آنان می‌گویند: «شما (هرگز) ما را عبادت نمی‌کردید!» (۲۸) همین بس که خدا میان ما و شما گواه باشد، که ما از عبادت شما غافل بودیم! (۲۹) در آن جا، هر کس عملی را که قبلاً انجام داده است، می‌آزماید. و همگی بسوی «اللّه» -مولا و سرپرستِ حقیقی خود- بازگردانده می‌شوند؛ و چیزهایی را که به ناحق همتای خدا قرار داده بودند(اولیای خداوند)،از دسترس آنها گم می‌شوند! (۳۰)}
و نسبت به عقیده مبالغه ناحق درمورد خودشان کافرند؛ چراکه بندگان مکرم خداوندند و برضد آنها و عقایدشان هستند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
{وَاتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّـهِ آلِهَةً لِّيَكُونُوا لَهُمْ عِزًّا ﴿٨١ ﴾ كَلَّا سَيَكْفُرُ‌ونَ بِعِبَادَتِهِمْ وَيَكُونُونَ عَلَيْهِمْ ضِدًّا ﴿ ٨٢﴾}
  صدق الله العظيم [مريم].
{و آنان غیر از خدا، معبودانی را برای خود برگزیدند تا مایه عزّتشان باشد! (۸۱) هرگز چنین نیست! به زودی(معبودان) منکر عبادت آنان خواهند شد؛ (بلکه) بر ضدّشان قیام می‌کنند! (۸۲)}
و این راز عبادت بت‌هاست...
لذا فرق زیادی بین شرک امت‌های پیشین و شرک شما وجود ندارد؛ چون شما هم امید دارید انبیاء الهی و رسولان و اولیای مقرب خدا برای شما شفاعت کنند؛ امید دارید در پیشگاه پروردگار عالم آنها شفاعت شما را بکنند واین شرک به خداست؛ سزاوار نیست آنها از خداوند ارحم الراحمین؛ رحیمتر باشند؛ چگونه می‌توانید منکر صفت ارحم الراحمین بودن خدا باشید؟ چطور کسی که رحمتش کمتر از خداوند است ، برای شما شفاعت کند؛ آیا فکر نمی‌کنید؟
شاید یکی از کسانی که به خدا ایمان نمی‌آورند مگر آن را با شرک آلوده کرده باشند بخواهد بگوید: مگر خداوند تعالی نفرموده است:
{وَلاَ يَمْلِكُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِهِ الشَّفَاعَةَ إِلاَّ مَن شَهِدَ بِالحقّ} 
صدق الله العظيم [الزخرف:86].؟"
{کسانی را که غیر از او می‌خوانند قادر بر شفاعت نیستند؛مگر کسی که به حق شهادت بدهد (که خداوند ارحم الراحمین است)}
امام مهدی به او پاسخ داده و بیان حق این فرموده خداوند تعالی را می‌آورد: {إِلاَّ مَن شَهِدَ بِالحقّ} این یعنی شهادت می‌دهد که خداوند ارحم الراحمین است و برای همین برای تحقق نعیم اعظم با پروردگارش محاجه می‌کند تا خداوند در نفسش راضی گردد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
{وَكَمْ مّن مَّلَكٍ فِي السَّمَواتِ لاَ تُغْنِي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئاً إِلاَّ مِن بَعْدِ أَن يَأْذَنَ اللَّهُ لِمَن يَشَاء وَيَرْضَى} صدق الله العظيم [النجم:26].
{و چه بسیار فرشتگان آسمانها که شفاعت آنها سودی نمی‌بخشد مگر پس از آنکه خدا به کسی که بخواهد اجازه دهد وراضی شود }
و از آنجایی که هیچ کس جرأت سخن گفتن با پروردگار را نمی‌کند مگر کسی که پروردگارش به او اجازه دهد چرا که می‌داند او سخن صواب را خواهد گفت؛ برای همین خواهید دید برسر تحقق نعیم اعظم راضی شدن پروردگارش با او محاجه می‌کند و برای همین خداوند تعالی می‌فرماید: {إِلاَّ مِن بَعْدِ أَن يَأْذَنَ اللَّهُ لِمَن يَشَاء وَيَرْضَى} صدق الله العظيم،
{مگر پس از آنکه خدا به کسی که بخواهد اجازه دهد وراضی شود}
لذا می‌بینید او از پروردگارش درخواست شفاعت نمی‌کند بلکه برای تحقق نعیم اعظم و راضی شدن پروردگار با او سخن می‌گوید واگر خداوند راضی شود شفاعت محقق می‌گردد و رحمت خدا در نفسش برای آنان شفاعت می‌کند که خداوند العلی الکبیر است. خداوند تعالی می‌فرماید:
{ولا تَنْفَعُ الشَفَاعَة عِنْدَهُ إِلاَّ لمِنْ أَذِنَ له حتَّى إِذا فُزِّعَ عن قُلُوبِهِمْ قالوا مَاذا قَالَ رَبّكمُ قَالوا الْحَقَّ وهو العليُّ الكبير} 
 صدق الله العظيم [سبأ:23].
{نزد او هیچ شفاعتی نیست بجز اینکه به کسی اجازه داده می شود(تا سخن گوید)، تا زمانی که اضطراب از دلهای آنان زایل گردد می‌گویند: «پروردگارتان چه فرمود؟» می‌گویند: «حقّ را ؛ و اوست بلندمقام و بزرگ‌مرتبه!»}
اهالی آتش از سخن خداوند خطاب به یکی از نفسهای مطمئنه غافل‌گیر می‌شوند:
{يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ﴿٢٧ ﴾ ارْ‌جِعِي إِلَىٰ رَ‌بِّكِ رَ‌اضِيَةً مَّرْ‌ضِيَّةً ﴿ ٢٨ ﴾ فَادْخُلِي فِي عِبَادِي ﴿٢٩﴾ وَادْخُلِي جَنَّتِي ﴿ ٣٠﴾}
  صدق الله العظيم [الفجر]،
{ ای نفس مطمئنه (۲۷) به سوى پروردگارت بازگرد، تو از او خشنود و او از تو خشنود. (۲۸) پس در ميان بندگان من درآى (۲۹) و در بهشت من درآى. (۳۰)}
و سپس بندگان خدا از این که پروردگارشان به آنها و آن عبدش اجازه ورود به بهشت را می‌دهد غافل‌گیر می‌شوند و می‌گویند:
{مَاذَا قَالَ رَ‌بُّكُمْ} صدق الله العظيم [سبأ:23]. {می‌گویند: «پروردگارتان چه فرمود؟»} و گروهی از بندگان نعیم اعظم در پاسخ‌شان می‌گویند:
{قَالُوا مَاذَا قَالَ رَ‌بُّكُمْ قَالُوا الحقّ وَهُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ‌ ﴿٢٣﴾}
  صدق الله العظيم [سبأ].
{ می‌گویند: «پروردگارتان چه فرمود؟» می‌گویند: «حقّ را ؛ و اوست بلند مقام و بزرگ‌مرتبه!»}
واما بندگان مکرم خدا مالک شفاعت نیستند؛ تصدیق فرموده خداوند تعالی:
{لَا يمْلِكون الشَّفَاعَةَ} 
صدق الله العظيم [مريم:87]،
{آنان مالک شفاعت نیستند}
چرا که سرّ شفاعت را درک نکرده وبه راز اسم اعظم الهی دست نیافته‌اند تا با خداوند محاجه کنند تا آن را برایشان محقق سازد. برای همین خداوند تعالی می‌فرماید:
{أَمِ اتّخذوا مِن دُونِ اللَّهِ شُفَعَاء قُلْ أَوَلَوْ كَانُوا لَا يمْلِكون شَيْئًا وَلَا يَعْقِلُونَ} 
 صدق الله العظيم [الزمر:43]،
{آيا سواى خدا شفيعانى اختيار كردند؟ بگو: حتى اگر آن شفيعان قدرت به كارى نداشته باشند و( راز شفاعت را) نمی دانند}
همانا که مقصود خداوند از "‌لا يعقلون" این است که سرّ شفاعت را نمی‌دانند و برای همین سزاوار نیست در مورد شفاعت با پروردگار سخن گفته شود مگر کسی که سرّ آن را می‌داند و درک کرده است. برایتان مثالی می‌آورم؛ خداوند تعالی می‌فرماید:
{أَفَتَطْمَعُونَ أَن يُؤْمِنُواْ لَكُمْ وَقَدْ كَانَ فَرِيقٌ مِّنْهُمْ يَسْمَعُونَ كَلاَمَ اللّهِ ثمّ يُحَرِّفُونَهُ مِن بَعْدِ مَا عَقَلُوهُ} صدق الله العظيم [البقرة:75]،
{ آیا انتظار دارید به شما ایمان بیاورند، با اینکه عده‌ای از آنان، سخنان خدا را می‌شنیدند و پس از فهمیدن، آن را تحریف می‌کردند،}
سؤال درمورد این بخش از فرموده خداوند تعالی است: {مِن بَعْدِ مَا عَقَلُوهُ} یعنی بعد از آن که دانستند. برایتان مثالی می‌آورم تا بیان کلمات متشابه را بدانید( که ) در بعضی جاها از عقل یاد می شود و منظور بصیرت نیست بلکه دانستن و فهمیدن است برای مثال در این فرموده خداوند تعالی:
{أَمِ اتّخذوا مِن دُونِ اللَّهِ شُفَعَاء قُلْ أَوَلَوْ كَانُوا لَا يمْلِكون شَيْئًا وَلَا يَعْقِلُونَ} 
صدق الله العظيم [الزمر:43].
{ آیا آنان غیر از خدا شفیعانی گرفته‌اند؟! به آنان بگو: «آیا هر چند مالک چیزی نباشند و( راز شفاعت را) نمی دانند }
و برایتان روشن می‌شود که مقصود خداوند از{أَوَلَوْ كَانُوا لَا يمْلِكون شَيْئًا وَلَا يَعْقِلُونَ} یعنی مالک شفاعت نیستند چون راز شفاعت را نمی‌دانند؛ سرّ شفاعت را نمی‌‌داند مگرآن کس که حقیقت اسم اعظم الهی را به مردم یاد داده است؛ چرا که اسم اعظم الهی راز کسی است که خداوند رحمن به او اجازه سخن گفتن می‌دهد و او نیز سخن صواب را بر زبان می‌آورد و تمام متقیان قبلی؛ اجازه سخن گفتن و شفاعت ندارند چون راز اسم اعظم الهی را نمی‌دانند ؛ تمام متقیان و ملایکه مقرب خداوند رحمن از این راز بی‌خبرند و برای همین هم اجازه سخن گفتن درمورد راز شفاعت را ندارند. خداوند تعالی می‌فرماید:‌
{إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ مَفَازًا ( 31) حَدَائِقَ وَأَعْنَابًا ( 32) وَكَوَاعِبَ أَتْرَابًا ( 33) وَكَأْسًا دِهَاقًا ( 34) لَا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًا وَلَا كِذَّابًا ( 35) جَزَاءً مِنْ ربّك عَطَاءً حِسَابًا ( 36) ربّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا الرَّحْمَنِ لَا يمْلِكون مِنْهُ خِطَابًا ( 37) يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَالْمَلَائِكَةُ صَفًّا لَا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ وَقال صَوَابًا ( 38)} 
صدق الله العظيم [النبأ].
{مسلما برای پرهیزگاران نجات و پیروزی بزرگی است: (۳۱) باغهایی سرسبز، و انواع انگورها، (۳۲) و حوریانی بسیار جوان و هم‌سن و سال، (۳۳) و جامهایی لبریز و پیاپی (۳۴) در آنجا نه سخن لغو و بیهوده‌ای می‌شنوند و نه دروغی! (۳۵) این پاداشی است از سوی پروردگارت و عطیه‌ای است کافی! (۳۶) همان پروردگار آسمانها و زمین و آنچه در میان آن دو است، پروردگار رحمان! و هیچ کس حق ندارد بی اجازه او سخنی بگوید (۳۷) روزی که «روح» و «ملائکه» در یک صف می‌ایستند و هیچ یک، سخن نمی‌گویند، مگر آن کس که خداوند رحمن به او اذن دهد و او سخن صواب می‌گوید (۳۸)}
و همانا بنده‌ای که حقیقت اسم اعظم الهی را می‌داند؛ اجازه پیدا می‌کند سخن بگوید و برای همین خداوند به او اجازه می‌دهد با پروردگارش سخن بگوید چون سخن صواب را بر زبان خواهد آورد. برای همین خداوند تعالی فرموده است:
{إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ وَقال صَوَابًا ( 38)}
  صدق الله العظيم [النبأ]،
{مگر آن کس که خداوند رحمن به او اذن دهد و او سخن صواب می‌گوید}
چون سخن صواب این است که او برای تحقق نعیمی که از نعیم بهشت بزرگ‌تر است با پروردگارش سخن خواهد گفت و برای همین خداوند تعالی می‌فرماید:
{وَكَمْ مّن مَّلَكٍ فِي السَّمَواتِ لاَ تُغْنِي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئاً إِلاَّ مِن بَعْدِ أَن يَأْذَنَ اللَّهُ لِمَن يَشَاء وَيَرْضَى}
  صدق الله العظيم [النجم:26]،
{و چه بسیار فرشتگان آسمانها که شفاعت آنها سودی نمی‌بخشد مگر پس از آنکه خدا به کسی که بخواهد اجازه دهد وراضی شود }
چون رضایت خداوند نعیمی است که از نعیم جنت بزرگ‌تر است.تصدیق فرموده خداوند تعالی:
{وَعَدَ اللّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالدّين فِيهَا وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللّهِ أَكْبَرُ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ( 72)} 
 صدق الله العظيم [التوبة].
{خداوند به مردان و زنان باایمان، باغهایی از بهشت وعده داده که نهرها از زیر درختانش جاری است؛ جاودانه در آن خواهند ماند؛ و مسکن‌های پاکیزه‌ای در بهشتهای جاودان و رضوان خداوند، (از همه اینها) بزرگتر است؛ و پیروزی بزرگ، همین است!}
پس حقیقت اسم اعظم الهی برایتان روشن شد؛ این اسم بزرگتر از دیگر اسمای حسنای خداوند نیست؛ او را هرگونه بخوانید؛ اسمای حسنی از آن اوست و هیچ فرقی با هم ندارند و اگر میان اسامی خدا فرق قایل شدید؛ این الحاد در اسمای حسنای خداوند است. بی‌تردید علت این که این اسم به عنوان اسم اعظم توصیف می‌شود این است که خداوند این اسم را صفت رضوان نفس خداوند تعالی بر بندگانش قرار داده و می‌بینید این نعیم به حق از نعیم بهشت خداوند بزرگ‌تر است و برای همین به صورت اعظم توصیف می‌شود. تصدیق فرموده خداوند تعالی:‌
{وَعَدَ اللّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالدّين فِيهَا وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللّهِ أَكْبَرُ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ( 72)} 
صدق الله العظيم [التوبة].
{خداوند به مردان و زنان باایمان، باغهایی از بهشت وعده داده که نهرها از زیر درختانش جاری است؛ جاودانه در آن خواهند ماند؛ و مسکن‌های پاکیزه‌ای در بهشتهای جاودان و رضوان خداوند، (از همه اینها) بزرگتر است؛ و پیروزی بزرگ، همین است!}
آیا حقیقت اسم اعظم الهی را فهمیدید؟ راز کسی که خداوند به او اجازه سخن گفتن می‌دهد در این نهفته است، چون او رضوان خداوند را هدف نهایی و غایی خود می‌داند نه وسیله رسیدن به بهشت؛ و رضوان خدا در نفسش چگونه محقق خواهد شد؟ این که بندگان خدا مشمول رحمت او شوند. ای مردم! چرا در مورد انبیاء و رسولان خدا مبالغه می‌کنید در حالی که باید به آنان اقتدا کرده و پا جا پای آنان بگذارید و با تمام بندگان خدا در راه حب و قرب الهی رقابت کنید؟ ولی شما سربازمی‌زنید و به زعم شما آنها شفیعان شما در پیشگاه خداوند خواهند بود. خداوند تعالی می‌فرماید:
{وَلَقَدْ فَضَّلْنَا بَعْضَ النَّبِيِّينَ عَلَىٰ بَعْضٍ وَآتَيْنَا دَاوُودَ زَبُورً‌ا ﴿٥٥ ﴾ قُلِ ادْعُوا الَّذِينَ زَعَمْتُم مِّن دُونِهِ فَلَا يَمْلِكُونَ كَشْفَ الضُّرِّ‌ عَنكُمْ وَلَا تَحْوِيلًا ﴿ ٥٦ ﴾ أُولَـٰئِكَ الَّذِينَ يَدْعُونَ يَبْتَغُونَ إِلَىٰ رَ‌بِّهِمُ الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَ‌بُ وَيَرْ‌جُونَ رَ‌حْمَتَهُ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُ إِنَّ عَذَابَ رَ‌بِّكَ كَانَ مَحْذُورً‌ا ﴿ ٥٧ ﴾ وَإِن مِّن قَرْ‌يَةٍ إِلَّا نَحْنُ مُهْلِكُوهَا قَبْلَ يَوْمِ الْقِيَامَةِ أَوْ مُعَذِّبُوهَا عَذَابًا شَدِيدًا كَانَ ذَٰلِكَ فِي الْكِتَابِ مَسْطُورً‌ا ﴿ ٥٨ ﴾ وَمَا مَنَعَنَا أَن نُّرْ‌سِلَ بِالْآيَاتِ إِلَّا أَن كَذَّبَ بِهَا الْأَوَّلُونَ وَآتَيْنَا ثَمُودَ النَّاقَةَ مُبْصِرَ‌ةً فَظَلَمُوا بِهَا وَمَا نُرْ‌سِلُ بِالْآيَاتِ إِلَّا تَخْوِيفًا ﴿ ٥٩﴾}
 صدق الله العظيم [الإسراء].
{ و ما بعضی از پیامبران را بر بعضی دیگر برتری دادیم؛ و به داوود، زبور بخشیدیم. (۵۵) بگو: «کسانی را که غیر از خدا (معبود خود) می‌پندارید، بخوانید! آنها نه می‌توانند مشکلی را از شما برطرف سازند، و نه تغییری در آن ایجاد کنند.» (۵۶) کسانی را که آنان می‌خوانند، خودشان به دنبال -مقام- وسیله و تقرب بیشتر به سوی به پروردگارشان هستند و به رحمت او امیدوارند؛ و از عذاب او می‌ترسند؛ چرا که عذاب پروردگارت، همواره در خور پرهیز و وحشت است! (۵۷) هیچ شهر و آبادی نیست مگر اینکه آن را پیش از روز قیامت هلاک می‌کنیم؛ یا به عذاب شدیدی گرفتارشان خواهیم ساخت؛ این، در کتاب مسطور ثبت است. (۵۸)هیچ چیز مانع ما نبود که این معجزات را بفرستیم جز اینکه پیشینیان آن را تکذیب کردند؛ (از جمله،) ما به (قوم) ثمود، ناقه دادیم؛ که روشنگر بود؛ اما بر آن ستم کردند ما معجزات را فقط برای بیم دادن (و اتمام حجت) می‌فرستیم. (۵۹)}
لذا نشانه عذابی که تمام آبادی‌های مسلمانان و کافران به ذکر خدا قران عظیم را در برمی‌گیرد به این علت نازل می‌شود که امام از شما دعوت می‌کند خداوند یکتا را بدون قایل شدن شریک عبادت کنید وبا تمام بندگان خدا از اولین امم تا متأخران و آیندگان همگی برای حب و قرب الهی رقابت کنید تا روشن شود چه کسی مقرب‌ترخواهد بود بدون این که هیچ یک از بندگان را مورد تعظیم قرار داده و برخود مقدم دارید و او را خط قرمز بین خود و پروردگارتان قرار دهید و معتقد باشید شایسته شما نیست که با انبیاء خدا رسولانش برای حب و قرب الهی رقابت کنید؛ این شرک به خدا و ظلم عظیمی در حق خودتان است؛ شما را چه می‌شود چرا شما
به عظمت خداوند امید ندارید؟[اشاره به آیه کریمه سوره نوح:مَا لَكُمْ لَا تَرْجُونَ لِلَّهِ وَقَارًا ﴿۱۳﴾] من در کتاب خدا تنها عده کمی را نسبت به پروردگارشان مخلص می‌یابم؛ چون اکثر مردم ایمان نمی‌اورند و عده کثیری از آنان که به خدا ایمان می‌آورند؛ با تعظیم به ناحق بندگان مقربانش به خداوند شرک می‌آورند و خداوند را منحصر به آنان می‌کنند چون بندگان مکرم خدا هستند...
سبحان الله؛ شما می‌دانید چرا خداوند آنان را گرامی داشته است؟ چون آنها پروردگارشان را به یگانگی و بدون این که شریکی برایش بگیرند عبادت می‌کنند و برای مقرب بودن به درگاه پروردگار رقابت می‌نمایند و به رحمت خداوند امیدوار و از عذاب او هراسانند. چه کسی شما را از اقتدا به آنان منع کرده است؟ اگر شما درست پا جای پای آنان گذاشته و با انبیا و رسولان الهی و مهدی منتظر و جبریل و تمام بندگان خداوند در ملکوت رقابت کنید تا مقرب‌ترین بنده درگاه خدا باشید؛ شما هم به مقام مکرمان دست می‌یابید. خداوند به همین دلیل بنده‌ای را که به آن مقام والا می‌رسد را ناشناس قرار داد و چون آن بندگان از این امر باخبرند؛ پس برای قرب به پروردگارشان رقابت می‌کنند. اما ای کسانی که معتقدید سزاوار نیست با محمد رسول الله -صلّى الله عليه وآله وسلم- و دیگر انبیا رقابت کنید چون عقیده باطل شما این است که این حق تنها متعلق به آنان است چون خدا ایشان را از میان شما برگزیده؛ این شرک شما به خداست. مهدی منتظر می‌گوید: سبحان الله الواحد القهار؛ آیا آنها را فرزند خدا می‌دانید و به همین دلیل مانند آنها در ذات خدا حقی ندارید؛ آیا از خدا نمی‌ترسید؟ اگر این طور است و راست می‌گویید؛ پس خدا شما را برای چه افریده است ؟ولی متأسفانه همان طور که قبلاً به شما گفتیم اکثر مردم ایمان نمی آورند مگر این که بندگان مقرب را شریک خدا بگیرند و خداوند تعالی می‌فرماید:
{وَمَا يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُم بِاللَّـهِ إِلَّا وَهُم مُشركون} 
 صدق الله العظيم [يوسف:106].
{و بیشتر آنها که به خدا ایمان نمیآورند مگرآلوده به شرک!}
خدایا من ابلاغ کردم؛ شاهد باش خدایا... سزاوار امام مهدی حق پروردگار و تمام انبیاء و رسولان الهی نیست که شما را از رقابت در راه خدا نهی کنیم؛ بلکه خداوند ما را برانگیخته تا از شما دعوت کنیم تلاش کنید هدف خلقتتان محقق شود و خداوند را به یگانگی و بدون شریک عبادت کرده و همه بندگان در راه رب المعبود و خداوندی که خدا و معبودی جز او نیست رقابت کنند؛ از ربانییون باشید و رب المعبود را عبادت کنید و با تمام بندگان او در راه حب و قرب الهی رقابت نمایید اگر او معبود شماست... خداوند تعالی می‌فرماید:
{مَا كَانَ لِبَشَرٍ‌ أَن يُؤْتِيَهُ اللَّـهُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ ثُمَّ يَقُولَ لِلنَّاسِ كُونُوا عِبَادًا لِّي مِن دُونِ اللَّـهِ وَلَـٰكِن كُونُوا رَ‌بَّانِيِّينَ بِمَا كُنتُمْ تُعَلِّمُونَ الْكِتَابَ وَبِمَا كُنتُمْ تَدْرُ‌سُونَ ﴿٧٩﴾} 
 صدق الله العظيم [آل عمران].
{نسزد هيچ بشرى را كه خدا به او كتاب و حكمت و نبوت داده باشد، آنگاه به مردم بگويد كه بندگان من باشيد نه بندگان خدا ولی از ربانییون باشید همچنان كه از كتاب خدا مى‌آموزيد و در آن مى خوانيد، }
خدایا من ابلاغ کردم؛ شاهد باش خدایا.. خدایا من ابلاغ کردم؛ شاهد باش خدایا..
خداوندا هرکس خبر مرا به مردم عالم می‌رساند او را از امان یافتگان قرار ده و در راه راست ثابت قدم نگاهش دار تا از یقین کنندگان و ربانییونی باشد که هیچ چیز را با خدا شریک نمی‌گیرند.