ه‍.ش. ۱۳۸۶ تیر ۱۶, شنبه

فتوای مهدی منتظر درمورد دیدن آشکار خداوند جل ثناؤه... بیانی مهم و بشارت برای مؤمنان....

 
 فتوای مهدی منتظر درمورد دیدن آشکار خداوند جل ثناؤه...
بیانی مهم و بشارت برای مؤمنان....

بسم الله الرحمن الرحيم،
 من المهديّ المنتظَر خليفة الله في الأرض إلى جميع المُسلمين والناس أجمعين، والسلام على من اتبع الهادي إلى الصراط المُستقيم، وبعد..
ای علمای مسلمین؛ من درمورد عقیده دیدن آشکار خداوند به شما هشدار جدی می دهم. من با قرآن عظیم برایتان حکم می آورم تا شما را از شرّ فتنه مسیح دجال، شیطان رجیم نجات دهم .او می خواهد خود را مسیح عیسی بن مریم بنامد در حالیکه فرزند مریم نیست و به همین دلیل نیز به وی مسیح کذاب گفته می شود. او یک چشم نیست و روي پیشانی اش لفظ کافر نقش نبسته است، ذکر چنین نشانه ها یی ، مکر کسانی است که در برابر رسول الله -صلّى الله عليه وآله وسلّم- تظاهر می کردند ایمان دارند و از مومنان هستند تا مردم را از راه خداوند بازدارند و چقدر عمل آنان زشت و بد است گفته اند مسیح کذاب یک چشم دارد و روی پیشانی اش لفظ کافر نوشته شده؛ علت هم این است که می دانند چنین چیزی روی صورت مسیح کذاب وجود ندارد .هدفشان این است که شما باور نمایید او خداوند وپروردگار عالمیان است؛ خداوند از چنین نسبتی منزه و مقامش بسیار بالاتر از اینگونه نسبت هاست.ای مسلمانان؛ آیا شما تصور می کنید خداوند؛ انسان است و قادر نیستید بين حق و باطل تمايز قائل شويد ؟ مگر اینکه مسیح دجال یک چشم باشد و خداوند شما یک چشم نیست؟ عقلتان کجا رفته است؟خداوند تعالی می فرماید:

{لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ}
صدق الله العظيم [الشورى:11]
{هیچ چیز همانند او نیست و او شنوا و بیناست
!}.
من مهدی منتظر دو عقیده از عقاید شیعیان را تأیید می کنم؛ یکی اینکه نمی توان خداوند را آشکارا و رو در رو دید و دوم اینکه گروهی از مردگان رجعت داشته و به زندگی باز می گردند. البته با عقایدی که از جانب خداوند برای آن دلیلی نیامده است مخالفم و به گروهی از آنان که قرآن را بر حسب میل خود تفسیر می کنند هشدار می دهم؛ تمام مسلمانان را از تفسیر کتاب قرآن بر اساس ظن و گمان برحذر می دارم که ظن و گمان کسی را از حق بی نیاز نمی کند و این عملی شیطانی و امر شیطان است که ندانسته به خداوند نسبت دهید ولو اینکه بخواهید آیات کتاب را تأویل نمایید. 
چون منظور ازتأویل ؛ معنا و مقصود خداوند از کلام است.
لذا جناب علما،اگر تأویل شما درست و حق نباشد ؛ به خداوند نسبت ناحق داده اید و خداوند شما را بخاطر مخالفت با فرمانش مورد محاسبه قرار خواهد داد. خداوند تعالی می فرماید:
{قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ ربّي الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَالْإِثْمَ وَالْبَغْيَ بِغَيْرِ الحقّ وَأَن تُشْرِكُوا بِاللَّـهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَأَن تَقُولُوا عَلَى اللَّـهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿٣٣﴾} 
 صدق الله العظيم [الأعراف].
{بگو: «خداوند، اعمال زشت را، چه آشکار باشد چه پنهان، حرام کرده است؛ و گناه و ستم بناحق را؛ و اینکه چیزی را که خداوند دلیلی برای آن نازل نکرده، شریک او قرار دهید؛ و به خدا مطلبی نسبت دهید که نمی‌دانید.»}
پس جناب عالم؛ تو از فرمان شیطان که مخالف امر خداوند است پیروی کرده ای.خداوند تعالی می فرماید:
{وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ ۚ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ ﴿١٦٨﴾ إِنَّمَا يَأْمُرُكُم بِالسُّوءِ وَالْفَحْشَاءِ وَأَن تَقُولُوا عَلَى اللَّـهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿١٦٩)} صدق الله العظيم [البقرة].
{و از گامهای شیطان، پیروی نکنید! چه اینکه او، دشمن آشکار شماست! (۱۶۸) او شما را فقط به بدیها و کار زشت فرمان می‌دهد؛ (و نیز دستور می‌دهد) آنچه را که نمی‌دانید، به خدا نسبت دهید. (۱۶۹)}
آیا من بجز کلام خداوند تأویل دیگری برای کلام خدا می آورم؟ شما را چه می شود که حاضر نیستید باور کرده وبپذیرید؟آیا شما برای تشخیص خداوند حق از باطل شرط می گذارید و تصور می کنید فرق دجال باطل با خداوند حق در این است که دجال یک چشم دارد و خداوند یک چشم نیست؟ آیا باور کرده اید که خداوند به شکل انسان است و فرق او با دجال دراین است که خداوند یک چشم نیست و دجال یک چشم بیشتر ندارد! شما را چه می شود؛این چگونه حکمی است؟آیا حکم حق خداوند درمثالی که درباره کوه بزرگ برایتان آورده، کافی نیست؟وقتی کوه نتواند دیدن خداوند را تاب بیاورد؛ چگونه انسانی ضعیف قادر به تحمل دیدن روی خداوند باشد؟ و انسان ضعیف آفریده شده است(اشاره به آیه کریمه:وَخُلِقَ الْإِنسَانُ ضَعِيفًا ﴿٢٨﴾سوره النساء)
این عقیده باطلی است و ازجانب خداوند هیچ دلیلی برای اثبات آن نیامده است.خداوند تعالی می فرماید:

{وَلَمَّا جَاءَ مُوسَى لِمِيقَاتِنَا وَكَلَّمَهُ ربّه قَالَ رَبِّ أَرِنِي أَنظُرْ إِلَيْكَ قَالَ لَنْ تَرَانِي وَلَكِنِ انظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِي فَلَمَّا تَجَلَّى ربّه لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ مُوسَى صَعِقًا فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ
}
 صدق الله العظيم [الأعراف:143].
{و هنگامی که موسی به میعادگاه ما آمد، و پروردگارش با او سخن گفت، عرض کرد: پروردگارا! بگذار، تا تو را ببینم! گفت: هرگز مرا نخواهی دید! ولی به کوه بنگر، اگر در جای خود ثابت ماند، مرا خواهی دیداما هنگامی که پروردگارش بر کوه جلوه کرد، آن را همسان خاک قرار داد؛ و موسی مدهوش به زمین افتاد. چون به هوش آمد، عرض کرد: خداوندا! منزهی تو (از اینکه با چشم تو را ببینم)! من به سوی تو بازگشتم! و من نخستین مؤمنانم! }
نمی بینید بعد از آنکه موسی به هوش آمد چه گفت:
{فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ
} صدق الله العظيم
چون به هوش آمد، عرض کرد: خداوندا! منزهی تو (از اینکه با چشم تو را ببینم)! من به سوی تو بازگشتم! و من نخستین مؤمنانم
}
معنی گفته موسی کاملا روشن و واضح است؛ او پروردگار خود را که هیچ مثل و مانندی ندارد منزه از آن می داند که قابل رریت باشد و حتی کوهی بزرگ قادر به تحمل دیدن آشکارعظمت خداوند نیست؛ چرا که"
الله أعظم سُبحانه وتعالى علواً كبيراً"...خداوند توانایی کوه را شرط قرار می دهد که اگر کوه توانست در برابر مشاهده آشکار خداوند تاب بیاورد؛ انسان می تواند امیدوار باشد که بتواند خداوند را اشکارا ببیند.لذا خداوند تعالی می فرماید:
{قَالَ لَنْ تَرَانِي وَلَكِنِ انظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِي فَلَمَّا تَجَلَّى ربّه لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ مُوسَى صَعِقًا فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ
} صدق الله العظيم [الأعراف:143].
{ گفت: هرگز مرا نخواهی دید! ولی به کوه بنگر، اگر در جای خود ثابت ماند، مرا خواهی دیداما هنگامی که پروردگارش بر کوه جلوه کرد، آن را همسان خاک قرار داد؛ و موسی مدهوش به زمین افتاد. چون به هوش آمد، عرض کرد: خداوندا! منزهی تو (از اینکه با چشم تو را ببینم)! من به سوی تو بازگشتم! و من نخستین مؤمنانم! }.وموسی عظمت بی انتهای خداوند را درک نمود و گفت:
{قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ عرض کرد: خداوندا! منزهی تو (از اینکه با چشم تو را ببینم)! من به سوی تو بازگشتم! و من نخستین مؤمنانم }
ای جماعت مسلمانان؛ شما نیز مانند موسی توبه کنید و هریک از شما همان سخن موسی را بر زبان بیاورد که گفت: {قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ عرض کرد: خداوندا! منزهی تو (از اینکه با چشم تو را ببینم)! من به سوی تو بازگشتم! و من نخستین مؤمنانم } یعنی من اولین مؤمنی هستم که باور دارم خداوند از دیده ها آگاه است اما دیدگان قادر به درک او نیست؛ولی من سخن گفتن خداوند از ورای حجاب را رد نمی کنم اما ای مردم،این سخن گفتن آشکار و رودر رو نیست.خداوند تعالی می فرماید:
{وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْيًا أَوْ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ مَا يَشَاءُ إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكِيمٌ}
صدق الله العظيم [الشورى:51]. { و شایسته هیچ انسانی نیست که خدا با او سخن گوید، مگر از راه وحی یا از پشت حجاب، یا رسولی می‌فرستد و بفرمان او آنچه را بخواهد وحی می‌کند؛ چرا که او بلندمقام و حکیم است!}
آیا خداوند سبحان روز قیامت رو در رو با شما سخن خواهد گفت ؟ سبحان الله.بلکه آسمان با ابرهایی که حجاب خداوندند از هم شکافته شده و فرشتگان فرود می آیند وخداوند تعالی می فرماید:
{هَلْ يَنظُرُونَ إِلاَّ أَنْ يَأْتِيَهُمُ اللّهُ فِي ظُلَلٍ مِّنَ الْغَمَامِ وَالْمَلآئِكَةُ وَقُضِيَ الأَمْرُ وَإِلَى اللّهِ تُرْجَعُ الأمُور}
صدق الله العظيم [البقرة:٢١٠].
{آیا جز این انتظار دارند که خدا با ملائکه در پرده‌های ابر بر آنها در آید و حکم فرا رسد؟ و کارها همه به سوی خدا باز گردد.}
می دانم کسی هست که بگوید:" صبر کن؛ مگر خداوند تعالی نفرموده است:
{وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَّاضِرَةٌ ﴿٢٢﴾ إِلَىٰ رَبِّهَا نَاظِرَةٌ ﴿٢٣﴾}
صدق الله العظيم [القيامة].؟"
{ در آن روز صورتهایی شاداب و مسرور است، (۲۲) و به پروردگارش می‌نگرد! (۲۳)}
در پاسخش می گوییم: شما باید عقاید خود را با آیات محکم و واضح و روشنی که هر عرب زبانی آنها را می فهمد، تطبیق دهید.اما اگر احادیث را با ایات متشابه تطبیق دهید گرفتار فتنه خواهید شد؛ آیا شما نیز مانند اهل کتاب شده اید که به بخشی از قرآن ایمان داشته و نسبت به بخش های دیگر آن کافرید؟ و لذا اگر احادیث را با آیات متشابه تطبیق دهید؛ خداوند ایات محکم خود را در کمین تان می گذارد.چون اگر به محکمات کتاب مراجعه نمایید خواهید دید با این حدیث اختلاف و با آیه متشابه ای که شبیه حدیث فتنه انگیز است تفاوت دارد.لذا بر شما واجب است که به ایات محکم روشن و واضح کتاب تمسک جویید؛ آیاتی که خداوند آنها را اساس و بنیاد کتاب قرار داده تا هرکس که به آنها تمسک جوید به ریسمان مطمئنی-العروة الوثقی-تمسک جسته که گسستی در آن نیست.
اما کسانی که قلبشان منحرف و بیماراست به دنبال آیاتی می روند که ظاهری شبیه حدیث دروغ دارد و از آنجایی که می خواهند ثابت کنند حدیث ازجانب رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم است؛ بر روی آیاتی که ظاهری مشابه حدیث دروغین دارند تکیه می کنند؛ در حالیکه این احادیث با مکر شیاطین بشر وارد روایات شده اند، و تأویل آیاتی که ظاهری مشابه آن دارند ؛می بایست توسط راسخین در علم کتاب از قرآن عظیم استنباط گردند.اما کسانی که قلبهای منحرف دارند قصد نسبت ناحق به خدا را ندارند اما گمان می کنند این حدیث در موافقت با این آیه آمده است.آنچه که برایشان مهم است اثبات این حدیث است نه قرآن و لذا ولو اینکه در قرآن به دنبال تأویل آیات بگردند قلبشان از محکمات قرآن منحرف می شود و به سراغ ایاتی می رود که نیاز به تأویل دارند.قلبشان از آیات محکم و واضح قرآن دور می شود؛ درحالیکه خداوند این آیات را بصورت واضح و روشن و به عنوان ایات بنیادی کتاب معین نموده است و اصل دین حنیف اسلام را بر اساس آنها بنا نموده است. خداوند تعالی می فرماید:

{هُوَ الَّذِيَ أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ في قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاء الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاء تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كلّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الألْبَابِ}
 صدق الله العظيم [آل عمران:٧].
{ او کسی است که این کتاب را بر تو نازل کرد، که بخشی از آن، آیات «محکم» [= صریح و روشن‌] است؛ که اساس این کتاب می‌باشد؛ و بخشی «متشابه» است اما آنها که در قلوبشان انحراف است، به دنبال متشابهاتند، فتنه‌انگیزی کرده و تفسیر برای آن می‌طلبند؛ در حالی که تفسیر آنها را، جز خدا و راسخان در علم، نمی‌دانند. می‌گویند: «ما به همه آن ایمان آوردیم؛ همه از طرف پروردگارِ ماست.» و جز صاحبان عقل، متذکر نمی‌شوند}

مقصود خداوند این نیست که یهود و کفار به دنبال آیات متشابه می افتند؛ کسی که نسبت به قرآن کافر است چگونه به دنبال تأویل آن میرود؟ و شیاطین بشر از قوم یهود نیز می دانند که قرآن به حق از جانب پروردگار آمده است و تلاش می کنند نور خداوند را با دهانشان خاموش سازند؛ مقصود خداوند گروهی از علمای مسلمین است که به دنبال تأویل قرآنند و نمی خواهند تعمداً آن را به خطا تأویل نمایند؛ ولی اصرار دارند که ثابت کنند فلان حدیث از جانب رسول الله است وبا اینکه می بینند حدیث با آیات محکم کتاب هماهنگی ندارد؛آن ایات را رها کرده و بر روی آیاتی که با حدیثشان شباهت دارد تکیه می کنند.آنها نمی دانند این موضوع برای مسلمانان فتن
ه است ومنظور از انحراف در اين آيه؛ انحرافی است که در قلب این علما نسبت به آیات محکم و واضح و روشن کتاب وجود دارد. با اینکار آیات محکم را انکار کرده و از آیاتی که ظاهری شبیه به حدیث دروغین دارند پیروی می کنند.اما راسخین در علم می گویند:
{
يقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كلّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ} صدق الله العظيم.
{مي‌گويند: «ما به همه آن ايمان آورديم؛ همه از طرف پروردگار ماست.» و جز صاحبان عقل، متذکر نمي‌شوند }
اما من مهدی منتظر تأویل آیات متشابه را که پروردگارم به من آموخته است،می دانم ودر وهله اول تعریف این آیات را برایتان می آورم: این آیات دارای تشابه لغوی هستند ولی تأویل آنها به کل با ظاهرشان فرق دارد.
زمانی که قاری این آیات خداوند تعالی را می خواند که:
{
وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَّاضِرَةٌ ﴿٢٢﴾ إِلَىٰ رَبِّهَا نَاظِرَةٌ﴿٢٣﴾}
{ در آن روز صورتهایی شاداب و مسرور است، (۲۲) و به پروردگارش می‌نگرد! (۲۳)}
گمان می کند این آیه از آیات محکم و واضح است؛ ولی با تدبر در قرآن درمی یابد گمانش به کلی غلط است
{لَّا تُدْرِ‌كُهُ الْأَبْصَارُ‌ وَهُوَ يُدْرِ‌كُ الْأَبْصَارَ‌} [الأنعام:103]،
{
چشمها او را نمى‌بينند و او بينندگان را مى‌بيند.}
و همچنین رد کامل و ازلی سخن گفتن خداوند با انسان مگر از ورای حجاب را در قرآن می یابد.خداوند تعالی می فرماید:
{وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْيًا أَوْ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ مَا يَشَاءُ إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكِيمٌ}
صدق الله العظيم [الشورى:51].
{
و شایسته هیچ انسانی نیست که خدا با او سخن گوید، مگر از راه وحی یا از پشت حجاب، یا رسولی می‌فرستد و بفرمان او آنچه را بخواهد وحی می‌کند؛ چرا که او بلندمقام و حکیم است!}
اینجاست که باید از گمانی که درباره{وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَّاضِرَةٌ ﴿٢٢﴾ إِلَىٰ رَبِّهَا نَاظِرَةٌ﴿٢٣﴾}{ در آن روز صورتهایی شاداب و مسرور است، (۲۲) و به پروردگارش می‌نگرد! (۲۳)} کرده بود بازگردد چرا که تأویل آن مانند ظاهر ایه نیست و سپس بگوبد:" الله اعلم".واینجا زمانی است که خداوند او را برمي گزیند و از راسخین در علم کتاب قرارش مي دهد و برهان فرقان را به وي عنایت خواهد کرد و این نوری از جانب خداوند است تا تأویل این ایه را دریابد.می دانید چرا؟چون او از خدا می ترسد و نمی خواهد غیر حق به خدواند نسبت دهد و خداوند به شما وعده داده است که نوری به شما عطا خواهد نمود تا بتوانید حق و باطل را از یکدیگر جدا کنید.خداوند تعالی می فرماید:
{يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن تَتَّقُوا اللَّـهَ يَجْعَل لَّكُمْ فُرْقَانًا وَيُكَفِّرْ عَنكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللَّـهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ}
صدق الله العظيم [الأنفال:٢٩].
{
ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اگر از خدا بپرهیزید، برای شما فرقان(وسیله‌ای جهت جدا ساختن حق از باطل )قرارمی‌دهد و گناهانتان را می‌پوشاند؛ و شما را می آمرزد؛ و خداوند صاحب فضل و بخشش عظیم است!}
این زمانی است که خداوند ببیند اودر نفس خود متألم بوده و خواهان حق است وخداوند حق است؛ لذا تا زمانی که به دنبال حق باشد؛ خداوند او را به راه درست و حق هدایت می نماید.خداوند تعالی می فرماید:
{وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّـهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ}
 صدق الله العظيم [العنكبوت:٦٩].
{
و آنها که در راه ما (با خلوص نیّت) تلاش کنند، قطعاً به راه‌های خود، هدایتشان خواهیم کرد؛ و خداوند با نیکوکاران است}
بازمی گردیم به تأویل {وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَّاضِرَةٌ} صدق الله العظيم [القيامة:٢٢].شایسته نیست که من تأویل خود را از جایی غیر از قرآن عظیم بیاورم تا به ناحق برعلیه خود حجت به دست شما ندهم
اما مقصود از "وجوه" که در این آیه به آن اشاره شده است؛ قلب هاست و به وجه باطنی انسان اشاره می کند.انسان دو وجه دارد:وجه ظاهری و وجه باطنی که همان قلب اوست .اگر زبان و قلبش یکی باشند و یکسان سخن بگویند فرد تنها یک صورت دارد؛ اما اگر به زبان چیزی بگوید و در قلبش چیز دیگری باشد دو چهره خواهد بود.خداوند در آیات دیگر برایتان روشن نموده که منظور از "وجوه" قلب هاست.برای مثال این هشداری که به یهودیان و مسیحیان می دهد و می فرماید: 
{يَا أَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ آمِنُوا بِمَا نَزَّلْنَا مُصَدِّقًا لِّمَا مَعَكُم مِّن قَبْلِ أَن نَّطْمِسَ وُجُوهًا فَنَرُدَّهَا عَلَىٰ أَدْبَارِهَا أَوْ نَلْعَنَهُمْ كَمَا لَعَنَّا أَصْحَابَ السَّبْتِ وَكَانَ أَمْرُ اللَّـهِ مَفْعُولًا}
  صدق الله العظيم [النساء:٤٧].
{ ای کسانی که کتاب (خدا) به شما داده شده! به آنچه نازل کردیم -و هماهنگ با نشانه‌هایی است که با شماست- ایمان بیاورید، پیش از آنکه بر قلبهایشان پرده بکشیم و به عقب برگردانیم یا آنها را از رحمت خود دور سازیم، همان گونه که «اصحاب سبت» را دور ساختیم؛ و فرمان خدا، در هر حال انجام شدنی است!}
و اما بخش اول آيه خطاب به مسیحیانی است که به رسول الله مسيح عيسى ابن مريم عليه الصلاة والسلام ایمان دارند{يَا أَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ آمِنُوا بِمَا نَزَّلْنَا مُصَدِّقًا لِّمَا مَعَكُم مِّن قَبْلِ أَن نَّطْمِسَ وُجُوهًا فَنَرُدَّهَا عَلَىٰ أَدْبَارِهَا} .در اینجا مسیحیان تهدید می شوند تا به مبالغه در مورد مسیح عیسی بن مریم ادامه ندهند و بین رسولان خداوند تفاوت قائل نشده و او را خدا نخوانند و اگر دست برندارند؛ خداوند فرزند مریم را براي آنان آشکار خواهد ساخت و او نیز آنان را به اسلام دعوت خواهد نمود؛ و آنان به او کافر می شوند و سپس خداوند بر قلب هایشان پرده می کشد و به رسولی که پیش از این از جانب خداوند به سویشان فرستاده شده بود ؛ کافر می شوند.خداوند بر قلبهایشان پرده می کشد و آنها را به گذشته-قبل از ایمان آوردن- باز می گرداند پس پیرو دشمن خداوند و دشمن رسول او یعنی مسیح دجال که ادعا می کند مسیح عیسی بن مریم و پروردگار عالمیان است؛ می گردند.خداوند آنها را بخاطر مبالغه به ناحق درشأن فرزند مریم گرفتار فتنه می نماید و آنها به فرزند واقعی و حق مریم کافر می شوند. او با آنان سخن گفته و ایشان را به سوی اسلام و قرآن فرا می خواند؛ اما نسبت به او کافر شده و از دشمنش یعنی مسیح دجال که تصور می کنند مسیح عیسی بن مریم است –و عقیده باطل آنها را تأیید می کند-پیروی می نمایند.مسیح کذاب می گوید که مسیح عیسی بن مریم و پروردگار عالمیان است؛ درحالی که فرزندمريم چنین ادعایی نمی تواند بکند. و این مدعی مسیح کذاب شیطان رجیم است و اما شیاطین بشر از قوم یهود از اولین کسانی هستند که از او پیروی می نمایند و برای همین نیز مانند گذشتگانشان مورد لعن واقع شده و مسخ می شوندوتنها تفاوت در این است که گذشتگان شان به بوزینه تبدیل شدند و اینان به خوک تبدیل خواهند شد.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
{وَجَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ وَالْخَنَازِيرَ وَعَبَدَ الطَّاغُوتَ} صدق الله العظيم [المائدة:60].،
{(و مسخ کرده،) و از آنها، بوزینه و خوکهایی قرار داده، و بنده طاغوت}
و اما بوزینه ها؛ پیشینیان شان به بوزینه مسخ شده اند.خداوند تعالی می فرماید:
{فَقُلْنَا لَهُمْ كُونُوا قِرَدَةً خَاسِئِينَ} صدق الله العظيم [البقرة:٦٥].
{
ما به آنها گفتیم: «به صورت بوزینه‌هایی طردشده درآیید!} .
اما ازاین گروه که بعد از روشن شدن حق؛ بر کفر خود اصرار داشته و بر آن پایدار می مانند؛به خواست خداوند عده ای به خوک مسخ می شوند و انذار دهنده معذور است.اما من برای گروهی از مسلمانان نگرانم که ممکن است به أراده خداوند به خوک مسخ شوند؛ آنها کسانی هستند که 99% اطمینان دارند که من مهدی منتظر حق هستم ولی با این وجود تعصب و غرور آنها را به گناه می کشاند و به افسانه سرداب سامراء می آویزند با اینکه خود می دانند در نفسشان چه می گذرد. با اینکه من عقیده آنان در مورد عدم امکان دیدن رو در روی خداوند و در مورد بازگشت گروهی از کفار از مرگ - تا توسط ما به راه راست هدایت گردند- را تأیید می کنم ولی انذار دهنده معذور است. خداوند تعالی می فرماید:
{عَسَى ربّكم أَنْ يَرْحَمَكُمْ وَإِنْ عُدْتُمْ عُدْنَا وَجَعَلْنَا جَهَنَّمَ لِلْكَافِرِينَ حَصِيرًا}
  صدق الله العظيم [الإسراء:٨].
{
امید است پروردگارتان به شما رحم کند! هرگاه برگردید، ما هم بازمی‌گردیم؛ و جهنّم را برای کافران، زندان سختی قرار دادیم.}
اما با کمال تأسف؛ گروهی از کافران مجدد به همان راهی می روند که از آن منع شده بودند و خداوند باردیگر آنها را هلاک می کند و در جریان برانگیختگی فراگیر(بعث شامل) مجدد زنده می شوند و خداوند خطاب به آنان می فرماید:
{كَيْفَ تَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَكُنتُمْ أَمْوَاتاً فَأَحْيَاكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ} [البقرة:28].
{چگونه به خداوند کافر می‌شوید؟! در حالی که شما مرده بودید، و او شما را زنده کرد؛ سپس شما را ‌میراند؛ و بار دیگر شما را زنده می‌کند؛ سپس به سوی او بازگردانده می‌شوید.}
خداوند پاسخ آنها را در جایی دیگر می آورد.خداوند تعالی می فرماید:
{قَالُوا رَ‌بَّنَا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَأَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ فَاعْتَرَ‌فْنَا بِذُنُوبِنَا فَهَلْ إِلَىٰ خُرُ‌وجٍ مِّن سَبِيلٍ ﴿١١﴾ ذَٰلِكُم بِأَنَّهُ إِذَا دُعِيَ اللَّـهُ وَحْدَهُ كَفَرْ‌تُمْ ۖ وَإِن يُشْرَ‌كْ بِهِ تُؤْمِنُوا ۚ فَالْحُكْمُ لِلَّـهِ الْعَلِيِّ الْكَبِيرِ‌ ﴿١٢﴾}
صدق الله العظيم [غافر].
{آنها می‌گویند: «پروردگارا! ما را دو بار میراندی و دو بار زنده کردی؛ اکنون به گناهان خود معترفیم؛ آیا راهی برای خارج شدن وجود دارد؟» (۱۱) این بخاطر آن است که وقتی خداوند به یگانگی خوانده می‌شد انکار می‌کردید، و اگر برای او همتایی می‌پنداشتند ایمان می‌آوردید؛ اکنون داوری مخصوص خداوند بلندمرتبه و بزرگ است (۱۲)}
نمی خواهم گفتار درباره دلایل رجعت و بازگشت اموات را طولانی کنم؛ دلایل و برهان های زیادی وجود دارد اما اگر در اين باره مجادله نماييد آنها را در پايگاه ارائه خواهم کرد و مجادله کنندگان را به سکوت خواهم کشاند.فعلا خطاب به مسلمانان می گویم: ای جماعت مسلمانان؛ از مسیح دجال برحذر باشید؛ او از رجعت سوءاستفاده کرده و می گوید امروز؛همان روز جاودانگی است و این اوست که مردگان را برمی انگیزد.اما او دروغگوی بی شرمی است که می خواهد از برانگیخته شدن اول سوءاستفاده کند و بگوید این همان روز جاودانگی است و آتش و بهشت در دست من است!اما آتش؛ همان آتشی است که هر یک از شما می تواند آن را برافروزد و بهشت؛ همان باغی است که در باطن زمین ؛ یعنی در زمین مفروشه و زیر زمین شما قرار دارد . این باغ بهشت همان جنتی است که مسیح دجال پدر شما آدم را از آن بیرون راند؛ مراقب باشید که شما را نیز مانند پدرتان گرفتار فتنه نکند.
ممکن است کسی سخن مرا قطع کرده و بگوید:"خیر؛ آدم خلیفه خداوند در جنت المأوی و نزد سدرة المنتهی بود".در پاسخ به او می گوییم: آدم خلیفه خداوند در زمین بود نه در جنت المأویدر کنار سدرة المنتهی.خداوند تعالی می فرماید:

{وَإِذْ قَالَ ربّك لِلْمَلاَئِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَة قَالُوا أَتَجْعَلُ فِيهَا مَنْ يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ}
 [البقرة:30].
{هنگامی که پروردگارت به فرشتگان گفت: «من در روی زمین، خلیفه ای قرار خواهم داد.» فرشتگان گفتند: «پروردگارا!» آیا کسی را در آن قرار می‌دهی که فساد و خونریزی کند؟! ما تسبیح و حمد تو را بجا می‌آوریم، و تو را تقدیس می‌کنیم.» پروردگار فرمود: «من حقایقی را می‌دانم که شما نمی‌دانید.»}
و خداوند تعالی می فرماید:
{وَإِذْ قَالَ ربّك لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرًا مِّن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ ﴿٢٨﴾ فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ ﴿٢٩﴾ فَسَجَدَ الْمَلَائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ ﴿٣٠﴾ إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَىٰ أَن يَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ ﴿٣١﴾ قالَ يَا إِبْلِيسُ مَا لَكَ أَلَّا تَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ ﴿٣٢﴾ قَالَ لَمْ أَكُن لِّأَسْجُدَ لِبَشَرٍ خَلَقْتَهُ مِن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ ﴿٣٣﴾ قَالَ فَاخْرُجْ مِنْهَا فَإِنَّكَ رَجِيمٌ ﴿٣٤﴾ وَإِنَّ عَلَيْكَ اللَّعْنَةَ إِلَىٰ يَوْمِ الدِّينِ ﴿٣٥﴾ قَالَ رَبِّ فَأَنظِرْنِي إِلَىٰ يَوْمِ يُبْعَثُونَ ﴿٣٦﴾ قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِينَ ﴿٣٧﴾ إِلَىٰ يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ ﴿٣٨﴾ قَالَ رَبِّ بِمَا أَغْوَيْتَنِي لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَلَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ ﴿٣٩﴾ إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ ﴿٤٠﴾ قَالَ هَـٰذَا صِرَاطٌ عَلَيَّ مُسْتَقِيمٌ ﴿٤١﴾ إِنَّ عِبَادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَانٌ إِلَّا مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغَاوِينَ ﴿٤٢﴾ وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِينَ ﴿٤٣﴾ لَهَا سَبْعَةُ أَبْوَابٍ لِّكُلِّ بَابٍ مِّنْهُمْ جُزْءٌ مَّقْسُومٌ ﴿٤٤﴾} [الحجر].
{ ما آدمى را از گل خشك، از لجن بويناك آفريديم. (۲۶) و جن را پیش از آن، از آتش گرم و سوزان خلق کردیم! (۲۷) و هنگامی که پروردگارت به فرشتگان گفت: «من بشری را از گل خشکیده‌ای که از گل بدبویی گرفته شده، می‌آفرینم. (۲۸) هنگامی که کار آن را به پایان رساندم، و در او از روح خود دمیدم، همگی برای او سجده کنید!» (۲۹) همه فرشتگان، بی استثنا، سجده کردند... (۳۰) جز ابلیس، که ابا کرد از اینکه با سجده‌کنندگان باشد. (۳۱)گفت: اى ابليس، چرا تو از سجده‌كنندگان نبودى؟ (۳۲) گفت: من براى بشرى كه از گل خشك، از لجن بويناك آفريده‌اى سجده نمى‌كنم. (۳۳) گفت: از آنجا بيرون شو كه مطرود هستى. (۳۴) تا روز قيامت بر تو لعنت است. (۳۵) گفت: اى پروردگار من، مرا تا روزى كه دوباره زنده مى‌شوند مهلت ده. (۳۶) گفت: تو در شمار مهلت‌يافتگانى. (۳۷) تا آن روزى كه وقتش معلوم است. (۳۸) گفت: اى پروردگار من، چون مرا گمراه كردى، در روى زمين بديها را در نظرشان بيارايم و همگان را گمراه كنم، (۳۹) مگر آنها كه بندگان با اخلاص تو باشند. (۴۰) گفت: راه اخلاص راه راستى است كه به من مى‌رسد. (۴۱) تو را بر بندگان من تسلطى نيست، مگر بر آن گمراهانى كه تو را پيروى كنند. (۴۲) و جهنم ميعادگاه همه است. (۴۳) هفت در دارد و براى هر در گروهى از آنان معين شده‌اند. (۴۴)}
اما خداوند به شیطان رجیم مهلت داد و او را اخراج نکرد.خداوند تعالی می فرماید:
{فَقُلْنَا يَا آدَمُ إِنَّ هَـٰذَا عَدُوٌّ لَّكَ وَلِزَوْجِكَ فَلَا يُخْرِجَنَّكُمَا مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقَىٰ}
صدق الله العظيم [طه:١١٧].
{پس گفتیم: «ای آدم! این (ابلیس) دشمن تو و همسر توست! مبادا شما را از بهشت بیرون کند؛ که به زحمت و رنج خواهی افتاد!}
اگر خداوند به ابلیس فرصت نداده و او را بیرون کرده بود؛ چگونه شیطان توانست با آدم و حواء صحبت کند؟خداوند تعالی می فرماید:
{وقَالَ مَا نَهَاكُمَا رَبُّكُمَا عَنْ هَـٰذِهِ الشَّجَرَةِ إِلَّا أَن تَكُونَا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونَا مِنَ الْخَالِدِينَ}
[الأعراف:٢٠].
{گفت: «پروردگارتان شما را از این درخت نهی نکرده مگر بخاطر اینکه فرشته خواهید شد، یا جاودانه خواهید ماند!»}
ممکن است کسی از شما با من مجادله کند و بگوید که خداوند تعالی فرموده است:
{وَقُلْنَا اهْبِطُواْ بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَلَكُمْ فِي الأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَى حِينٍ}
 
 صدق الله العظيم [البقرة:36].
{«همگی (به زمین) فرود آیید! در حالی که بعضی دشمن دیگری خواهید بود. و برای شما در زمین، تا مدت معینی قرارگاه و وسیله بهره برداری خواهد بود.}
در جواب می گوییم: این هبوط از نعمت به شقاوت و سختی بوده است.
 گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
{فَقُلْنَا يَا آدَمُ إِنَّ هَـٰذَا عَدُوٌّ لَّكَ وَلِزَوْجِكَ فَلَا يُخْرِجَنَّكُمَا مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقَىٰ} 
 صدق الله العظيم [طه:١١٧].
{پس گفتیم: «ای آدم! این (ابلیس) دشمن تو و همسر توست! مبادا شما را از بهشت بیرون کند؛ که به زحمت و رنج خواهی افتاد!}
و شما را از آن به جایی راند که فعلا در آن ساکنید؛ پس مراقب مسیح دجال که پدرتان را از جنت بیرون راند باشید.خدایا شاهد باش که من ابلاغ کردم و خبر را به آنها رساندم.ابن عمر می بینم که بعد از خواندن این بیان دهشت کرده ای؛ مهم نیست.این بیان حاوی فتاوی بسیار مهم عقیدتی است و برای به شکست کشاندن مكر شیاطین جن و انس و نجات امتی از فتنه مسیح دجال آورده شده است که مسلمانند.
وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..
أخو أحباب الله وأوليائه الإمام ناصر محمد اليماني..